fa
Feedback
رها میانِ زمان

رها میانِ زمان

رفتن به کانال در Telegram

She, her interests and moments… . _ https://t.me/BiChatBot?start=sc-10cc80f330

نمایش بیشتر
إيران136 829دسته بندی مشخص نشده است
316
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
-130 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+17
در 7 کانال‌ها
مه '26
+28
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+9
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+13
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+49
در 12 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+42
در 13 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+115
در 12 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '250
در 7 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+140
در 12 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '250
در 12 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '250
در 10 کانال‌ها
Get PRO
مه '250
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+49
در 6 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
28 ژوئن+1
27 ژوئن+2
26 ژوئن+2
25 ژوئن0
24 ژوئن0
23 ژوئن0
22 ژوئن0
21 ژوئن+1
20 ژوئن0
19 ژوئن0
18 ژوئن0
17 ژوئن0
16 ژوئن0
15 ژوئن0
14 ژوئن0
13 ژوئن+1
12 ژوئن+2
11 ژوئن+1
10 ژوئن0
09 ژوئن+1
08 ژوئن+1
07 ژوئن0
06 ژوئن0
05 ژوئن0
04 ژوئن+2
03 ژوئن+2
02 ژوئن+1
01 ژوئن0
پست‌های کانال
Repost from N/a
آرزو که بر جوانان عیب نیست، مثلا تا شب اینجا ۲۰۰ بشه. 🦋

2
دختری بود از جنسِ کلمات؛ باید با واژه‌‌ها در آغوش گرفته می‌شد نه دست‌ها.
52
3
رو به خودم: بخواب دختر خوب، فردا دنیا رو آب ببره تو رو خواب می‌بره.
1
4
رو به خودم: بخواب دختر خوب، فردا دنیا رو آب ببره تو رو خواب می‌بره.
9
5
بدون متن...
62
6
Daily reminder: یادت نره بذاری احتمالات احتمال بمونن.
61
7
شاعر می‌فرماید: و من از دور به چشم تو قناعت کردم.
29
8
تو سپیدی من سیاهم، خسته‌ای گم کرده راهم.
69
9
وقتی به یک تاکستان خیره می‌شوی، زیبایی‌اش را مدیونِ یک تاک نیست. همه فقط می‌گویند: «چه تاکستانِ پُربار و زیبایی…» زخم‌ها هم همین‌اند. هیچ‌کس نمی‌تواند زخمی را از میانِ صدها زخمِ دیگر جدا کند. همه‌شان کنار هم، چیزی را می‌سازند که اسمش می‌شود «من». بعضی آدم‌ها شبیه زمین‌های حاصلخیزند. هرچه در آن‌ها کاشته شود، دیر یا زود ریشه می‌دواند. گاهی عشق، گاهی امید، و گاهی زخمی که هیچ‌وقت از یاد نمی‌رود. زمینِ حاصلخیز، حتی درد را هم سبز می‌کند. می‌بینی عزیزم؟! چه زخمستانِ پرباری دارم… صدای ذهنم در ازدحام زندگی؛ جمعه ۵ تیر ۴۰۵
81
10
وقتی به یک تاکستان خیره می‌شوی، زیبایی‌اش را مدیونِ یک تاک نیست. همه فقط می‌گویند: «چه تاکستانِ پُربار و زیبایی…» زخم‌ها هم همین‌اند. هیچ‌کس نمی‌تواند زخمی را از میانِ صدها زخمِ دیگر جدا کند. همه‌شان کنار هم، چیزی را می‌سازند که اسمش می‌شود «من». بعضی آدم‌ها شبیه زمین‌های حاصلخیزند. هرچه در آن‌ها کاشته شود، دیر یا زود ریشه می‌دواند. گاهی عشق، گاهی امید، و گاهی زخمی که هیچ‌وقت از یاد نمی‌رود. زمینِ حاصلخیز، حتی درد را هم سبز می‌کند. می‌بینی عزیزم؟! چه زخمستانِ پرباری دارم… صدای ذهنم در ازدحام زندگی؛ جمع ۵ تیر ۴۰۵
10
11
Your eyes are starlight that subtly glows.
82
12
همیشه شیفته‌ی آن چیزی بوده‌ام که فراتر از ظاهر جریان دارد؛ چه در وجود آدم‌ها، چه در روحِ طبیعت.
162
13
بدون متن...
87
14
بدون متن...
87
15
بدون متن...
86
16
ای چشم‌های تو آرامِ کهنه زخم‌هایم…
85
17
جا داره بگم آخیــــــــــــــــــش… قربون شهرمون، کوچه‌مون، بوی خونه و گرمای آغوشِ عزیزام؛ قربون اتاقم و اون رختخوابی که هیچ هتلی تو دنیا حریفِ حسِ خوبش نمیشه.
100
18
+1
بدون متن...
104
19
در خانه‌ی من، ابراز احساسات، بوسیدن و در آغوش گرفتن، مانند نفس کشیدن بدیهی و ضروری است. آنا گاوالدا
155
20
چگونه شرح دهم لحظه‌ی لحظه‌ی خود را، برای این همه ناباور خیال پرست.
105