خردسرای فردوسی یزد
Open in Telegram
جلوه گاه اندیشه و مهر ایران چو جوید کسی راه بایستگی هنر باید و شرم و شایستگی! @Cyrus_Hami : گرداننده تالار تلفن : 09013489990
Show more2 849
Subscribers
+124 hours
+37 days
+1330 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+17
in 2 channels
August '26
+159
in 12 channels
Get PRO
July '26
+224
in 11 channels
Get PRO
June '26
+63
in 6 channels
Get PRO
May '26
+6
in 1 channels
Get PRO
April '26
+3
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 1 channels
Get PRO
February '26
+183
in 15 channels
Get PRO
January '26
+61
in 7 channels
Get PRO
December '25
+193
in 35 channels
Get PRO
November '25
+146
in 14 channels
Get PRO
October '25
+168
in 23 channels
Get PRO
September '25
+188
in 19 channels
Get PRO
August '25
+191
in 19 channels
Get PRO
July '25
+210
in 29 channels
Get PRO
June '25
+214
in 20 channels
Get PRO
May '25
+257
in 22 channels
Get PRO
April '25
+154
in 19 channels
Get PRO
March '25
+336
in 25 channels
Get PRO
February '25
+189
in 57 channels
Get PRO
January '25
+371
in 27 channels
Get PRO
December '24
+331
in 112 channels
Get PRO
November '24
+185
in 103 channels
Get PRO
October '24
+183
in 99 channels
Get PRO
September '24
+99
in 16 channels
Get PRO
August '24
+124
in 53 channels
Get PRO
July '24
+128
in 86 channels
Get PRO
June '24
+115
in 56 channels
Get PRO
May '24
+155
in 125 channels
Get PRO
April '24
+652
in 207 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | +2 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | +5 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | +6 | |||
| 02 September | +2 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
Repost from Zahrafatehi تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید؟ تو یکی نه ای، هزاری! تو چراغ خود برافروز.
ادامه داستان بیژن و منیژه
بمان تا بیاید مه فرودین
که بفروزد اندر جهان هور دین
بدان گه که بر گل نشاندت باد
چو بر سر همی گل فشاندت باد
زمین چادر سبز در پوشدا
هوا بر گلان زار بخروشدا
به هر سو شود پاک فرمان ما
پرستش که فرمود یزدان ما
بخواهم من آن جام گیتی نمای
شوم پیش یزدان بباشم به پای
کجا هفت کشور بدو اندر آ
ببینم بر و بوم هر کشورا
کنم آفرین بر نیاکان خویش
گزیده جهاندار و پاکان خویش
بگویم تو را هر کجا بیژن است
به جام اندرون این مرا روشن است
چو بشنید گیو این سخن شاد شد
ز تیمار فرزند آزاد شد
بخندید و بر شاه کرد آفرین
که بی تو مبادا زمان و زمین
سه شنبه ها با شاهنامه
یزد، کتابخانه دکتر جوادی ساعت 17
https://t.me/zahrafatehi49
| 2 | #نوای_ماندگار🎼
🎶بیا نزدیکتر
#سهراب_پورناظری
آهنگ : #سهراب_پورناظری
تنظیم: #آرش_سلامیه
شعـر : #شیوا_فضلعلی
شب آرام
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 623 |
| 3 |
👁 رویدادهای #شهریور_۱۳۲۰
درباره آغاز اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ و آخرین روزهای سلطنت رضاشاه
دیگر آن روزهای آخر حتی میخواهم بگویم سالهای آخر سلطنت رضاشاه واقعاً اوضاع و احوال طوری بود که آدم با همسرش هم که میخواست صحبت کند، باید ملاحظه بکند. حالا دیگر پدر و فرزند، برادر و خواهر اینها که جای خود دارند. هیچکس جرأت نمیکرد دیگر حرف بزند. واقعاً که شدیدترین حکومت مطلقهای بود که میشد فکرش را بکنیم.
روز سوم شهریور من میهمان بودم. عصری یک کسی در را باز کرد و به صاحبخانه خبر داد که «انگلیس و روس صبح حمله کردند مجلس تشکیل شده» و باور میکنید این را یواش میگفت، جرأت نمیکرد حتی این [خبر] را که الان دارند توی مجلس داد میزنند، این را بلند بگوید. خیلی یواش گفت «بله صبح سحر روس و انگلیس حمله کردند به ایران و مجلس جلسه فوقالعاده دارد و [علی] منصور نخستوزیر دارد توضیحات میدهد راجع به این مطلب.»
ما فوری رفتیم به خانه پدرمان [ذکاءالملک فروغی]، دیدیم که بله، اوضاع خراب است، حمله کردند. حالا در آن اول جوانی من همهاش منتظرم که چرا پس ما را احضار نمیکنند که برویم میدان جنگ. من دو سال و یک ماه خدمت کردم برای امروز. روز چهارم، باز احضار نکردند. ناراحت [بودم تا] روز پنجم که من رفتم به اداره دیدم که بله آوردند فرمان احضار را. خیلی خوشحال و آمدم منزل. اول البته رفتم پهلوی پدرم و به ایشان عرض کردم که ورقه احضار من آمده. من میخواهم بروم [به جنگ]. مرحوم فروغی ناراحت که میشد دور چشمها حلقه سیاه میزد. دیدم حلقه سیاه زد. به من گفتند که «جنگی دیگر نیست دیگر که تمام شده.»
بعد، بلافاصله گفتند خیلی خوب، بله دیگر باید بروی. راه افتادم رفتم [پادگان] باغشاه، چون من در باغشاه خدمت میکردم. رفتم باغشاه، البته منظره بسیار رقتباری [بود]. من افسر توپخانه بودم. [دیدم] توپها را کشیدهاند زیر درختهای چنار توی باغشاه. اسبها را بردهاند بیرون. هیچکس نیست. هرج و مرج به حد اعلا. رفتم به دفتر دیدم یک حالت مضحکه و تمسخر [به من میگویند] که «آمدی که چهکار کنی؟» خیلی متأثر شدم. برگشتم رفتم. دیگر سر شب بود. تابستان هم بود و ما هم توی باغ [به همراه پدر و بقیه اعضای خانواده] شام میخوردیم.
شاید در حدود ساعت ده بود. تلفن زدند که من رفتم پای تلفن تلفنچی تا صدایم بلند کردم گفت «آقا محمودخان» دیدم اه تلفنچی دربار است که ما همدیگر را ندیدیم، ولی صدای همدیگر را خوب میشناختیم. گفتم این شما هستید. حالا اسمش باشد برای اینکه بعد مقامات بالا گرفت. گفت که «اعلیحضرت احضار فرمودند.» گفتم گوشی دستت باشد آمدم و به مرحوم فروغی گفتم تلفنچی دربار است.
س- روز پنجم؟
ج- شب روز پنجم. اعلیحضرت احضار فرمودند. فرمودند که «بگو که حالا که شب دیروقت است، من هم اتومبیل ندارم انشاالله فردا صبح.» ما را میگویی دیدیم از این خبرها سابق نبود. رفتم عین پیغام را رساندم گفت «آقامحمودخان من چه جوری این را بگویم؟» ... در این حیص و بیص گفت آقا، آقا الان آمدند گفتند که اتومبیل آقای [محمد] سهیلی را فرستادند. سهیلی وزیر کشور بود در کابینه. آمدم [به پدرم] عرض کردم که میگوید «اتومبیل آقای سهیلی وزیر کشور توی راه است دارد میآید.» فرمودند که «بگو حالا که شوفر زحمت کشیده آمده خیلی خوب میآیم. شوفر راننده زحمت کشیده آمده من میآیم.» خیلی خوب خداحافظی کردیم، گوشی را گذاشتیم. ...دیدم بله اتومبیل آمد و خدابیامرزدش آقای نصرالله انتظام از اتومبیل پیاده شد، آمد گفت بفرمایید.
س- سمتشان چی بود؟
ج- رئیس تشریفات دربار بود. به هرحال رفتند. آمدیم و چراغها خاموش شد. نورافکن به آسمان انداختند. اوضاع دیگر معلوم است چه بود. اینها طول کشید شد ساعت یازده، شد ساعت دوازده، دیدیم هیچ خبری نیست. کمکم نگران شدیم. شروع کردیم توی باغ قدم زدن. عموی من بود همین میرزا ابوالحسنخان. پدرم همیشه به ایشان خطاب میکرد میرزا ابوالحسن، ایشان بود و راه میرفت. برادر من که فوت شد پارسال مسعود بود و من. سه تایی راه میرفتیم و نگران [بودیم].
در حدود شاید یک بعد از نصف شب بود که اتومبیل آمد. [پدرم] از اتومبیل پیاده شدند از پله که میآمدند بالا، عموی من سؤال کردند از ایشان که «چی بود چه خبر بود؟» گفتند که این درست جمله خودشان بود که «به من تکلیف [تشکیل] دولت کردند.» عمویم با اضطراب گفتند «قبول که نکردید؟» این جمله دیگر درست یادم نیست که ولی مضمونش این بود گفتند «میرزاابوالحسنخان، یک عمر مردم ایران به ما احترام گذاشتند، مقام دادند، زندگی ما را تأمین کردند همه اینها را برای یک شب و آن امشب که به من احتیاج دارند بگویم نه؟»
بخشی از مصاحبه #محمود_فروغی (۱۲۹۰-۱۳۷۰) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد.
تاریخ مصاحبه: ۱۵ اسفند ۱۳۶۰
مصاحبه کننده: حبیب لاجوردی
https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project | 261 |
| 4 | 👁 رویدادهای #شهریور_۱۳۲۰
گفتار پانزدهم
شبکه پیشرفته جاسوسان شوروی در روزگار #رضاشاه
#آقابکف ؛ رئیس گ پ او در ایران
https://youtu.be/cznezY9NYEk
ویدیو پیوست ، روایت داستان زندگی #آقابکف رئیس سازمان جاسوسی #شوروی است.
چگونه وارد ایران در روزگار #رضاشاه میشود و شبکه جاسوسان مورد نیاز را در ایران طراحی میکند.
سازمان اطلاعاتی #گ_پ_او که دههها قبل از تاسیس #کا_گ_ب شوروی مشغول به کار بود، در آن سالها نیاز به جاسوسان زبدهای داشت که در ایران و دیگر کشورها فعالیت کنند.
🕊 #پادکست_تاریخ_دراما
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔰 | 485 |
| 5 | #نوای_ماندگار🎼
🎶 دلارام (دشتی)
بانو #صبا_پاشایی
آهنگ و شعر : #حمید_تدینی
با امید فردا
شد چه روز و شبها
ای ماه من آیی تو کی باز، باز
گویی برایم قصه و راز، راز
ای الهه ناز من، ای تو یار و همراز من
ای . . . خوش . . . تر . . . ز جان
در . . . پی . . . شم . . . بمان
هر بام و هر شام، یار دلارام
هر بام و هر شام، یار دلارام
شب آرام
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 1 029 |
| 6 | 👁 رویدادهای #شهریور_۱۳۲۰
📝 بانک ملی و داستان اختلاس #لیندنبلات
✍️ #ابراهیم_مروی
در سال ۱۳۰۴ نخستین بانک ایرانی -که البته تنها به امور ویژه نظامیها میپرداخت- افتتاح شد. این بانک، #بانک-قشون-پهلوی نام داشت که بعدها به نام #بانک_سپه تغییر نام یافت.
در سال ۱۳۰۶ قانون تاسیس #بانک_ملی از سوی مجلس صادر شد و در روز سهشنبه بیست شهریور ۱۳۰۷ این بانک رسما کار خود را آغاز کرد.
برای ریاست بانک ملی آقای #دکتر_کورت_لیندنبلات (Kurt Lindenblatt) آلمانی که پیش از این ریاست بانک اعتبارات صوفیه بلغارستان را داشت به پیشنهاد «محمد علی فرزین وزیرمختار ایران در آلمان» انتخاب شد.لیندن بلات از زمره آلمانیهای پاک دست نبود و به پشتیبانی مرد شماره دو قدرت در آن زمان یعنی تیمورتاش وزیر دربار شروع به اختلاس از بانک کرد.لو رفتن قضیه اختلاس باعث حوادث زیادی در کشور شد؛ به نحوی که رضا شاه که به دلایل مختلف با تیمورتاش اختلاف پیدا کرده بود (به خصوص ارتباط تیمورتاش با شوروی و نگرانی رضاخان از قدرتگیری بیش از حد تیمورتاش و همین طور تلاش انگلیسیها برای حذف تیمورتاش)، او را از سمتش عزل و راهی زندان کرد و در آخر هم در سال ۱۳۱۲ تیمورتاش به دست پزشک احمدی در زندان قصر به قتل رسید.لیندن بلات و معاونش فوگل از کشور متواری شدند. فوگل که در بیروت به سر میبرد وقتی مجبور به برگشتن به ایران برای محاکمه شد در بیروت خودکشی کرد، ولی بلات به ایران آورده شد و به حبس و جریمه محکوم شد. #مهدیقلیخان_هدایت مخبرالسلطنه نخست وزیر وقت در کتاب خاطرات و خطرات خود این واقعه را چنین شرح میدهد:
«معلوم شد معاملاتی بدون وثیقه کافی شده و خساراتی وارد آمده است، لیندن بلات رییس بانک زیاد مقید به رعایت نظرات هیات نظارت نبوده است و شاید متکی به تیمور تاش، در هر حال اختلاساتی مسلم شد.»
لیندن بلات به خیال گریز میافتد به بهانه مرض و معالجه با اجازه مسافرت میکند (اتو) فوگل نایب رییس چاره را در فرار میبیند شاه شخصا به بانک رفته و طلای وثیقه را بازدید کرده، نقصی نداشته است. فوگل مفقودالاثر میشود، (سرتیپ)
#آیرم (رییس کل تشکیلات نظمیه مملکتی) در گاراژها معلوم میکند که دندانسازی به دعوتی به بغداد رفته است. تفحص میکند هیچ جا او را در اتومبیل نمییابد، بعدها کاشف به عمل آمد که در صندوق پشت اتومبیل پنهان بوده است. به این تدبیر از سرحد میگذرد در بغداد معطل نشده به بیروت میرود. دولت، فوگل را از حکومت شام میخواهد وی ناچار انتحار میکند. این واقعه برای آلمان نهایت اهمیت را داشت عده کثیری متخصصین آلمانی در ادارات ما کار میکنند؛ به طوری که میشود گفت سیاست آلمان در ایران روبه غلبه دارد و بانک ملی قلب اقتصاد است لیندن بلات از راه قانونی مسترد شد با وکیل مدافعی به تهران آمد به ۱۸ ماه حبس و ۷۰۰۰ لیره و ۴۶ هزار ریال محکوم شد (۶۳هزار تومان) دولت باز یک نفر آلمانی را بهنام هرست، توسط سفارت خودمان در برلین به ریاست بانک اجیر کرد...»
📖 جستار کامل
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 691 |
| 7 | 👁 رویدادهای #شهریور_۱۳۲۰
گفتار چهاردهم
📹 داستان #کوپن در اولین سالهای سلطنت محمدرضاشاه
نسخه صوتی
▫️بسیاری از شهروندان کشور با شنیدن این واژه، سالهای دهه شصت و کمبودها وسختیهای ناشی از جنگ ایران و عراق را به یاد می آورند. نسخهای که توسط دولت میرحسین موسوی برای تامین کالاهای ضروری برای همه ایرانیان در آن دوره تدوین شد. سیاستی که هم در آن زمان و هم امروز موافقان و منتقدان متعددی داشته است.
▫️طبق اوراق و اسناد موجود عمر این نسخه دستکم به یک جنگ دیگر یعنی جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط قوای متفقین در شهریور 20 می رسد. با اشغال ایران، استعفای اجباری رضاشاه و آغاز به کار محمدرضاشاه به یکباره نظم آهنین 15 ساله ایران فرو ریخت. این فروپاشی بسیاری از ساحتهای حیات ایرانیان را دچار چالش کرد. یکی از این چالشها، وضعیت معیشت و دسترسی مردم به کالاهای اساسی بود.
▫️سیدحمید متقی پژوهشگر تاریخ ایران معاصر در این زمینه و برای بررسی ابعاد مختلف این رویداد مهم تاریخ اقتصاد ایران با محمد بختیاری استاد تاریخ دانشگاه بینالمللی امامخمینی به گفتوگو نشستهاست.
📺 @ecoiran_webtv | 750 |
| 8 | #نوای_ماندگار🎼
🎶 سوگنـد
#کاوه_اکبری (همتبار افغانستانی)
شعـر : #نجیب_بارور (همتبار افغانستانی)
زادگاهِ رستم و شاهان ساسانی یکیست
شوکت شهنامه و فرهنگ ایرانی یکیست
ارزش خاک بخارا و سمرقندِ عزیز
نزد ما با گوهر و لعل بدخشانی یکیست
ما اگرچون شاخهها دوریم از هم عیب نیست
ریشۀ کولابی و بلخی و تهرانی یکیست
از درفش کاویان آواز دیگر میرسد:
بازوان کاوه و شمشیر سامانی یکیست
چیست فرق شعر حافظ، با سرود مولوی؟
مکتب هندی، عراقی و خراسانی یکیست
فرق شعر بیدل و اقبال و غالب در کجاست؟
رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکیست
مرزها دیگر اساس دوریِ ما نیستند
ای برادر! اصل ما را نیک میدانی یکیست
«تاجکی»، یا «فارسی»، یا خویش پنداری «دری»
این زبان پارسی را هرچه میخوانی، یکیست!
شب آرام
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 1 288 |
| 9 | #نوای_ماندگار🎼
🎶 سوگنـد
#کاوه_اکبری (همتبار افغانستانی)
شعـر : #نجیب_بارور (همتبار افغانستانی)
زادگاهِ رستم و شاهان ساسانی یکیست
شوکت شهنامه و فرهنگ ایرانی یکیست
ارزش خاک بخارا و سمرقندِ عزیز
نزد ما با گوهر و لعل بدخشانی یکیست
ما اگرچون شاخهها دوریم از هم عیب نیست
ریشۀ کولابی و بلخی و تهرانی یکیست
از درفش کاویان آواز دیگر میرسد:
بازوان کاوه و شمشیر سامانی یکیست
چیست فرق شعر حافظ، با سرود مولوی؟
مکتب هندی، عراقی و خراسانی یکیست
فرق شعر بیدل و اقبال و غالب در کجاست؟
رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکیست
مرزها دیگر اساس دوریِ ما نیستند
ای برادر! اصل ما را نیک میدانی یکیست
«تاجکی»، یا «فارسی»، یا خویش پنداری «دری»
این زبان پارسی را هرچه میخوانی، یکیست!
شب آرام
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 31 |
| 10 | 👁 رویدادهای #شهریور_۱۳۲۰
📝 سنگ و سر #فروغی
✍️ #مهدی_تدینی
#محمدعلی_فروغی، دولتمرد بزرگ ایران جدید، مرد دوران گذار بود. وقتی همهچیز ویران و آشوبزده بود، چونان معماری زبردست پلی میساخت برای گذار از فروپاشی به پایداری. او در زمان ثبات هم ریاست دولت را در دست داشت، اما شهرت و نقش بیهمتایش در سیاست ایران مهندسی و معماری دورانهای گذار است.
البته این گذار دشواریهای خود را داشت؛ اصلاً گذار سخت است، وگرنه در عهد ثبات هر میانمایهای میتواند امور را بر سبیل عادت و با سکان خودکار پیش برد. از تیرهترین روزهای ایران شهریور ۱۳۲۰ بود. در پی زیادهخواهی متفقین که انتظار داشتند ایران بیطرفیاش را در جنگ جهانی کنار بگذارد و به آغوش متفقین بغلتد، کشور از شمال و جنوب آماج تاخت مدرنترین ارتشهای جهان قرار گرفت. ساعت دوباره صفر شد؛ کیان ملی و شیرازۀ کشور دستخوش چپاول بیگانه و چنگال روزگار شد. رضاشاه در یکی از واپسین اقدامات پیش از کنارهگیری از قدرت فروغی را مأمور تشکیل کابینه کرد. فروغی شش سالی بود که در پی واقعۀ مسجد گوهرشاد مغضوب و خانهنشین بود. اگر بخواهیم یک نفر را بیابیم که معنای «مصلحت کشور» را عمیقاً درک کرده باشد و هیچگاه نفع ملی را فدای مطامع شخصی نکرده باشد، محمدعلی فروغی است.
رضاشاه دو هفته بعد به نفع ولیعهد جوان کنارهگیری کرد و گام در مسیر تبعید نهاد. فروغی باید شیرازهدار کشور میشد: در رأس کارهای مهم جلوس ولیعهد بر تخت بود. زیر پای فروغی نشسته بودند تا قاجار را برگردانند یا اعلام جمهوری کنند. اما فروغی، به عنوان یکی از مجریان اصلی گذار از قاجار به پهلوی و نویسندۀ متن سوگندنامۀ رضاشاه، کارکرد پادشاهی را از اعماق اسطوره تا سیاست روزمره میدانست و محال بود زیر بار جمهوری رود.
این دورۀ رئیسالوزرایی، آخرین فروغ فروغی در آسمان سرزمین شاهان بود؛ دورهای که شش ماه بیشتر طول نکشید، اما برای معمار چیرهدست همین نیمسال کافی بود تا ستونها را قوام بخشد و تَرکها را ترمیم کند. برای اینکه بدانید ادارۀ این دوره چقدر سخت بود، شرح مفصلی، فراتر از این مجال، لازم است: فوران و انفجاری در کشور رخ داده بود. کشور زیر اشغال بود؛ عصای پولادین رضاشاه شکسته بود و آزادی سیاسی فورانی از کنش سیاسی پدید آورده بود. هجوم برای تأسیس روزنامه به حدی بود که بررسی درخواستها یک سال طول میکشید! سکوتِ پیشاشهریوری به همهمهای سرسامآور بدل شده بود. روزنامهها بیهراس شکمِ هر فرد و مسئله را میدریدند. وقتی از تریبون مجلس به رضاشاه هر چه میخواستند میگفتند، تکلیف بقیه روشن بود.
فروغی باید زیر این فشار خردکننده کشتی نیمهغرق کشور را نجات میداد و در هر کار هم با مجلس درگیر بود؛ واپسین روزهای مجلس دوازدهم و مجلس سیزدهمی که در عدم آزادی سیاسی در دوران رضاشاه انتخاب شده بود. اما همین نمایندگان رام و دستچینشده اینک به شیران شرزه بدل شده بودند و ممکن بود سر هر چیز از سنگر مجلس با فروغی بجنگند. اینک مهمترین کار ساماندهی رابطه با اشغالگران بود؛ مسئلهای که بیشترین تأثیر را بر آیندۀ ایران داشت. او کوشید معاهدهای سهجانبه میان ایران و شوروی و بریتانیا ببندد. بیراه نیست اگر ادعا کنیم نجات تمامیت خاک ایران در سالهای بعد و رهاندن کشور از آروارۀ استالین نتیجۀ درایت فروغی در عقد این پیمان بود.
فروغی در سیام آذر این معاهده را تقدیم مجلس کرد. شدیدترین بحث در مجلس و فضای عمومی درگرفت. این پیمان نُه اصل داشت؛ اول این که شوروی و بریتانیا تمامیت ارضی و استقلال ایران را محترم شمردند. طبق اصل سوم در صورت تجاوز به ایران باید از ایران دفاع میکردند. اصل چهارم به آنها اجازه میداد قوای نظامی خود را در آب و خاک و آسمان ایران هر قدر لازم است نگه دارند، اما اصل پنجم حکم میکرد که متفقین ظرف شش ماه پس از پایان جنگ ایران را ترک کنند. پنج سال بعد، وقتی شوروی نیروی خود را از ایران بیرون نبرد و به طمع تجزیۀ ایران از طرق نیرویی دستنشانده افتاد، همین اصل به چماقی حقوقی برای بیرون راندن استالین و حفظ ایران بدل شد.
سرانجام مجلس در ششم بهمن ... این پیمان را تصویب کرد. اما یک روز قبل، وقتی فروغی برای بحث سر پیمان در مجلس بود، مردی از میان تماشاچیان به او حمله کرد، سنگی به سمتش پرتاب کرد و او را به باد کتک گرفت. فروغی را از دست ضارب رهاندند. فروغی پس از دقایقی دوباره پشت تریبون برگشت و گفت «جملۀ معترضهای کلام مرا قطع کرد» (تعبیرِ سنگ و کتک به «جملۀ معترضه» مجاز غمانگیزی است). سپس حق داد که برای برخی شبهاتی ایجاد شود و گفت: «ولی اینها نباید باعث شود عقلا حقیقت را در نظر نگیرند و مطابق مصلحت کشور رفتار نکنند.»
این بود متانت مردی که مصلحتدان ایران بود. فروغی یک ماه بعد از نخستوزیری کنارهگیری کرد و چند ماه بعد چشم از جهان فروبست.
🕊 تاریخاندیشی
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 556 |
| 11 | ۱۴ شهریور - زادروز شادروان #مجتبی_کاشانی (متخلص به سالک - شاعر انساندوست ایران - زاده ۱۴ شهریور ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۳ آذر ۱۳۸۳ تهران)
ذهن ما باغچه است؛
گل در آن باید کاشت!
ور نکاری گل من
علف هرز در آن میروید.
زحمت کاشتن یک گل سرخ،
کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است.
گل بکاریم بیا،
تا مجال علف هرز فراهم نشود!
بی گل آرایی ذهن،
نازنین،
نازنین،
نازنین،
هرگز آدم، آدم نشود!
پیوست : شعر #سرطان_وطن که زندهیاد مجتبی کاشانی در واپسین روزهای زندگی و در بستر بیماری سرود.
با آوای شادروان #محمدعثمان_محمدپرست هنرمندی فراموش ناشدنی از دیار خواف.
روانشان شاد - یاد و نامشان جاوید
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 2 312 |
| 12 | 👁 رویدادهای #شهریور_۱۳۲۰
گفتار سیزدهم
⁉️ پادشاه و پیشوا
نگاهی به روابط ایران و آلمان در سالهای پیش از اشغال ایران از سوی متفقین
در سال ۱۹۳۳ و آغاز صدارت #هیتلر در آلمان، بیش از هشت سال از فرمانروایی #رضاشاه میگذشت و اصلاحات و سازندگیهای گستردهای در ایران رخ داده بود اما با طرح نوین #یالمار_شاخت روابط سیاسی و بازرگانی این دو کشور متحول شد، در هفتم آبان ۱۳۱۴ تفاهمنامهای که به سود دوجانبه ایران و آلمان میانجامید از سوی دو دولت به امضا رسید، ایران در برابر صادرات مواد خام و کالاهایی چون خشکبار، میوه، چرم، کتان، فرش، خدمات و کالاهایی دریافت میکرد که صنایع پیشران ایران را به راه میانداخت.
☑️ در جنگ جهانی دوم، ایران اعلام بیطرفی کرده بود، اما موقعیت ژئوپلیتیکی و راهآهن سراسری ایران برای متفقین بسیار مهم بود.
☑️ سوم شهریور ۱۳۲۰ شوروی از شمال و بریتانیا از جنوب و غرب به ایران حمله کردند. بهانهٔ رسمی آنان حضور کارشناسان آلمانی در ایران بود.
☑️ دیدگاههای آگاهان -با هر سویگیری!- یاریگر خواهد بود.
تنها قید، احترام متقابل و پرهیز از توهین و برچسبزدن است.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 895 |
| 13 | چهاردهم شهریور - زادروز زندهنام استاد #بدیعالزمان_فروزانفر
(۱۴ شهریور ۱۲۸۳ بُشرویه -- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ تهران) استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی
بدیعالزمان فروزانفر از بزرگترین ادیبان، شاعران، پژوهشگران و استادان ادبیات فارسی در سده چهاردهم و پانزدهم خورشیدی بود.نام اصلی عبدالجلیل بشرویهای و در سال ۱۲۷۶ خورشیدی در بشرویه به دنیا آمد.
او با آثار ارزشمند خود، به غنیسازی ادبیات فارسی کمک شایانی کرد. فروزانفر با نگاهی نو و تحلیلی به ادبیات کلاسیک فارسی، راه را برای پژوهشهای بعدی در این زمینه هموار کرد.
فروزانفر از مفاخر ادبی ایران است که نام او همواره با ادبیات فارسی گره خورده است.
روانش شاد - یاد و نامش جاوید
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 1 532 |
| 14 | درود بی پایان به یاران جان.
شنبه تان فرخنده و پربار!
روزگارتان به شادی و کام!
پیشکش این هفته نیز فرازی دیگر از سخن ارجمند استاد گرانمایه توس!
مهرورزتان - سیروس حامی
#آیین_کشورداری_در_شاهنامه_۴۱
@ShahnamehToosi | 607 |
| 15 | به شهنامه حماسی گفتمان است،
خـردورزی ز فردوسی بیان است.
شـود روشن چـراغش بار دیگـر؛
ز «ای ایران» سرودم بر زبان است.
فراخوان - فراخوان - فرخوان
به یاری یزدان،
با نازشی از سر مهر آگاه میدارد،
پیوستهنشستهای انجمن شاهنامه فردوسی یزد پس از ایستائی چندماهه، پسین هرشنبه بر پا خواهد شد.
همراهی و هماندیشی یاران اندیشهورز، ارزشآفرین انجمن است.
نشست هشتاد و ششم:
سر ساعت ۱۸:۰۰ شنبه چهاردهم شهریور
جایگاه : دانشگاه امامجواد(ع) یزد
میدان اطلسی؛ بلوار شهیدان اشرف، بلوارجوادالائمه
باهم به #ایران میاندیشیم و فرهنگ میگستریم.
انجمن شاهنامه فردوسی یزد
🆔 @shahname_yazd | 319 |
| 16 | #نوای_ماندگار🎼
🎶 مرداب
بانو #گوگوش
آهنگ : #حسن_شماعیزاده
ترانه : #اردلان_سرفراز
تنظیم : #واروژان
من همونم که یه روز
می خواستم دريا بشم
می خواستم بزرگترين
دريای دنيا بشم
شب آرام
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 1 419 |
| 17 | 👁 رویدادهای #شهریور_۱۳۲۰
#هوشنگ_طالع :
انگلیسیها نظر موافقی به محمدرضا شاه نداشتند!
✍️ زینب صفری
🕊 تاریخ ایرانی:
دکتر هوشنگ طالع که به خوبی تحولات شهریور ۱۳۲۰ را به یاد دارد و از نزدیک شاهد رویدادهای آن زمان بوده، قرار گرفتن دوباره مشروطیت ایران در جایگاه واقعیاش و صاحب اختیار شدن مجلس را دلیل منسجم ماندن ساختار سیاسی ایران در آن روزهای بحرانی میداند. او با وجود برخی انتقادات به رفتار نخبگان سیاسی و مشخصا شخص محمدعلی فروغی، وی و ساعد مراغهای را به دلیل همراه نشدن با سیاستهای متفقین ستایش میکند. نویسنده کتابهایی چون «ناسیونالیسم ایرانی» و «چکیده تاریخ تجزیه ایران» رفتار مردم در آن روزها را رفتاری استبدادزده و برآمده از سیاستهای رضاخانی میداند که آنها را نسبت به سرنوشتشان بیتوجه کرده بود. گفتوگوی «تاریخ ایرانی» با هوشنگ طالع را در ادامه میخوانید:
***
پرسش:
اگر مایل باشید بر رفتار مردم و نخبگان سیاسی در همان روزهای شهریور ۱۳۲۰ متمرکز شویم. مشخصا هنگام خلع رضا شاه از سلطنت و تبعید و اسارت او هیچ از حضور مردم خبری نیست. شما رفتار مردم را در آن روزها چطور ارزیابی میکنید؟
پاسخ:
عملکرد دوران رضا شاه اجازه ایجاد نهاد و نهادسازی را به هیچ کس نمیداد. بنابراین هیچ نهادی در این کشور وجود نداشت، هر چه که بود نمودهای ظاهری دولتی این نهادها مثل سازمان ترویج افکار و روشنگری برای مردم بود که اینها ویژه گروههای بستهای از عناصر حکومت و دانشمندان بود که در آنجا جمع میشدند و صحبت میکردند اما این اصلا به سطح توده نمیرسید. مشکل نظامهای خودکامه این است که رفته رفته این باور برایشان ایجاد میشود که به تنهایی بهتر از همه مردم آن سرزمین و حتی همه مردم جهان فکر میکنند. از این رو سخت کوشش میکنند مردم در هیچ کاری دخالت نکنند چون آنها میخواهند به جایشان تصمیم بگیرند. این مساله یعنی نبود نهادهای مردمی، نهادهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در کشور باعث شد روزی که این اتفاق شوم در کشور افتاد حتی امکان بسیج هزار نفر که به اطراف قصر رضا شاه بروند و بایستند و بگویند ما اجازه نمیدهیم که او را به اسارت بگیرید، وجود نداشته باشد. در حقیقت متفقین نماد حکومت ایران را به اسارت میبردند، اصلا دو مساله کاملا جدا از هم است، ما میبایست او را به اسارت میبردیم و به محاکمه میکشیدیم؛ اما سیاستهای رضاخانی طوری مردم را از وابستگی به سرنوشت خودشان دور کرده بود (من فکر نمیکنم این برنامهریزی شده بوده باشد، این خصلت و خوی هر نوع دیکتاتوری است) که اصلا آن روز مردم متوجه نبودند چه اتفاقی افتاده است.
پرسش:
اما بعد از رفتن رضا شاه، روزی که محمدرضا برای انجام سوگند به عنوان پادشاه ایران به مجلس میرفت حضور مردم از کاخ مرمر تا بهارستان چشمگیر بود. اگر اینگونه که شما میگویید نهادهایی برای به صحنه آوردن مردم وجود نداشت پس چگونه آنها در این روز به خیابان میآیند؟ این رفتار دوگانه از مردم را چطور میتوان توضیح داد؟ آیا باید اراده متفقین را در این امر دخیل دانست؟
پاسخ:
ببینید؛ بیگانگان چنین چیزی نمیخواستند، اتفاقا آنها خیلی به دنبال فروپاشی سلطنت در ایران بودند. اما به نظر میرسد لحظههای سختی برای این مملکت پیش میآید که مردم اگر هم دارای نهادهای رهبریکننده نیستند و به دور نگه داشته شده و شاید اندکی سرخورده شدهاند، اما کشور به حالتی میرسد که دوباره مردم از یگان و دهگان و صدگان و هزارگان در میآیند و تبدیل به یک تن میشوند. یک لحظه ملت احساس میکند که همه چیزش دارد از دست میرود، درست است که خیلی در بهت فرورفته بود چون ارتشی که آن طور از آن صحبت میکردند به یکباره آب میشود و به زمین میرود، اما ضربهای به مردم وارد میشود که دوباره خودباوریشان را به دست میآورند و احساس میکنند که خطر بزرگی تهدیدشان میکند؛ خطر اشغال و تجزیه کشور بدون هیچ حکومتی و هرج و مرج. اگر مردم نمیتوانستند یک دولت یا حکومت تشکیل بدهند، کشور از هم میپاشید و مناطق اشغالی تحت قرارداد ۱۹۰۷ قرار میگرفت. انگلیسیها هم با یک چنین پیش خواهیای وارد کشور شده بودند. به هر حال در یک لحظه تاریخی ملت یکباره به خودش میآید، انبوه جمعیت از کاخ مرمر تا میدان بهارستان آنقدر زیاد بود که گاهی خودروی محمدرضا پهلوی که داشت به مجلس میرفت تا به عنوان پادشاه ایران سوگند یاد کند، توسط مردم بلند میشد. همین مردمی که تا چند روز پیش در هیچ کجا حاضر نبودند و اگر مثلا هزار نفر میآمدند و دور قصر رضا شاه میایستادند آن کار اتفاق نمیافتاد، او مستعفی میشد و کنار میرفت و ما هم میتوانستیم یک روز حسابهایمان را با او صاف کنیم.
دنباله گفتگو : اینجا
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 914 |
| 18 | 👁 رویدادهای #شهریور_۱۳۲۰
گفتار دوازهم
روابط اقتصادی آلمان با ایران پیش از اشغال
#یالمار_شاخت (Hjalmar Schacht) وزیر اقتصاد آلمان نازی، نقش حیاتی و نجاتبخش در تثبیت اقتصاد آلمان در دوران جمهوری وایمار ایفا کرد. شاخت با سیاستهای پولی قاطع و ابتکاری، توانست به بحران فلجکننده ابرتورم پایان دهد و زمینه را برای بهبود موقت اقتصادی فراهم کند.
#شاخت، در نوامبر ۱۹۳۶ با سفر به ایران، یک «قرارداد تهاتری» با دولت ایران بست که سود دو کشور را در بر داشت و تأثیر مهمی بر روابط اقتصادی دو کشور گذاشت. آلمان بزرگترین شریک تجاری ایران شد و چند سال بعذ این روابط بهانهای برای متفقین شد تا در #شهریور_۱۳۲۰ ایران را اشغال کنند.
☑️ در جنگ جهانی دوم، ایران اعلام بیطرفی کرده بود، اما موقعیت ژئوپلیتیکی و راهآهن سراسری ایران برای متفقین بسیار مهم بود.
☑️ سوم شهریور ۱۳۲۰ شوروی از شمال و بریتانیا از جنوب و غرب به ایران تاختند. بهانهٔ آنان حضور کارشناسان آلمانی در ایران بود.
☑️ دیدگاههای آگاهان -با هر سویگیری!- یاریگر خواهد بود.
تنها قید، احترام متقابل و پرهیز از توهین و برچسبزدن است.
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 642 |
| 19 | 🔬 🧲 🔭
سیزدهم شهریور — روز بزرگداشت #ابوریحان_بیرونی
ویژگی برجسته ابوریحان بیرونی این بود که هر گزارهای اعم از علوم عقلی یا نقلی را در بار نخست به دیده تردید و انکار مینگریست و آن را در بوته نقد میگذاشت و تا خود به ژرفی نمیپژوهید نمیپذیرفت.
به گفته دیگر، مهمترین ویژگی شخصیت علمی بیرونی حقیقتجویی و دوری از تعصب و پیروی کورکورانه از باورهای رایج است. به دید وی:
تعصب، چشمهای بینا را کور و گوشهای شنوا را کر میکند و انسان را به کاری وامیدارد که خرد و دانش آن را گواهی ندهد.
دانشمندی بود که محمود غزنوی ، امیر خودکامه گجستگ غزنین به خشم از درستی پیشبینیهای حکیمانهاش، او را به زندان افگند و به فرجام به او گفت :
سخن بر مراد من گوی!
نه بر سلطنت علم خویش!
آوردهاند که روزی ابوریحان درس به شاگردان میگفت که خونریز و قاتلی پای به محل درس و بحث نهاد. شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به او میدادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است . آن مرد رسوا روی به حکیم نموده چند سوال ساده نمود و رفت .
فردای آن روز، شاعری مدیحه سرای دربار، پای به محل درس گذارده تا سوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد. که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود .
یکی از شاگردان در پی او رفت و پرسید: چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسشهایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ای سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید؟!
ابوریحان گفت:
یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد.
پیوست :
گفتاری در باره زندگی و کارهای #ابوریحان_بیرونی
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 1 418 |
| 20 | #نوای_ماندگار🎼
🎶گلهای باران خورده
#علیرضا_قربانی
آهنگ : #علیرضا_افکاری
شعـر : #محمدسعید_میرزایی
تا به کی باید به یاد روزهای رفته باشم؟
بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم!
یا به شوقِ لحظهی برگشتنت عاشق بمانم؛
یا شبی در آخرین رویای غمگینم بمیرم!
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه؛
خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه!
گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست،
باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را!
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را!
شب آرام
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd | 1 064 |
