-مَلْجَأ-
رفتن به کانال در Telegram
[ مَلْجَأ؛ پناه، پناهگاه، مأوا مأخوذ از تازی ] گوش کن؛ خاموشها گویاترند... 1403.2.12 اگر که روی سخن داری🤍 : https://t.me/mallja_bot
نمایش بیشتر122
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
122
«میخواهم یک هفتهی تمام در آشپزخانه بمانم، بخوانم، لم بدهم، سیگار بکشم و تو را تماشا کنم که غذا آماده میکنی و با خودت حرف میزنی، حرف میزنی، حرف میزنی. وای. بینهایت شاد خواهم بود.»
#نامهٔ جیمز جویس به نورا بارناکل
122
«در موردِ چیزهایی که نمیخوای بدانی، هر قدر کمتر بدانی، همان قدر کمتر دلت به درد میآید، همان قدر کمتر عذاب میکشی، این طوری که به قضیه نگاه کنی، نادانی آن قدرها هم بد نیست.»
#کتاب ملت عشق الیف شافاک
122
«اینجا زندگیام میان امید و ناامیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد.»
#نامهٔ آلخاندرا پیثارنیک به لئون استروف
122
«ما که خودمان را پنهان میکنیم
در تابستان
در چمدانهای نقرهای
در سفرهایی به سمت شمال
در عکسهای دسته جمعی
در باران
در شادی مرطوب دریایی در رامسر...
رنج
چگونه آدرسها را پیدا میکند..؟!»
محسن بیدوازی
122
«ماریا! عشق، جهان را فتح نمیکند، اما خودش را چرا. تو خوب میدانی، تو که قلبت چنین سزاوار ستایش است، که ما خوفانگیزترین دشمنان خودمان هستیم.»
#نامهٔ آلبر کامو به ماریا کاسارس
122
«چیزی را کم دارم؛ شاید اُمید، شاید فراموشی، شاید یک دوست و شایَد خودم را ...»
محمود درویش
122
«تو از حرف های من خسته میشوی.
من خودم هم نمیدانم چه مینویسم.
حالم خوب است ؟ نمیدانم بد است؟
نمیدانم، به قول گوته که از زبان دکتر فاوست میگوید:
"مدتی ست برای من بلندی و پستی معنی خودش را از دست داده"
برای من هم در این مورد بد و خوب بی معنی شده اند»
#نامهٔ فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور
122
«گلویم را صاف میکنم تا به خودم نشان دهم همه چیز عادی است،
شبیه آن دختربچه که در هیروشیما پیدایش کردند،
همه چیز مرده بود و او برای عروسکش آواز میخواند.»
#کتاب کلکسیونر جان فاولز
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
