1 505
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
+3730 días
Archivo de publicaciones
1 505
طفل میگرید مگر میداند این دنیا کجاست؟
عمر چون با هایهای آمد به هقهق بگذرد
✍ #فاضل_نظری
@adabsara
1 505
ای بنازم حکمت مستی که پندم داد و گفت
از بدی بدتر ،فقط بیهوده خوبی کردن است ...
✍ #احمد_جم
@adabsara
1 505
من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم
چه کنم نمیتوانم که نظر نگاه دارم
ستم از کسیست بر من که ضرورت است بردن
نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم
✍ #سعدی
@adabsara
1 505
خدا در حین تقسیم مصیبت هایمان میگفت
هر آنکس عشق را برداشت رنجی بیشتر برده
من آن روزی که دستت تیغ دیدم با خودم گفتم
بترس از آنکه جنگل رفت و همراهش تبر برده
✍ #هادی_معراجی
@adabsara
1 505
بگو چگونه بگویم که دوستت دارم؟
نخواه از سَرِ عشق تو، دست بردارم
خودت بگو به چه لحنی بخوانَمَت این بار
که بَر مَلا نشَوَد پیشِ جمع ، اَسرارم
عزیزِ جان ، نَفَسم ، خوبِ من ، بهانه ی شعر!
چقدر این کلمات ، عاشقند، دلدارم
!ببین که واژه کم آوَرده ام ، بخواب امّا
اگر به ذهن تو چیزی رسید ، بیدارم
✍ #مهرنوش_مستحقان_زاده
@adabsara
1 505
بغض خود را در گلوی خویش پنهان کرده ام
وای از آن دردی که با درد دگر از یاد رفت
با چه تفسیری گمان کردی جدایی ساده بود؟
عمر من در پای دل کندن ز تو بر باد رفت....
✍ #هادی_معراجی
@adabsara
1 505
چنان روح مرا تسخیر خود کردی که میدانم
تو از من کم شوی چیزی ز من برجا نمیماند
✍ #فاطمه_جامه_سرا
@adabsara
1 505
خندههایت لذت مهمانی یک حاکم است
اخمهایت خنجر فرمانروایی ظالم است
از همان روزی که مویت را نشانم دادهای
تار میبینم جهان را گر چه چشمم سالم است
مزهی سیب لبم را بار دیگر مزه کن
فرض کن شیطان از اعمال قدیمش نادم است
قلب خود را پیش تو جا میگذارم خوب من
بازگشت از راه رفته گهگداری لازم است
✍ #امیر_سهرابی
@adabsara
1 505
آمدم با غزلی ساده ولی تکراری
لطف داری تو اگر دل به دلم بسپاری
من همه درد خودم را به تو گفتم جانا
اینکه درمان بکنی یا نکنی؛ مختاری
✍ #محمدعلی_بهمنی
@adabsara
1 505
گاهی میان دیده و دل جنگ می شود !
گاهی غزل ، برای تو دلتنگ می شود
گاهی دو کوچه فاصله ی خانه های ماست
اما همین دو کوچه ، دو فرسنگ می شود
از اینکه عاشقانه تو را می پرستم و ... ،
از اینکه ظالمانه ، ... دلت سنگ می شود ،
از اینکه باز هم دل من را ربوده ای ،
گاهی دلم برای "خودم" ... تنگ می شود
✍ #محمدعلی_بهمنی
@adabsara
1 505
تو گفتی: « من به غیر از دیگرانَم
چُنیـنـم در وفـاداری ، چنـانَـم »
تـو غیر از دیگران بودی که امروز
نَه میدانی، نَه میپُرسی نشانَم...!
✍ #فریدون_مشیری
@adabsara
1 505
دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم به راهی
ای عشق تو را دارم و دارای جهانم
همواره تویی هر چه تو گویی و تو خواهی
✍ #فریدون_مشیری
@adabsara
1 505
هرکه را دور کنی دُور و برت میآید
از محبت چه بلاها به سرت میآید
تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند
تا کمی دور شوی هی خبرت میآید
✍ #محمدعلی_بهمنی
@adabsara
1 505
من از “اِلّا جمیلا” یی که زینب گفت دانستم
به غیر از پرچمت هر جا نظر کردم ضرر کردم
منم آن تاجرِ یوسف فروشی که نفهمیدم
در این بازار سودی هم اگر کردم ضرر کردم
مرا جز بی قراری در هوای تو ، قراری نیست
بجز خاک تو هر خاکی به سر کردم ، ضرر کردم
نکیر و منکر از من هر چه پرسیدند یادم رفت
بجز نام تو هر نامی ز بر کردم ضرر کردم
✍ #عمران_بهروج
@adabsara
1 505
خوش آنکه بسر رسیده باشی
من مرده، تو آرمیده باشی
دانی که چه دیده ام شب هجر
گر روز فراق دیده باشی!
از جامِ رقیب مِی ننوشی
گر خونِ دلم چشیده باشی…
ظلم است که، از قفس برانیش
مرغی که پرش بریده باشی
✍ #آذر_بیگدلی
@adabsara
1 505
سیگارهای بهمنش را دوست دارم
عطرِ بد پیراهنش را دوست دارم
گفتند: «دیوانه! ندیدی زن گرفته؟»
دیوانهام، حتّی زنش را دوست دارم
✍ #نفیسه_بالی
@adabsara
1 505
برس، مراسم تدفین پنجم صفر است
کفن نمودن دختر به گردن پدر است
پدر رسیده ولی با تنی ز رنج نحیف
به جایِ بوسه، نصیبش فقط غمِ سفر است..
@adabsara
1 505
من یکبار مرگ را تجربه کرده ام
یک نفر شبیه تو
دست یک نفر که شبیه من نبود را گرفته بود
باران هم می آمد....
✍ #دلنوشته
@adabsara
