پژوهش هنر
اینجا با مکاتب هنری، مکاتبادبی، وهنرهای زیبا نظرات بزرگان و فیلسوفان در باب هنر آشنا خواهید شد. ارسال مقالات ونقدهای هنری: @artsearch1
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram پژوهش هنر
El canal پژوهش هنر (@artsearching) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 15 579 suscriptores, ocupando la posición 2 167 en la categoría Arte y diseño y el puesto 21 067 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 15 579 suscriptores.
Según los últimos datos del 24 septiembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -87, y en las últimas 24 horas de -1, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 11.70%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 3.92% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 823 visualizaciones. En el primer día suele acumular 611 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 6.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como هنر, نمایشگاه, سنت, پژوهشکده, نشست.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“اینجا با مکاتب هنری، مکاتبادبی، وهنرهای زیبا
نظرات بزرگان و فیلسوفان در باب هنر آشنا خواهید شد.
ارسال مقالات ونقدهای هنری:
@artsearch1”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 25 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Arte y diseño.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 25 septiembre | 0 | |||
| 24 septiembre | +1 | |||
| 23 septiembre | +1 | |||
| 22 septiembre | 0 | |||
| 21 septiembre | 0 | |||
| 20 septiembre | 0 | |||
| 19 septiembre | +2 | |||
| 18 septiembre | +2 | |||
| 17 septiembre | +1 | |||
| 16 septiembre | 0 | |||
| 15 septiembre | +2 | |||
| 14 septiembre | 0 | |||
| 13 septiembre | 0 | |||
| 12 septiembre | +2 | |||
| 11 septiembre | 0 | |||
| 10 septiembre | 0 | |||
| 09 septiembre | 0 | |||
| 08 septiembre | +2 | |||
| 07 septiembre | +2 | |||
| 06 septiembre | 0 | |||
| 05 septiembre | 0 | |||
| 04 septiembre | +5 | |||
| 03 septiembre | +2 | |||
| 02 septiembre | 0 | |||
| 01 septiembre | 0 |
| 2 | به عقب برگردیم. در یونان باستان گل رز به نماد «آفرودیت»، الهه عشق، بود. برای رومیان نیز گل رز، گلِ «ونوس» (معادل رومی آفرودیت) محسوب میشد و نمادی از بهار، عشق، زیبایی و دلربایی، و در عین حال، نشانگر ماهیت زودگذر و ناپایدارِ هستی بود. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد این گل هم در کشتزارهای وسیع و هم بهطور گسترده در باغهای خصوصی پرورش داده میشده است. یک نقاشی دیواری (فرسکو) متعلق به خانهای در شهر پمپئی، گونهای پرگلبرگ از *Rosa gallica* (رز گالیکا) را در فضایی باغمانند و با سبکی بسیار واقعگرایانه به تصویر کشیده است (قرن اول پیش از میلاد). | 971 |
| 3 | کندلر (۲۰۰۶) در مقالهای ادعا میکند که نقشمایهٔ صلیب-رز را می توان نوعی آپوتروپایون (Apotropian) یا نماد محافظت و دفع کننده بلا و شر دانست. و شاهد مثال او نقش موزاییک کف یک خانه به جا مانده در شهر پرگاموم است.
این محقق اشاره دارد که اگر گل سرخ را به عنوان والاترین جلوه گل بشناسیم ریشه در ایران دارد و از ایران به هند و از طریق خاورمیانه به اروپا راه یافته است. | 937 |
| 4 | گل سرخ در ابتدای مسیحیت به عنوان نماد ، به صورت تلفیقی از نقش مایه گل سرخ و صلیب به ویژه در حوزه مدیترانه به کار رفت. در دوره امپراتوری بیزانس در برخی از کلیساهای اولیه هم عنصری تزیینی و هم نمادین بود. نقش مایه cross-roses به ویژه در طرحهایی که در آنها گل سرخ به شکلی متقارن توسط صلیب به چهار بخش تقسیم شده، در موزاییکها و سطوح و سقف بناهای دوره امپراتوری روم به کار می رفت. با رشد مسیحیت گل رز به تدریج به عنوان نماد مسیح و بعدها با مریم مقدس پیوند یافت و مسیحیان تا قرن پنجم میلادی این نوع از نماد را به کار میبردند.
تلفیق گل سرخ- به عنوان نمادی از میلاد مسیح-با صلیب- که نماد مرگ اوست- و آمیزش و تلفیق زیبایی و تقارن ممکن است دلیل اصلی پذیرش و رواج این نقش باشد. | 947 |
| 5 | در نقاشی هلندی گل زنبق جایگزین گل سوسن در نقاشیهای مربوط به حضرت مریم می شود و در قرن ۱۶ و با رشد علوم تجربی و مطالعه علمی گیاهان، تصویر گل به صورت مستقل به عنوان یک اثر هنری عرضه میگردد.
این اثر از محمد زمان با عنوان « شاخه گل زنبق» با امضای «هو، یا صاحب الزمان»
به سال ۱۰۷۴ ه.ق
@artsearching | 1 549 |
| 6 | گل دیگری که برای باز نمایی شکوه و زیبایی و پیروزی برگناه در کنار مریم مقدس در نقاشی ها نقش میشود، گل رز یا گل سرخ یا گل صد برگ است. | 1 234 |
| 7 | جزییات سوسنها را در این اثر ویلیام آدولف بوگرو ببینید.
مسیح کودک دستهایش را گشوده است و مریم در متانتی قدسی بر کرسی عقل تکیه داده. | 1 165 |
| 8 | Ecce Ancilla Domini!
به معنای «Behold the handmaiden of the Lord» از انجیل لوقا، فصل ۱، آیه ۳۸ در عهد جدید کتاب مقدس است.این جمله پاسخ مریم باکره به فرشته جبرئیل است، هنگامی که به او بشارت داده شد که عیسی را به دنیا خواهد آورد. مریم در این آیه تسلیم کامل خود را در برابر اراده خدا اعلام میکند. | 1 102 |
| 9 | از انجیل لوقا نمیتوان چیزی درباره موقعیت فیزیکی بشارت و دیدار فرشته با مریم فهمید جز این سخن که لوقا میگوید:
«فرشته وارد شد و به او گفت: شادمان باش» | 1 081 |
| 10 | گل سوسن در هنر مسیحی نماد پاکدامنی مریم است.
بشارت ( Annunciation) لحظهای است که به مریم گفته شد که تو پسر خدا را به دنیا خواهی آورد.
این واقعه به صورت مستمر در هنر مسیحی بازنمایی شده است. فرشته ای در حالی که یکی از دستان خود را در حال سخن گفتن بالا برده با مریم دیدار میکند. این فرشته مرد - اگر چه فرشتگان از نظر الهیاتی جنسیت ندارند ولی معمولا به صورت مردی جوان، بازنمایی میشوند- در دستش چوبدستی دارد که بعد از قرون وسطی به صورت گل سوسن تغییر شکل داده میشود.
گاهی به جای آنکه شاخه گل سوسن در دست فرشته باشد، چند شاخه گل در کنار مریم یا در گلدانی نشان داده شده است.
نام این اثر
Ecce Ancilla Domini!
است که توسط نقاش انگلیسی دانته گابریل روستی کشیده شده است.
@artsearching | 1 202 |
| 11 | بسیار ساده؛ بازیگرها و کارگردانها
چگونه اجرا کردن جهان پیرامون
◾️ دورهای کاربردی برای بالابردن قدرت شناخت، توانایی و عملکرد فردی و گروهی در کار بازیگرها و کارگردانها
۹۰ ساعت کارگاه (۳۰ جلسه ۳ ساعته)
۱۵ هفته در طول ۵ ماه
با حضور:
مونا احمدی
یوسف باپیری
آرمین جوان
اشکان خیلنژاد
سیاوش قائدی
و فرهاد مهندسپور
...
◾️این دوره برای علاقمندان به بازیگری
(رده سنی ۱۵ تا ۲۷ سال) و علاقمندان به کارگردانی طراحی شده است.
◾️سرفصلها و طرح درسهای این دوره توسط "فرهاد مهندسپور" طراحی شده است.
◾️نتایج به دست آمده از این دوره در قالب رپرتواری از پروژههای پایانی آن در اسفندماه ۱۴۰۵ ارائه میشود.
◾️برای دیدن اهداف، روند پیشروی و طرح درسهای کارگاه صفحات این پست را ورق بزنید.
...
دبسطان تئاتر دِگره/بازیگری و کارگردانی/پاییز و زمستان ۱۴۰۵
...
برای آگاهی بیشتر در مورد این دوره به شماره ۰۹۳۳۵۰۳۷۷۳۰ (در تلگرام یا واتساَپ) پیام دهید.
آیدی شماره بالا در تلگرام:
@khoonehkaredegareh
.
طراح گرافیک: علیرضا غفوری
.
دریافت فایل شرح کارگاه:
https://t.me/khonehkaredegareh/987 | 665 |
| 12 | یک جا خواندم که بادام در سنت مسیحی نقاشی نماد بکارت مریم مقدس بوده است. در جستجویم به این نقاشی مغولی-هندی برخوردم. اثری از کتاب بابرنامه که در دوره اکبرشاه نگارگری شده است. متن فارسی است.
نام اثر در موزه بریتانیا این گونه ثبت شده است.
«برداشت محصول بادام در قند بادام»
اثر بهاوانی، از نسخهٔ Or. 3714 کتابخانه بریتانیا.
قند بادام نیز جایی در خجند است که بادامهای آن بسیار ممتاز بوده است. | 2 323 |
| 13 | مدخل و توضیح بسیار خوبی است درخصوص خلق و کشف و بسط آن در هنر و فلسفه هنر. ادامه مطلب را نیز میتوانید در کانال مدرسه بخوانید. | 2 355 |
| 14 | جراحی مفاهیم «خلق [=Schöpfung]» و «کشف [=Entdeckung] در ایدئالیسم آلمانی، نیچه و هوسرل
علینجات غلامی
نقطهی صفر در معماریِ فلسفهی معاصر و گرهگاهِ بنیادینِ تقابل میان پدیدارشناسی و سنتِ نیچهای، بر روی یک دوگانهی به ظاهر ساده اما به شدت لغزنده بنا شده است: دوگانهی «کشف» [=Entdeckung] در برابرِ «خلق» [=Schöpfung]. در یک نگاهِ کلاننگر، تاریخِ اندیشهی پساکانتی را میتوان میدانِ نبردِ این دو نیرو دانست؛ نیرویی که سوژه را یابندهی حقیقت میداند و نیرویی که سوژه را آفرینندهی آن.
با این حال، تقلیلِ این تقابل به یک دعوایِ سطحی، ما را از درکِ دینامیسمِ درونیِ عقل بازمیدارد. هر دویِ این واژگان — چه کشف و چه خلق — نیازمندِ یک جراحیِ زیربینانه و کالبدشکافیِ دقیق در کارگاهِ مفاهیمِ فلسفهی آلمانی هستند. تا زمانی که آناتومیِ این مفاهیم را نشکافیم، نه میتوانیم به درکِ درستی از رادیکالیسمِ پدیدارشناسیِ متقدم برسیم و نه میتوانیم پیچیدگیِ عظیمِ «تقویم»[=Konstitution] در هوسرلِ استعلایی را فهم کنیم.
برای آغازِ این جراحی، ابتدا باید واژهی متعارفِ «خلق» (Creation / Schöpfung) را در سنتِ آلمانی کالبدشکافی کنیم. واژهی Schöpfung در تبارِ تاریخیِ خود، باری عمیقاً الهیاتی دارد و به معنای «خلق از عدم» (Creatio ex nihilo) است. اما با ورود به عصرِ مدرن و به ویژه در ایدئالیسمِ آلمانی، این واژه سکولار شده و به درونِ سوژهی استعلایی منتقل میشود.
ایدئالیستهای آلمانی برای فرار از بارِ الهیاتیِ این واژه و برای توضیحِ اینکه ذهن چگونه واقعیت را میسازد، دست به ابداعِ مفاهیمِ جدیدی زدند که هر یک سطحِ متفاوتی از مداخلهی سوژه در ابژه را نشان میداد. یوهان گوتلیب فیشته، مفهومِ Setzen (وضع کردن) را به میان آورد. در سیستمِ فیشته، «منِ مطلق» واقعیت را از ماده خلق نمیکند، بلکه آن را به عنوانِ یک ضرورتِ منطقی-هستیشناختی وضع و تأسیس میکند.
پیش از او کانت و پس از او هگل از واژهی Erzeugen (تولید کردن / زایش) بهره بردند. در اینجا قوایِ شناختی یا خودِ «مفهوم» [=Begriff]، واقعیتِ خود را از درون بسط داده و تولید میکنند. در تمامِ این سنتِ ایدئالیستی، عملِ «خلق» یک عملِ غایتمند [=Teleological]، لوگوسمحور و در راستایِ خودآگاهیِ روح [=Geist] است. خلق، بیداریِ عقل در برابرِ خویشتن است.
اما زلزلهی مفهومیِ عظیم با فردریش نیچه رخ میدهد. نیچه کلِ این عمارتِ عقلانی را ویران میکند و مفهومِ خلق را از انحصارِ لوگوس خارج کرده و به ارادهی معطوف به قدرت (مبتنی بر غرایز و حیات) میسپارد. در معماریِ فکریِ نیچه، هستی یک کُلِ عقلانیِ از پیش وضعشده نیست، بلکه یک «آشوب» [=Chaos] و مغاکِ بیمعنایِ صیرورت است.
از این رو، نیچه برای توضیحِ عملِ سوژه (ابرانسان)، از واژهی Prägen (مُهر زدن / ضرب کردن / جعل کردن – به انگلیسی: Forging) استفاده میکند. او صراحتاً مینویسد: «مُهرِ هستی بر صیرورت زدن، این است والاترین ارادهی معطوف به قدرت». خلق در اینجا، تحمیلِ استبدادی و خشنِ یک فرم بر بیفرمیِ جهان است.
در کنارِ آن، نیچه از واژهی Erdichten (خیالبافی کردن / برساختنِ جعلی) پرده برمیدارد. برای نیچه، تمامِ مفاهیمِ متافیزیکی و حقایقِ علمی، برساختههای توهمی و استعارههایی هستند که ما آنها را «ابداع» کردهایم تا حیات را بر روی این مغاکِ بیمعنا ممکن سازیم. در اینجا، خلق مساوی است با جعل؛ نقاب زدن بر رویِ هیچ.
دقیقاً در واکنش به همین ارادهگراییِ رادیکال و نیهیلیسمِ مستتر در دلِ جعلِ نیچهای بود که پدیدارشناسیِ متقدم در دقایقِ آغازینِ خود، شمشیرِ «کشف» را از نیام برکشید. شعارِ هوسرلِ متقدم، «به سوی خودِ چیزها!» (Zu den Sachen selbst)، در مکاتبِ مونیخ و گوتینگن (با متفکرانی چون آدولف رایناخ، الکساندر فاندر و ماکس شلر) به یک آنتیتزِ تمامعیار علیه نیچه تبدیل شد.
در پدیدارشناسیِ رئالیستی، دفاع از مفهومِ «کشف» [=Entdeckung] و «شهود» [=Anschauung]، دفاع از ابژکتیویته در برابرِ فورانِ بیبنیادِ اراده بود. آنها استدلال میکردند که قلمروِ ماهیات (ضرورتهای منطقی، حقوقی و ارزشی) یک قلمروِ عینی است. ذهنِ انسان این ماهیات را جعل [=Prägen] نمیکند، بلکه آنها را مییابد.
شفافترین رویارویی را ماکس شلر رقم زد. او در نقدِ رادیکالِ خود بر نیچه نشان داد که ارزشها برساخته و جعلِ اراده نیستند، بلکه یک نظامِ سلسلهمراتبیِ عینیِ ارزشها وجود دارد که سوژه آن را از طریقِ «احساسِ ارزشی» [=Wertfühlen] کشف میکند. در این مقطع، پدیدارشناسی با تکیه بر «کشفِ مطلق»، تمامقد در برابرِ «جعلِ مطلقِ» نیچهای ایستاد تا فونداسیونِ عقل را نجات دهد. | 2 246 |
| 15 | مستند داستانی «کوچه پاییز». نویسنده، تدوینگر و کارگردان: خسرو سینایی. فیلمبردار: علی لقمانی. ٨٩ دقیقه، ۱۳۷۶. با حضور: ژازه تباتبایی، خسرو سینایی، گیزلا وارگا، مهدی احمدی، محمدابراهیم جعفری، محمدعلی کشاورز، علیاکبر صادقی، جواد مجابی و...
داستان تأسیس «گالری هنر جدید» توسط ژازه تباتبایی، نقاش و مجسمهساز، شاعر و نمایشنامهنویس. این فیلم توسط مهدی احمدی روایت میشود که پیش از بازیگری، ابتدا نقاش بوده است. | 1 669 |
| 16 | مصاحبه با جواد مجابی درباره آثارٔ #بهمن_محصص
کانال #پژوهش_هنر
@artsearching | 1 388 |
| 17 | مجموعه چند جلدی
خوشنویسی نگارگری معماری دیگرهنرها
در این مجموعه با رویکردی انتقادی ـ تحلیلی، تاریخ هنرهای ایرانی ـ اسلامی را از منظر تاریخنگاری بازخوانی میکنیم.
این مجموعه، روایتهای تاریخی را درباره هنر و هنرمندان به نقد میکشد و نسبت میان هنر، تاریخ، قدرت، سیاست و جامعه را بررسی میکند؛ از شیوه روایت مورخان و اعتبار منابع تاریخی تا جایگاه اجتماعی ، سیاسی هنرمندان، مهاجرت، روابط استاد و شاگردی و جریانهای شکلگیری هنر در دورههای مختلف.
«از بوی خون و گل» تلاشی است برای خواندن تاریخ هنر، فراتر از روایتهای معمول؛
با نگاهی به آنچه در میان سطرهای متون تاریخی درباره هنر و هنرمندان پنهان مانده است.
با نظارت علمی و سرویراستاری دکتر شهاب شهیدانی
عضو هیأت علمی دانشگاه هنر اصفهان | 1 781 |
| 18 | فراخوان مقاله
تاریخنگاریِ خوشنویسی و هنرهای کتابآرایی در جهان فارسیزبان
تاریخ خوشنویسی ایران چگونه نوشته شده؟ چه کسانی کانون را ساختهاند و چه سنتهایی به حاشیه رفتهاند؟ چه صداها و نامهایی چشمها و گوشها را پر کردهاند و کدامها در تاریخ پنهان و ساکت ماندهاند، و چرا؟ چه شرایط اجتماعی و سیاسی و چه فناوریهایی چه شکلی از ثبت تاریخ را ممکن ساختهاند و تاثیرات آتی آنها چه بوده است؟
این مجموعۀ علمی ـ پژوهشی نه به خودِ تاریخ خوشنویسی، بلکه به تاریخِ تاریخ آن میپردازد.
از تذکرهها و دیباچههای مرقّعات تا ورود عکاسی، موزه و گالری و پژوهشهای دوره مدرن.
ویراستاران: حمیدرضا قلیچخانی · عبدالرضا حسینی
متن کامل فراخوان در فایل پیوست آمده است.
⏰ مهلت ارسال چکیده: ۱۵ مهر ۱۴۰۵
📩
abdr.hosseini@gmail.com
cc: hr.ghelichkhani@gmail.com | 2 153 |
| 19 | تاریخ فلسفه با دکتر آرتور هولمز:
📢جلسهٔ پانزدهم: فلسفهی اپیکور
تماشا در آپارات:
📽 aparat.com/v/hrec623
💭 درس چهاردهم:
★ t.me/AtLeastLiterature/1031
📣 حداقلْ کلانشهر
🔗 @AtLeastLiterature | 1 834 |
| 20 | 1787 Don Giovanni - Overture.mp3 | 2 144 |
