fa
Feedback
-مَلْجَأ-

-مَلْجَأ-

رفتن به کانال در Telegram

[ مَلْجَأ؛ پناه، پناهگاه، مأوا مأخوذ از تازی ] گوش کن؛ خاموشها گویاترند... 1403.2.12 اگر که روی سخن داری🤍 : https://t.me/mallja_bot

نمایش بیشتر
122
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
«بغضی از دیر در گلو دارم گفتنِ رازی آرزو دارم های آزادی! ای دروغِ بزرگ...»

«می‌خواهم یک هفته‌ی‌ تمام در آشپزخانه بمانم، بخوانم، لم بدهم، سیگار بکشم و تو را تماشا کنم که غذا آماده می‌کنی و با خودت حرف می‌زنی، حرف می‌زنی، حرف می‌زنی. وای. بی‌نهایت شاد خواهم ‌بود.»
#نامهٔ جیمز جویس به نورا بارناکل

«در موردِ چیزهایی که نمی‌خوای بدانی، هر قدر کمتر بدانی، همان قدر کمتر دلت به درد می‌آید، همان قدر کمتر عذاب می‌کشی، این طوری که به قضیه نگاه کنی، نادانی آن قدر‌ها هم بد نیست.»
#کتاب ملت عشق الیف شافاک

«از عالم غم دلرباتر، عالمی نیست!»
فاضل نظری

sticker.webp0.21 KB

؛
+1
؛

«اینجا زندگی‌ام میان امید و ناامیدی در نوسان است. هم‌زمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم می‌دهم و گاهی هرج‌و‌مرج است که زندگی‌ام را می‌بلعد.»
#نامهٔ آلخاندرا پیثارنیک به لئون استروف

«ما که خودمان را پنهان می‌کنیم  در تابستان  در چمدان‌های نقره‌ای  در سفرهایی به سمت شمال در عکس‌های دسته جمعی در باران در شادی مرطوب دریایی در رامسر... رنج چگونه آدرس‌ها را پیدا می‌کند..؟!»
محسن بیدوازی

«اگر تو زخم زنی بِه که دیگری مرهم!»
حافظ

sticker.webp0.13 KB

؛
+1
؛

«هنوزم تو شبهات، اگه ماهو داری من اون‌ ماهو دادم به تو یادگاری..»

«‏ماریا! عشق، جهان را فتح نمی‌کند، اما خودش را چرا. تو خوب می‌دانی، تو که قلبت چنین سزاوار ستایش است، که ما خوف‌انگیزترین دشمنان خودمان هستیم.»
#نامهٔ آلبر کامو به ماریا کاسارس

«چیزی را کم دارم؛ شاید اُمید، شاید فراموشی، شاید یک دوست و شایَد خودم را ...»
محمود درویش

«بوی گیسوی تو را می جویم از پیراهنَم!»
فاضل نظری

sticker.webp0.11 KB

؛
+1
؛

«Whatever will be, will beThe future's not ours to see»

«تو از حرف های من خسته می‌شوی. من خودم هم نمی‌دانم چه مینویسم. حالم خوب است ؟ نمی‌دانم بد است؟ نمی‌دانم، به قول گوته که از زبان دکتر فاوست می‌گوید: "مدتی ست برای من بلندی و پستی معنی خودش را از دست داده" برای من هم در این مورد بد و خوب بی معنی شده اند»
#نامهٔ فروغ فرخزاد به همسرش پرویز شاپور

«گلویم را صاف می‌کنم تا به خودم نشان دهم همه چیز عادی است، شبیه آن دختربچه که در هیروشیما پیدایش کردند، همه چیز مرده بود و او برای عروسکش آواز می‌خواند.»
#کتاب کلکسیونر جان فاولز