چاوکَم🖤
Kanalga Telegram’da o‘tish
ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=5599106023 ، t.me/HidenChat_Bot?start=1475348976
Ko'proq ko'rsatish6 929
Obunachilar
+5824 soatlar
+1037 kunlar
+39030 kunlar
Postlar arxiv
6 929
داشتم فکر میکردم اونچه ادبیات رو از سایر رشتهها و علمها جدا میکنه اهمیتیه که به آدمها میده. در جنگ ریاضی و آمار به کشتهشدهها به چشم عدد نگاه میکنند، علم پزشکی روی علت مرگشون تمرکز میکنه، سیاست به کشتهشدهها به چشم تلفات، ضرر یا برد نگاه میکنه، فقط ادبیاته که به داستان آدمها اهمیت میده. فقط ادبیاته که میگه فلان آدم که به دست ظالم کشته شد معشوق کسی بود و چه ارزوهایی داشت و بعد از مرگش چه بلایی سر معشوقهش اومد. دوستش دارم. عاشقشم و تا ابد هر کاری کنم باز هم به کتابها، به نوشتهها، به ادبیات برمیگردم.
6 929
آنها از زن بیدار می ترسند
از زنی که می خندد
می رقصد
انتخاب می کند و اجازه نمی گیرد
چون زن آگاه فقط زندگی نمی کند
مرز های کهنه را می شکند و جهان را از نو معنا می کند.
6 929
بعضی آدما استاد نقش بازی کردنن.
تا وقتی بهشون نیاز داری، مهربونن.
تا وقتی ازت چیزی میخوان، هوات رو دارن.
تا وقتی منفعتشون وسطه، کنارت میمونن.
اما همین که ورق برگرده، طوری عوض میشن که انگار هیچوقت نمیشناختنت.
من از عوض شدن آدمها ناراحت نشدم، فقط فهمیدم بعضیا از همون اول خودشون نبودن.
و بزرگترین اشتباه من این بود که شخصیتشون رو از حرفاشون شناختم، نه از رفتارشون.
6 929
حالم مثلِ سکانسِ آخرِ خاتونه؛ انگار همه رفتن، همه مردن، فقط من موندم، تنها، زخمی، با وطنی که وطن نشده.
6 929
زندگی تو ایران اینجوریه که یا درگیر غم های شخصی ای،یا درگیر غم های جمعی،یا درگیر ترکیبی از غم های شخصی و جمعی.
6 929
زندگی تو ایران اینجوریه که یا درگیر غم های شخصی ای،یا درگیر غم های جمعی،یا درگیر ترکیبی از غم های شخصی و جمعی.
6 929
اون دختری که باهات لاس میزنه دوستت نداره, اونی دوستت داشت که گریه کرد رفتاراتو درست کنی ولی تو نکردی.
6 929
«اندوه ما آنقدر شدید شد که رخنه کرد به عمیقترین لایههای وجودمان. عزیزم، ما حالا از ریشه غمگین و خسته هستیم.»
شبتون اروم.✨
