بیگانهی نور
Ir al canal en Telegram
ــ جایی در ژرفای سکوتم ــ بعد از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید.... http://t.me/HidenChat_Bot?start=7340141931
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
225
Suscriptores
-724 horas
-187 días
+3230 días
Archivo de publicaciones
و شاید در دنیای دیگر
دست رویاهایم را
در دستانم بگیرم
و کشان کشان
آن را در آغوش خود
و دیگر نه در خانهی دیگری
بلکه در خانهی خود رهایش کنم...
ـــ
Repost from دایرهِ گس
- برای شعر بیخوابی محمد مختاری و رها بهلولی.بیخوابیام چرا هنوز خوابی؟! که من مینویسم در خواب تا هزار سال مختاری مختاری مختاری براهنی از دف میدفد با من: مختاری مختاری رهایی رهایی را زدند مختاری که تو میدانی بیخوابی ما خواب شد زیر نقطه نقطه شدن تهران و ایران و رهایی را زدند در کوچهها که میدانیم رثایی نیست در مرگ... مختاری بیخوابی بیدار نشد؟ مختاری بیخوابی بیخوابی مختاری خواب میروم میبینم رهایی را میزنند مختاری من باید بروم آنجا دف بزنم تا براهنی بیاید مختاری کجایی مختاری بیخوابی رهایی دفی کجایی؟ #هوداد
من میدانستم
اگر مادر بار دیگر دست بر دوشم بگذارد همه رفتنها را فراموش میکنم.
اگر پدر جای جز فریاد ، برای آغوش میگذاشت ،
یا شاید فرزندی جایی برای استوار نماندن باقی میگذاشت ،
من بیشتر در این میانه رنگ بر زندگی میزدم و بیشتر از گریه ، خنده میماندم.
بیشتر از خشم ، آرام میماندم و بیشتر و بیشتر خود را احساس میکردم...
من از این طغیان بی معنا و مفهوم خستهام...
از این احساس های بی رنگ و نشان خسته ام
من از خود خستهام
و دردم را با آستین دیگری پاک نمیکنم
آغوشم گریههایم و شبهایم را
و خشمهایم فردایم را میسازند
و من حتی برای خود ، دقایق ریختن چای را هم در خیال ندارم...
ــــ
Repost from ارغـوانـ
“ امیدوارم رنجت به پایان برسد جانِ من، که زندگی با تو چه ها که نکرد و تو همچنان لبخند زدی..”
