en
Feedback
داستان های جذاب

داستان های جذاب

Open in Telegram

📈 Analytical overview of Telegram channel داستان های جذاب

Channel داستان های جذاب (@daneestannii) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 21 775 subscribers, ranking 2 039 in the Humor & Entertainment category and 15 595 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 21 775 subscribers.

According to the latest data from 06 October, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -346 over the last 30 days and by -12 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 4.89%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 3.51% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 1 064 views. Within the first day, a publication typically gains 765 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 10.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کس, حکایت, داستان, وقت, شاه.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“https://t.me/admniin تبلیغات”

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 07 October, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Humor & Entertainment category.

21 775
Subscribers
-1224 hours
-717 days
-34630 days
Posts Archive
باورم نمی‌شد جگر مرغ بتونه این‌قدر خوشمزه باشه! 🤤این فقط یک دستور جگر مرغ نیست؛ یکی از پرطرفدارترین غذاهای خونه ما هست ! 😋
باورم نمی‌شد جگر مرغ بتونه این‌قدر خوشمزه باشه! 🤤این فقط یک دستور جگر مرغ نیست؛ یکی از پرطرفدارترین غذاهای خونه ما هست ! 😋 از وقتی این دستور را یاد گرفتم، هفته‌ای ۲بار درستش می‌کنم☺️آموزشش گذاشتم اینجا دیدنش ضرر نداره 👇 https://t.me/+7mIrw89LpGg1MzM8

شهید باکری شهردار ارومیه بود سیل اومد شلوارش رو داد بالا آب خونه ی پیرزن رو خالی میکرد پیرزن هم نشناختش به شهردار فحش میداد!
شهید باکری شهردار ارومیه بود سیل اومد شلوارش رو داد بالا آب خونه ی پیرزن رو خالی میکرد پیرزن هم نشناختش به شهردار فحش میداد! @daanestaanii

🍀 این داستان فوووووق العادس دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت .او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید : میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟ یک دفعه کلاس از خنده ترکید ... بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی . او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند . او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و ... . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم . پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش میدانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت: برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود ! در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟ همسرم جواب داد :من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم . و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید. تئودور داستایوفسکی عظمت در دیدن نیست عظمت در چگونگی دیدن است🍀 #داستان_کوتاه @daanestaanii

💔طلاق تلخ ساعت1نصفه شب بود که گوشیه زنم زنگ خورد،،تا گوشیو جواب دادم طرف قطع کرد،،یکم مشکوک شدم،،شب بعد دوباره یه اس ام اس اومد که فردا ساعت3عصر بیا سر قرار بهت احتیاج دارم،،ازعصبانیت داشتم میمردم..ساعت 3عصر شدو منم رفتم ببینم زنم با کی قرار گذاشته که یهو..😔⬇️ متاهلا بخونن ➡️

مینی بوس پر از مسافر به سوی مقصد در حرکت بود که مردی رو می بینن که تلو تلو می خورده و منتظر تاکسی بوده. فکر می کنن حالش بده، توقف می کنند و مرد بی چاره رو سوار می کنند همین که راه می افتند، مرد مست به دور و برش نگاهی می کنه و می گه: عقبی ها بی شرفن، جلویی ها بی شعورن، سمت راستی ها خرن و سمت چپی ها گاون! راننده مینی بوس شاکی می شه و چنان می کوبه روی ترمز که همه ی مسافرها روی همدیگه می افتند! راننده میاد مرد مست رو از زیر دست و پای مسافرها می کشه بیرون و می گه: مردک! اگر جرات داری یک بار دیگه بگو کی خر و گاو و بی شعوره! مرد مست با کمال خونسردی می گه: من از کجا بدونم؟ با اون ترمزی که تو کردی همه قاطی شدند @daanestaanii

برای یک روز هم که شده ، دنبال چیزهایی که نداری نرو ! از چیزهایی که داری لذت ببر ... - چارلی چاپلین @daanestaanii

جوانمرد قصاب را بشناسید.(شهید عبدالحسین کیانی) متروی تهران ایستگاهی دارد به نام جوانمرد قصاب 🔹این جوانمرد، همیشه با و‌ضو بود.می‌گفتند: عبدالحسین، چه خبر از وضع کسب و کار؟ می گفت: الحمدلله، ما از خدا راضی هستیم، او از ما راضی باشه! 🔹هیچکس دو کفه ترازوی عبدالحسین را مساوی ندیده بود، سمت گوشت مشتری همیشه سنگین تر بود. اگر مشتری مبلغ کمی گوشت میخواست، عبدالحسین دریغ نمی کرد. می‌گفت: «برای هر مقدار پول، سنگ ترازو هست.» 🔹وقتی که میشناخت که مشتری فقیر است، نمی گذاشت بجز سلام و احوالپرسی چیزی بگوید. مقداری گوشت می پیچید توی کاغذ و می داد دستش.‌ کسی که وضع مالی خوبی نداشت یا حدس میزد که نیازمند باشد یا عائله زیادی داشت را دو برابرِ پول مشتری، گوشت می داد. 🔹گاهی برای این که بقیه مشتری ها متوجه نشوند، وانمود می کرد که پول گرفته است.گاهی هم پول را میگرفت و دستش را می برد سمت دخل و دوباره همان پول را می داد دست مشتری و می گفت: «بفرما مابقی پولت.» 🔹عزت نفس مشتریِ نیازمند را نمی شکست! این جوانمرد در ۴۳ سالگی و در یکی از عملیات های دفاع مقدس با ۱۲ گلوله به شهادت رسید. "شهید عبدالحسین کیانی" همان ''جوانمرد قصاب'' است! روحش شاد🙏🌸 @daanestaanii

⭕️ زنی باردار نزد علی (ع) آمده گفت : زنا كرده ام مرا پاك كن ، خداوند تو را پاك كند؛ على (ع) فرمود: تو را از چه پاك كنم ؟ گفت : از زنا. اميرالمومنين (ع) : آيا شوهر دارى ؟ زن : آرى . اميرالمومنين(ع ): آيا موقعى كه مرتكب اين عمل شدى شوهرت در سفر بود يا در حضر؟ زن : شوهرم در حضر بود...على (ع) فعلا برگرد و پس از آن كه فرزندت را زاييدى بيا تا تو را پاك گردانم . و چون زن مقدارى از آن حضرت دور شد... ادامه‌،بسیار جالب و حیرت انگیز👇 👇 👇 https://t.me/+bBRvbU6uI2wxYzZk

چرا مورچه ها به خونه میان ؟ اگه علت آمدن مورچه ها در خانه رو بشنوین، حتما تعجب میکنین! مشاهده ➡️

مامور اداره ماليات (آی آر اس) آمريکا تصميم ميگرد تا دارائي يک تاجر اصفهاني را حسابرسی بکند و اورا با فرستاده احضاريه ای به اداره ماليات فرامی خواند. صبح روز مقرر تاجر پير با وکيلش به اداره حسابرسي مراجعه ميکند . حسابرس می گويد: «خوب آقا؛ شما زندگی بسيار لوکس وفوق العاده ای داريد ولی رکوردي از درآمد شما موجود ميست . درواقع شما هيج شغل تمام وقتی نداريد، که می تواند گويای اين باشد که شما ازراه قمار اين پولهارا بدست می آوريد. اما مطمئن نيستم چنين ثروتي را از راه قمار بتوان بدست آورد"   تاجر پير پاسخ میدهد آيا حاضرید شرط ببنديد ؟ حسابرس فکری میکند وپاسخ میدهد بله حاضرم!. تاجر اصفهاني میگويد، با شما هزار دلار شرط میبندم که چشم خودم را گاز بگيرم. حسابرس يک لحظه فکر میکند و می گويد. شرطقبول! پيرمرد چشم شيشه ای خودرا در می آورد و آنرا گاز میگيرد. حسابرس دهانش از شگفتی باز ميماند.  پير مرد می گويد، حالا با شما شرط دوهزار دلار میبندم که می توانم دماغم را گاز بگيرم. حسابرس فکر ميکند هيچکس نميتواند چنين کاري را انجام دهد ، لذا فوری شرط را می پذيرد.  تاجر پير اينبار دندان های مصنوعی اش را درمی آورد و دماغ خود را گاز میگيرد.    حسابرس همانطور که در شگفتی بود بسيار ناراحت ميشود که سه هزار دلار به اين مردک پير باخته است و وکيل اين مرد هم که شاهد ماجرا بود، دراين زمان بسيار ناراحت واعصابش خط خطی شده بود. مرد تاجرمی گويد میخواهی دوبرابر بکنی يا بی حساب بشويم، شش هزار دلار باشما شرط میبندم که اين سوی ميز شما بايستم و از اينجا به آن سبد آشغال ادرار کنم بدون اينکه قطره ای جائي بريزد. حسابرس که دوبار سوخته بود بسيار محتاط با دقت نگاه ميکند و پيش خود فکر ميکند که امکان ندارد اين پيرمرد بتواند چنين هنری را از خود نشان بدهد بنابراين می پذيرد.  تاجر اصفهاني در کنار ميز تحرير می ايستد و زيپ شلوار را بازمیکند ولی باوجوداينکه با فشار لازم کاررا انجام میدهدولی نمی تواند جريان را به سبد آشغال برساند.   وبنابراين تمام ميز حسابرس را حسابی آلوده و مرطوب میکند.  حسابرس نمی تواند از خوشحالی در پوست بگنجد، وباخودمیگويد دو باخت را به يک پيروزی مبدل کردم.   ولی در همين حال وکيل پدربزرگ را میبيند که سرش را ميان دستهايش گرفته است و از عصبانيت در حال انفجار است.  حسابرس از او میپرسد شما حالتان خوب است؟ چرا انقدر عصباني شده ائيد ؟‌ وکيل پاسخ میدهد : نه واقعا نه. اصلا حالم خوب نيست، چون امروز صبح هنگاميکه موکلم به من گفت به منظور حسابرسی احضاريه دريافت داشته، بامن سر 25 هزار دلار حق الوکاله امسالم شرط بست که به اينجا بيايد و به سرتاسر ميزتحرير شما ادرار کند و با اينکارش شما را بسيار هم خوشحال کند ! نتيجه اخلاقي : وکالت هيچ اصفهاني را بر عهده نگيريد !! @daanestaanii

۷ عبارت نیروبخش که در زمان های سختی باید به خودمون بگیم ۱.هیچ چیز دائمی نیست: هر شب سیاهه اما روز بعد خورشید طلوع میکنه ۲.زخم های ما نشانه ی قدرته نه ضعف : خیلی از مردم خیال میکنند تجربه های بد بهشون آسیب میرسونه اما در واقع اون هارو قوی تر میکنه ۳.زمانی که بقیه منفی بافی میکنن،من میتونم مثبت باقی بمونم: بعضی وقتا تو زندگی ، مردم تلاش میکنن که شما را پایین بکشن اما شما نباید بهشون گوش بدید ۴.عبور از رنج منو دانا تر میکنه: هر تجربه دردناک، درسیِ که شما میتونید اون رو یادبگیرید ۵.حتی زمانی که در حال کشمکش هستم رو به جلو حرکت میکنم : کشمکش ها به شما کمک میکنه که تو زندگی پیشرفت کنید تا به شادمانیِ حقیقی دست پیدا کنید ۶.ترس هیچ چیز را عوض نمیکند: اگر همیشه روی اتفاقات بدی که میتونه بیوفته تمرکز کنید،هیچوقت به حداکثر توانتون دست پیدا نمیکنید ۷.بهترین گزینه ادامه دادنه: زندگی شما رو به زمین میزنه اما شما باید بلند شید @daanestaanii

همه جام لاغر شکمم بزرگ چکار کنم ؟؟ مشاهده راه حل 👉

توی خونه یه اندامی ساختم که بیا و ببین🤤 هرکی نَدونه فــکر میکنه اسـیر راه باشگاهم یـــا هُـنر دســتِ دکــــترا 🤩😅 تو هم اگ
توی خونه یه اندامی ساختم که بیا و ببین🤤 هرکی نَدونه فــکر میکنه اسـیر راه باشگاهم یـــا هُـنر دســتِ دکــــترا 🤩😅 تو هم اگه هزینه و حوصله باشگاهــو نداری این چنل رژیم و تمرین رایگان گذاشته 🤩👇 🤩 varzesh.dar.khane .

ما را چه به «فکری آزاد» ؟! وقتی پرفروش‌ترین کتاب های ما کتاب‌های آشپزی و تعبیرخواب هستند، یعنی که ما ملت خوردن و خوابیدنیم !
ما را چه به «فکری آزاد» ؟! وقتی پرفروش‌ترین کتاب های ما کتاب‌های آشپزی و تعبیرخواب هستند، یعنی که ما ملت خوردن و خوابیدنیم ! @daanestaanii

گربه ای از خانه شیخی  مرغی به دندان گرفت ، در حال فرار شنید که زن شیخ فغان سر داد و گفت:حاج آقا گربه مرغ را برد، شیخ با خونسردی گفت : ملالی نیست قران  را بیاور . گربه باشنیدن این سخن بلافاصله مرغ را رها کرد و گریخت ، از او پرسیدند : تو را چه پیش آمد که مرغ را رها کردی ، گفت : شما این  ها را نمیشناسید اکنون یک آیه از قرآن پیدا میکند و فردا بالای منبر گوشت گربه را حلال اعلام میکند ! "عبید زاکانی" @daanestaanii

شرط ازدواج مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز به او گفت: «برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می‌کنم. اگر توانستی دم یکی از این گاوها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.» مرد قبول کرد. اولین در طویله که بزرگترین در هم بود باز شد. باور کردنی نبود، بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود بیرون آمد. گاو با سم به زمین می‌کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید و گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاو کوچکتر از قبلی بود اما با سرعت حرکت می‌کرد. جوان پیش خودش گفت: «منطق می‌گوید این را هم ول کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.» سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر می‌کرد ضعیف‌ترین و کوچک‌ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود بیرون پرید. پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد اما گاو دم نداشت! زندگی پر از ارزش‌های دست یافتنی است اما اگر به آن‌ها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.  @daanestaanii

🚨 این یارو ۸ اسفند گفته بود ۲۴ ساعت دیگه بیت رو میزنن! هم قیمت دلار، طلا و... رو چندروز زودتر همیشه پیشبینی میکنه!  دقیقا عصر ۲۲ خرداد هم گفته بود کمتر ۱۲ ساعت دیگه اسرائیل به ایران حمله میکنه! 🟥 الان هم تاریخ حمله جدید حمله وحشتناک امریکا رو اعلام کرده با جزئیات!👇👇 🔴@Tahlilgar_Jang 🔴@Tahlilgar_Jang ‼️نمیدونم به کجا وصله ولی مطمئنیم جاسوس داره! خودتون برید ببینید👆

گوشیتو پر از فیلترشکن نکن!!! بیا اینجا فقط یدونه سوپر سرعتی کافیه✅ @Filtershekan