en
Feedback
مجتبی رجبی

مجتبی رجبی

Open in Telegram
1 254
Subscribers
-624 hours
-217 days
+10730 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+1
in 0 channels
August '26
+177
in 5 channels
Get PRO
July '26
+9
in 0 channels
Get PRO
June '26
+7
in 0 channels
Get PRO
May '26
+3
in 0 channels
Get PRO
April '26
+2
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+326
in 5 channels
Get PRO
January '26
+1
in 1 channels
Get PRO
December '25
+3
in 1 channels
Get PRO
November '25
+4
in 0 channels
Get PRO
October '25
+5
in 1 channels
Get PRO
September '25
+5
in 1 channels
Get PRO
August '25
+5
in 1 channels
Get PRO
July '25
+512
in 7 channels
Get PRO
June '25
+1
in 2 channels
Get PRO
May '25
+7
in 1 channels
Get PRO
April '25
+454
in 6 channels
Get PRO
March '25
+10
in 0 channels
Get PRO
February '25
+11
in 0 channels
Get PRO
January '25
+12
in 1 channels
Get PRO
December '24
+406
in 2 channels
Get PRO
November '24
+206
in 2 channels
Get PRO
October '24
+336
in 2 channels
Get PRO
September '24
+931
in 1 channels
Get PRO
August '24
+349
in 4 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September0
06 September0
05 September0
04 September0
03 September0
02 September0
01 September+1
Channel Posts
با مدادی سیاه بر سپیدی دفتر چند پرنده می کشد و من می پرسم اگر پرنده سفید باشد چه می کند؟ گفت آسمان را سیاه می کنم من اما می خواستم آسمان روشن باشد و پرنده، سپید و چشمانم آنقدر سو داشته باشد تا پرواز روشنش را دریابد آه ای آزادی پرواز روشنت کو؟ #مجتبی_رجبی @mjtabarajabi

2
من روزهای اندوهگین بسیاری داشته‌ام بی‌آن‌که دلیل اندوهم را دریابم و روزهای شاد اندک اما شک ندارم روزِ به دنیا آمدنت بسیار خند
من روزهای اندوهگین بسیاری داشته‌ام بی‌آن‌که دلیل اندوهم را دریابم و روزهای شاد اندک اما شک ندارم روزِ به دنیا آمدنت بسیار خندیده‌ام چراکه به خاطر می‌آورم هر شادی مضاعفی تاوان سهمگینی اندوه بی‌شماری داشته‌است. #مجتبی_رجبی تو را به نام من می‌شناسند - نشر واج @Booef
304
3
دیگر به چه کارم می آید این لبها وقتی دیگر نتواند رو در روی تو بنشیند و کلام دوستت دارم را تکرار کند دیگر به چه کارم می آید این دست ها هرچند اینگونه به بطالت شعری می رسد که شاید هرگزش نخواهی خواند اما چگونه می توانستم به کسی که سالها بعد قصه ما را می شنود حالی کنم این دستها که همین حالا در حال نوشتن این شعرند روزی چقدر خوشبخت بوده اند بر پوست تنی پیش از آلوده شدن بعدها چه کسی خواهد گفت این دستها و این لبها و تمام اعضا و جوارحی که برای زادن شعری گرد هم می آیند به بیراهه رفته اند؟ دیگر به چه کارم می آید این لبها اگر نسراید و این دستها اگر ننویسد؟ آیا همین کافی نخواهد بود اگر شبی دور شعری از من را برای دخترت بخوانی تا داستان های عجیبت درباره مردی که روزی دیوانه وار عاشقت بوده است را باور کند؟ #مجتبی_رجبی @mjtabarajabi
499
4
حتما نیاز نیست جناره ای در کار باشد و قبرستانی یا غروب دلگیر پنجشنبه ای همین که فاتحه خاطراتمان را خوانده ای یعنی مرده است این مرد خانه، گورستان است و این ملحفه سفید، کفن #مجتبی_رجبی @mjtabarajabi
453
5
دلار و طلا نیست که بالا میره ها، عمر ماست جوونی ماست، استرس مردمه، درده، فقره، فلاکته.. به امید روزهای روشن @mjtabarajabi
110
6
روز برای فراموش کردنت مدیون دغدغه های بی شمارم شب برای فراموش کردن دغدغه های بی شمار مدیون تو کدام سمت این کره خاکی خوشبخت ترم؟ از شما چه پنهان سمت ماهش خوشحال ترم! #مجتبی_رجبی @mjtabarajabi
38 164
7
آمدنت زیباست مثل باران من اما برگی افتاده ام سبز نمی شوم دیگر #مجتبی_رجبی #دیگر_کسی_آنگونه_صدایش_نمیزند @mjtabarajabi
آمدنت زیباست مثل باران من اما برگی افتاده ام سبز نمی شوم دیگر #مجتبی_رجبی #دیگر_کسی_آنگونه_صدایش_نمیزند @mjtabarajabi
22 144
8
هر مرد که پس از من ببوسدت بر لبانت تاکستانی را خواهد یافت که من کاشته ام! #نزار_قبانی @mjtabarajabi
170
9
با نشون دادن ریکشن به شعرها علاوه بر اینکه به من انگیزه می دید، باعث میشه بفهمم که میخونید، میفهمید، علاقه دارید و یا بر عکس اون شعر نیاز به کار بیشتری داره. ممنونم که همراهی می کنید. روز خوش...
59
10
آنجا که تویی خیابان بلندی نیست اما هر بار که از آن بگذری احتمال دارد کسی با خودش تصادف کند و این تصادفی نخواهد بود اگر شهرداری سرعت گیر دیگری اضافه کند آن جا که من تابش نور مهتابی را در شبی تابستانی از چهره زنی ربوده ام و این تصادفی نخواهد بود اگر اداره برق تیر برق دیگری اضافه کند آیا چاره دیگری مانده است جز آنکه به خانه تاریکم بازگردم و شعری بنویسم که در آن مردی تصادفا زنده است و به خیابانی می اندیشد که بلند نیست اما هر بار از آن بگذرد احتمال مردنش بسیار است #مجتبی_رجبی @mjtabarajabi
1 295
11
طرح جفت گمشده کفشیم هیچ کداممان بدرد دیگری نخواهیم خورد #مجتبی_رجبی @mjtabarajabi
1
12
از آن خزان که گذشت بر ما آیا هرگز آسوده خوابیده ایم؟ بیا سر بگذار بر سینه تا برایت لالایی بخوانم شاید هر دو بخواب رویم تو تا بهار من برای همیشه! #مجتبی_رجبی @mjtabarajabi
1 256
13
مثل باز باران با ترانه.. تمام خطوطت را هنوز از حفظم از دیگری هم خواهی خواست تو را همین گونه بخواند همچون کتابی که جاهای مهمش را خط کشیده ام! #مجتبی_رجبی #بداهه @mjtabarajabi
1 059
14
به خواب می‌روی برهنه و آرام همچو یک نوزاد رویت خاک می‌ریزند تا سردت نشود و نامت را روی سنگی می‌نویسند تا لازم نباشد بیدارت کنند و نامت را بپرسند و ببینند مرده‌ای ترکت می‌کنند فراموشت می‌کنند هزار سال بعد در ریشه‌ی گیاهی دور برای تماشای آفتاب برمی‌گردی و تمام نام‌ها را از یاد برده‌ای جز یک نام. @hamid59salimi
995
15
سبزی چشمانش گندم زاری نبود که پایان بهارش بدروَم سبزی چشمانش سیبی بود بر بلندترین شاخه که نچیده از بهشتش رانده شدم رشک نمی برم به پرندگان مهاجری که در شاخه هایش لانه کرده اند چرا که مانند اولین سرود آخرین آواز را  هم من خواهم خواند بر بلند ترین شاخه اش آنگاه که چشم هایم را برای همیشه می بندم #مجتبی_رجبی @mjtabarajabi
918
16
خواهی نخواهی سیگار را برداشتم آتش زدم، چرا سیگار میکشم؟ خودم هم نمیدانم. دو انگشت دست چپ را که لای آن سیگار است بلب می‌گذارم. دود آنرا در هوا فوت میکنم، اینهم یک ناخوشی است! #صادق_هدایت @Booef
891
17
یقین داشتم پس از تو دوام نمی آورم حالا تو نیستی و من نفس می کشم راه می روم کار می کنم و دروغ چرا گاهی هم می خندم هزار سال گذشته است و معلومم نیست اینجا که منم دوزخ است یا برزخ؟ ابلیس رانده از بهشتم یا مؤمنی که به زندگی پس از مرگ ایمان آورده است! #مجتبی_رجبی @mjtabarajabi
902
18
چند وقته می خوام به روال قبل، شعر عاشقانه بذارم اما متاسفانه شرایط اصلا عاشقانه نیست جز عشق به ایران شبتون بخیر @mjtabarajabi
116
19
کاش خدایی اگر هست به هیبت مادری درآید در ایران @mjtabarajabi
740
20
دیگر به چه کارم می آید این لبها وقتی دیگر نتواند رو در روی تو بنشیند و کلام دوستت دارم را تکرار کند دیگر به چه کارم می آید این دست ها هرچند اینگونه به بطالت شعری می رسد که شاید هرگزش نخواهی خواند اما چگونه می توانستم به کسی که سالها بعد قصه ما را می شنود حالی کنم این دستها که همین حالا در حال نوشتن این شعرند روزی چقدر خوشبخت بوده اند بر پوست تنی پیش از آلوده شدن بعدها چه کسی خواهد گفت این دستها و این لبها و تمام اعضا و جوارحی که برای زادن شعری گرد هم می آیند به بیراهه رفته اند؟ آیا همین کافی نخواهد بود اگر شبی مست شعری از دفترم را برای کسی بخوانی تا داستان های عجیبت درباره مردی که دیوانه وار عاشقت بوده است را باور کند؟ دیگر به چه کارم می آید این لبها اگر نسراید و این دستها اگر ننویسد؟ #مجتبی_رجبی @mjtabarajabi
42