en
Feedback
🕯دخترِ قصه‌ها🦢

🕯دخترِ قصه‌ها🦢

Open in Telegram

جایی که نوشتن تنها راه است.☕✍🏻 🌙🦢 ارتباط بامن: @Arwm_kiBot 🍩 @Ar1mesh https://t.me/+pTftae25lAcyMjc0

Show more
517
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-530 days
Posts Archive
ع من.
ع من.

21 - Arianfar.mp329.69 MB

«انگار تمامِ آنچه دوست داشته‌ام از من دزدیده‌اند و حتی اگر تمامِ آن را به من بازگردانند، کافی نخواهد بود.» فرانتس کافکا

ری اکشن زدن هم فراموش نکنیم...

بی آنکه بدانی مافیایی نیست اما عجیب دلم برای نوشتن رمان مافیایی تنگ شده..

آیماه فراموش نکنیم.🌘
آیماه فراموش نکنیم.🌘

نیاز فراموش نکنیم.🦋
نیاز فراموش نکنیم.🦋

نیلماه فراموش نکنیم.🌊
نیلماه فراموش نکنیم.🌊

جانان فراموش نکنیم.🦊🧡
جانان فراموش نکنیم.🦊🧡

۱۰ نفر فقط؟

کاش خزان، پیش از برگ‌ریزان، خوش‌خبری بیاورد...🍂
کاش خزان، پیش از برگ‌ریزان، خوش‌خبری بیاورد...🍂

بزنیداااا منتظرم

ری اکشن بزنید ببینم چند نفریممم🍓

ری اکشن بزنید ببینم چند نفریممم🍓

اگر ادامه بدم می‌خونید؟ مثل سابق حمایت میکنید:)؟🫠

گفتی‌میشم‌′مثال‌″خوبه‌ی‌صحبت‌بین‌دوستات!🌊
گفتی‌میشم‌′مثال‌″خوبه‌ی‌صحبت‌بین‌دوستات!🌊

Nagoo Bedroud Googoosh.mp33.24 MB

وقتی بهت فکر می‌کنم، هنوز هم لبخند بی‌اجازه روی لب‌هام می‌شینه... همون لبخندی که زمانی فقط با یاد تو می‌اومد. اما دوام نمیاره؛ چند ثانیه بعد، انگار چیزی از درون خفه‌اش می‌کنه و آرام از روی لب‌هام محو می‌شه... وقتی یاد آخرین کلماتی می‌افتم که برایم نوشتی. کاش دروغ نبودی، یارِ مسافرِ من... کاش تمام آن چیزهایی که بین ما گذشت، فقط بازیِ ذهن من نبود. تو شبیه یک خواب وارد زندگی‌ام شدی؛ آن‌قدر آرام، آن‌قدر شیرین و آن‌قدر واقعی که برای لحظه‌ای فراموش کردم خوابم... اما درست وقتی به بودنت عادت کردم، درست وقتی حضورت را باور کردم، مثل یک کابوس از خوابم بیدارم کردی و مرا میان تمام آن شیرینی‌های دروغین، تنها گذاشتی:) حالا دیگر فرقی نمی‌کند کجا باشم یا چه کسی مقابلم ایستاده باشد... من تو را پیدا می‌کنم در نگاه یک غریبه، در لحن صدای کسی، در یک لبخند، در حرکتی ساده که شاید هیچ شباهتی به تو نداشته باشد... اما قلب من همان یک نشانه‌ی کوچک را کافی می‌داند تا دوباره فریب بخورد و بگوید: «شاید خودش است...» چه عجیب است... آدم گاهی آن‌قدر دلش برای کسی تنگ می‌شود که حتی از شباهت‌های کوچکِ آدم‌ها هم برای برگشتنش امید می‌سازد... کاش دروغ نبودی، مرد... کاش وقتی آمدی، قرار نبود رفتنت را هم با خودت بیاوری کاش آن‌همه احساسی که در من ساختی، واقعی بود کاش تو واقعاً همان کسی بودی که من در خیالم از تو ساخته بودم... چون دردناک‌ترین قسمتِ رفتنت این نیست که نیستی؛ این است که هنوز هر بار نشانه‌ای از تو می‌بینم، قلبم قبل از عقلم باور می‌کند که شاید برگشته‌ای. کاش واقعی بودی...
•آرام•🦢