چاوکَم🖤
Open in Telegram
7 061
Subscribers
-424 hours
+167 days
+12930 days
Posts Archive
7 054
آدمیزاد با سخت شدن اوضاع نمیره
با بی احترامی میره، با بی توجهی، با دور شدن و حرف نزدن، ندیدن و وقت نذاشتن
آدم با ایناست که تصمیم میگیره بره.
7 054
شما دو دقیقه پشت فرمون بشین رانندگی کن، متوجه میشی داری تو یک تیمارستان به وسعت یک کشور زندگی میکنی.
7 054
زن ها :
جزئياتى رامى بينند ،
كه مردها حتى فكرش راهم
نمى كنند ، انها عشق را در رفتار ها
مى جويند ،
نه فقط در كلمات ..
7 054
پروانەها وقتی هوا بارونی و طوفانی میشه معمولا جایی پناه میگیرن و منتظر میمونن، قرار نیست وسط طوفان پرواز کنن، میخوام بگم تو هم مجبور نیستی با این وضعیت الان و وسط سختترین روزهای زندگیت، دائم در حال پیشرفت باشی، همین که ادامه بدی خودش دستاورد بزرگیه.
7 054
میتونی تمام قلبت رو برای یه نفر بذاری و آخرش باز هم دست خالی بمونی؛ نه به این خاطر که به اندازهی کافی تلاش نکردی، بلکه چون تمام محبت و تلاشت رو برای آدماشتباهی گذاشتی؛ برای کسی که اصلاً آدم مناسبی برای تو نبود.
تلاش و محبت تو باعث نمیشه که یه نفر ارزش تو رو بفهمه یا قدر تو رو بدونه.
پس به جای اینکه مدام از خودت بپرسی:
«چرا چیزی ازش دریافت نمی کنم؟»
از خودت بپرس:
«اصلاً دارم تمام این عشق و انرژی رو توی ظرف آدم درستی میریزم؟
7 054
هرچی جلوتر میرم بهتر میفهمم که آدم با گذشت زمان قوی تر نمیشه، فقط واقع بین تر میشه.
و دیگه بیخود و بی جهت تلاش نمیکنه که خودش رو گول بزنه.
7 054
هرچی جلوتر میرم بهتر میفهمم که آدم با گذشت زمان قوی تر نمیشه، فقط واقع بین تر میشه.و دیگه بیخود و بی جهت تلاش نمیکنه که خودش رو گول بزنه.
7 054
هرچی جلوتر میرم بهتر میفهمم که آدم با گذشت زمان قوی تر نمیشه، فقط واقع بین تر میشه.
و دیگه بیخود و بی جهت تلاش نمیکنه که خودش رو گول بزنه.
7 054
قرنهاست که ما ملتِ فردا هستیم، در زندگیِ غمانگیزمان امروز نداریم، و همه چیزمان شده: انشاءاللّه درست خواهد شد برادر.
بر جاده های آبی سرخ | نادر ابراهیمی
7 054
«ما نسلِ بذار ببینیم چی میشه، ایم. نسلی که تصمیماش همیشه موقتیه؛ چون اینجا هیچی دووم نداره. نه قیمتها، نه قولها، نه امیدها. نه میتونیم بریم، نه میتونیم بمونیم. جسمون اینجاست؛ ذهنمون یه جایِ دیگهست که یا هرگز بهش نمیرسیم، یا اگه برسیم، خودمونم دیگه اون آدمِ قبلی نیستیم. من دلم برای خودم تنگ شده؛ برای نسخهای که قبلِ خبرِ بدِ بعدی زندگی میکرد. اونی که فکر میکرد اگه تلاش کنه، یه جایی بالاخره دنیا باهاش کنار میاد. اما الان بیشترمون فقط داریم دووم میاریم. بلد شدیم بخندیم، وقتی تهِ دلمون خالیه. بلد شدیم «دیگه میگذره»؛ حتی وقتی دیگه میدونیم قرار نیست بگذره، فقط عوض میشه به یه دردِ غیرِ قابلِ تحملتر. مسخرهست که دیگه حتی حوصلهی حرف زدن نداشته باشی؛ نه چون حرفی نداری، چون میدونی دیگه قرار نیست هیچکس واقعاً بهشون گوش بده. چون میدونی قراره فقط سر تکون بدن که سریعتر نوبتِ حرف زدنِ خودشون برسه. مسخرهست که هر روز صبح بیدار شی و وانمود کنی که هنوز یه چیزی توی زندگیت مونده که ارزشِ ادامه دادن داشته باشه. میخوای داد بزنی، ولی صدات در نمیاد. میخوای بگی حالت خوب نیست، ولی خب، بعدش چی؟
اگه هنوز داری گوش میدی، احتمالاً تو هم یه جایی از زندگیت، داری ساکتتر از چیزی که باید، درد میکشی. و خب، این حرفا قرار نیست نجاتت بدن؛ ولی حداقل اینو بهت میگن که اگه خستهای، اگه گیجی، اگه حس میکنی یه تیکه ازت یه جایی جا مونده، مشکل از تو نیست. اینجا خیلیامون داریم بیصدا کم میاریم؛ و همین فهمِ مشترک، شاید تنها چیزیه که هنوز نذاشته کامل فرو بپاشیم.»
-شبتون اروم✨