189
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1130 days
Posts Archive
189
چقدر اینجا برام امن بود.
چقدر وجود این چنل بهم کمک کرد یه شبایی رو راحت تر بگذرونم.
چقدر شاهد وقایع زندگیم بود.
حس میکنم این روزا باهاش غریبه شدم.
189
من درس خودمو با زبان مادری خودم بلد نیستم چرا دیگه باید زبان تخصصی هم داشته باشم؟
برادرم بشم تو نمرات درس زبان مادری منو ببین بعد یه زبون دیگه هم بزار😭😭😭
189
Repost from نباید میخواندیم
رها میکنم و میگویم:
همین بود، تمام شد.
بوکوفسکی
سوختن در آب غرق شدن در آتش
@nabayad_mikhandim
189
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
درد بعضی زخمها واسه اینه که، کسی نمیفهمه داری باهاشون میجنگی.
189
تنهاییم مثل تنهایی آیدین توی کتاب سمفونی مردگانه..
بین نزدیک ترین آدمای زندگیم همیشه حساس تنهایی داشتم.
هرچی فکر کردم که چی راجبش بنویسم دیدم هیچی بهتر از همون تیکه از خود کتاب سمفونی مردگان بهتر نمیتونه توصیفش کنه.
(( پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجره ی خودش تنها باشد،تنهاست.
نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد.))
189
چرا باید وقتی که ساعت ۴ صبح بیدار شدم برای درس خوندن باید بدون هیچ پیش زمینه قبلی این اهنگ بیوفته سرزبونم و هر دودقیقه توی ذهنم پلی بشه؟ تا میای تموم میشه هرچی غمه زنده باد هرکی هنوز عاشقه؟ خب زهرمارررررررز
