en
Feedback
تبادل (اکانت بزرگه)💖

تبادل (اکانت بزرگه)💖

Open in Telegram
536
Subscribers
+424 hours
+277 days
+11030 days
Posts Archive
بارون روی شیشه ماشین می‌کوبید💦داخل ماشین فقط صدای نفس‌های داغمون☄ بود.
به نیم‌رخش خیره شدم و زمزمه کردم: «کوهیار... تو مال منی❤️.اصلا همه وجودت مال منه تو معجزه زندگیم» کوهیار لبخن زدو دستامو کشیدم تو موهاش و لبامو فرو کردم تو گردنش🔞
تن لختش رو روی صندلی عقب کشیدم. زبونم دور لاله گوشش چرخید، دستم پایین‌تر رفت و محکم التش🙈 و گرفتم
کوهیار ناله🫦 کرد، صدای گرفته‌ش تو ماشین پیچیدوگفت؛آکو آخه اینجا تو ماشین لبخند زدم و شلوارشو کشیدم پایین. «همین‌جا. همین الان😈.» بدنشو زیر خودم له کردم، حرکتم تند و بی‌رحم بود. شیشه‌ها بخار کرده بود و فقط صدای برخورد بدن‌هامون و ناله‌هاش مونده بود.? این تصادف، داغ‌ترین اشتباهی بود که هیچ‌وقت پشیمونش نشدم. 🔥

نور کم‌رنگ لامپ اتاق روی بدن لخت🔥 کوهیار افتاده بود. روی تخت نشسته بودم و روغن🔞 گرم رو کف دستام ریختم. «امشب می‌خوام دیگه ف
نور کم‌رنگ لامپ اتاق روی بدن لخت🔥 کوهیار افتاده بود.
روی تخت نشسته بودم و روغن🔞 گرم رو کف دستام ریختم. «امشب می‌خوام دیگه فتحت کنم.» زمزمه کردم و دست‌های چربم رو روی شونه‌ها و پشتش کشیدم. روغن روی پوست تتو شده‌ش می‌لغزید🫦 با نوک انگشتام هر عضله‌ش رو ناز می‌کردم، پایین‌تر رفتم، کمرش😈 باسنش... کوهیار با صدای گرفته ناله کرد و سرش رو انداخت عقب.
دستامو بیشتر باز کردم، روغن رو بین پاهاش مالیدم و آروم با انگشتام آماده‌ش کردم. دایره‌وار، نرم، عمیق‌تر...
«آه... عشق من...» نفسش تند شده بود.
زبونم👅 گذاشتم رو گردنش، گاز ملایم گرفتم و زبونم دور لاله گوشش چرخید.
دست دیگم جلوتر رفت و محکم گرفتش، همزمان با حرکات انگشتام. کوهیار دیگه طاقت نیاورد، چرخید و منو کشید رو خودش.
روغن، ناله‌ها، و بدن‌های داغمون با هم قاطی شد. اولین بارمون بود، ولی انگار همیشه مال هم بودیم. 🔥

ددیاش جلوی بابای پسره میمالنش 🙊🔞 امیر دستشو رو کیرم گذاشت و اروند از اون طرف دستشو دور سینه هام گذاشت. _نهههه ولم کنین جلوی
ددیاش جلوی بابای پسره میمالنش 🙊🔞 امیر دستشو رو کیرم گذاشت و اروند از اون طرف دستشو دور سینه هام گذاشت. _نهههه ولم کنین جلوی بابام نههههه امیر دستشو دور کی.رم حلقه کرد و با چشمایی که شرارت ازش میبارید گفت _یعنی از بابات بیشتر از ما میترسی؟🔥😏 لبمو به دهن کشیدم تا ناله نکنم، اروند مالیدن سینه هام رو شروع کرده بود و برای منی که قبلشم تحریک شدم ناله نکردن خیلی سخته... اروند نیپلمو طوری که دردم نگیره و تحریک شم فشار داد که دیگه نتونستم تحمل کنم و ناله کردم _اههههه ددی اروند نه....نکون.... امیرم همزمان هندجاب رفتنو برام شروع کرد که اروند دم گوشم گفت _سه تا ددی هات تو اتاقن سپهر اما باید حواست باشه یکیشون بیدار نشه! وگرنه میدونی که؟🔞 دستمو جلوی دهنم گذاشتم تا ناله نکنم اما با قل خوردن یهویی بابام به این سمت...

تریسام پسرای سگ حشر تو خوابگاه👅💦 _میتونی کونتو واسه کیرمون بالا بدی و با کمال میل زیرمون به فاک بری، میتونی هم اینکارو نکنی و همه بچه‌های کلاس بفهمن یه پسر منحرفی که با پورنای گی جق میزنی!🍓💢 Link Link
مچ پسره رو موقع پورن دیدن میگیرن و در عوض لو ندادن گرایشش، دونفری هرشب تو خوابگاه خفتش میکنن و پسرکوچولو رو....😈🔥
#گی #تریسام #مدرسه_ای #عاشقانه🏳‍🌈

کیوان بازیچه دست رهام بود و حالا که به گذشته برگشته رهام عاشقش شده و اون نمیخواد قبولش کنه❌🔞 #کیوان روی تخت نیم خیز شدو #سوراخشو نشونم داد. _ دوس داری این #سوراخ_تنگ رو به #فاک بدی؟ سر #کج کردم و سعی کردم بهش #توجه نکنم که خندید و دستی رو #سوراخش کشید. #انگشتشو وارد #مقعدش کردو کم کم #فشار دادو با #ناله قوسی به کمرش داد. _بالاخره کم میاری #رهام تو تا ابد #اسیر منی⛓❤️‍🔥 https://t.me/+6VIaUCGBkJ80ODc0

کیوان یک سال به گذشته برگشته بود ، درست به زمانی که اوایل آشناییش با رهام بود.❤️‍🔥
از #موهام کشید و الت #کلفتشو وارد دهنم کرد، _ خوب #خیسش کن #کیوان که #راحت بره تو اون #سوراخ تنگت.💦🔞 #التش خیلی #کلفت و بلند بود و تا ته #حلقم میرفت، روی تخت #پرتم کرد و #باسنمو بالا داد،🛌🛋 _ کیوان، #ملافه رو گاز بگیر، نمیخوام #زبونت لای #دندونات بره، دیدی که خیلی #کلفته و برای بار #اول #محاله که پاره نشی،💢♨️ هر قدر بیشتر #التش فرو میرفت احساس #میکردم چاقوی #تیزی داره فرو میشه،🔪🩸🧬 #ملافه از #خون پر شده بود و #هنوز نصف #التشو بیشتر فرو #نکرده بود. https://t.me/+6VIaUCGBkJ80ODc0 https://t.me/+6VIaUCGBkJ80ODc0 اینبار رهام بود که عاشق کیوان شده بود و کیوان بود که از رهام نفرت داشت.⛓❌

🚫پارت واقعی🚫 بعد آروم آ.ل.تشو #داخلم برد آهی کشیدم و سریع #لب گزیدم نگران بیرون رفتن صدامون از ماشین بودم هرچند دور و اطراف نسبتا خلوت بود و جای تاریک تری به نسبت جاهای دیگه بودیم دنیل نگرانی منو دید گفت: آروم #کمر میزنم که ماشین تکون نخوره خوبه؟ هرچند به #سکس آروم عادت نداشتیم اما چاره ای نبود
ژانر: #عاشقانه _ #BL _ #مافیایی _ #BDSM
برای خوندن ادامه ی رمان اینجا کلیک کنین https://t.me/+U2MbtOmBoRhkYTE0 https://t.me/+U2MbtOmBoRhkYTE0 هشدار: رمان دارا صحنه های اروتیک زیادیه سنت پایینه نیا🔞

لیام دستش که داخل موهای آیدن بود مشت شد محکم کشید که سر آیدن هم به عقب کشیده شد. -تو هرچی باشی… از منی.😤😠⛓ آیدن مشت محکمی به سینه‌اش زد: -تو هیچ تصمیمی برای من نمی‌گیری!💔🥺 لیام، آیدن رو محکم به دیوار کوبید، اون رو بین خودش و دیوار گیر انداخت، ضربه محکمی به با🍑سنش زد که ناله آیدن تو اتاق پیچید. -اه... اخخ...چی‌‌...چیکار میکنی؟🥲😱💦 لیام عصبی دستش سمت شلوار آیدن رفت، اون رو کامل پایین کشید، دستش رو به سور💦اخش رسوند، بدون امادگی اولین انگشتش رو داخلش کرد. -امشب جوری پارت می‌کنم که هر وقت نشستی یادت بیوفته ماله منی.😈🔥❌ Link

لیام دستش که داخل موهای آیدن بود مشت شد محکم کشید که سر آیدن هم به عقب کشیده شد. -تو هرچی باشی… از منی.😤😠⛓ آیدن مشت محکمی به سینه‌اش زد: -تو هیچ تصمیمی برای من نمی‌گیری!💔🥺 لیام، آیدن رو محکم به دیوار کوبید، اون رو بین خودش و دیوار گیر انداخت، ضربه محکمی به با🍑سنش زد که ناله آیدن تو اتاق پیچید. -اه... اخخ...چی‌‌...چیکار میکنی؟🥲😱💦 لیام عصبی دستش سمت شلوار آیدن رفت، اون رو کامل پایین کشید، دستش رو به سور💦اخش رسوند، بدون امادگی اولین انگشتش رو داخلش کرد. -امشب جوری پارت می‌کنم که هر وقت نشستی یادت بیوفته ماله منی.😈🔥❌ Link

لیام دستش که داخل موهای آیدن بود مشت شد محکم کشید که سر آیدن هم به عقب کشیده شد. -تو هرچی باشی… از منی.😤😠⛓ آیدن مشت محکمی به سینه‌اش زد: -تو هیچ تصمیمی برای من نمی‌گیری!💔🥺 لیام، آیدن رو محکم به دیوار کوبید، اون رو بین خودش و دیوار گیر انداخت، ضربه محکمی به با🍑سنش زد که ناله آیدن تو اتاق پیچید. -اه... اخخ...چی‌‌...چیکار میکنی؟🥲😱💦 لیام عصبی دستش سمت شلوار آیدن رفت، اون رو کامل پایین کشید، دستش رو به سور💦اخش رسوند، بدون امادگی اولین انگشتش رو داخلش کرد. -امشب جوری پارت می‌کنم که هر وقت نشستی یادت بیوفته ماله منی.😈🔥❌ Link

لیام دستش که داخل موهای آیدن بود مشت شد محکم کشید که سر آیدن هم به عقب کشیده شد. -تو هرچی باشی… از منی.😤😠⛓ آیدن مشت محکمی به سینه‌اش زد: -تو هیچ تصمیمی برای من نمی‌گیری!💔🥺 لیام، آیدن رو محکم به دیوار کوبید، اون رو بین خودش و دیوار گیر انداخت، ضربه محکمی به با🍑سنش زد که ناله آیدن تو اتاق پیچید. -اه... اخخ...چی‌‌...چیکار میکنی؟🥲😱💦 لیام عصبی دستش سمت شلوار آیدن رفت، اون رو کامل پایین کشید، دستش رو به سور💦اخش رسوند، بدون امادگی اولین انگشتش رو داخلش کرد. -امشب جوری پارت می‌کنم که هر وقت نشستی یادت بیوفته ماله منی.😈🔥❌ Link

لیام آهسته نزدیک شد، بدون تهدید —بازم داشتی فکر فرار می‌کردی؟😏❌🔗 آیدن لب گزید: —بذار برم، توروخدا... لیام ازت خ... 🥺💔 لیام بهش اجازه حرف رو نداد، آهسته دستش رو بالا آورد و انگشتاش رو روی گونه‌ی آیدن کشید. —تو آزادترین اسیری هستی که دیدم…اما اگه بری… من تموم می‌شم.❤️‍🩹🔗 لیام دست آیدن رو گرفت و اونو داخل اتاق هل داد، آروم روی تخت گذاشتش، دستش رو از داخل لباسش رد کرد و نیپــ🫐ـل هاشو لمس کرد، لیسی به گردن آیدن زد. -تو عزیز ترینی واسه این تن خسته، با دلم راه بیا آیدن🔞🫦 آیدن سکوت کرد، فرار از دست این مرد امری نشدنی بود، با دستی که سمت آلـــ🍆ــتش رفت ناله‌ای کرد. -اهههه..💦🤤 Link

مافیای خطرناکی که خواننده معروف کشورو مجبور میکنه لباس کیوت خرگوشی بپوشه و وقتی یه ویبراتور داخلشه، رقص میله بره تا حشری بشه
مافیای خطرناکی که خواننده معروف کشورو مجبور میکنه لباس کیوت خرگوشی بپوشه و وقتی یه ویبراتور داخلشه، رقص میله بره تا حشری بشه و بتونه بکنتش😈🔥
همون‌طور که لرزش ویبراتور رو بیشتر میکرد، داد زد _بدو خرگوش کوچولو، کونتو تندتر تکون بده! بهم نشون بده مادرت چه هرزه خوبی برام تربیت کرده سکسی بانی!😏♨️ حشری زانو زد و کونشو که فقط یه شورت لامبادا با دم‌خرگوش روش بود رو عقب داد که یه کیر کلفت توی سوراخ داغش فرو رفت و ویبراتور رو به پروستاتش کوبید و آبش محکم روی پیست رقص پاچید👅💦 _اوووه خرگوش کوچولوی سکسیم با اولین تلمبه ارضا شد؟ چه حشری! ببینم تا آخر شب چندبار میتونی ارضا بشی خرگوشک....🍓 Link
هرشب با پوزیشنای مختلف خرگوش کوچولوشو به فاک میده🤤💢

#گی #مافیای
خرگوش کوچولوی لوسم رو روی پاهام میذارم و به گونه‌های قرمز شده از خجالتش نگاه میکنم🍓🍼 با خنده دستم رو روی سوراخش میکشم که سریع ناله میکنه _کوچولوی من که نباید از ددی خجالت بکشه. همین امروز این سوراخ کوچولو رو با پلاگ و دیلدو پر کردم و همه جات رو دیدم پس دیگه خجالت نمیخواد گیره‌ها رو از روی تخت برمیدارم و به نیپلای صورتی و سیخش میزنم و همزمان آلت کوچولوش رو میمالم و....👅💦 Link Link