1 263
Suscriptores
-124 horas
-167 días
+11630 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+1
en 0 canales
agosto '26
+177
en 5 canales
Get PRO
julio '26
+9
en 0 canales
Get PRO
junio '26
+7
en 0 canales
Get PRO
mayo '26
+3
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+2
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+1
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+326
en 5 canales
Get PRO
enero '26
+1
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+3
en 1 canales
Get PRO
noviembre '25
+4
en 0 canales
Get PRO
octubre '25
+5
en 1 canales
Get PRO
septiembre '25
+5
en 1 canales
Get PRO
agosto '25
+5
en 1 canales
Get PRO
julio '25
+512
en 7 canales
Get PRO
junio '25
+1
en 2 canales
Get PRO
mayo '25
+7
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+454
en 6 canales
Get PRO
marzo '25
+10
en 0 canales
Get PRO
febrero '25
+11
en 0 canales
Get PRO
enero '25
+12
en 1 canales
Get PRO
diciembre '24
+406
en 2 canales
Get PRO
noviembre '24
+206
en 2 canales
Get PRO
octubre '24
+336
en 2 canales
Get PRO
septiembre '24
+931
en 1 canales
Get PRO
agosto '24
+349
en 4 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 05 septiembre | 0 | |||
| 04 septiembre | 0 | |||
| 03 septiembre | 0 | |||
| 02 septiembre | 0 | |||
| 01 septiembre | +1 |
Publicaciones del Canal
| 2 | دیگر به چه کارم می آید این لبها
وقتی دیگر نتواند
رو در روی تو بنشیند
و کلام دوستت دارم را تکرار کند
دیگر به چه کارم می آید این دست ها
هرچند اینگونه به بطالت شعری می رسد
که شاید هرگزش نخواهی خواند
اما چگونه می توانستم
به کسی که سالها بعد قصه ما را می شنود
حالی کنم
این دستها که همین حالا
در حال نوشتن این شعرند
روزی چقدر خوشبخت بوده اند
بر پوست تنی پیش از آلوده شدن
بعدها چه کسی خواهد گفت
این دستها و این لبها
و تمام اعضا و جوارحی
که برای زادن شعری گرد هم می آیند
به بیراهه رفته اند؟
دیگر به چه کارم می آید این لبها
اگر نسراید
و این دستها
اگر ننویسد؟
آیا همین کافی نخواهد بود
اگر شبی دور
شعری از من را برای دخترت بخوانی
تا داستان های عجیبت
درباره مردی
که روزی دیوانه وار عاشقت بوده است را
باور کند؟
#مجتبی_رجبی
@mjtabarajabi | 413 |
| 3 | حتما نیاز نیست
جناره ای در کار باشد
و قبرستانی
یا غروب دلگیر پنجشنبه ای
همین که فاتحه خاطراتمان را خوانده ای
یعنی مرده است این مرد
خانه، گورستان است
و این ملحفه سفید، کفن
#مجتبی_رجبی
@mjtabarajabi | 414 |
| 4 | دلار و طلا نیست که بالا میره ها، عمر ماست جوونی ماست، استرس مردمه، درده، فقره، فلاکته..
به امید روزهای روشن
@mjtabarajabi | 110 |
| 5 | روز برای فراموش کردنت
مدیون دغدغه های بی شمارم
شب برای فراموش کردن دغدغه های بی شمار
مدیون تو
کدام سمت این کره خاکی خوشبخت ترم؟
از شما چه پنهان
سمت ماهش خوشحال ترم!
#مجتبی_رجبی
@mjtabarajabi | 38 103 |
| 6 | آمدنت زیباست
مثل باران
من اما برگی افتاده ام
سبز نمی شوم دیگر
#مجتبی_رجبی
#دیگر_کسی_آنگونه_صدایش_نمیزند
@mjtabarajabi | 22 017 |
| 7 | هر مرد که پس از من
ببوسدت
بر لبانت
تاکستانی را خواهد یافت
که من کاشته ام!
#نزار_قبانی
@mjtabarajabi | 170 |
| 8 | با نشون دادن ریکشن به شعرها علاوه بر اینکه به من انگیزه می دید، باعث میشه بفهمم که میخونید، میفهمید، علاقه دارید و یا بر عکس اون شعر نیاز به کار بیشتری داره.
ممنونم که همراهی می کنید.
روز خوش... | 59 |
| 9 | آنجا که تویی
خیابان بلندی نیست
اما هر بار که از آن بگذری
احتمال دارد کسی
با خودش تصادف کند
و این تصادفی نخواهد بود
اگر شهرداری
سرعت گیر دیگری اضافه کند
آن جا که من
تابش نور مهتابی را
در شبی تابستانی
از چهره زنی ربوده ام
و این تصادفی نخواهد بود
اگر اداره برق
تیر برق دیگری اضافه کند
آیا چاره دیگری مانده است
جز آنکه به خانه تاریکم بازگردم
و شعری بنویسم که در آن
مردی تصادفا زنده است
و به خیابانی می اندیشد که بلند نیست
اما هر بار از آن بگذرد
احتمال مردنش بسیار است
#مجتبی_رجبی
@mjtabarajabi | 1 270 |
| 10 | طرح
جفت گمشده کفشیم
هیچ کداممان بدرد دیگری نخواهیم خورد
#مجتبی_رجبی
@mjtabarajabi | 1 |
| 11 | از آن خزان که گذشت بر ما
آیا هرگز آسوده خوابیده ایم؟
بیا سر بگذار بر سینه
تا برایت لالایی بخوانم
شاید هر دو بخواب رویم
تو تا بهار
من برای همیشه!
#مجتبی_رجبی
@mjtabarajabi | 1 221 |
| 12 | مثل باز باران
با ترانه..
تمام خطوطت را هنوز از حفظم
از دیگری هم خواهی خواست
تو را همین گونه بخواند
همچون کتابی
که جاهای مهمش را خط کشیده ام!
#مجتبی_رجبی
#بداهه
@mjtabarajabi | 1 059 |
| 13 | به خواب میروی
برهنه و آرام
همچو یک نوزاد
رویت خاک میریزند تا سردت نشود
و نامت را روی سنگی مینویسند
تا لازم نباشد بیدارت کنند
و نامت را بپرسند
و ببینند مردهای
ترکت میکنند
فراموشت میکنند
هزار سال بعد
در ریشهی گیاهی دور
برای تماشای آفتاب برمیگردی
و تمام نامها را از یاد بردهای
جز یک نام.
@hamid59salimi | 995 |
| 14 | سبزی چشمانش
گندم زاری نبود
که پایان بهارش بدروَم
سبزی چشمانش
سیبی بود بر بلندترین شاخه
که نچیده
از بهشتش رانده شدم
رشک نمی برم
به پرندگان مهاجری که
در شاخه هایش لانه کرده اند
چرا که مانند اولین سرود
آخرین آواز را هم
من خواهم خواند
بر بلند ترین شاخه اش
آنگاه که چشم هایم را
برای همیشه می بندم
#مجتبی_رجبی
@mjtabarajabi | 918 |
| 15 | خواهی نخواهی سیگار را برداشتم آتش زدم، چرا سیگار میکشم؟
خودم هم نمیدانم.
دو انگشت دست چپ را که لای آن سیگار است بلب میگذارم. دود آنرا در هوا فوت میکنم، اینهم یک ناخوشی است!
#صادق_هدایت
@Booef | 891 |
| 16 | یقین داشتم پس از تو دوام نمی آورم
حالا تو نیستی و
من نفس می کشم
راه می روم
کار می کنم
و دروغ چرا
گاهی هم می خندم
هزار سال گذشته است و
معلومم نیست
اینجا که منم دوزخ است
یا برزخ؟
ابلیس رانده از بهشتم
یا مؤمنی
که به زندگی پس از مرگ
ایمان آورده است!
#مجتبی_رجبی
@mjtabarajabi | 902 |
| 17 | چند وقته می خوام به روال قبل، شعر عاشقانه بذارم اما متاسفانه شرایط اصلا عاشقانه نیست جز عشق به ایران
شبتون بخیر
@mjtabarajabi | 116 |
| 18 | کاش خدایی اگر هست
به هیبت مادری درآید
در ایران
@mjtabarajabi | 740 |
| 19 | دیگر به چه کارم می آید این لبها
وقتی دیگر نتواند
رو در روی تو بنشیند
و کلام دوستت دارم را تکرار کند
دیگر به چه کارم می آید این دست ها
هرچند اینگونه به بطالت شعری می رسد
که شاید هرگزش نخواهی خواند
اما چگونه می توانستم
به کسی که سالها بعد قصه ما را می شنود
حالی کنم
این دستها که همین حالا
در حال نوشتن این شعرند
روزی چقدر خوشبخت بوده اند
بر پوست تنی پیش از آلوده شدن
بعدها چه کسی خواهد گفت
این دستها و این لبها
و تمام اعضا و جوارحی
که برای زادن شعری گرد هم می آیند
به بیراهه رفته اند؟
آیا همین کافی نخواهد بود
اگر شبی مست
شعری از دفترم را برای کسی بخوانی
تا داستان های عجیبت
درباره مردی
که دیوانه وار عاشقت بوده است را
باور کند؟
دیگر به چه کارم می آید این لبها
اگر نسراید
و این دستها
اگر ننویسد؟
#مجتبی_رجبی
@mjtabarajabi | 42 |
| 20 | نه لباس رزم پوشیده بودیم
نه تفنگ بود در دستانمان
اما هر جای تنمان را بکاوند
جای هزار زخم است
از جنگ هایی که
ما به راه نیانداخته بودیم
گفتند همچنان ایستاده ایم ما
اما ندیدند
پاهایمان خمیده است
دستان مان خالی
و دلمان داغدار گربه ای
که موشی آنرا جویده است
#مجتبی_رجبی
@mjtabarajabi | 688 |
