ch
Feedback
ادب سرا (شعر)

ادب سرا (شعر)

前往频道在 Telegram
1 505
订阅者
无数据24 小时
无数据7
+3730
帖子存档
طفل می‌گرید مگر می‌داند این دنیا کجاست؟ عمر چون با های‌های آمد به هق‌هق بگذرد ✍ #فاضل_نظری @adabsara

ای بنازم حکمت مستی که پندم داد و گفت از بدی بدتر ،فقط بیهوده خوبی کردن است ... ✍ #احمد_جم @adabsara

من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم ستم از کسیست بر من که ضرورت است بردن نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم ✍ #سعدی @adabsara

خدا در حین تقسیم مصیبت هایمان میگفت هر آنکس عشق را برداشت رنجی بیشتر برده من آن روزی که دستت تیغ دیدم با خودم گفتم بترس از آنکه جنگل رفت و همراهش تبر برده ✍ #هادی_معراجی @adabsara

بگو چگونه بگویم که دوستت دارم؟ نخواه از سَرِ عشق تو، دست بردارم خودت بگو به چه لحنی بخوانَمَت این بار که بَر مَلا نشَوَد پیشِ جمع ، اَسرارم عزیزِ جان ، نَفَسم ، خوبِ من ، بهانه ی شعر! چقدر این کلمات ، عاشقند، دلدارم !ببین که واژه کم آوَرده ام ، بخواب امّا اگر به ذهن تو چیزی رسید ، بیدارم ✍ #مهرنوش_مستحقان_زاده @adabsara

بغض خود را در گلوی خویش پنهان کرده ام وای از آن دردی که با درد دگر از یاد رفت با چه تفسیری گمان کردی جدایی ساده بود؟ عمر من در پای دل کندن ز تو بر باد رفت.... ✍ #هادی_معراجی @adabsara

روزی اگر از دست رود حافظه ی من کافیست فقط خاطره ای از تو بگویند... ✍ #هادی_معراجی @adabsara

چنان روح مرا تسخیر خود کردی که می‌دانم تو از من کم شوی چیزی ز من برجا نمی‌ماند ✍ #فاطمه_جامه_سرا @adabsara

ای کاش که دکتر بشناسد مرضم را یه "تو" وسط این همه دارو بنویسد @adabsara

خنده‌هایت لذت مهمانی یک حاکم است اخم‌هایت خنجر فرمانروایی ظالم است از همان روزی که مویت را نشانم داده‌ای تار می‌بینم جهان را گر چه چشمم سالم است مزه‌ی سیب لبم را بار دیگر مزه کن فرض کن شیطان از اعمال قدیمش نادم است قلب خود را پیش تو جا می‌گذارم خوب من بازگشت از راه رفته گهگداری لازم است ✍ #امیر_سهرابی @adabsara

آمدم با غزلی ساده ولی تکراری لطف داری تو اگر دل به دلم بسپاری من همه درد خودم را به تو گفتم جانا اینکه درمان بکنی یا نکنی؛ مختاری ✍ #محمدعلی_بهمنی @adabsara

گاهی میان دیده و دل جنگ می شود ! گاهی غزل ، برای تو دلتنگ می شود گاهی دو کوچه فاصله ی خانه های ماست اما همین دو کوچه ، دو فرسنگ می شود از اینکه عاشقانه تو را می پرستم و ... ، از اینکه ظالمانه ، ... دلت سنگ می شود ، از اینکه باز هم دل من را ربوده ای ، گاهی دلم برای "خودم" ... تنگ می شود ✍ #محمدعلی_بهمنی @adabsara

تو گفتی: « من به غیر از دیگرانَم چُنیـنـم در وفـاداری ، چنـانَـم »   تـو غیر از دیگران بودی که امروز  نَه می‌دانی، نَه می‌پُرسی نشانَم...! ✍ #فریدون_مشیری @adabsara

دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست من سرخوشم از لذت این چشم به راهی ای عشق تو را دارم و دارای جهانم همواره تویی هر چه تو گویی و تو خواهی ✍ #فریدون_مشیری @adabsara

هرکه را دور کنی دُور و برت می‌آید از محبت چه بلاها به سرت می‌‌آید تا که در دسترسی از تو همه بی خبرند تا کمی دور شوی هی خبرت می‌آید ✍ #محمدعلی_بهمنی @adabsara

من از “اِلّا جمیلا” یی که زینب گفت دانستم به غیر از پرچمت هر جا نظر کردم ضرر کردم منم آن تاجرِ یوسف فروشی که نفهمیدم در این بازار سودی هم اگر کردم ضرر کردم مرا جز بی قراری در هوای تو ، قراری نیست بجز خاک تو هر خاکی به سر کردم ، ضرر کردم نکیر و منکر از من هر چه پرسیدند یادم رفت بجز نام تو هر نامی ز بر کردم ضرر کردم ✍ #عمران_بهروج @adabsara

خوش آنکه بسر رسیده باشی من مرده، تو آرمیده باشی دانی که چه دیده ام شب هجر گر روز فراق دیده باشی! از جامِ رقیب مِی ننوشی گر خونِ دلم چشیده باشی… ظلم است که، از قفس برانیش مرغی که پرش بریده باشی ✍ #آذر_بیگدلی @adabsara

سیگارهای بهمنش را دوست دارم عطرِ بد پیراهنش را دوست دارم گفتند: «دیوانه! ندیدی زن گرفته؟» دیوانه‌ام، حتّی زنش را دوست دارم ✍ #نفیسه_بالی @adabsara

‌‌برس، مراسم تدفین پنجم صفر است کفن نمودن دختر به گردن پدر است پدر رسیده ولی با تنی ز رنج نحیف به جایِ بوسه، نصیبش فقط غمِ سفر است.. @adabsara

من یکبار مرگ را تجربه کرده ام یک نفر شبیه تو دست یک نفر که شبیه من نبود را گرفته بود باران هم می آمد.... ✍ #دلنوشته @adabsara