عصیانِ آرام
الذهاب إلى القناة على Telegram
1 019
المشتركون
-324 ساعات
-147 أيام
+6030 أيام
أرشيف المشاركات
1 019
گفت تو زنِ آسونی نیستی، همونقدر که نداشتنت سخته، داشتنت هم سخته، همونقدر که نرمی، سرسختی. همونقدر که بلدی امن باشی و آروم. بلدی آدمو پرت کنی ته دره. همونقدر که لطیف و زیبایی، ویرانگری. داشتن زنی مثل تو قدرت میخواد.
1 019
این عجوزه را از کاشانهی من بیرون ببرید.
عربدههایش بیمانگیز است؛
سکوتش، از عربدههایش دلهرهآورتر.
و هجوم آوردنش به پیکر و خانهی من، آسیبی جبرانناپذیر به بار خواهد آورد.
1 019
تو بازخواهی گشت،
مهربانتر از همیشه،در شبی از تاریخ که این عشق دیگر نبض نخواهد داشت.
1 019
چرا خودت را نمیبخشی و به خودت یادآوری نمیکنی که همیشه بهترین تلاشت را کردهای؟ انسانها این حق را دارند که به تدریج کامل شوند؛ لازم است گذر عمر، چیزی جز موی سفید برای ما به ارمغان بیاورد.
1 019
نزدیکتر از استخوان، درد است
دردی که پیشروی کرده از گوشت گذشته، از استخوان گذشته و حالا جایی در اعماق آدم، جایی که حتی نامی برایش ندارم ، خانه کرده است و حالا قفسهی سینهام را میسوزاند.
_هر فردا، تیرهتر از این اتاق است.
