ar
Feedback
گل‌سیب

گل‌سیب

الذهاب إلى القناة على Telegram

گاهی او شعر می‌گوید و گاهی شعر او را.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
248
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+327 أيام
+3230 أيام
أرشيف المشاركات
بعد از شما دیگه هرگز زندگی نزدیک واژه‌ای شبیه به شگفت‌انگیز هم نشد رها جان.

تو ای امید و آرزوی خفته در خاک.

محبت کنیم اما نه برای محبت گرفتن، برای این بکنیم که به‌نظرمون طرف مقابل لایق محبته. اعتماد کنیم اما نه برای جلب اعتماد، برای این بکنیم که طرف مقابل، قابل اعتماده. دوست داشته باشیم اما نه برای دوست داشته شدن، برای این دوست داشته باشیم که کسی یا چیزی رو دوست داشتنی دیدیم. و.. چیزی که بهش تازگی‌ها معتقدم اینه که احساسات باج نیستن که به این عنوان ازشون استفاده بشه، حواسمون باشه احساسات رو نه باج بدیم، نه باج بگیریم.

هممون گاهی راهمون رو گم می‌کنیم، مهم اینه قبل از محو شدن کاملِ راه برگشت، بتونیم دوباره پیداش کنیم.

Hayedeh Gole Sangam.mp35.35 MB

آدم‌هایی که مشورت می‌گیرن، به نظر من خیلی عاقل‌تر از آدم‌هایِ خودرأی هستن. هر چقدر هم که اون آدمِ خودرأی به هوش و ذکاوتِ خودش اطمینان داشته باشه.

99a0c7cc5898cdf272bee3334cffbb7e38453569-144p.mp39.59 KB

عاشق این سکانس از فیلم "جهان با من برقص" هستم، عاشق.

«عشق از عاقل طلب کردن ندارد بهره‌ای خوش به شورِ شیوه‌ی شیداییِ دیوانگان تابِ رقصیدن ندارد هرکه شد پروانه‌ای شعله‌ از عشق است و سوزش از قوی‌دلدادگان هرکه را بیچاره شد در پی نیامد چاره‌ای او ببیند محشری در معشرِ بیچارگان» -از بنده. مَعشَر: محفل، مجلس، گروه، انجمن.

سال‌ها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز در درونم زنده است و زندگانی می‌کند

گاهی حس می‌کنم کلمه‌ی "وفاداری" برای وجود آدم هایی مثل شهریار احساس غرور می‌کنه. کاش شهریار بشم، کاش شهریار بشیم. ما به داغ عشقبازی‌ها نشستیم و هنوز چشم پروین همچنان چشمک‌پرانی می‌کند

0:49 بغضش، وای، بغضش.

زن در خاورمیانه؟ متحمل شدن. تاب آوردن. بردارندهٔ بار و بر خود گیرنده. کسی که برداشت می‌کند بردباری را و رنج می‌کشد در شکیبایی. تابیدن. تافتن. برتابیدن. برداشتن. کشیدن درد. مجبورانه صبور بودن.

Repost from N/a
به هرحال اوضاعی است که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد. ماهم میسوزیم و می‌سازیم (فقط میسوزیم) قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز.

اگر زندگی بعدی‌ای وجود داشته باشه اصلاً دلم نمی‌خواد جایی باشم که چشم انتظار باخت کشورشه، اما متأسفانه در این کشور هستم و چشم انتظارِ باخت تیمش هم هستم و به هرحال اوضاعی است که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد.

درسته که فریاد از اون حس‌های بد. اماااا، دنیام رو مثل قصه‌ها این‌دفعه بهتر می‌چینم.

مؤدب باش، مؤدب بمون، ادب همیشه دلنشینه.

می‌دونم خدا، می‌دونم عزیزِ همیشگیم، بودن تو به جبرانِ نبودن هرکسی کافیه. می‌دونم.

طلا خانم بند انگشت من رو برای مک زدن دوست داره و من کل هیکل طلا خانم رو برای یام یام کردن.
+1
طلا خانم بند انگشت من رو برای مک زدن دوست داره و من کل هیکل طلا خانم رو برای یام یام کردن.

101880961.mp32.63 MB