es
Feedback
عصیانِ آرام

عصیانِ آرام

Ir al canal en Telegram
787
Suscriptores
-124 horas
+1557 días
+22930 días
Archivo de publicaciones
این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

Mohsen-Chavoshi-Marize-Takhte-Akhari-320.mp39.53 MB

Mohsen-Chavoshi-Marize-Takhte-Akhari-320.mp39.53 MB

خیلی وقته حالم خوب نیست مامان.

Repost from چَمانْ
‏Girl to girls: اول اشکاتو پاک کن بعد هم دلیل اشکاتو.💋

photo content

پس بگذار بسوزم در آتشی که خالقش هستم.

سال‌ها با مرگ کشتی گرفتم؛ نه با آن مرگی که نفس را می‌برد، با آن مرگی که آرام‌آرام درون آدم خانه می‌کند. هر بار که گمان کردم دیگر چیزی از من باقی نمانده، به شکلی نامفهوم دوباره برخاستم؛ زخمی‌تر، خاموش‌تر و اندکی غریبه‌تر با خودم. برای نمردن، به هر ریسمانی چنگ زدم: به آدم‌ها، به خاطره‌ها، به امیدهایی که خودم هم به آن‌ها باور نداشتم. اما حقیقت این است که بارها مردم؛ در یک خداحافظی، در یک شکست، در شبی که هیچ دلیلی برای بیدار شدن نداشتم. و با این حال، هر بار صبح از راه رسید و مرا، برخلاف میل جهان، دوباره به زندگی بازگرداند. اکنون می‌دانم آن خواب ناگهانی روزی خواهد آمد. اما وقتی بیاید، چیزی برای ربودن نخواهد یافت جز زنی که هزار بار مرده و هزار و یک زنده شده است.

این زندگی واقعی من است و بیرون از آن مرده‌ای متحرکم‌ من. مراقب من باش. مراقب ما باش. منتظر ما باش. و مدام به خودت بگو من هر شب می‌بوسمت. همانطور که در روزهای خوشبختی‌مان می‌بوسیدمت. با تمام عشق و تمام محبت. ‌ _آلبر کامو نامه به ماریا

photo content
+1

بیمار غمم عین ِ دوایی تو مرا . _پیرکم

بیمار غمم عین ِ دوایی تو مرا . _پیرکم

یکشنبه‌ی سوت‌وکوری است و من حال چندان خوشی ندارم. روز را در مصاحبتِ «تنهایی» می‌گذارم. امروز تنهایی خالی و خاموش است، در خود خزیده و انگار حرفی برای گفتن ندارد... • روزها در راه

شربتی تلخ‌تر از زهر فراقت باید تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

Repost from N/a
مرتی جان، امشو دِلُم از دوریِ یارُم پُرِ…

Mensaje de voz00:37

Mensaje de voz00:45

Mensaje de voz00:28

خیلی خواستم گزینش کنم، اما میسر نشد. پس...

ما کوشیدیم مزه تلخ امید را فراموش کنیم، زیرا که از آغاز مُدام خسته‌ایم.

عصیانِ آرام - Estadísticas y analítica del canal de Telegram @swanrh