uz
Feedback
کومه

کومه

Kanalga Telegram’da o‘tish

کومه یعنی جان پناهی کوچک و امن در دل طبیعتی بکر و بیکران

Ko'proq ko'rsatish
1 277
Obunachilar
+224 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+6430 kun
Postlar arxiv

sticker.webp0.26 KB

همینقدر ساده. باقیش زیاده پیچیده‌ست. من سر در نمیارم.

آیا تو چنان که می‌نمایی هستی؟

من آنچنانم که می‌نمایم.

این آدم بزرگا چقدر سختن.

فرحناز از ظهر در حال اجرای انواع فنون مشت و مال روی عضلات پشت کتف بینوای اینجانب. بنده درحال راهنمایی که زور و بازوشو کجا پیاده کنه. حقیتا زورش زیاده، استعدادشو پیگیری می‌کرد کشتی گیری چیزی میشد.

از ظهر خمیر نون بربری ننم شدم:

این هم آخرین ابی. حسن ختام درخور برای پلی لیست تقدیمی امشب. ترانه‌سرا: ایرج جنتی عطایی آهنگساز: واروژان @Kume_ava #ابی #واروژان #آهنگ #ایرج_جنتی_عطایی

قول آخریشه. ترانه‌سرا: هدیه(لیلی کسری) آهنگساز: صادق نوجوکی @Kume_ava #ابی #صادق_نوجوکی #هدیه #آهنگ

عشق کنید🔥 ترانه‌سرا: شهیار قنبری آهنگساز: صادق نوجوکی @Kume_ava #ابی #شهیار_قنبری #صادق_نوجوکی #آهنگ

بهار وقتی بهاره که بوی تو رو داره... ترانه‌سرا: اردلان سرفراز آهنگساز: فريد زلاند @Kume_ava #ابی #فرید_زلاند #اردلان_سرفراز #آهنگ

sticker.webp0.12 KB

نظری نسبتا نامحبوب: اخیرا به این فکر کردم شاید خیلی‌ها از مهشید زن ابی خوششون نمیاد چون مهشید خیلی مسلطه رو ابی و یه حالت مشتی و تسلط داره و ابی خیلی اونو می‌پرسته. خودشون می‌دونن چجورن و اوکی‌ان. ناظران بیرونی خوششون نمیاد. وگرنه مرد گنده خودش اختیار داره ول کنه بره. اگه به آهنگای ابی هم دقت کنید سراسر ستایشگری و پرستیدن توش موج می‌زنه. من تا به این پی نبرده بودم خودمم مهشید رو سلیطه می‌دونستم ولی وقتی از این زاویه بهش نگاه کردم دیدم عه اینطوری کاملا جوره. به کاراکتر جفتشون می‌خوره.

photo content
+1

sticker.webp0.10 KB

خانومی گفت عیبی نداره یادت میاد، گاهی پیش میاد و نگران نباشم و حرص نخورم، بخاطر نگرانی‌ها و مشغله‌های زندگیمه. گفت اگه جدی شد باهم نگرانش می‌شیم. خانومی دلگرمیه. باعث میشه فکر نکنم رو به فروپاشی‌ام. چون من تو سرم اینطور بودم که خب اون از چشم اون از کمر اون از فلان چیز اینم از حافظه، پس خدابیامرزتم. درود بر خانومی.

-2147483648_-222258.webp2.21 KB

مسئله این نیست که اخیرا چیزی رو گم می‌کنم مسئله اینه اصلا یادم نمیاد من گم کردم. بیشتر از یه هفته دنبال این داس بودم. بالاخره
مسئله این نیست که اخیرا چیزی رو گم می‌کنم مسئله اینه اصلا یادم نمیاد من گم کردم. بیشتر از یه هفته دنبال این داس بودم. بالاخره امروز دیدم ته باغه. و من اصلا یادم نیست اینجا گذاشته باشمش. آدم طبعا کم کم یادش میاد چیو چرا و کجا گذاشت، مسیر سلسه رخدادها رو بازیابی می‌کنه تو کله‌ی گردالیش. من هیچ تصوری از این ندارم که چطور اینجاست. اخیرا اینطور حس می‌کنم. شاید باید اینارو جدی بگیرم.