en
Feedback
عصیانِ آرام

عصیانِ آرام

Open in Telegram
828
Subscribers
-124 hours
+647 days
+19630 days
Posts Archive
photo content
+1

شصت‌ویک روز است که اشک، مهمانِ همیشگیِ این چشم‌هاست.

اگه حرفیم نداری، برام آهنگ بفرست.

The_Atomic_Sessions_Amenra_The_Atomic_Orchestra_A_Solitary.mp36.81 MB

عمیقاً از این جمله لذت می‌برم. تقریباً هر کسی که مرا در آغوش می‌گیرد، دیر یا زود می‌گوید: «دلم برای بوی تنت تنگ شده بود.» و من همیشه می‌پرسم: بوی عطرم؟ و همیشه جواب یکی‌ست: نه… بوی خودِ تنت.

photo content
+1

‘فاصله ها هرگز مانعى براى دوست داشتن، براى عشق نيستند، درست!اما اگر من اينجا گريه كنم آيا در دور دست ها گونه هاى تو خيس خواهند شد؟

هر چه روحم بیشتر زجر می‌کشد، برای تسکینش بی‌عاطفه تر می‌شوم.

گمان به مرهمِ ایام بسته بودم، لیک ز گردشِ فلک، هر سال یتیم‌تر شدم

به یاد مردی که به پایِ معشوقش جان داد.

قصه‌ی ویرانی من، با افتادن آجری از ستون‌های امید و آرزوی قلبم آغاز شد و تا روزی که آخرین آجر آن نیفتاد، ویرانی را باور نکردم.

تمام زندگی من، تکرار مکررات است.

photo content

sticker.webp0.09 KB

در تاریکی می‌رقصید و فریاد می‌زد. من، در گوشه‌ای از خانه، نظاره‌گرش بودم. سیگاری در دست داشت و اشک‌هایش بر تن عریانش می‌لغزیدند. ساعت‌ها گذشت تا بی‌جان بر کف خانه افتاد. دستش را گرفتم و گفتم: «چه می‌کنی، دخترکم؟» تنم را فشرد و فریاد زد: «نبرد.» گفتم: «برای چه؟ برای که؟» گفت: «برای زنده ماندن.» خسته و درمانده، با لمس تنش، شکستگی استخوان‌هایش را حس می‌کردم. به او گفتم: «زندگی برای جنگیدن نیست.» نمی‌فهمید؛ انگار از بدو تولد برای نبرد مسخ شده بود. نگاه‌های ملتمسانه‌ی دخترک قلبم را می‌فشرد، اما من کاری جز تماشا کردن بلد نبودم.

Harry Styles - Sign of the Times (Audio).mp313.11 MB

آلیس در سرزمین عجایب را دیده‌اید؟ رها در سرزمین بگایی هستم 💅🏼

اگر این تپش لعنتی کمی دیگر ادامه پیدا کند، قلبم را درمی‌آورم و جلوی سگ می‌اندازم.