گلسیب
Ir al canal en Telegram
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
247
Suscriptores
+724 horas
+327 días
+3230 días
Archivo de publicaciones
248
محبت کنیم اما نه برای محبت گرفتن، برای این بکنیم که بهنظرمون طرف مقابل لایق محبته. اعتماد کنیم اما نه برای جلب اعتماد، برای این بکنیم که طرف مقابل، قابل اعتماده. دوست داشته باشیم اما نه برای دوست داشته شدن، برای این دوست داشته باشیم که کسی یا چیزی رو دوست داشتنی دیدیم. و..
چیزی که بهش تازگیها معتقدم اینه که احساسات باج نیستن که به این عنوان ازشون استفاده بشه، حواسمون باشه احساسات رو نه باج بدیم، نه باج بگیریم.
248
هممون گاهی راهمون رو گم میکنیم، مهم اینه قبل از محو شدن کاملِ راه برگشت، بتونیم دوباره پیداش کنیم.
248
Repost from من چراغها را روشن میکنم.
آدمهایی که مشورت میگیرن، به نظر من خیلی عاقلتر از آدمهایِ خودرأی هستن. هر چقدر هم که اون آدمِ خودرأی به هوش و ذکاوتِ خودش اطمینان داشته باشه.
248
«عشق از عاقل طلب کردن ندارد بهرهای
خوش به شورِ شیوهی شیداییِ دیوانگان
تابِ رقصیدن ندارد هرکه شد پروانهای
شعله از عشق است و سوزش از قویدلدادگان
هرکه را بیچاره شد در پی نیامد چارهای
او ببیند محشری در معشرِ بیچارگان»
-از بنده.
مَعشَر: محفل، مجلس، گروه، انجمن.
248
گاهی حس میکنم کلمهی "وفاداری" برای وجود آدم هایی مثل شهریار احساس غرور میکنه. کاش شهریار بشم، کاش شهریار بشیم.
ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند
248
زن در خاورمیانه؟ متحمل شدن. تاب آوردن. بردارندهٔ بار و بر خود گیرنده. کسی که برداشت میکند بردباری را و رنج میکشد در شکیبایی. تابیدن. تافتن. برتابیدن. برداشتن. کشیدن درد. مجبورانه صبور بودن.
248
Repost from N/a
به هرحال اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد. ماهم میسوزیم و میسازیم (فقط میسوزیم) قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز.
248
اگر زندگی بعدیای وجود داشته باشه اصلاً دلم نمیخواد جایی باشم که چشم انتظار باخت کشورشه، اما متأسفانه در این کشور هستم و چشم انتظارِ باخت تیمش هم هستم و به هرحال اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد.
248
+1
طلا خانم بند انگشت من رو برای مک زدن دوست داره و من کل هیکل طلا خانم رو برای یام یام کردن.
