خانبابا مشار
Open in Telegram
289
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+230 days
Posts Archive
289
Repost from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
تصویر استاد سید محمد مشکوة (بانی معنوی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران)در حال ایراد سخنرانی در کنگره بینالمللی خواجه نصیرالدین طوسی در تاریخ 12 خرداد 1334 (دقیقاً در 70 سال پیش)- این تصویر در آلبوم 74 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود.
289
Repost from بیاض | عاطفه طیّه
ایرج افشار و «نه»هایش
«این دفتر بیمعنی»، دفتر خاطرات استاد ایرج افشار منتشر شد. ایرج افشار در یادداشتی که آغاز کتاب آمده گفته است:
«این دفتر برنوشت دیگری است از دفتری که در نوامبر و دسامبر ۱۹۹۵ به هنگام بیماری سخت همسرم شایسته از روی یادداشتهای گذشته جمع کرده بودم، به قصد آن که روزی روزگاری بتوانم یادگارهای فرهنگی خود را بر آن اساس بنویسم.
اینک ژوئن ۲٠٠۳ از روی آن دفتر، این دفتر فراهم شده است. این بار دفتر را به نظم الفبایی عناوین مختار خود درآوردم که یافتن آنها آسانتر است.»
ایرج افشار چنان که در خودزیستنامهها مرسوم است از خانه و خانواده گفته. از روند تحصیلاتش، جوانیاش، سفرهایش، علاقهمندیهایش، کاروبارش و از رجال فرهنگی و سیاسی زمانهاش. ولی کتاب فصلی خاص دارد که در نظرم بسیار جلوه کرد. فهرست «نه»گفتنهای ایرج افشار! این فصل با نقل قولی از تقیزاده آغاز میشود:
«به عقیدهٔ قاصر من آزادی به معنی حقیقی آن بی وجود شهامت افراد و مردانگی و مردی و استقلال فکر و سرافرازی و شجاعت اخلاقی و استقامت و استواری و مقاومت در مقابل ارباب قدرت و جرأت و صراحت که این همه را میتوان در یک کلمه خودمانی «صفت» و لفظ فرنگی «کاراکتر» خلاصه کرد وجود پیدا نمیکند. و آن همان است که شخص بتواند «نه» بگوید و اهل تسلیم و زبونی و باز به قول خودمان بیصفت نباشد.
بدبختانه در مملکت ما حتی سران قوم از این خصلتِ لازمهٔ آزادی که به حقیقت حیثیت انسانی است کمبهره بودهاند.»(ص۴٠۵)
در این فهرست بلند انوع و اقسام «نه» هست. از نه گفتن به پدر ارجمندشان تا نه گفتن به پیشنهاد کار، قبول مسئولیت و پذیرش جوایز مختلف. خلاصهای از «نه»های ایرج افشار را بخوانیم:
«نخستین باری که «نه» گفتم به پدرم بود. او میگفت به کار دولتی نرو و بیا آب و ملکی را که داریم سر و سامان بده. من به کار دولتی رفتم و خیری ندیدم.
دومین باری که «نه» گفتم به علی اصغر حکمت بود مرحوم علی اصغر حکمت خواست که من مجلۀ شیر و خورشید را اداره کنم.
پس از آن به سعید نفیسی «نه» گفتم و مدیریت مجلۀ پیام نوین را نپذیرفتم.
پس از آن به تقیزاده «نه» گفتم. تمایلی نشان میداد که من به مجلس سنا بروم و به امور تحریری او کمک کنم.
پس از آن به مجتبی مینوی «نه» گفتم. وقتی در ترکیه بود فرمود که برای پیشرفت کارهای مربوط به تهیه میکروفیلم از دانشگاه بخواهد که مرا مأمور آن بلاد کنند.
پس از آن بار دیگر به علی اصغر حکمت «نه» گفتم. وقتی وزیر امور خارجه شد علاقه داشت مرا به آن وزارتخانه منتقل کند و میگفت به کتابخانه و اسناد آنجا باید سر و سامان داد.
پس از آن به آورندهٔ پیشنهاد قبول رایزنی فرهنگی در افغانستان «نه» گفتم.
پس از آن به دهندگان نخستین جایزهٔ فروغ فرخزاد «نه» گفتم.
پس از آن به مهرداد پهلبد وزیر فرهنگ و هنر «نه» گفتم. در اواخر دوران پهلوی (۱۳۵۶) بی آنکه قبلاً پرسشی از من شده باشد حکمی برایم فرستاد که به عضویت [...] نصب میشوید.
پس از آن به دکتر حسین نصر «نه» گفتم. در پاریس بودم (۱۳۵۷) و قصد رفتن به امریکا داشتم. از تهران به من تلفن کرد و گفت چون کارمندان کتابخانه پهلوی اعتصاب کردهاند. ضرورت دارد که فوری به طهران بیایی و تصدی امور آنجا را به عهده بگیری.
پس از آن به دکتر احسان یارشاطر «نه» گفتم. میخواست که عضویت شورای وقفی ایرانیکا را بپذیرم.
پس از آن به انجمن آثار و مفاخر فرهنگی «نه» گفتم. قصدشان بر آن بود که مجلس بزرگداشت برایم بگیرند.
پس از آن به سید کاظم بجنوردی «نه» گفتم. ایشان در سمت ریاست کتابخانه ملی مرا به مراسم چهرههای ماندگار معرفی کرده بود.»(ص ۴٠۶ تا ۴٠۸)
مشخصات کتاب:
این دفتر بیمعنی، به کوشش بهرام و کوشیار و آرش افشار، نشر سخن، ۱۴٠۲، ۷٠۳ صفحه.
@atefeh_tayyeh
289
این اثر که بر اساس 7 نسخۀ خطی تصحیح شده، نقطۀ قوت و تمایز آن با چاپ قبلی کتاب استفاده از نسخۀ نویافتۀ دیوان حسن کاشی (موجود در کتابخانه ملی ش32905) و دیگر جنگها و مجموعههای خطی است که در آنها اشعاری از حسن کاشی ذکر شده است که حاصل آن اضافه شدن 15 قصیده و 1 ترکیببند به دیوان کاشی است. ذکر اختلافات و نسخهبدلها در پاورقی نیز از جمله مزایای این چاپ است.
این چاپ که با مقدمهای از ناشر، پیشگفتار مؤلف، یادداشت استاد دکتر رسول جعفریان بر چاپ اول کتاب و مقدمۀ مفصل استاد حسن عاطفی [دربارۀ شرح حال حسن کاشی] و نمونهای از تصاویر نسخ خطی دیوان کاشی همراه شده است بیش از پیش آن را قابل استفاده کرده است. فصل اول این دیوان به ذکر «قصاید»، فصل دوم «مسمّط، مخمسّ، مسدّس، مربّعات» و فصل سوم آن به «غزلیات و رباعیات» اختصاص دارد.
نمایههای پایانی کتاب (شامل: آیات قرآنی و احادیث نبوی، نامها و خاندانها، جایها، انواع حیوانات و پرندگان، صور بلاغی) و منابع و مآخذ نیز در مطالعۀ بهتر کتاب مددکار است.
۳. منتخبالاشعار فی مناقب الابرار: گردآوری و تصحیح: سید عباس رستاخیز – مقدمه: رسول جعفریان – قم: پژوهش متون، 1404ش.، وزیری، 3ج: ج1: 711ص.، ج2: 708ص.، ج3: 696ص. [2115ص.]سومین اثر، مجموعه گرانسنگ «منتخبالاشعار» است که گزیدهای ناب از اشعار منتشرنشده بزرگان شعر کهن فارسی در تحمیدیه، نعت پیامبر اکرم و مناقب ائمه اطهار علیهم السلام را در بر میگیرد. این کتاب که پیش از این در سال 1382ش. توسط انتشارات عرفان در 2 مجلد به چاپ رسیده بود اکنون در سه جلد و بالغ بر ۲۱۰۰ صفحه با تجدیدنظر کلی، رفع اغلاط پیشین و افزودههای بسیار چشمگیر به زیور طبع آراسته شده است. نقطه عطف و ارزش بیبدیل این مجموعه، استخراج و انتشار اشعار آیینی بیش از 120 تن از شاعران کهن است که برخی از آنها برای نخستین بار از دل نسخههای خطی بیرون کشیده شدهاند؛ که از جمله آنها میتوان به قصاید و ترکیببندهای چاپنشدهای از جامی، فضولی بغدادی، سلیمی تونی، عطار نیشابوری و... اشاره کرد. مؤلف قبل از ذکر سرودههای هر کدام از شاعران به بیان شرح حال مختصری از آنان پرداخته است. گردآورندۀ اثر در جلد سوم به ذکر «منتخب قصاید» و «ترکیببند، ترجیعبندها و مثنویها» پرداخته است. مقدمۀ مفصل استاد دکتر رسول جعفریان در بیش از 30 صفحه (بر چاپ اول این کتاب که در این چاپ نیز درج شده است) به بررسی سیر تاریخی منقبتسرایی از صدر اسلام تا دوره صفویه پرداخته و وزن علمی این مجموعه را دوچندان کرده و آن را به گنجینهای بینظیر برای پژوهشگران ادبیات آیینی تبدیل نموده است. [این مقدمه به صورت مقاله با عنوان «مروری بر منقبت امامان علیهم السلام در شعر فارسی» در نشریة مشکوة، بهار 1382ش.، ش مسلسل 78، صص 78-100 نیز به چاپ رسیده است.] اگر چه این اثر فهرست منابع و نمایه ندارد اما مؤلف کوشیده است تا اطلاعات منابع و مآخذ را در طول کتاب به صورت کامل ذکر نماید. علاقهمندان میتوانند این آثار ارزشمند را از انتشارات پژوهش متون و کتابفروشی دارالصادقین در قم، و یا از طریق تماس با شمارۀ ۰۹۱۲۳۵۱۰۲۹۷ تهیه نمایند. 🆔 @khanbaba_moshar
289
درست در همین نقطه است که تفاوتِ تتبع گسترده، دقت نظر، انس با میراث مکتوب (بهویژه نسخ خطی) و رنجِ سالیانۀ پژوهشگرانِ اصیل، با چنین آثارِ پرطمطراق اما میانتهی، به روشنی آشکار میگردد.
به تازگی ۳ اثر جدید (که البته ۲ عنوان از آنها پیشتر انتشار یافتهاند و اکنون با اضافات منتشر شدهاند) از استاد رستاخیز، توسط «انتشارات پژوهش متون» در قم با فروست «مطالعات ادب شیعی» انتشار یافته است که هر کدام میتواند الگویی برای پژوهشگران عرصۀ اشعار آیینی باشد. ضمن تبریک به مؤلف کوشا و ناشر محترم، دوست عزیز و فرهیخته جناب آقای محمدحسن حاجیباقریان برای انتشار این آثار با ظاهری شکیل و چشمنواز، به معرفی اجمالی این ۳ اثر میپردازیم:
1. هفت آسمان: سیری در هفت بند ماندگار حسن کاشی در مدح و ستایش امیرالمؤمنین علیبنابیطالب علیه السلام و مجموعه شصت و شش هفت بند و چند نمونه تضمین و تخمیس به اقتفای آن – گردآوری و تصحیح: سید عباس رستاخیز- قم: پژوهش متون، 1404ش، وزیری، 434ص.طبعآزمایی شاعران به اقتفای سرودههای یکدیگر از سنتهای معمول ادبی است. این سنت که در زمینۀ اشعار آیینی نیز به چشم میخورد نشانگر اهمیت بازتاب گسترده شعر یک شاعر است و زمینهای را برای پژوهش و گردآوری اشعار شاعرانی که به اقتفای یک سروده رفتهاند، فراهم می کند. به عنوان مثال شهرت و اهمیت دوازده بند محتشم کاشانی در رثای سیدالشهداء علیه السلام سبب شد تا شاعران بسیاری تا به امروز به اقتفای آن رفته و طبع خود را بیازمایند که برخی از این اشعار تا کنون در دو پژوهش مستقل انتشار یافته است: (محتشمنامه: گزیدهی ترکیب بندهای عاشورایی در استقبال محتشم کاشانی – تحقیق و تألیف: مهدی امین فروغی – تهران: نشر فرهنگ اسلامی، 1394ش، وزیری، 548ص. ؛ به عیّوق میرسد: بازتاب بند دوم ترکیببند محتشم کاشانی در شعر عاشورایی – تحقیق و تدوین: جواد هاشمی «تربت» - تهران: محمل، چاپ دوم، 1401ش، وزیری کوچک، 416ص.) «هفت آسمان»، پژوهشی در بازتاب منظومۀ هفتبند مولانا حسن کاشی در ادبیات فارسی است. هفتبند کاشی یکی از تأثیرگذارترین اشعار ولایی است که در طول هفت قرن گذشته، شاعران بسیاری به اقتفای آن طبعآزمایی کردهاند. اهمیت این منظومه در قرون گذشته به حدی است که دو بیت از آن در ایوان طلای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام منقوش شده است. این کتاب که ریشه در تلاشهای زندهیاد سعید هندی دارد، با پیگیری ۱۵ ساله سید عباس رستاخیز در کتابخانههای ایران، شبهقاره و افغانستان به ثمر نشسته است. ویژگی قابل توجه این پژوهش، گردآوری ۶5 هفتبند از ۵۸ شاعر در یک گستره زمانی ۷۰۰ ساله و 1 تضمین و 7 تخمیس از 8 شاعر مختلف از قرن سیزدهم هجری قمری است. این اثر که با مقدمهای از ناشر، یادداشتی از جناب استاد رسول جعفریان، مقدمۀ تحقیق دربارۀ عدد هفت در قلمرو تمدن بشری، زندگینامۀ حسن کاشی به روایت شادروان دکتر سعید هندی، زندگینامۀ [مختصر] شاعران استقبال کننده از مولانا حسن کاشی همراه شده عملاً به یک «تذکره» ارزشمند از شاعران ادب شیعی بدل شده و تبویب تاریخی آن، سیر تطور و جغرافیای ادبیات شیعی را به روشنی نمایان میکند. نمایههای مندرج در پایان کتاب (شامل: آیات قرآنی و احادیث و عبارات عربی، شهرها و مکانها و فهرست اعلام) و فهرست منابع و مآخذ نیز راهنمای پژوهشگران است.
2. دیوان حسن کاشی (با بازنگری و افزودهها): کمالالدین حسن بن محمود کاشی (شاعر و عارف شیعی سدۀ 7-8 ق) - به کوشش: سید عباس رستاخیز ، مقدمه: حسن عاطفی – قم: پژوهش متون، 1404، وزیری، 312ص.دومین اثر، ویراست جدید «دیوان حسن کاشی» (در قالب مجموعه مطالعات ادب شیعی 2) است. کمالالدین حسن بن محمود کاشی، شاعر و عارف سده هفتم و هشتم، از پیشگامانی است که تمام همت خود را وقف مدح اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام و به ویژه امیرالمؤمنین علیه السلام کرد؛ تا جایی که میرزا عبدالله افندی ترویج مکتب تشیع در ایران را وامدار حسن کاشی، علامه حلی و محقق کرکی دانسته است (ریاض العلماء، ج1، صص348-349. [استاد رسول جعفریان در سفرنامۀ خود به نجف در جریان دیدارش با آیتالله سیستانی در تاریخ 12 فروردین 1389ش. مینویسد: از دیوان حسن کاشی ستایش کردند و این که در مقدمه آمده است که سه نفر در تشیع ایران نقش داشتند: حسن کاشی، علامه حلی و محقق کرکی. ... از زهد شیخ حسن تعریف کردند و این که با این همه چطور قبر ایشان در سلطانیه کنار قبر خدابنده است. عرض کردم خدابنده خیلی به وی ارادت داشته است. مقالات تاریخی: دفتر نوزدهم و بیستم، ص269.] 🆔 @khanbaba_moshar
289
♦️شعر آیینی و میراث مکتوب: نگاهی به سه اثر تازه انتشار یافته از سید عباس رستاخیز
✍️ جعفر تهرانی
۱۴۰۴٫۱۲٫۰۱
شعر آیینی در اصیلترین شکل خود، تلاشی شکوهمند برای به خدمت گرفتن هنر در مسیر تبیین عقاید و معارف شیعی است. پیشگامان این عرصه همواره بر آن بودهاند تا عالیترین مضامین اعتقادی را در فاخرترین جامۀ کلام (یعنی شعر) بیان کنند تا با ترکیب استدلال و هنر، به تقویت پایههای اعتقادی تشیع بپردازند. از این منظر، یکی از مهمترین فواید بازخوانی اشعار آیینیِ کهن، دستیابی به سیر تطور اعتقادات و چگونگی شکلگیری آیینهای مذهبی در بستر تاریخ است.
با تأمل در این پیشینۀ مستحکم و آگاهی از جایگاه اثرگذار شعر آیینی در شکلدهی به باورهای عمومی، سیر نزولی آنچه امروزه به عنوان شعر آیینی شناخته میشود، به تلخی رخ مینماید. اشعار فخیم گذشتگان، آثاری بودند که در محافل و مجالس عمومی خوانده میشدند و مورد فهم مخاطبان نیز قرار میگرفتند. درک این شکوه گذشته، افت شدید کیفیت ادبی و محتوایی «شعر آیینی» امروزی را بیش از پیش نمایان میکند. شاید در توجیه این تنزل گفته شود که سبکهای ادبی در گذر زمان تغییر کردهاند؛ اما در پاسخ باید گفت که مهمتر از افت ادبی، «سقوط محتوایی» اشعار است. تنزل از آن مضامین عالیه و معرفتبخش به تعابیر سخیف، عارضهای است که به هیچ روی با بهانۀ گذر زمان قابل توجیه نیست.
خوشبختانه برای جبران این گسست، پژوهش در حیطۀ شعر آیینی فارسی در سالهای اخیر رشدی قابل توجه و بیش از پیش داشته است. تصحیح و تحقیق دواوین گمنام و ناشناخته، گردآوری اشعار از شاعران مختلف با موضوعات آیینی، پژوهش در زندگینامه آیینیسرایان، پژوهش در سبکهای ادبی اشعار آیینی، نوشته شدن پایاننامههای متعدد در اینباره و...، همه و همه بخشی از تلاشهای مبارک صورت گرفته در این زمینه است.
در این میان، از مهمترین مطالب قابل توجه برای پژوهشگران شعر آیینی، آشنایی با «میراث مکتوب و نسخ خطی» است. برای علاقهمندان به این حیطه، رجوع به اصل جُنگها و دواوین خطی امری ضروری است؛ همانگونه که امروزه دیگر پژوهشگران برجسته در عرصه ادبیات از این منبع مهم غافل نیستند، چرا که در لابهلای میراث مکتوب (به ویژه دواوین اشعار، سفینهها و جُنگها) اشعار نویافته بسیاری در اینباره یافت میشود و یا حتی اشعار موجود نیز با تفاوتهای قابل اهمیتی با آنچه در دست داریم ذکر شدهاند.
از جمله پژوهشگران معاصر در زمینۀ شعر آیینی، جناب آقای سید عباس رستاخیز (متولد ۱۳۳۱ ش. - افغانستان) است. وی که اجدادش از جمله منقبتخوانان به شمار میآمدند، با پژوهش در زمینۀ اشعار آیینیِ فارسیِ شیعی و میراث مخطوط این عرصه، به گونهای دیگر مسیر نیاکانش را ادامه داده است. مهمترین نقطۀ برجستۀ پژوهشهای وی، انس و علاقۀ او به مخطوطات و فهارس نسخ خطی است؛ بهگونهای که بهراحتی میتوان ادعا نمود رستاخیز در زمرۀ اشخاصی است که بیشترین مراجعات به نسخ خطی را در این زمینه داشته است. وی همواره در تلاش است تا به اصل دواوین مخطوط رجوع کند و پس از انتشار فهارس جدید نسخ خطی، در زمرۀ اولین مطالعهکنندگان آن به شمار میرود تا آثار نویافتۀ ادبی را در میان آنها گزینش کرده و برای مطالعۀ اصل آنها بشتابد. آثار رستاخیز هرچند از لحاظ ظاهری شاید با شیوه و استانداردهای پژوهشی نوین امروزی همراه نباشد، اما با تتبع و جستجوی بالایی همراه است.
از دیروز تا به حال که مشغول تورق و بررسی آثارِ تازه منتشر شدۀ جناب رستاخیز بودم، ناخودآگاه به یاد اثر دیگری در حیطۀ شعر آیینی با عنوان «رواق اشراق: تذکرۀ شاعران روحانی» (در ۳ مجلد) افتادم. این کتاب چند سال پیش به نام یکی از مشاهیر و پیشکسوتان شعر آیینی معاصر (که گاه او را پدر شعر آیینی معاصر نیز میخوانند) توسط ناشری مشهور و با ظاهری نوین و منطبق بر استانداردهای پژوهشیِ روز به چاپ رسید. اما از بدِ حادثه، برای پی بردن به عیار علمی آن، تورقِ چند صفحه کفایت میکند! اگر از این ضعفِ مفرط بگذریم که تمام منابع این کتابِ قطور از عدد انگشتان دو دست تجاوز نمیکند و در واقع چیزی جز خلاصهبرداری و گزینشی سطحی از چند تذکرۀ معروف (همچون تذکرۀ نصرآبادی، سخنوران نامی معاصر ایران، تاریخ تکایا و عزاداری قم و...) نیست، از اشتباهات فاحش تاریخی آن به هیچ روی نمیتوان چشمپوشی کرد؛ بهگونهای که مثلاً در فصل مربوط به شاعران قرن یازدهم، شرح حال شاعری ذکر شده که در همان متنِ کتاب تصریح شده متعلق به قرن نهم یا دهم است! شاید تنها «حمل به صحت» در این ماجرا آن باشد که گمان کنیم این اثر اساساً توسط شخصِ مؤلف (که نامش بر جلد نقش بسته) تألیف نشده و دیگرانی به نام ایشان آن را سرهمبندی کردهاند.
🆔 @khanbaba_moshar
289
+3
♦️شعر آیینی و میراث مکتوب: نگاهی به سه اثر تازه انتشار یافته از سید عباس رستاخیز
✍️جعفر تهرانی
۱۴۰۴٫۱۲٫۰۱
👇👇👇
🆔 @khanbaba_moshar
289
Repost from مهمات
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورندهٔ لقمههای راز شد
لب فروبند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
جناب مولانا در طلیعه رمضان المبارک
مثنوی افشاری
خوانده شده توسط استاد شجریان
#شب_و_روزگار_خوش
289
Repost from کتابفروشی دارالصادقین
+3
سه اثر جدید انتشارات پژوهش متون منتشر شد.
📚دیوان حسن کاشی (با بازنگری و افزودهها)
📚هفت آسمان (سیری در هفتبند ماندگار حسن کاشی در مدح و ستایش امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیهالسلام و مجموعه شصت و شش هفتبند و چند نمونه تضمین و تخمیس به اقتفای آن)
📚منتخب الاشعار فی مناقب الابرار (۳ جلدی)
این آثار از طریق کتابفروشی دارالصادقین قابل تهیه است.
اطلاعات تکمیلی قرار داده خواهد شد.
https://t.me/joinchat/AAAAAFAeymZOuYzessuSIA
289
Repost from الخزانة العلوية
+3
#أخبار_الخزانة
بحضور السيد الأمين العام للعتبة العلوية … الخزانة العلوية تزيح الستار عن كتاب فهرس مخطوطات مكتبة كاشف الغطاء العامة
أزاحت شعبة الخزانة والمتحف العلويّ الستار عن كتاب (فهرس مخطوطات مكتبة كاشف الغطاء العامة)، وذلك يوم الإثنين 16/ 2 /2026م.
وذلك ضمن الندوة العلمية التي أقامتها الخزانة العلوية احتفاءً بمناسبة ألفية حوزة النجف الأشرف، تحت عنوان: «خِزانات النجف: إرثٌ معرفيّ وعطاء مستمر/ مكتبة كاشف الغطاء العامة أنموذجاً».
حيث يقع الفهرس في أربعة مجلدات تضمّنت التعريف بكتب الفقه والأصول في مكتبة كاشف الغطاء العامة، وعددها (٦٠٠) مجلدًا، ضمّت (٨٨٩) عنوانًا.
وأكد القائمون على المشروع أن إصدار هذا الفهرس يأتي في إطار الجهود المستمرة التي تبذلها العتبة العلوية المقدسة للاهتمام بالمخطوطات والمكتبات التاريخيّة، وإبراز دور النجف الأشرف كمركز علميّ وفكريّ رائد عبر العصور.
#الخزانة_العلوية.
#قسم_الشؤون_الفكرية_والثقافية.
#العتبة_العلوية_المقدسة
289
Repost from الخزانة العلوية
#أخبار_الخزانة
#سيصدر_قريباً
لَهجُ الحِكم المُصاغة من كتابِ نهج البلاغة
(يُطبع لأوّل مرّة على نسخة فريدة)
تأليف: محمد بن عبدالقاهر الشهرزوري
الموصليّ الشافعيّ (ت778هـ)
نبذة عن الكتاب:
كتاب يضمّ حِكمًا منتقاة من كتاب نهج البلاغة النفيسة، وفِقره القيّمة، رتّبه المؤلِّف بحسب حروف المعجم، وجعله في ثلاثة أبواب وخاتمة.
ويُعدّ هذا الكتاب نسخة فريدة مهمّة تمثّل قراءة تاريخية لنهج البلاغة، ودلالة على أنّ هذا التراث العلَويّ لم يكن حكراً على مذهب أو طائفة معيَّنة.
#الخزانة_العلوية.
#قسم_الشؤون_الفكرية_والثقافية.
#العتبة_العلوية_المقدسة
289
🏴
در آخرین روز از ماه مبارک شعبان، دوست نازنین و برادر بزرگ و فرهیختهام سید احمد صفایی خوانساری (متولد 1322 قم) هنگام اقامه نماز صبح در خانه خویش در شمیران درگذشت.
وی فرزند مرحوم آیتالله سید مصطفی صفایی خوانساری (1281خوانسار/ 1371 ش در قم) و نوه مرحوم آیتالله العظمی سید احمد صفایی خوانساری (وفات 1319شمسی در خوانسار) بود و همچون پدران خویش از کتابشناسان و گردآورندگان متخصص کتب دینی بود.
پدربزرگ او مجموعه کتابشناسی عظیم و ارجمند ده جلدی «کشفالاسرار عن وجه الکتب والاسفار» را شامل ...
متن کامل خبر
https://www.khabaronline.ir/news/2174063/
289
Repost from الخزانة العلوية
#أخبار_الخزانة
#سيصدر_قريباً
وقفيات المصاحف المخطوطة في الخزانة العلوية
تأليف: الشيخ حسين الواثقي
نبذة عن الكتاب:
إصدار علمي توثيقي يجمع الوقفيات المثبتة على المصاحف الشريفة المخطوطة في الخزانة العلوية بالنجف الأشرف.
يعدّهذا الكتاب أوّل تأليف مستقلّ يجمع بين دفّتيه مجموعة من الوثائق الوقفيّة المكتوبة على المصاحف المخطوطة الشريفة في الخزانات القرآنيّة.
#الخزانة_العلوية.
#قسم_الشؤون_الفكرية_والثقافية.
#العتبة_العلوية_المقدسة
289
Repost from Montakhab
🔴 دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
در علوم انسانی صفریم، صفر
ما در علوم انسانی صفرالکفّ هستیم. هیچی نیستیم. پزشک خوب ایرانی [من اسم نمیبرم] از هیچ پزشک فرنگی درجهٔ اول دنیا کم ندارد. اگر کم دارد نِرسینگِ اوست یا داروهایی که در اختیارش میگذارند، یا وسایل جراحی اوست. آن مربوط به او نیست. او وقتی پایش را گذاشت بیرون، رفت به هاروارد از استاد پزشکی آنجا هیچ کم ندارد. به حضرت عباس!
ما در علوم انسانی صفریم، صفر! مثل کفِ دستِ من. ما باید در این زمینه کار کنیم و این خیلی مهم است. ببینید، آیندهٔ درازمدتِ این مملکت با پزشکی و مهندسی ساخته نمیشود. در آیندهٔ دراز مدت یک مملکت با آن نگاهی که ژاپن به جهان نگاه میکند، آلمان به جهان نگاه میکند، علوم انسانی هیچ کم از علوم تجربی و پزشکی ندارد. ما هیچ کم نداریم. آن دختری که خیلی جوانمرگ شد و بهترین ریاضیدان جهان بود عملاً، از همین دانشگاه شریف درآمده بود.
من به دولت هیچ کاری ندارم. من نمیخواهم نکوهش کنم دولت را. دولت اصلا کیست؟ ماهیتیست که وجودش به وجود افرادش است. در این ماهیت دولت ممکن است آدمهای خیلی بزرگ و شریف و پاکدامن باشند و یا ممکن است مُشتی دزد و قالتاق هم باشند. من هیچ کدامشان را عَلَیالتّعیین نمیشناسم که تحسین کنم یا تقبیح کنم. ما به دولت کاری نداریم.
ببیند، دولت آمده مثلاً توی کدکن ما شعبهٔ دانشگاه آزاد باز میکند. در آنجا مثلاً آمده دکترای فلسفهٔ کانت میدهد؛ حالا مسخره میکنم من این را، دارم مثال میزنم. ولی عملاً همینطور است. آخر کجا؟ با کدام استادت تو داری کانت درس میدهی؟! تو میدانی اصلاً کانت یعنی چی؟! استادِ کانت ایرانی یعنی کی؟ حالا من کانت گفتم. ویتگنشتاینش، هگلش...
ما در علوم انسانی بسیار وضع بدی داریم. خیلی فقیریم.
شما این کنگرهها را نگاه کنید!
هفت هشت ده تا آدم. ابن سینا باشد همانها صحبت میکنند. کانت باشد همانها صحبت میکنند. ویتگنشتاین باشد همانها صحبت میکنند. نمیدانم، تاریخ ابن هیثم و فیزیک و بینایی در ابن هیثم و اینا باشد همانها صحبت میکنند.
این خیلی شرم دارد. خجالت نمیکشند.
هی مرتب فراخوان، هی فراخوان. میگویند از الان تا ۱۵ روز دیگر برای تَنقیحُالمَناظرِ ابن هیثم مقاله بدهید. مثلاً یک خانمِ خانهداری که آشپزیاش را کرده و بچّهاش را شیر داده است، میگوید چه عیبی دارد من هم در این فراخوان شرکت میکنم. میرود آنجا چایی میخورد، مینشیند و در کنگرهٔ تنقیحُالمناظرِ ابن هیثم هم شرکت میکند. آخر تو اسم ابن هیثم را کِی شنیدی؟! محال است در کمبریج و آکسفورد فراخوان پیدا کنید. فراخوان یعنی چه؟!
خانم آشپز و یک عدّه آدم بیکار و فلان و بهمان یک چیزی مینویسد و چه بسا از بیکاری بگوید بیا بخوان.
کدام متخصص؟! ما الان یک آدمی که شفا را تدریس کند نداریم؛ بیخود میگویند. یک آدمی که تمام شفا را بتواند درس بدهد نیست؛ بیخود میگویند. یک قسمت خاصّی از الهیات را فقط توی حوزهٔ حرّافی و انشانویسی و اینهاست. کسی که از عهدهٔ تمام شفا بربیاید وجود ندارد. بقیهاش هم همینطور است. هیچ فرقی نمیکند.
دولت باید از این توسعهٔ عناوین علوم انسانی جلوگیری کند. همهٔ دانشگاهها نباید همهٔ رشتهها را داشته باشند. ما برای متخصّص ابن سینا یک دانشگاه برای متخصّص سهروردی یک دانشگاه. برای متخصّص نمیدانم کانت یک دانشگاه. در همهٔ دانشگاهها که نمیشود. در دانشگاه تربت حیدریه یا نیشابور متخصّص کانت کجا هست که تو دکترای کانت میگذاری و دکترای هگل میگذاری.[مثال میزنم] خجالت دارد. این کاغذها را به دست بچّهها میدهید که چی؟! من نمیگویم که نباشد. ولی برای کلّ صاحبنظرانِ میدانِ مطالعات کانت که صد سال دیگر انشاء اللّه ما یک نفر داشته باشیم که کانت را با همهٔ ابعادش بشناسد و بتواند در یک کنگرهٔ بینالمللیِ کانت لِکچر بدهد و برایش دست بزنند، صد سال دیگر، کلاهمان را باید به آسمان بیندازیم. یک دانشگاه شروع کند برای برنامهریزی که ما میخواهیم متخصّص کانت تربیت کنیم، هِگِل تربیت کنیم، اسپینوزا تربیت کنیم، ویتگنشتاین تربیت کنیم، راسِل تربیت کنیم.
میآیند در کوچکترین روستاها دکتری فلسفه میدهند. در همهٔ رشتهها استاد دارند. این یعنی کشک!
(مطلب از درسگفتارهای شفیعی کدکنی اخذ شده است)
👈🏻 فرهاد قنبری
☘🌸@montakhabsal
