uz
Feedback
-مَلْجَأ-

-مَلْجَأ-

Kanalga Telegram’da o‘tish

پناهِ آنان که هنوز نامه می‌خوانند، هم‌صحبتِ شعرند، و موسیقی را زندگی می‌کنند. 📜 🕰️ به وقتِ ۱۲ خرداد ۱۴۰۳ اگر که روی سخن داری🤍 : https://t.me/mallja_bot

Ko'proq ko'rsatish
201
Obunachilar
+3624 soatlar
+797 kunlar
+8030 kunlar
Postlar arxiv
«من شب و روز دو اسبه می‌تازم و هرچه دلم بخواهد می‌کنم و به جهنم اگر ریغ رحمت را سر کشیدم. مگر چه از دست می‌دهم؟ هیچ، به هر حال اگر هم آهسته و آرام بروم باز خواهم مرد؛ و این یقین است. بنابراین بکوبیم و برویم!»
کازانتزاکیس

«تو جا‌مانده‌ در‌ منی، هر چقدر‌ هم‌ که‌ دور‌ شوی!»
علیرضا فرد

sticker.webp0.05 KB

؛
+1
؛

«شبایی که من این زخمارو میشمردم کجا بودی؟!»

«وقتی نامه‌ای از تو دریافت می‌کنم، احساس می‌کنم که مرزهای جهان کمی بازتر شده‌اند، که کمی بیشتر می‌توان نفس کشید.»
#نامهٔ فرانتس کافکا به فلیسه

«امرسون می‌گفت: هر بار قلمت خشک می‌شود و نمی‌توانی بنویسی، بنشین و برای آن‌که دوستش داری نامه‌ای مفصل بنویس. گرهِ کارت باز می‌شود.»
#کتاب تا روشنایی بنویس احمد اخوت

«صبوری کن، برایت مینویسم شرح حالم را!»
علیرضا آذر

sticker.webp0.29 KB

؛
+1
؛

«این بیکلام روحتو نوازش می‌کنه، ترجیحاً چشماتونو ببندید گوشش بدید.»

«از دو چیز می‌ترسم: یکی از خوابیدن و دیگری از بیدار شدن. سعی می‌کنم تمام شب را بیدار بمانم و نزدیک صبح بخوابم. و در فاصله‌ی چند ساعت خواب، مدام کابوس‌های رنگی می‌بینم. مدام به فکر وطنم هستم.»
#نامهٔ غلامحسین ساعدی به برادرش

«انگشتم را در هستی فرو می‌بریم، بوی پوچی می‌دهد. کجا هستم؟ این چیزی که آن را جهان می‌خوانند چیست؟ چه کسی مرا به این دام انداخه و اکنون مرا وانهاده است؟ کی هستم؟ چگونه به جهان آمده‌ام؟ چرا با من مشورت نشد؟»
سون کی‌یرکگور

«به وصلِ خود دوایی کن دلِ دیوانه‌ یِ ما را!»
سعدی

sticker.webp0.12 KB

؛
+1
؛

«You remind me who I am and who I'm meant to be You are, you are the one who sees me Even through me darkest night You are the soul that reach me With no need to win or fight. تو به من یادآوری می‌کنی که من کیستم من و کسی که قرار است باشم تو هستی، تو کسی هستی که مرا می‌بیند حتی در تاریک‌ترین شب‌های من تو روحی هستی که به من می‌رسد بدون نیاز به پیروزی یا جنگیدن.»
از ارسالی‌های قشنگِ شما🤍

«بدین ترتیب اگر از احوالات ما خواسته باشی، خود بهتر میتوانی حدس بزنی، گوش به رادیو و انتظار اینکه دیاگرام مرگ روی چه خط و چه رنگی در نوسان است.»
#نامهٔ غلامحسین ساعدی به آرشاک توماسیان

«آن شب فکر می‌کردم می‌میرم دیگر نمی‌توانم در دنیا دوام بیاورم اما شب‌های زیادی گذشت و من هنوز زنده‌ام..»
پونه مقیمی

«بخندی و ندانی غم چیست!»
سهراب سپهری