en
Feedback
بارشِ یاقوت‌های خُرد شده

بارشِ یاقوت‌های خُرد شده

Open in Telegram

یاقوت‌های خُرد شده بر روی سرِ ما می‌ریزند و ما بیش‌تر جذبِ "بودن" می‌شویم؛ آن‌گاه زیرِ لب زمزمه می‌کنیم: "باید بود تا عاشق شد، باید بود تا خلق کرد، باید بود تا وجود داشتن را درون رگ‌‌های سبز و قلبِ زنده‌ی خاک نگه‌ داشت و زندگی کرد." @OldYaghotbot

Show more
667
Subscribers
+324 hours
-17 days
+2030 days
Posts Archive
- وای، این زنده بودن! این حضور داشتن! این پشتِ سر هم تپیدن! این وصل بودن!! این لعنتیِ سنگین که استخون‌هام رو خُرد می‌کنه!! این ریتمِ عجیب اسمش چیه؟ - زندگی. اسمش "زندگیه".

زندگی! زندگی! زندگی! زندگییی!!!

عاشق چی و کی؟

و همین عاشق بودنم شب رو کوتاه‌تر می‌کنه!!!

با بندبندِ وجودم، عاشقمممممم!!!!

شب زود تموم می‌شه برای عاشق‌ها!!

گاهی دلم می‌خواد شب رو کِش بدم تا بیش‌تر احساسش کنم!!!

Repost from کالیایف
تو نیز عشقی. از خونی و از خاکی، همچون دیگران. گام بر می‌داری، همچون کسی که دل برنمی‌کند از درِ خانه؛ می‌نگری همچون کسی که انتظار می‌کشد و نمی‌بیند. تو زمینی هستی که درد می‌کشد و دَم بر نمی‌آورد خروش‌ها و خستگی‌ها داری، حرف‌ها داری -گام بر می‌داری به انتظار. عشق، خون توست نه چیز دیگر. - چزاره پاوزه

واقعاً عاشقمممممم!!!

این جمله رو زیر لب تکرار می‌کنم و چیزی جز تو رو توی وجودم احساس نمی‌کنم.

Dringst tief in mich ein.

2_5217464810198795115.mp38.76 MB

Ich will, dass dein Herz nur noch für mich schlägt.

07. Zwischen Uns (3).mp38.38 MB

وای، وای، وای، جُنون‌آوره!!!

Ich schließ dich weg, ich sperr dich ein‌.

Bis dass der Tod uns scheidet.

Tot oder lebenslänglich.mp33.99 MB

You take my hands, and I let go of yours.