ar
Feedback
داستان های جذاب

داستان های جذاب

الذهاب إلى القناة على Telegram

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام داستان های جذاب

تُعد قناة داستان های جذاب (@daneestannii) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 23 300 مشتركاً، محتلاً المرتبة 1 979 في فئة الفوضى والترفيه والمرتبة 14 469 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 23 300 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 16 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -517، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -30، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 4.96‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 3.64‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 156 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 848 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 8.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل کس, حکایت, داستان, وقت, شاه.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
ادمین @adsaliiitaj

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 17 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الفوضى والترفيه.

23 300
المشتركون
-3024 ساعات
-1347 أيام
-51730 أيام
أرشيف المشاركات
❔معما سه نفر با هم میرن تفریح: یک کور _ يك لال _ يك کر کر میمیره ، این لال چطور به کور بفهمونه که کر مرده؟ مشاهده جواب ➡️

تست شخصیت شناسی کدام دختر توجه شما را بیشتر جلب میکند؟ شماره 1 شماره 2 شماره 3 شماره 4 دیدن شخصیت خود
تست شخصیت شناسی کدام دختر توجه شما را بیشتر جلب میکند؟ شماره 1 شماره 2 شماره 3 شماره 4 دیدن شخصیت خود

یکی تعریف می کرد:کوچیک که بودم یه روز با دوستم رفتیم به مغازه خشکبارفروشی پدرم در بازار پدرم کلی دوستم رو تحویل گرفت و بهش گف
یکی تعریف می کرد:کوچیک که بودم یه روز با دوستم رفتیم به مغازه خشکبارفروشی پدرم در بازار پدرم کلی دوستم رو تحویل گرفت و بهش گفت یک مشت آجیل برای خودت بردار، دوستم قبول نکرد. از پدرم اصرار و از اون انکار تا اینکه پدرم خودش یک مشت آجیل برداشت و ریخت تو جیبها و مشت دوستم. از دوستم پرسیدم: تو که اهل تعارف نبودی چرا هرچه پدرم اصرار کردهمون اول خودت برنداشتی؟ دوستم خیلی قشنگ جواب داد: آخه مشتهای بابات بزرگتره.! خدایا اقرار میکنم که مشت من کوچیکه و معجزه های تو بزرگ. پس به لطف و کرمت ازت می خوام که با مشت خودت از هر چی که خیر و صلاح منه به من و زندگی دوستانم هدیه کنی @daanestaanii

روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد. او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است.قورباغه به او گفت: اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم .زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : "متشکرم" ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت هست؛ هر آرزویی داشته باشی شوهرت 10 برابر آن را میگیرد. زن گفت :.... اشکال ندارد !زن برای اولین آرزویش میخواست که زیباترین زن دنیا شود !قورباغه اخطار داد که شما متوجه هستید با این آرزو شوهر شما نیز جذابترین مرد دنیا می شود و تمام زنان به او جذب خواهند شد ؟زن جواب داد : اشکالی ندارد من زیباترین زن جهان خواهم شد و او فقط به من نگاه میکند !بنابراین اجی مجی ....... و او زیباترین زن جهان شد !برای آرزوی دوم خود، زن میخواست که ثروتمندترین زن جهان باشد !قورباغه گفت : این طوری شوهرت ثروتمندترین مرد جهان خواهد شد و او 10 برابر از تو ثروتمندتر می شود.زن گفت اشکالی ندارد ! چون هرچه من دارم مال اوست و هرچه او دارد مال من است ...بنابراین اجی مجی ....... و او ثروتمندترین زن جهان شد !سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد :من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم و شوهرم...!!! @daanestaanii

🍴موندی شام چی بپزی❔ بیا پیش عمه جون کلی غذاهای سه سوته آسون داره👇👇 ⬅️مشاهده دستور➡️

⚡️ببین با نیم لیتر شیر چه سرشیری درست کردم خودمم باورم نمیشه 🟫هم سفت و هم خوشمزه 🟫هیچ کاری هم نداره آسون و بی دردسر 🟫دستورشو اینجا برات گذاشتم⬇️ @ammeh_joon

رقص شاد و خوشگل هموطنان عزیز ما🥰🤩 برای دیدن رقص های بیشتر وارد لینک زیر شوید👇👇 https://t.me/+-2JwgnlC1ARkYWVk

امیر کبیر چه زیبا گفت: دوران افول و عقب ماندگی ملت ها زمانی شروع شد که ؛ جای اندیشیدن را " تقلید " جای تلاش و کوشش را " دعا "
امیر کبیر چه زیبا گفت: دوران افول و عقب ماندگی ملت ها زمانی شروع شد که ؛ جای اندیشیدن را " تقلید " جای تلاش و کوشش را " دعا " جای فکر کردن به آرزوهای بزرگ را " قناعت " جای اراده برای رفتن و رسیدن را " قسمت " و جای تصمیم عقلانی را " استخاره " گرفت @daanestaanii

هرگز پول را برای بیماری و مشکلات پس انداز نکنیم. چون رخ می‌‌دهد. پول را برای عروسی، برای خرید خانه، اتومبیل، مسافرت و نظایر آن پس انداز کنیم. وقتی می‌‌گوئیم این پول برای خرید اتومبیل است دیگر به تصادف فکر نکن. منتظر هرچه باشیم، همان برایمان پیش می‌‌آید. منتظر شادی باشیم، شادی پیش می‌‌آید. منتظر غم باشیم، غم پیش می‌‌آید. "پس بیایید منتظر آرزوی قلبیمان باشیم بی شک به حقیقت میپیوندد" @daanestaanii

💬فردا باز چی بپزم (سوال همه خانوما)❔ 👈بیا تا بهت بگم 😊 یه عالمه دستور پخت فوری و ساده @ammeh_joon

⚡️ببین با نیم لیتر شیر چه سرشیری درست کردم خودمم باورم نمیشه 🟫هم سفت و هم خوشمزه 🟫هیچ کاری هم نداره آسون و بی دردسر 🟫دستورشو اینجا برات گذاشتم⬇️ @ammeh_joon

🍲غذاهای شمالی دوس داری ولی بلد نیستی درست کنی فکر میکنی سخته 🍜 بیا اینجا آسون ترین روش پخت غذاهای سنتی رو برات گذاشته با فی
🍲غذاهای شمالی دوس داری ولی بلد نیستی درست کنی فکر میکنی سخته 🍜 بیا اینجا آسون ترین روش پخت غذاهای سنتی رو برات گذاشته با فیلم آموزشی🍜 فقط بزن رو لینک آشپز حرفه ای شو💛 @ammeh_joon

🍲غذاهای شمالی دوس داری ولی بلد نیستی درست کنی فکر میکنی سخته 🍜 بیا اینجا آسون ترین روش پخت غذاهای سنتی رو برات گذاشته با فی
🍲غذاهای شمالی دوس داری ولی بلد نیستی درست کنی فکر میکنی سخته 🍜 بیا اینجا آسون ترین روش پخت غذاهای سنتی رو برات گذاشته با فیلم آموزشی🍜 فقط بزن رو لینک آشپز حرفه ای شو💛 @ammeh_joon

🍲غذاهای شمالی دوس داری ولی بلد نیستی درست کنی فکر میکنی سخته 🍜 بیا اینجا آسون ترین روش پخت غذاهای سنتی رو برات گذاشته با فی
🍲غذاهای شمالی دوس داری ولی بلد نیستی درست کنی فکر میکنی سخته 🍜 بیا اینجا آسون ترین روش پخت غذاهای سنتی رو برات گذاشته با فیلم آموزشی🍜 فقط بزن رو لینک آشپز حرفه ای شو💛 @ammeh_joon

حكايت زيباى کلاغ و کرکس ! عقاب داشت از گرسنگی می مرد و نفسهای آخرش را می کشید. کلاغ و کرکس هم مشغول خوردن لاشه ی گندیدۀ آهو بودند. جغد دانا و پیری هم بالای شاخۀ درختی به آنها خیره شده بود. کلاغ و کرکس رو به جغد کردند و گفتند این عقاب احمق را می بینی بخاطر غرور احمقانه اش دارد جان می دهد؟ اگه بیاید و با ما هم سفره شود نجات پیدا می کند حال و روزش را ببین آیا باز هم می گویی عقاب سلطان پرندگان است؟ جغد خطاب به آنان گفت: عقاب نه مثل کرکس لاشخور است و نه مثل کلاغ دزد، آنها عقابند، از گرسنگی خواهند مرد اما اصالتشان را هیچ وقت از دست نخواهند داد. از چشم عقاب چگونه زیستن مهم است نه چقدر زیستن. ✅زندگی ما انسانها هم باید مثل عقاب باشد، مهم نیست چقدر زنده ایم مهم این است به بهترین شکل انسانی زندگی کنیم @daanestaanii

روزی ملانصرالدین الاغ خود را با زحمت فراوان به پشت بام برد! بعد از مدتی خواست او را پایین بیاورد ولی الاغ پایین نمی آمد. ملا نمیدانست الاغ بالا می رود ولی پایین نمی آید!! پس از مدتی تلاش ملا خسته شد وپایین آمد ولی الاغ روی پشت بام بشدت جفتک می انداخت و بالا و پایین می پرید... تا اینکه سقف فروریخت و الاغ جان باخت! ملا که به فکر فرو رفته بود، باخود گفت: لعنت بر من که ندانستم اگر خری را به جایگاه رفیعی برسانم هم آن جایگاه را خراب می کند و هم خود را هلاک می نماید!!" هیچوقت بیشتر از حدش به کسی بها ندین... @daanestaanii

هواداری ایرانی با تاپ شلوارک تو ورزشگاه😨😍 این کانال لحظه به لحظه های ورزشگاه رو می‌زاره تو کانالس😍😑👇 https://t.me/+-xzk5rHxmzNhYTg0

⚽️ تنها کانال ورزشی که صحنه های جام جهانی رو بدون سانسور میزاره 🔞👇👇 @GVaarzeshii3
⚽️ تنها کانال ورزشی که صحنه های جام جهانی رو بدون سانسور میزاره 🔞👇👇 @GVaarzeshii3

بعداز فوت همسرم عاشق استادم شدم❤️ 🔸همسرم که فوت کرد دنیای منم خراب شد. هر روز بدتر از دیروز، تا اینکه به اجبار اطرافیان تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم، ترم‌های اول بسختی گذشت. ترم جدید که شروع شد یه استاد خوش قد و بالا و جذاب واسه یکی از درس‌هامون اومد که بدجور دلمو برد و این بهم انگیزه بیشتری می‌داد و ازینکه یه حس تازه تو وجودم جوونه زده بود خوشحال بودم و چون تازه عروس بودم بدم نمیومد بهش نزدیکتر بشم و باهاش گرم باشم. 🔸به این خاطر اصلا به درسش توجه نمی‌کردم و نمره‌هام پایین بود و این مشکلات درسی بهترین بهونه شد برام که درخواست تدریس خصوصی بدم اونم قبول کرد و قرار رو خونه استاد گذاشتیم. منم که چیز دیگه‌ای میخواستم کاملا به خودم رسیدم و رفتم جلوی در قبل از در زدن دکمه‌های مانتوم رو باز کردم که بدنم معلوم باشه🫠 در زدم استاد که در رو باز کرد یهو دیدم ...😳 👈ادامه داستان باز شود🔥

ﺩﺍﻭﯾﻨﭽﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺗﺎﺑﻠﻮﯼ " ﺷﺎﻡ ﺁﺧﺮ" ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﮑﻞ ﺷﺪ، ﻣﯿﺒﺎﯾﺴﺖ " ﻧﯿﮑﯽ" ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻋﯿﺴﯽ ﻭ" ﺑﺪﯼ" ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﯾﻬﻮﺩﺍ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ . ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺭﺑﺎﻧﯽ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻣﺴﯿﺢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮔﺮﻭﻩﻛﺮﻛﻠﻴﺴﺎ ﯾﺎﻓﺖ . ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﺍﻭ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ . ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺖ، ﺗﺎﺑﻠﻮﯼ ﺷﺎﻡ ﺁﺧﺮ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺍﻭﯾﻨﭽﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﻬﻮﺩﺍ ﻣﺪﻝ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ . ﮐﺎﺭﺩﯾﻨﺎﻝ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺸﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﺪ. ﻧﻘﺎﺵ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﺟﻮﺍﻥ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻭ ﮊﻧﺪﻩ ﭘﻮﺵٍ ﻣﺴﺘﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻮﯼ ﺁﺑﯽﯾﺎفت. ﺍﺯ ﺩﺳﺘﯿﺎﺭﺍﻧﺶ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﺎﺍﻭﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ. ﺩﺳﺘﯿﺎﺭﺍﻧﺶ ﺍﻭﺭﺍ ﺳﺮ ﭘﺎ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻭﺿﻊ ﺩﺍﻭﯾﻨﭽﯽ ﺍﺯ ﺧﻄﻮﻁ ﺑﯽ ﺗﻘﻮﺍﯾﯽﮔﻨﺎﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﭼﻬﺮﻩ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﺴﺨﻪ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﮐﺮﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﮔﺪﺍ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﺵ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ،ﺑﺎ ﺁﻣﯿﺰﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺷﮕﻔﺘﯽ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﺭﺍ ﻗﺒﻼ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ !!! ﺩﺍﻭﯾﻨﭽﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﮐﯽ؟ ﮔﺪﺍ ﮔﻔﺖ : ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﻢ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﮔﺮﻭﻩﻛﺮ ﻛﻠﻴﺴﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻣﺪﻝ ﻋﯿﺴﯽ ﺑﺸﻮﻡ !!! " ﻧﯿﮑﯽ" ﻭ "ﺑﺪﯼ " ﺩﻭ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﺳﮑﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺩﺭﻛﺪﺍﻡ ﻣﺴﻴﺮ ﻗﺮﺍﺭ داری. @daanestaanii