1 045
Subscribers
-524 hours
+957 days
+4930 days
Posts Archive
1 045
نزدیکتر از استخوان، درد است
دردی که پیشروی کرده از گوشت گذشته، از استخوان گذشته و حالا جایی در اعماق آدم، جایی که حتی نامی برایش ندارم ، خانه کرده است و حالا قفسهی سینهام را میسوزاند.
_هر فردا، تیرهتر از این اتاق است.
1 045
عجیب است، مادر؛ هر سال در چنین شبی، تنهایی با دقتی هولناک مرا پیدا میکند؛ گویی شش سال است که تقدیر، درست در همین شب، مرا به همان نقطهای بازمیگرداند که تو از آن رفتهای.
شیرزن بودی مادر و تولهشیری به دنیا آوردی که هنوز میجنگد؛ سخت و بیامان، اما خونین و تنها.
1 045
t.me/BChatPlusBot?start=sc-KPjlVGm3TU55
یه حرفی که هیچوقت جرئت نکردی به کسی بگیو امشب به من بگو.
