-مَلْجَأ-
Open in Telegram
پناهِ آنان که هنوز نامه میخوانند، همصحبتِ شعرند، و موسیقی را زندگی میکنند. 📜 🕰️ به وقتِ ۱۲ خرداد ۱۴۰۳ اگر که روی سخن داری🤍 : https://t.me/mallja_bot
Show more199
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-430 days
Posts Archive
199
«روزهای عجیبی را از سر میگذرانم عزیزم،
در عین اینکه از ارتباط با آدمها میگریزم، شبها مینشینم و با خودم فکر میکنم امروز هم کسی نبود تا به او از لحظات بیهوده ی زندگی ام بگویم،
اینکه فیلمی دیدم و خیلی مسخره بود،
اینکه تمام پولم را به یک غذای جدید دادم و مزه اش افتضاح بود،
از کارم غر بزنم، از کندی اینترنت، با هم از آینده ای حرف بزنیم که معلوم نیست چطور باشد و سه صبح از خستگی خوابمان ببرد.
همه ی اینها را توی سرم میچینم و بعد ناگهان میبینم توی اتاقم نشسته ام زل زده ام به دیوار و فکر میکنم آخرین باری که سعی کردم با یک انسان این لحظات را تجربه کنم چنان شکستم که ماهها طول کشید تا به خودم بیایم،
و حالا هم از تمام روابط انسانی ناامیدم...»
مریم دولتیاری
199
«در آغوشم بگیر و نجاتم بده، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه ها می بینمش.»
داستایفسکی
199
«گاهی آدم آنقدر خسته میشود
که دیگر نمیخواهد کسی را تغییر دهد،
نمیخواهد بفهماند، توضیح دهد، ثابت کند.
فقط میخواهد در آرامشی غریب،
خودش را به خودش برگرداند.»
عباس معروفی
199
«من میدانم که شعر و هنر برایم خوشبختی نیاورد،
همچنان که برای هیچکس نیاورده ولی من باز هم با تمام قوا آن را طلب میکنم.»
#نامهٔ فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
199
«هنوز هم دارند مخفی کاری میکنند حتی در عشق. من میگویم آدم اگر کسی را دوست داشته باشد باید با صدای بلند بگوید.»
هوشنگ گلشیری
199
«گاهی آدم آنقدر خسته میشود
که دیگر نمیخواهد کسی را تغییر دهد،
نمیخواهد بفهماند، توضیح دهد، ثابت کند.
فقط میخواهد در آرامشی غریب،
خودش را به خودش برگرداند.»
عباس معروفی
