es
Feedback
امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

Ir al canal en Telegram

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

Mostrar más
Irán146 578La categoría no está especificada
256
Suscriptores
+124 horas
+197 días
+3630 días
Archivo de publicaciones
جسارت نباشد، مرکز مفقودین حرم لال شده است!؟ کور است!؟ این همه دل این‌جا گم شده و صدایش در نمی‌آید؟ من خودم دیدم مردم در خون ق
جسارت نباشد، مرکز مفقودین حرم لال شده است!؟ کور است!؟ این همه دل این‌جا گم شده و صدایش در نمی‌آید؟ من خودم دیدم مردم در خون قدم می‌زدند از بس دل‌‌هایشان زخم برداشته بود! من خودم شنیدم از زمین صدای شیشه‌خورده‌ می‌آمد! ندیدی؟ کلی دل زیر دست و پا شکسته بود! اصلاً اگر نظر مرا بخواهید که نمی‌خواهید، ما را هم باید با او تشییع می‌کردند! نشد، ندانم چرا نشد! بر ما دلت نسوخت! ندانم چرا نسوخت.. مرکز مفقودین حرم خودش هم گم شده است ظاهراً. اصلاً دنیا گم شده‌است و تا منجیِ آخر، کنار خانه‌ی خدا صوتِ حیدری‌اش را بلند نکند، کسی پیدا نمی‌شود.. @ir_tavabin

Repost from وهْمین
این حدیث امام علی که: مثل شتر دو ساله باشید، خیلی جدی گرفته شده ولی اشتباهی، اون برا فتنه بود نه حکمرانی.

Repost from حسیبا
اون روزی که شماها در قدس نماز جماعت می‌خونید رو ببینید و ببینیم. معتقدیم که این روز خواهد آمد ممکنه که بنده نباشم ولی این روز خواهد آمد و زود، دیر هم نخواهد شد. امروز خبری از صدامی که سه روزه به دنبال فتح ایران بود، نیست. حالا شهرهای عراق برای بدرقه آقای خامنه‌ای شهید تعطیل شده. دهه‌ها پیش، فلسطینی‌ها برای صدام هورا می‌کشیدن چون برای اینکه در جهان عرب آقایی کنه به اسرائیل موشک‌پرانی کرده بود. حالا اما صحبت از آقای شهید ماست در خاک فلسطین. روزی در قلب آمریکا هم برای شما مراسم روضه برپا می‌کنیم. روز نماز جماعت در قدس هم خواهد رسید، اون روز رو ببینید و ببینیم...

امام شهید فقط ایران را نجات نداد، انسان معاصر را نجات داد. شاید در مورد این مسئله در آینده بیشتر نوشتم

Repost from سرای دوست
وقتی تابوت نوه رهبر شهید وارد حرم شد، صدای شیون بیشتر شد... [اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنا رُقَیَّةَ...]

Repost from N/a
کاش نخ های کناریِ دوخته شده‌ی پارچه‌ی روی تابوت بودم.

بی‌تاب! ظهر، ورودی صحن‌های اصلی حرم بسته شد... چهره بی‌تاب مردم جانسوز بود؛ مردمی که هزاران کیلومتر را طی کرده بودند تا به حرم برسند. زیر تیغ تند آفتاب، مردم به خادمان التماس می‌کردند تا اجازه ورود بدهند. آفتاب می‌سوزاند؛ بد هم می‌سوزاند. کودکی که زیر آفتاب لب‌هایش خشک شده بود، به مادر خود می‌گفت: «دیگه نمی‌شه رفت پیش امام رضا؟» طبق قرار قبلی، قرار نبود دوباره صحن باز شود. یک لحظه بی‌سیم خورد: «باز کنید.» همراه جمعیت هُل خوردم داخل. مردم عجیب بی‌تاب بودند. توضیح این بی‌تابی غیرقابل وصف است. کفشداری‌ها کفش نمی‌گیرند؛ احتمالاً به‌زودی دوباره تمامی صحن‌های اصلی بسته شود... شاه آماده آمدن مهمان میشود. حرم بی‌تاب است ما هم...

رحم کند! امشب برای گذران وقت چرخی توی بازار زدیم. به شکل عجیبی بازار خلوت بود. علی‌رغم شلوغی و ازدحام عجیب حرم، بازار کاملاً خلوت و حتی خالی بود؛ تک‌وتوک مشتری هم فقط در مغازه‌های اغذیه‌فروشی دیده می‌شد. از ظهر یا عصر چهارشنبه هم تا صبح جمعه، مغازه‌ها به اجبار بسته خواهند شد. خدا به کار و کاسبی مردم رحم کند...

خویش را گم کرده‌ام بعد از تو در آوار خویش! رحم کن! می‌ترسم از تنهایی بسیار خویش شمع جانم را مسوزان بیش از این، دیگر مگو «اشک می‌ریزد برای گرمی بازار خویش» آن‌چنان سرگرم رویای تو هستم، بارها دیده‌ام خواب تو را با دیده‌ی بیدار خویش #حسین_دهلوی

د کردم که ازین پس ندهم دل به خیال که مرا جان به لب آمد ز خیالات محال #جهان_ملک_خاتون

در جبرانِ روحانیِ نماز مغرب، روحانی‌ای که نماز صبح را اقامه کرد، در فراز پایانی دعا گفت: ان‌شاءالله پیش از خاکسپاریِ امام شهید، خبرِ ترورِ ترامپ و نتانیاهو را بشنویم :)

من ایرانم تو عراقی چه فراقی چه فراقی...
من ایرانم تو عراقی چه فراقی چه فراقی...

صدای ذرت و سیسمونی دارد از سیریک و بندرعباس و قشم شنیده می‌شود...

با آرزوی حذف مسی سگ‌ اسرائیل از جام، و برافراشته شدن دوباره پرچم فلسطین توسط بازیکنان مصر

جرجیس! بعد از اقامه نماز در دارالحجه، روحانی‌ای که امام جماعت بود، چند دقیقه‌ای صحبت کرد. راستش را بخواهید، از حجم حماقت و پرت بودن سخنان روحانی‌ای که نماز حرم را اقامه می‌کرد، به‌شدت عصبی شدم. ابتدا چند کلمه‌ای درباره نحوه اقامه نماز میت و احکام پیرامون آن صحبت کرد؛ تا اینجا مشکلی نبود. اما بعد گفت: «ما باید به دنبال آرمان‌های رهبر شهید باشیم. توصیه رهبر شهید، رعایت حجاب و پوشش اسلامی است و از نظر ایشان، بی‌حجابی حرام شرعی است. همچنین ایشان توصیه کرده‌اند که اطراف ضریح با صدای آرام سخن بگوییم. ان‌شاءالله همه ما به توصیه‌های رهبر شهید عمل کنیم و از بی‌حجابی دوری کنیم.» فکر کنید؛ در این وانفسا، حاج‌آقا یاد جرجیس کرده است! یک کلمه نه از لزوم خون‌خواهی رهبر شهید گفت، نه از مذمت سازش. توقع نداشتم سخن صریح رهبر شهید مذاکره شرافتمندانه و عاقلانه نیست را تکرار کند یا حتی بگوید مثلی لا یبایع مثله را بگوید؛ می‌دانم اگر چنین می‌گفت، قالیبافی‌ها از هست و نیست ساقطش می‌کردند. اما حتی از همین تریبون هم می‌شد با ظرافت، مطالبه خون‌خواهی امام شهید را مطرح کرد. اگر امروز مطالبه خونخواهی نکنیم کی قرار است مطالبه کنیم؟ واقعاً حاج‌آقا احساس می‌کرد در چنین شرایطی، بلند کردن صدا اطراف ضریح اولویتی بالاتر از خون‌خواهی رهبر شهید دارد یا ترس وفاقی‌ها تا نماز جماعت حرم هم رسیده است...؟

پسر افغان! سحر، بعد از اقامه نماز در رواق امام خمینی، هنگام خروج چند دقیقه‌ای در صحن بعثت نشستم... گوشه صحن، چند نوجوان با لباس‌های مندرس و نسبتاً خاکی، روی زمین خوابشان برده بود. کنار من هم پسری، با فاصله از چند نفر دیگر، خوابش برده بود. خادم حرم پیرمردی با چهره مهربان بود. شروع کرده بود تک‌تک آن‌ها را بیدار می‌کرد. پسرک‌ها هم با فرو رفتن پَر در دماغشان، با بُهت و حیرت از خواب می‌پریدند. آمد پسری که کنار دستم خوابیده بود را بیدار کند، خادم چشمکی به من زد. بعد از چند بار تلاش، خواب سنگین پسر را به هم زد. در یک ثانیه، پسر خودش را جمع کرد. از چشم‌های ریز و بادامی‌اش مشخص بود افغان است. با وجود سن کم دستانش پینه کارگری بسته بود و صورتش را آفتاب سوزانده بود... بعد از رفتن خادم، چند کلمه‌ای صحبت کردیم. از کاشان آمده بود و شب‌ها را در حرم سر می‌کرد. می‌گفت وقتی به مشهد رسیده‌اند، تلفن همراه خواهرش را دزدیده‌اند و حالا تلفن همراه ندارد تا پدرش را در حرم پیدا کند... خنده‌ام گرفته بود؛ بامزه خاطره می‌گفت. مصیبت‌هایش تلخ بود، ولی با لهجه افغانی شیرین بیان می‌شد. فکر کنید؛ طرف از کاشان، بدون جای خواب، تا مشهد آمده بود برای تشییع آقا. در آخر، ساعت را پرسید. پاسخ دادم: «۳:۳۰.» آه بلندی کشید و گفت: «چقدر دیر می‌گذرد...» بعد هم به زور راضی‌اش کردم سراغ یکی از خدام برود و بپرسد در کدام رواق اجازه خواب می‌دهند، تا حداقل کمی استراحت کند. بله، شهید سیدعلی خامنه‌ای چنین عاشقانی دارد...

دو رکعت نماز به نیت خوانندگان این پیام در کنار ضریح خوانده شد.

مردم عراق برای استقبال از پیکر امام شهید آماده می‌شوند...💔