کومه
Open in Telegram
1 281
Subscribers
+124 hours
+247 days
+7830 days
Posts Archive
1 281
آیا موفق خواهم شد طی روزهای آتی اینجا هم بساط نون بربری درست کردن راه بندازم؟ با ما همراه باشید. یک مسابقه با داداش کوچیکه. او نانوای چندین ساله، بنده وروجک ماجراجوی هیچ ساله. خیلی باید پرو باشم که میخوام با کسی که بیشتر از شیش هفت ساله نون میپزه بخت آزمایی کنم. گاهی بچه پرو باشید خوبه، شاید صد نشید ولی تجربیات جالبی از سر گذرونده میشه. یک بقچهی پر از تجربیات رنگی رنگی بهتر از یک بقچهی تهی پر از گرد و غباره.
1 281
در راستای غذاهای خیلی من در آوردی بنده، اگر یک وقت خواستید حین فیلم دیدن یه چیز نسبتا فوری بخورید این جالبه. بنده پنیر پیتزا زیاد پسندم نیست اما اینجا در حد چند بند انگشت پیس پیس ریختم میونش. خب، ماکارونی رو کمی بپزید بعد بهش کمی نمک و فلفل و آویشن بزنید بریزید تو تابه یه ورش برشته شه. تهش پیس پیس پنیر پیتزا. تمام. ها یکمم سیب زمینی جالبترش میکنه. از ریخت ساده و خورشید رنگش خوشم میاد. خیلی هم فوری نیست ولی از ماکارونیِ رب اندود شده کمتر وقت میگیره. من قبلا آویشن دوست نداشتم، یکسالیه باهاش آشتی کردم. ظاهرا ذائقهی آدمیزاد هم دستخوش تغییر میشه. خدانگهدار.
1 281
امروز چرا چکش گرفتم هی میزنم فرق کلهی خودم؟ از صبح درحال تخریب خویشم. در ادامه باید خودمو بیشتر بوس بوسی کنم. یه چایی بخورم.
1 281
در جامدادی بنده پیچ گوشتی هم پیدا میشه. چون فکر میکنم مثلا یه وقت ممکنه پیچ میزی چیزی در بیاد(گاهی پیش میاد) و من باید آمادهی پیچ کردن و راست و ریس کردنش باشم تا وقفهی زیادی ایجاد نشه. مثل این میمونه که با زره برید سرسرهسواری.
1 281
یه عمو دارم میتونید کف انبارش بشینید ناهار بخورید. جدی. فرش پهنه وسایل مرتب یه گوشهان بدون غبار. اون وسط هم میشه نشست، انگار نه انگار که اونجا اسما شده انبار. تیلر کشاورزیشم با اینکه چندین ساله داره و استفاده میکنه کاملا نوئه چون به محض رنگ رفتگی رنگش میکنه و حتی پشت کابین اون هم گاهی خز و فرش میذاره و وسایلشو میبره. یعنی اغلب مردم میخوان برن زمین کشاورزی حین نشستن رو بدنهی تیلر زیر نشیمنگاهشون یه پارچهای لباسی چیزی میذارن ولی عموی من خز تمیز اعلا میذاره. تیلر وسیلهاییه که زود گلی میشه، عموی من نمیذاره گل روش بمونه. یه مامان بزرگ هم دارم که غذای دست هرکسی رو نمیخوره و رو غذاش حساسه. به همین خاطر مهمه مراقب خودم باشم، چون بای دیفالت یه نیمچه زمینهی ژنتیکیشو دارم. تهش خودم باید رامش کنم.
1 281
گاهی از خاطر میبرم کارهایی مهمتر از چیدن این علفها دارم. امروز یهو اینطور بودم که خب افراط در این زمینه دیگه بس. خوبه آدم ترمز خودشو بکشه. زندگی همینه، همواره پشت تصاویر و تجربیات داستان نازی نهفته نیست. بحمدالله بنده همیشه بیبزک دوزک بیان میکنم. کارا و عکسها حس خوشایند داشته باشه و مفید باشه میگم، نداشته باشه و افراط شده باشه هم میگم.
1 281
دفعه قبل خانوم روانپزشک با کمالات جویای سطح افکار وسواس گونهی فکریم شد و گفتم اخیرا دارم میبینم که بیش از پیش شبها قبل خواب یا طی روز نمیتونم آنچنان که باید فکرامو جمع و جور کنم و سرم مثل بازاریه که هر حجرهدار یه بلندگو گرفته دستش و همه همزمان دارن داد میکشن و همین سبب میشه علارغم اینکه مینویسم بازم تا دو سه ساعت تو رختخواب خوابم نبره. گفت اگر زندگیتو مختل کرده فعلا این اسمارتیز رو بخور تا اثرش رو ببینیم. چیز مهمی که اون لحظه در خاطرم نبود بهش بگم این بود که من حتی از اینکه علف ملفهای باغ هم زیادی نامرتب باشن یا جلوهی درهمی داشته باشن هم دچار حس ناخوشایند میشم طوریکه ممکنه وسط یه کاری بشینم زل بزنم چطور میتونم اونو درست کنم. آدما میشینن یه گوشه از سرسبزی لذت میبرن من تو این فکرم چرا فلان علف فلان قدر در فلان جهت رشد کرده و توی هم پیچیده یا زمین رو زیادی گرفته یا چرا شاخه فلان درخت و فلان گل همچینه و باید اصلاح شه. این در چینش فضای سبز شهری و گلخونه و باغهای بزرگ خوبه. در حیاط خونهی خود آدم و زندگی روزمره خیلی نه. حالا این در مورد ظرفها و میز و وسایل و هرچیزی که به مرتب بودن ربط داره هست. مثلا همین نیم ساعت پیش، خواستم برم سراغ کارم، دیدم عه حیاط از صبج خاکیه و رو مخمه، اینطور بودم تا نشورم و تمیز نشه نمیتونم ذهنمو خوب جمع کنم. پاشدم شستم نشستم. از اینکه این چیزها بهم حس ناتوانی بده و فکر کنم افسارم از دستم خارج شده خوشم نمیاد. در آخر همش خود آدمه که باید این اسب جفتک زن ناخوش و وحشی درونش رو رام کنه و در مسیر بهتری ببره. اسمارتیز چارهی موقته. نه راهکار اصلی و دائم. باید بتونم بگم به درک که فلان علف کج و معوجه و ظرفا رو به موقع نشستن و فلان چیز فلانه، بشین چیل کن. آدم گاهی زندگی سختشو به خودش سختتر میکنه. اینگونه کوزتوار زیستن برازندهی آدم کله قلقلی ماجراجویی چون من نیست. باید درستش کنم.
1 281
عجب پکی ساختم. همه چیز توش داره. فقط آدم وروجکی چون من میتونه چنین آش درهمی بپزه. درود بر من.
