1 570
Suscriptores
+224 horas
+27 días
+2730 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+47
en 0 canales
agosto '26
+82
en 0 canales
Get PRO
julio '26
+84
en 0 canales
Get PRO
junio '26
+89
en 1 canales
Get PRO
mayo '26
+38
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+31
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+18
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+205
en 1 canales
Get PRO
enero '26
+79
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+159
en 0 canales
Get PRO
noviembre '25
+165
en 0 canales
Get PRO
octubre '25
+136
en 1 canales
Get PRO
septiembre '25
+109
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+121
en 0 canales
Get PRO
julio '25
+78
en 0 canales
Get PRO
junio '25
+52
en 0 canales
Get PRO
mayo '25
+79
en 0 canales
Get PRO
abril '25
+49
en 0 canales
Get PRO
marzo '25
+53
en 0 canales
Get PRO
febrero '25
+65
en 0 canales
Get PRO
enero '25
+84
en 0 canales
Get PRO
diciembre '24
+82
en 0 canales
Get PRO
noviembre '24
+67
en 0 canales
Get PRO
octubre '24
+46
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+220
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 23 septiembre | 0 | |||
| 22 septiembre | +2 | |||
| 21 septiembre | +3 | |||
| 20 septiembre | +1 | |||
| 19 septiembre | +3 | |||
| 18 septiembre | +1 | |||
| 17 septiembre | 0 | |||
| 16 septiembre | +1 | |||
| 15 septiembre | 0 | |||
| 14 septiembre | +3 | |||
| 13 septiembre | +4 | |||
| 12 septiembre | +2 | |||
| 11 septiembre | +3 | |||
| 10 septiembre | +3 | |||
| 09 septiembre | +1 | |||
| 08 septiembre | +1 | |||
| 07 septiembre | +4 | |||
| 06 septiembre | +3 | |||
| 05 septiembre | +1 | |||
| 04 septiembre | +1 | |||
| 03 septiembre | +4 | |||
| 02 septiembre | +1 | |||
| 01 septiembre | +5 |
Publicaciones del Canal
بايد تو را پنهان کنم در بين اشعارم
بايد کسي جز تو نفهمد دوستت دارم
باید شبیه نقشه ی دزدان دریایی
اسم تو را با رمز در صندوقچه بگذارم
@adabsara
بايد تو را پنهان کنم در بين اشعارم بايد کسي جز تو نفهمد دوستت دارم بايد شبيه نقشه ي دزدان دريايي اسم تو را با رمز در صندوقچه بگذارم لو مي دهم اسم تو را در دفتر شعرم بايد تو را مخفي کنم از چشم خودکارم بايد طبيعي تر بگويم : حال من خوب است شک کرده مادر به نگاه و لحن گفتارم شک کرده مادر مي کشد زير زبانم را حتماً فضولي کرده پيشش رنگ رخسارم لو مي دهم راز تو را وقتي که در جمعي بايد از انجام طوافت دست بردارم هر کس تو را ديده شده دردسري تازه بيرون که مي آيي يقين دارم گرفتارم بايد هميشه بهترين دردسرم باشي بايد شبيه غصه هايم دمپرم باشي بايد بميراني مرا در اوج بي رحمي هر روز اشغالم کني اسکندرم باشي من پادشاه هفت شهر عشق عطارم وقتي محبت مي کني تاج سرم باشي مي بارد امشب روي کاغذ اشک خودکارم بايد بخواني سر پناه دفترم باشي اقرا به اسم خالق چشمان زيبايت اصلا نخوان ! چشمک بزن پيغمبرم باشي
| 2 | نامه هايم چشمهايت را اذيت مي کند
درد دل کردن براي تو حضوري بهتر است
✍ #حامد_عسکری
@adabsara
عشق بعضي وقتها از درد دوري بهتر است
بي قرارم کرده و گفته صبوري بهتر است
توي قرآن خوانده ام... يعقوب يادم داده است:
دلبرت وقتي کنارت نيست کوري بهتر است
نامه هايم چشمهايت را اذيت مي کند
درد دل کردن براي تو حضوري بهتر است
چاي دم کن... خسته ام از تلخي نسکافه ها
چاي با عطر هل و گلهاي قوري بهتر است
من سرم بر شانه ات ؟..... يا تو سرت بر شانه ام؟.....
فکر کن خانم اگر باشم چه جوري بهتر است ....؟ | 203 |
| 3 | در رویاهایم تو از آن منی و در واقعیت تو رویای منی.....
✍ #نزار_قبانی
@adabsara | 204 |
| 4 | قطره ی اشکم ولی با اشتیاق افتاده ام
هیچ هستم هیچ، اما اتفاق افتاده ام
شادی و شادابی ام از دور تنها دیدنی ست
شاخه ی نیلوفرم، در باتلاق افتاده ام
✍ #سید_محمد_حسینی
@adabsara | 223 |
| 5 | از پیله بیرون آمدن گاهی رهایی نیست
در باغ هم پروانۀ غمگین گرفتار است
این کشور آن کشور ندارد، حسِ دلتنگی
دیوار با هر طرح و نقشی باز دیوار است...
✍ #محمدعلی_جوشایی
@adabsara | 220 |
| 6 | هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت
عمری که حرامِ تو شد ای عشق، حلالت!
پرسیدیام از عشق و جوابی نشنیدی
بشنو که سزاوارِ سکوت است سؤالت!
یکبار به اصرارِ تو عاشق شدم ای دل!
اینبار اگر اصرار کنی، وای به حالت...
✍ #فاضل_نظری
@adabsara | 211 |
| 7 | ای کاش که بیدار شوم باز تو باشی
بی آنکه نخی مو ز سرت کم شده باشد
✍ #سیده_اعظم_حسینی
@adabsara
سخت است وطن موکب ماتم شده باشد
عیدانه ما فرق کند غم شده باشد
سخت است که مجبور شوی صاف بگیری
قد و کمری را که زغم خم شده باشد
سخت است سر شب رمضان باشد
ناگاه
چون صبح شود ماه محرم شده باشد
از داغ جگر سوز تر آن است که آن را
از اول شب هلهله مرهم شده باشد
ای وای از آن دل که خبر پشت خبر
باز
با موج غم و درد و دمادم شده باشد
سخت است یتیمی به خدا داغ بزرگ است
هرچند که فرزند تو محکم شده باشد
در خواب نمی دیدم از این دست پریشان
من باشم و سوگ تو فراهم شده باشد
ای کاش که بیدار شوم باز تو باشی
بی آنکه نخی مو ز سرت کم شده باشد
تو زنده ای و باز دل ما به تو قرص است
بگذار که دنیا همه درهم شده باشد | 217 |
| 8 | ساکتی، بیحس و حالی، خستهای، آشفتهای
بدبیاری را ببین، سیگار میخواهی که نیست...
✍ #عمران_بهروج
@adabsara
غم، فراوان داری و غمخوار میخواهی که نیست
سینهای را محرم اسرار میخواهی که نیست
شانهای مردانه میخواهند بعضی بغضها
تکیهگاهی بهتر از دیوار میخواهی که نیست
سوزنی انگار در انبار کاه افتاده است
بینِ دلبرها یکی دلدار میخواهی که نیست
دوست داری گُل بگویی با کسی، گُل بشنوی
یک عدد اهلِ دلِ بیکار میخواهی که نیست
ناگهان گاهی بخندد، بیهوا ابری شود
یک نفر مثل خودت بیمار میخواهی که نیست
ساز کوک و شعر ناب و چای بار و یار یار
از جهان تنها همین مقدار میخواهی که نیست
ساکتی، بیحس و حالی، خستهای، آشفتهای
بدبیاری را ببین، سیگار میخواهی که نیست!
| 257 |
| 9 | در کوچه ام دوباره و کفشی به پام نیست
اخراجم از پریشب و در خانه جام نیست
لطفاً یکی به همسر من گوشزد کند
در عفو لذتی ست که در انتقام نیست ...
✍ #بیژن_مکانی
@adabsara | 255 |
| 10 | درد را با جان پذیراییم و با غمها خوشیم
قالی کرمان که باشی میخوری پا بیشتر
✍ #حامد_عسکری
@adabsara
مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیشتر
با همه گرمیم با دلهای تنها بیشتر
درد را با جان پذیراییم و با غمها خوشیم
قالی کرمان که باشی میخوری پا بیشتر
بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار
زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر
هر شبِ عمرم به یادت اشک میریزم ولی
بعدِ حافظ خوانیِ شبهای یلدا بیشتر
رفتهای اما گذشتِ عمر تأثیری نداشت
من که دلتنگ توام امروز، فردا بیشتر
زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلختر
بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر
هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید
هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر
بر بخارِ پنجره یک شب نوشتی: عاشقم
خون انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشتر | 384 |
| 11 | کجا رسد به تو مکتوب گریه آلودم؟
که باد هم نبرد، کاغذی که نم دارد...
✍ #صائب_تبریزی
@adabsara | 408 |
| 12 | یکی مثل من بدبخت در دام نگاه تو
یکی در تنگی آغوش زندان شد، چه زندانی!
✍ #حامد_عسکری
@adabsara
نبودی در دلم انگار طوفان شد، چه طوفانی!
دو پلکم زخمی از شلاق باران شد، چه بارانی!
صدایت کردم و سیبی به کف با دامنی آبی
وزیدی بر لب ایوان و، ایوان شد چه ایوانی!
نبودی بغض کردم... حرف ها را... خودخوری کردم
دلم ارگ است و ارگ از خشت... ویران شد، چه ویرانی!
گوزنی پیر بر مهمان سرای خانه ی خانی
بر لطف سرپُری تک لول مهمان شد، چه مهمانی!
یکی مثل من بدبخت در دام نگاه تو
یکی در تنگی آغوش زندان شد، چه زندانی!
هلا ای پایتخت پیر، تای دسته دارت کو؟
بگیرد دست من را آه، "طهران" شد چه "تهرانی"
پس از یوسف تمام مصریان گفتند: عجب مصری
بماند گریه هم سوغات کنعان شد، چه کنعانی
من از "سهراب" بودن زخم خوردن قسمتم بوده
برو "گرد آفریدم" فصل پایان شد، چه پایانی... | 388 |
| 13 | در خفا با قصد ویرانی به سویم تاختید
حال اما شاهدید از من چه کوهی ساختید
@adabsara | 383 |
| 14 | زلفش چو شب و چشم دو دام و مژهاش تیر
بنگر که کمر بسته به قتلم چه سپاهی ..
@adabsara | 366 |
| 15 | گر چه با چشم و نظر در هوس عشق خوشم
به خدا عین ثواب است که نازش بکشم
دست هر کس نه به این صورت زیبا برسد
خَبط (اشتباه) باشد که لبانم به لبانش نرسد
✍ #حسین_منزوی
@adabsara | 397 |
| 16 | گریه و چای و غم و شعر و دو نخ بهمن و بعد
باز هم گریه و یک دور دگر مصرع قبل...
@ | 454 |
| 17 | گـفـتـم کـه فــراق را نـبـیـنـم دیـدم
آمـد به سـرم از آنچه میتـرسـیـدم
@adabsara
بعد از تو چهل مرتبه طوفان دیدم
من زلف تو را به نی پریشان دیدم
سـرسـبـزی کـوفـه را بیـابـان دیدم والله کـه ســخــتــی فــراوان دیـدم
گـفـتـم کـه فــراق را نـبـیـنـم دیـدم
آمـد به سـرم از آنچه میتـرسـیـدم
هرجا که سرت بود، من آنجا بودم
هر جا که نـیاز شُد چو زهرا بودم
آنـقـدر بـگـویـمـت که تـنـهـا بـودم امــا ســپــر تـــمـام زن هـا بـــودم
رأس تو به نیزه بود چون خورشیدم
آمـد به سـرم از آنچه مـیتـرسـیدم
یـا از سـر نـاقـه دخـتـرت میافتاد
یـا وقـت نـمـاز خـواهرت میافتاد
انـگـار دوبـاره مـادرت مـیافــتـاد وقـتی ز سـر نـیـزه سرت میافتاد
چون ابـر ز دیـده خـون دل باریدم
آمـد به سـرم از آنچه میتـرسـیـدم
با بغـض چقدر فـتـنه سازی کردند
با قـتل تو حـسّ سرفـرازی کردند
با جـان ربـاب نـیـز بـازی کـردند
بر گیسوی تو دست درازی کردند
از شـدت گـریـه گـاه مـیلـرزیــدم
آمـد به سـرم از آنچه میتـرسـیـدم
تـا مـوی رقـیــه را مـرتـب کـردم انـگـار هــزار مـرتـبـه تـب کـردم
من زیـبـنـم و گریه به زینب کردم جان کندم و صبح خویش را شب کردم
در خلوت غم به خویش میپیچیدم
آمـد به سـرم از آنچه میتـرسـیـدم
ما را به خـدا مردم مغضوب زدند مرهم به دل زخمی ما خوب زدند
در پیش مُحب سنگ به محبوب زدند من بودم و عمداً به لبت چوب زدند
من در دل تشت کـوچه را میدیدم
آمـد به سـرم از آنچـه میتـرسـیدم
هر وقت ز روی نی سلامت کردم
در چشم تو احساس رضایت کردم
بیواهـمه خـصم را مـلامت کردم تـنـهـا نـه قـیـام کـه قـیـامـت کـردم
حـتی ز روی نی به تو میبـالـیـدم
آمـد به سـرم از آنچه میتـرسـیـدم | 552 |
| 18 | در شما لحظه ای از عمر مردد نگذشت
چه جفاها که نکردید که از حد نگذشت
در جهانی که خوشی قسمت نادان تر هاست
حال ما بد شده اما به شما بد نگذشت
✍ #متین_شریفی
@adabsara | 525 |
| 19 | به سرم زد که هوایی بشوم غم نگذاشت
خواستم پر بکشم بارش نمنم نگذاشت
✍ #شهراد_میری
@adabsara
به سرم زد که هوایی بشوم غم نگذاشت
خواستم پر بکشم بارش نمنم نگذاشت
نوبهار تو مرا دید و گذشت از من و رفت
روی گلبرگ لبم بوسهی شبنم نگذاشت
آرزو داشتم از خندهی گل بنویسم
غرق در باد خزان، غصهی عالم نگذاشت
دلخوش باغ بهشتت شده بودم حوا
خواستم سیب بچینم ولی آدم نگذاشت
جبرئیلی شدم و دغدغهام پاکی بود
حیف در معبدی از وسوسه، مریم نگذاشت
مریم لبرطب شانه به زیتون زدهای
که تو بودی و به جز آه دمادم نگذاشت
خواستم عشق تو را وصف نمایم به بهشت
شعله ور شد دلم و سوز جهنم نگذاشت
رفت شهراد از این شهر و نکردی یادش
او که تا بود برایت به وفا کم نگذاشت
| 482 |
| 20 | از سخنچینان شنیدم آشنایت نیستم!
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم....
✍ #فاضل_نظری
@adabsara
از سخنچینان شنیدم آشنایت نیستم!
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم!
سیلیِ همصحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخرهام هر قدر بیمهری کنی میایستم
تا نگویی اشکهای شمع از کمطاقتیست
در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم
چون شکست آینه، حیرت صد برابر میشود
بیسبب خود را شکستم تا ببینم کیستم
زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست
کاش قدری پیش از این یا بعد از آن میزیستم | 460 |
