en
Feedback
رمان‌صحنه‌دار|بـاغَــیـادیـــش🌙🔞

رمان‌صحنه‌دار|بـاغَــیـادیـــش🌙🔞

Open in Telegram

هرروز1پارت طولانی🚙🦋 اینجا قراره فانتــزی هاتُ بخونی🫶🏻💎 بنرهاواقعی‌هستن🫧🌀

Show more
1 390
Subscribers
-224 hours
-427 days
-20430 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
June '26
June '26
+9
in 39 channels
May '26
+7
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+721
in 69 channels
Get PRO
January '26
+583
in 2 channels
Get PRO
December '25
+737
in 105 channels
Get PRO
November '25
+284
in 72 channels
Get PRO
October '25
+135
in 27 channels
Get PRO
September '25
+104
in 4 channels
Get PRO
August '25
+45
in 1 channels
Get PRO
July '25
+90
in 2 channels
Get PRO
June '25
+129
in 0 channels
Get PRO
May '25
+156
in 0 channels
Get PRO
April '25
+214
in 0 channels
Get PRO
March '25
+169
in 0 channels
Get PRO
February '25
+104
in 0 channels
Get PRO
January '25
+101
in 0 channels
Get PRO
December '24
+60
in 0 channels
Get PRO
November '24
+157
in 0 channels
Get PRO
October '24
+195
in 0 channels
Get PRO
September '24
+232
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
15 June0
14 June+2
13 June+1
12 June0
11 June+1
10 June0
09 June0
08 June0
07 June0
06 June0
05 June+1
04 June0
03 June0
02 June+3
01 June+1
Channel Posts
قشنگا رمـان تویvipبا 400پارت به اتمام رسیده🙈🩷 فـقــــط با پرداخت100الـی110هزار🌱به دلخواه خودتون میتونید لینکvipرو دریافت کنید🪷🌞 بهم پیام بدید. @ithenova

2
#باغیادیش پارت۱۷۲ راوی: ادامه فلش بک؛ با لوچ کردن چشمش میگه؛ +خب شنیدم بقیه وقتی با هم رابطه عشقی دارن؛ رابطه جنسی هم دارن... درسته؟!/ با خنده ای با انگشت اشاره روی بینیش ضربه میزنه و میگه؛ +بقیه غلط کردن؛ نگاه نکن هیکلت بزرگتر از سنته؛ تا وقتی به سن قانونی نرسیدی حق سکس نداری! حتی اون قدر کم عقلی که نمیدونی نباید با من از سکس حرف بزنی؛ با هیچ مردی ناز؛ با هیچ مردی نباید از سکس حرف بزنی! اینم نمیدونی؟!/ هورمون های مردونه‌ش نمیتونه مقابل این دختر خاموش بشینه و با حس اندامش روی بدنش داشت حالش خراب میشد؛ کمی جابه جا میشه ولی برعکس عمل میکنه؛ ناز سرش رو روی سینه‌ش میزاره و با خستگی میناله؛ +این معلم با من لجِ...الکی بهم گیر میده. مرده شور درس و تیزهوشان رو ببرن؛ کی تموم میشن این مزخرفات!/ حامی مقنعه رو از سرش بیرون میکشه و با دست کشیدن توی موهاش میگه؛ +توکه خیلی باهوشی؛ بهترین دانش آموز اینجایی؛ از استادت پرسیدم خیلی ازت راضی بود.... آدمای باهوش که درس خوندن براشون شیرینه!/ با برداشتن سرش از روی سینه‌ش میگه؛ +همین دیگه؛ اولین باری که توضیح میدن میفهمم و وقتی مدام توی چند جلسه تکرارش میکنن حالم بد میشه؛ سطح بالاتری از تیزهوشانم هست؟!/ حامی با خنده میگه؛ +نه عزیزم؛ بالاتر دیگه نیست! مدرسه شبانه روزی برای دوران ابتدایی و بعدش مدرسه غیر دولتی و حالام تیزهوشان؛ مرحله بعدی نداره!/ ناز که امروز فهمیده بود مدرسه شبانه روزی در کار نبوده میگه؛ +تو هم میدونستی اون مدرسه شبانه روزی نبود نه؟! همش رو بابا چیده بود تا عمارت نباشم.../ سرش رو پایین انداخته و جواب این سوالش رو نمیده؛ برای عوض کردن بحث میگه؛ +میخوای امروز از هر روز بیشتر پیشروی کنیم؟!/ ناز تیز نگاهش رو بالا میگیره و میگه؛ +یــ... یعنی چی.../ به حرفش فرصت بیان شدن نمیده و لب روی لبش میزاره؛ لب و چونه‌ش رو با مکیدن و بوسیدن خیس میکنه و دستش سمت دکمه لباس فرمش میره؛ ناز هنوز ماتِ بوسه داغش بود و با چشم حرکات دست حامی روی لباسش رو دنبال میکنه؛ با در آوردن مانتو به تاب بندیِ سفیدش میرسه؛ یخه بازش درشتیِ سینه هاش‌و برای این سن داد میزنه و لبش رو روی بالای سینه‌ش میزاره و بوسه ای میزنه؛ قلبش زیر لب حامی محکم توی بدنش کوبیده میشد و حامی با حس کردنش سرش رو پایین تر میبره؛ نفس های گرمش رو اونجا رها میکنه در لحظه با بالا پایین شدن قفسه سینه‌ش؛ کمرش رو چنگ میزنه و به خودش فشار میده؛ بند لباسش رو از روی شونه‌ش روی بازوهاش میاره؛ دخترک کم سن داشت روی بدنش با هر حرکت جدیدش به خودش میپیچید! سرش رو جلو میبره و با بوسه دیگه ای ناز رو میون بازوهاش میکشه؛ میون بوسه هاش کش موی دور موهاشو باز میکنه و با ریختن موهاش روی صورتش میگه؛ +اینجوری زیبا تری دخترم!/ ناز طبق چیزی که صبا بهش گفته بود خودش رو روی بدنش نا محسوس تکون میده و با حس سفتیِ بین پاهاش میگه؛ +خوشم میاد دخترم صدام میکنی! خوبه دختر کسی باشم که واقعا دوستم داشته باشه!/ حامی هر لحظه حرارت بدنش بالا تر میرفت با نگاهی به وضعیت بدن هاشون که ناز لش کرده بود روی تنش میگه؛ +آره؟! دختر باباش اینجوری دوست داره؟! با حرکتی تند جاهاشون رو عوض میکنه و ناز رو به زیر خودش میکشه؛ تاپش رو تا روی شکمش پایین میاره و سوتینِ نخی ِ نازکش توی دیدش میاد! از روی همون سوتین نوک سینه برجسته شده‌ش رو بین لب هاش میگیره؛ میبوسه؛ میمکه؛ زبون میکشه و توی دهنش میبره که باعث میشه صدای ناز در بیاد؛ «لعنتی فقط سیزده سالشه» با دست سوتین رو هم پایین میکشه و با دیدن سینه های کوچک ولی خوش فرم و سفیدش کنترلی روی خودش نداره که لبش رو نزدیک میبره و مشغول به بدنش میشه! نمیدونست و حواسش نبود سینه هاش در سنِ رشدِ و اینجوری خوردنشون باعث درد گرفتنشون میشه! کمی خشونت بکار میبره و با رسما بلعیدنِ تمام بستره ی سینه‌ش میکی محکم و عمیق میزنه که باعث جیغ کشیدن ناز میشه؛ جوری صداش توی کابین ماشین میپیچه که باعث میشه حامی از کارش دست بکشه و عقب بره؛ در حالی که هنوز لب هاش برای به دندون کشیدنِ اون نیپلِ خوش رنگش گز گز میکرد؛ نگاهی به صورت ناز میکنه و میگه؛ + درد... گرفت؟!/ ناز با تنها بالاپایین کردن سرش بهش نگاه میکنه و حامی به آرومی سوتین و تاپش رو روی بدنش تنظیم میکنه و میگه؛ +قربونت برم؛ تو اینم نمیتونی تحمل کنی؛ بعد از سکس با من حرف میزنی؟! بنظرت سکس الکیه؟!/ بغلش میکنه روی صندلی ِ شاگرد میزاره و خودش از ماشین پیاده میشه! دستی به صورتش میکشه تا حسش بپره؛ بعد از چند دقیقه سوار میشه و با بوسیدن گونه‌ش به سمت عمارت میرن! پایان فلش بک!
63
3
استاد دانشجویی هااااات🥵🔥 با شیطنت لباسمو باز کردم و چاک سینمو به نمایش گذاشتم💦🤤 استاد در تلاش بود در کلاسی که رومون قفل شده بود و باز کنه. نمایشی خودمو باد زدم و پاهامو از هم باز کردم: _چقدر گرمه استاد💦 چشماش با دیدنم گرد شد و به سمتم اومد خمم کرد رو میز و گفت: _الان گرم ترم میشه توله حشری🔥 صدای باز شدن شلوارش اومد کـ*یر کلفتشو تو کـ*ص خیس و هاتـ*م جا کرد،جیغی کشیدم. جلوی دهنمو گرفت: _حشری کردن استادت این جیغارم داره.. و محکم تر تو واژ*ن تب دارم تلمبه زد و …👇🚫🤤 https://t.me/+Swv09ZS12G84NGE0 https://t.me/+Swv09ZS12G84NGE0 🔞برای خوندن این داستان بزن رو لینک زیر🔞 ک*ص دانشجوش میزاره😈🍷 صبح پاک
53
4
🤤💦👇🏻یه لیست درست کردم از رمانایی که دستتو میبره تو شرتـت❌😈 اوف دستت قراره حسابی پر آب شه🤤💦🔞 همه‌ی رمانا vip هستن و پولی براتون آوردم🤤😱 روسپی مجازی🔥 تو فساد خونه تو ک🩸ص آبدارم انداخت و شلپ شلوپ توم کوبید https://t.me/+gbHvJ5YS6Os0ZWI0 وقتی مرگ لبخند زد🔞 #عاشقانه #مافیای #دارک‌رومنس https://t.me/+89BXAet3KwA2OWQ0 طعم شکلات👅 #عاشقانه #صحنه‌دار #محارم https://t.me/+DEexAPXihHI0OGRk آنالی🔞 #عاشقانه #بزرگسال #غمگین https://t.me/+jnY42-ofJoM1OWZk ویسکی💦 #عاشقانه #bdsm #دارک https://t.me/+XZbg5cRTadxhMmI0 عشق و انتقام❤️‍🔥 #دارک_رومنس #هات #مافیایی https://t.me/+_Y4hkFglC8s0OWVk آیریک 🔞🥵 #لز #تریسام #تخیلی‌هیجانی https://t.me/+m7RvHXlRlNhmMTA0 لاناتیک💦 #گرگینه #گی #خوناشامی https://t.me/+eli3-yasFlw1ODk0 مجموعه  خــ🔥ـردم کن #هات #مثلث_عشقی #ابسست https://t.me/+EbSGFh2ry3k1NzM0 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇 𝑯𝒐𝒕𝒆𝒍 🔞💦 #صکصی #مرد_اغواگر #تریسام https://t.me/+M9ycPDLyKnpmN2Q0 بــ💦ـوســه‌ شــ🥵ــاه #اروتیک #مافیایی #مرد_خشن https://t.me/+xpwiedc0xEU3MmNk کاغذ از جنس واقعیت😈 #بی_ال #استریت #جی_ال https://t.me/+D48cvREm4CszZGY0 تاوان اولین بوسه🩸 #ددی‌گیرل #استریت #عاشقانه https://t.me/+7uSImzvyZsQ2YWE0 مــادرزن حشــری🫦 #سکسی#بزرگسال#صحنه‌دار https://t.me/+WXjpBIPOdGlhNmI8 تاج و اتش 🔥💦 #اروتیک #فانتزی #سلطنتی https://t.me/+g2Zb3fQP8FQ2NDQ0 خون بهای برادرم💦 #ارباب_برده‌ای_اجباری https://t.me/+BZpwvrB6zg5jZjU0 کلاغ نیمه‌شب🌑 #فانتزی #ماجراجویی #نوجوانان https://t.me/+vPU1uOGFVIQyNTlk عاشقان💦بیگانه #فانتزی #گروپ #BDSM https://t.me/+oWXkF0e8kD1iN2Fk بــبـ👅ـر سيـاه #اروتـيكــ#انتقــــــامی#صحـنـه_دار https://t.me/+5ji4rfGv8u02NjQ0 ویلایی در جنگل🔞 #ترسناک #هیجانی #صحنه‌دار https://t.me/+Z8AC0mfcX_wxY2I8 گرگ زخمی🔞 #تخیلی #صحنه‌دار #ددی_لیتل https://t.me/+bg1h_1STbKc5Y2Rk عشق خونین🩸 #مافیایی #هیجانی #صحنه‌دار https://t.me/+xgP1M5FJigRlNGI0 کد سیاه🥵 #مافیایی #رییس‌ـ‌کارمندی #اروتیک https://t.me/+TUHFBh31KopmZjI1 شـهـــوت صـورتی🍑 #آروتیک #دبیرستانی #عاشقانه https://t.me/+7gUdyWK-0bphNzRk سیگار شکلاتی❤️‍🔥 #بی_ال #مدرسه_ای #عاشقانه https://t.me/+uZSUF-zjNpY5ZmJk بـازی سـ🤤ـرنوشت #صکصی #گی #بزرگسال https://t.me/+Jh6R8ZK4lgFmY2Zk [غرق شدن🔞drowning] #انتقامی #مافیایی #اسمات https://t.me/+xvc31hXZFeFhZDI0 دیوانه در آغوشم بگیر 💦🫦 #دارک _رومنس #مافیای _عاشقانه  https://t.me/+9XcjJQNDNw04Mzk0 باغَـیادیش🩸 #صحنه‌دار #کلاسیـک #اسـتریـت https://t.me/+j-c61Zp-KpQ2NzM0 𝘾𝙝𝙚𝙧𝙧𝙮🍒 #امگاورس #مسابقه‌ای #اسمات https://t.me/+Srvx0YkKU7I5MWY0 رمان شب🙊🤤 #سکسی #ارباب_برده‌ای #لیتل https://t.me/+iyfGAp_1fbBiOTY0 𓆩⚔𓆪 افسانهٔ والاریون نگهبان گمشده #سلطنتی #تریسام #بردگی https://t.me/+2TpYCO-ntXRjODk0 شــکــ👅ســت نــور💧 #مافیایی_سکسی_خشن https://t.me/+WJ3xHzCJDhgxMjhk خون لیلیث🫦 #دارک‌رومنس #مافیایی #معمایی https://t.me/+t_4ExAUz3rBhZGE0 عـروسک شـکستـنی💦 #ددی‌لیتل #تریسام #صحنه‌دار https://t.me/+FmjuXC5bV29kNjg0 سـیـگنـال رهایـی #دارک‌رومنس #سکسی #مثلث‌عشقی https://t.me/+5GSLq4FpZ9E4NThk ازدواج اجباری💦 #دارک‌رومنس #مافیای #عاشقانه https://t.me/+LBeOMGJ9EV4yZDc0 🪩𝐍𝐎𝐕𝐄𝐋𝐋🪩 #عاشقانه #دانشجویی #اجباری https://t.me/+rA4NO8ENE95mOTg0 کمـــــ🔞ـیـــن #خشن #بزرگسال #هیجانی https://t.me/+jD6D5WUT1gw1N2I0 دپــــــاکیـــن🔥 #بی‌ال #استاکر #مافیایی https://t.me/+BxioUlD6A-k5MDdk رئیس ممنوع🚷 #اشرافی #کلکی #بی‌ال https://t.me/+S_sMQ__tPYIwMzBk نفس های موازی 🫦 #لزبین #هیجانی #عاشقانه https://t.me/+nB2y69PwtpA4Yzhk رومانو🔞 #سکسی#فانتزی#عاشقانه https://t.me/+wAlLgijWqe9mZDY0 قمار چشمانت🥂 #خارجی #عاشقانه #بی‌ال https://t.me/+Uj9Wumwenyw3MDVk دزد دریایی💦 #سکسی#عاشقانه https://t.me/+tRFFDXHUJTFmZjU0 شکار سایه♨️ #مافیایی  #عاشقانه   #دارک_رومنس https://t.me/+HEZC7eSZ2ew4MTlk دلبر پسر حاجی🙊 #عاشقانه#مذهبی #بزرگسال https://t.me/+MCtxm4N-xC1lOWNk پناه من باش 😈 #عاشقانه #صحنه دار #اروتیک https://t.me/+BzhGv-Cazz5kMTZk ننیا دئا🔥 #جنایی_درام_تراژدی https://t.me/+jvUU6ZRQE0sxODY0 تپش ممنوع ❌ #مافیایی #عاشقانه #اروتیک https://t.me/Qkx9tkJghODJk مربع عشق🤤 #صحنه‌دار #فورسام #مافیایی https://t.me/+rQRAYH7QPvswMDhk 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂 شرکت در لیستی لین🍂🌻 https://t.me/+ZEyAWlOGQtAzZWVk ۱۲ شب پاک
24
5
دیلــ*🍆دوی کلفتی و تو واژنــ*م فرو کرد. - پس تو باعث شدی من تو اون روانی خونه بستری شم. جیغ دردناکی زدم و کمرم و عقب کشیدم. - من…من مقصر نبودم آخخخ. - حیفم میاد بخوام با کـــ*یر خودم بفاکــ*ت بدم. دیلــ*دو رو با حرص عقب جلو کرد و سیلی های محکم به چــ*وچولم کوبید. - یکاری میکنم به غلط کردن بیوفته دختر جون! گلوم و پنجه فشرد و چشم بند و برداشت. با دیدن چهره‌ی عصبیش ترسیده نالیدم: - تقصیر من نبود یزدان…اونا…اونا برات دسیسه چیدن! دیلدو رو تو کــ🍑*ص خونیم نگه داشت و غرید: - اسم بگو! لب هام لرزید و قبل اینکه حرف بزنم دیلـ*دو رو تا ته تو وجودم فشرد و …❌🔞🔥😱 https://t.me/+mHaCZnRSLok1NGQ0 https://t.me/+mHaCZnRSLok1NGQ0 ۲۰ پاک
45
6
🤤💦👇🏻یه لیست درست کردم از رمانایی که دستتو میبره تو شرتـت❌😈 اوف دستت قراره حسابی پر آب شه🤤💦🔞 همه‌ی رمانا vip هستن و پولی براتون آوردم🤤😱 روسپی مجازی🔥 تو فساد خونه تو ک🩸ص آبدارم انداخت و شلپ شلوپ توم کوبید https://t.me/+gbHvJ5YS6Os0ZWI0 وقتی مرگ لبخند زد🔞 #عاشقانه #مافیای #دارک‌رومنس https://t.me/+89BXAet3KwA2OWQ0 طعم شکلات👅 #عاشقانه #صحنه‌دار #محارم https://t.me/+DEexAPXihHI0OGRk آنالی🔞 #عاشقانه #بزرگسال #غمگین https://t.me/+jnY42-ofJoM1OWZk ویسکی💦 #عاشقانه #bdsm #دارک https://t.me/+XZbg5cRTadxhMmI0 عشق و انتقام❤️‍🔥 #دارک_رومنس #هات #مافیایی https://t.me/+_Y4hkFglC8s0OWVk آیریک 🔞🥵 #لز #تریسام #تخیلی‌هیجانی https://t.me/+m7RvHXlRlNhmMTA0 لاناتیک💦 #گرگینه #گی #خوناشامی https://t.me/+eli3-yasFlw1ODk0 مجموعه  خــ🔥ـردم کن #هات #مثلث_عشقی #ابسست https://t.me/+EbSGFh2ry3k1NzM0 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇 𝑯𝒐𝒕𝒆𝒍 🔞💦 #صکصی #مرد_اغواگر #تریسام https://t.me/+M9ycPDLyKnpmN2Q0 بــ💦ـوســه‌ شــ🥵ــاه #اروتیک #مافیایی #مرد_خشن https://t.me/+xpwiedc0xEU3MmNk کاغذ از جنس واقعیت😈 #بی_ال #استریت #جی_ال https://t.me/+D48cvREm4CszZGY0 تاوان اولین بوسه🩸 #ددی‌گیرل #استریت #عاشقانه https://t.me/+7uSImzvyZsQ2YWE0 مــادرزن حشــری🫦 #سکسی#بزرگسال#صحنه‌دار https://t.me/+WXjpBIPOdGlhNmI8 تاج و اتش 🔥💦 #اروتیک #فانتزی #سلطنتی https://t.me/+g2Zb3fQP8FQ2NDQ0 خون بهای برادرم💦 #ارباب_برده‌ای_اجباری https://t.me/+BZpwvrB6zg5jZjU0 کلاغ نیمه‌شب🌑 #فانتزی #ماجراجویی #نوجوانان https://t.me/+vPU1uOGFVIQyNTlk عاشقان💦بیگانه #فانتزی #گروپ #BDSM https://t.me/+oWXkF0e8kD1iN2Fk بــبـ👅ـر سيـاه #اروتـيكــ#انتقــــــامی#صحـنـه_دار https://t.me/+5ji4rfGv8u02NjQ0 ویلایی در جنگل🔞 #ترسناک #هیجانی #صحنه‌دار https://t.me/+Z8AC0mfcX_wxY2I8 گرگ زخمی🔞 #تخیلی #صحنه‌دار #ددی_لیتل https://t.me/+bg1h_1STbKc5Y2Rk عشق خونین🩸 #مافیایی #هیجانی #صحنه‌دار https://t.me/+xgP1M5FJigRlNGI0 کد سیاه🥵 #مافیایی #رییس‌ـ‌کارمندی #اروتیک https://t.me/+TUHFBh31KopmZjI1 شـهـــوت صـورتی🍑 #آروتیک #دبیرستانی #عاشقانه https://t.me/+7gUdyWK-0bphNzRk سیگار شکلاتی❤️‍🔥 #بی_ال #مدرسه_ای #عاشقانه https://t.me/+uZSUF-zjNpY5ZmJk بـازی سـ🤤ـرنوشت #صکصی #گی #بزرگسال https://t.me/+Jh6R8ZK4lgFmY2Zk [غرق شدن🔞drowning] #انتقامی #مافیایی #اسمات https://t.me/+xvc31hXZFeFhZDI0 دیوانه در آغوشم بگیر 💦🫦 #دارک _رومنس #مافیای _عاشقانه  https://t.me/+9XcjJQNDNw04Mzk0 باغَـیادیش🩸 #صحنه‌دار #کلاسیـک #اسـتریـت https://t.me/+j-c61Zp-KpQ2NzM0 𝘾𝙝𝙚𝙧𝙧𝙮🍒 #امگاورس #مسابقه‌ای #اسمات https://t.me/+Srvx0YkKU7I5MWY0 رمان شب🙊🤤 #سکسی #ارباب_برده‌ای #لیتل https://t.me/+iyfGAp_1fbBiOTY0 𓆩⚔𓆪 افسانهٔ والاریون نگهبان گمشده #سلطنتی #تریسام #بردگی https://t.me/+2TpYCO-ntXRjODk0 شــکــ👅ســت نــور💧 #مافیایی_سکسی_خشن https://t.me/+WJ3xHzCJDhgxMjhk خون لیلیث🫦 #دارک‌رومنس #مافیایی #معمایی https://t.me/+t_4ExAUz3rBhZGE0 عـروسک شـکستـنی💦 #ددی‌لیتل #تریسام #صحنه‌دار https://t.me/+FmjuXC5bV29kNjg0 سـیـگنـال رهایـی #دارک‌رومنس #سکسی #مثلث‌عشقی https://t.me/+5GSLq4FpZ9E4NThk ازدواج اجباری💦 #دارک‌رومنس #مافیای #عاشقانه https://t.me/+LBeOMGJ9EV4yZDc0 🪩𝐍𝐎𝐕𝐄𝐋𝐋🪩 #عاشقانه #دانشجویی #اجباری https://t.me/+rA4NO8ENE95mOTg0 کمـــــ🔞ـیـــن #خشن #بزرگسال #هیجانی https://t.me/+jD6D5WUT1gw1N2I0 دپــــــاکیـــن🔥 #بی‌ال #استاکر #مافیایی https://t.me/+BxioUlD6A-k5MDdk رئیس ممنوع🚷 #اشرافی #کلکی #بی‌ال https://t.me/+S_sMQ__tPYIwMzBk نفس های موازی 🫦 #لزبین #هیجانی #عاشقانه https://t.me/+nB2y69PwtpA4Yzhk رومانو🔞 #سکسی#فانتزی#عاشقانه https://t.me/+wAlLgijWqe9mZDY0 قمار چشمانت🥂 #خارجی #عاشقانه #بی‌ال https://t.me/+Uj9Wumwenyw3MDVk دزد دریایی💦 #سکسی#عاشقانه https://t.me/+tRFFDXHUJTFmZjU0 شکار سایه♨️ #مافیایی  #عاشقانه   #دارک_رومنس https://t.me/+HEZC7eSZ2ew4MTlk دلبر پسر حاجی🙊 #عاشقانه#مذهبی #بزرگسال https://t.me/+MCtxm4N-xC1lOWNk پناه من باش 😈 #عاشقانه #صحنه دار #اروتیک https://t.me/+BzhGv-Cazz5kMTZk ننیا دئا🔥 #جنایی_درام_تراژدی https://t.me/+jvUU6ZRQE0sxODY0 تپش ممنوع ❌ #مافیایی #عاشقانه #اروتیک https://t.me/Qkx9tkJghODJk مربع عشق🤤 #صحنه‌دار #فورسام #مافیایی https://t.me/+rQRAYH7QPvswMDhk 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂 شرکت در لیستی لین🍂🌻 https://t.me/+ZEyAWlOGQtAzZWVk ۱۸پاک
50
7
- رنگ قرمز بزن. - ببند دهنتو! به تو چه که چه رنگی می‌خوام بزنم. - من قرمز خوشم میاد. سرم را بیرون بردم و به سمت پله‌ها کج کردم: - بیا خودت بزن پس! پررو عوضی! - با کمال میل! صدایش این‌بار از میان پله‌ها آمد و بعد، اندام ورزشی و پیچ در پیچ و خیسی که از تازه از حمام آمده بود و یک حوله دور پایین تنه‌اش قرار گرفته بود‌، دهانم را بست و تنم را داغ مرد با خرف بعدیش: -اما نه لباتو! با اسپنک زدن به جاهای دیگه‌ات موافقی؟! https://t.me/+LluHYLNZEL41NDVk https://t.me/+LluHYLNZEL41NDVk به سرعت عقب رفتم و همین که در را برای بستن محکم کشیدم، دستش به در کوبیده شد و با جیغی خفیف به عقب پرت شدم و... ۱۶پاک
41
8
هیجان‌زده حوله را روی صورتش پرت کردم و جیغ زدم: - درست میگی. بهم نمیاد! و درون استخر پریدم. شیطانی دست به سمت کمربندش برد و حین باز کردنش، پیش آمد. - اتفاقاً دلم آبتنی می‌خواست🚷😈. لخت و عریان، خودش میان استخر، جیغم را در آورد و اسیرم کرد. - جیغ جیغ نکن وروجک! ناخن‌هایم را روی سینه‌اش کشیدم که از تیزیشان صورتش در هم شد. - وحشی نشو! نکن! داری وسوسه‌ام می‌کنی. - که چیکار کنی؟ مچ هردو دستم را بالای سرم برد و غرش کرد: - واسه دریدنت🤤. و تا به خود آمدم، کمرم به بدنه‌ی استخر کوبیده شد و ...🔞🫢 https://t.me/+LluHYLNZEL41NDVk https://t.me/+LluHYLNZEL41NDVk صبح پاک
50
9
دیلــ*🍆دوی کلفتی و تو واژنــ*م فرو کرد. - پس تو باعث شدی من تو اون روانی خونه بستری شم. جیغ دردناکی زدم و کمرم و عقب کشیدم. - من…من مقصر نبودم آخخخ. - حیفم میاد بخوام با کـــ*یر خودم بفاکــ*ت بدم. دیلــ*دو رو با حرص عقب جلو کرد و سیلی های محکم به چــ*وچولم کوبید. - یکاری میکنم به غلط کردن بیوفته دختر جون! گلوم و پنجه فشرد و چشم بند و برداشت. با دیدن چهره‌ی عصبیش ترسیده نالیدم: - تقصیر من نبود یزدان…اونا…اونا برات دسیسه چیدن! دیلدو رو تو کــ🍑*ص خونیم نگه داشت و غرید: - اسم بگو! لب هام لرزید و قبل اینکه حرف بزنم دیلـ*دو رو تا ته تو وجودم فشرد و …❌🔞🔥😱 https://t.me/+mHaCZnRSLok1NGQ0 https://t.me/+mHaCZnRSLok1NGQ0 ۲۱پاک
31
10
قشنگا رمـان تویvipبا 400پارت به اتمام رسیده🙈🩷 فـقــــط با پرداخت100الـی110هزار🌱به دلخواه خودتون میتونید لینکvipرو دریافت کنید🪷🌞 بهم پیام بدید. @ithenova
152
11
سرش رو زیر مقنعه‌ش میبره و نفس هاش‌و داغ توی گردنش خالی میکنه؛ با سوالی که ناز میپرسه با چهره عصبی به چشماش خیره میشه.... +حـامی؛ ماهم میتونیم سکس کنیم؟!/ چرا هیچ حد و مرزی نداشت چرت وپرت گفتن هاش... تکیه‌ش رو به صندلی میده و میگه؛ +این مزخرفات رو دیگه از کی یاد گرفتی بچه... چرا باید سکس کنیم؟!/
152
12
#باغیادیش پارت۱۷۱ راوی: خیره بود به ماوی تا بره بیرون؛ +حامی؛ مادر به چه زبونی بگم نکن... میدونی اگه سحزناز بفهمه چی میشه؟! چرا بی عقل بازی در میاری.. امشب که ننوشیدی و مست هم نبودی.... چرا مانع خودت نشدی؟!/ پیراهنش رو در میاره و با پرت کردنش روی تخت با تندی میگه؛ +برو نزار یادم بره مادرمی و چقدر عزیزی!/ ماوی با گرفتن بازوهاش و چرخیدن به سمتش میگه؛ +اگــه سحرناز بفهمـــــ.../ توی حرفش میاد و با ولوم بالایی میگه؛ +وقتی آتاناز ِ من فهمید چی شد... گذاشت رفت؛ وقتی آتانازِ من فهمید اون زنیکه رو صیغه کردم چیکار کرد؟! هیچ کاری نکرد فقط من‌و با خودم و رو سیاهیم تنها گذاشت و جوری که انگار هیچ وقت نبوده؛ رفــــــت! سحرناز هم تهش میخواد بره؛ ولی فکر کردی مهمه برام؟! مهمه برام اگه اون لوسِ ادایی تنهام بزاره؟! با من از فهمیدن حرف نزن! به درکــــــــــ.... اونی که نباید؛ گذاشته رفته! رفته و با من غریبه ست میفهمی!! برو ببین میتونی زنِ منو؛ تیکه وجود منو؛ عزیزِ منو؛ عمرِ منو بهم برگردونی!؟ ببین میتونی برگردونیش توی زندگیم؟! برو ببین میتونی کاری کنی از من بدش نیاد... از من حالش بهم نخوره؟! میتونی کاری کنی بازم باهام مهربون بشه؟! میتونی کاری کنی مثل قبل توی چشمم زل بزنه؟! فکر میکنی من سکوت کردم؛ چیزی توی دلم نیست؟! چجور مادری هستی که ترکیدن بچه‌تو نمیبینی؟! من امشب شبیه داماد بودم؟! برو ببین میتونی از این فازِ بیخیال بودن بیرونش بکشی؟! بیخیال بودنش نسبت به من داره عذابم میده! اگه تونستی بعدش بیا اینجا از من سوال بپرس ببینم اصلا برام مهمه که اون سحرنازِ لعنتی ترکم کنه یا نه؟! برید.. همتــــون باهم منو ول کنید! برید.... من احمقم اگه خم به ابروم بیاد!/ ماوی با گریه دستش رو روی صورت حامی میزاره و میگه؛ +اون میگه برای ماجرایِ سحرناز نیست که رفته.... دلیلش رو نمیگه ولی میگه که موضوع سحرناز نیست! ببخشید که من ندیدم تو اینجوری دوسش داری؛ ندیدم تو هنـــ... هنوزم.... وای نـــــه حامی... حق نداری... پدرت داره برای ازدواج ِ اون دختر برنامه میریزه! میخواد عروسش کنه... نبایــد بهش فکر کنی؛ اون قراره ازدواج کـــ.../ دستش رو روی لب های ماوی میزاره و با تمام توان فشار میده و با هیسی میگه؛ +نکش منو با این حرف؛ نکش ماوی؛نزن ماوی؛ نگو ماوی! تا مَنی باشه اون دیگه عروسِ هیچ مردی نمیشه؛ هر وقت مردم و نبودم برو عروسش کن! من بفهمم دستِ مردی موهاش‌و... صورتش رو...لمس کرده میمیرم؛ حتی نگاهِ مردی رو ببینم؛ جون میدم تا اون نگاه از روش برداشته بشه! عذابم نده و برو بیرون!/ نفسی میگیره و با زدن روی قلبش میگه؛ +اینجاست؛ نمیره! منم نمیخوام بره بیرون؛ جاش‌و با امثال سحرناز پر کنم؟! کسی که..../ حرفش رو قطع میکنه و بلافاصله میگه؛ +فکر میکردم تابِ سختی کشیدن و مارک نپوشیدن رو نداره؛ ولی داشت؛ رفت و دیگه نیومد؛ معلوم نیست اگه طهماسب و مهری رو زور نمیکردم که اگه ناز نیاد صیغه رو باطل میکنم؛ اصلا میتونستم دوباره ببینمش یا نه!/ ماوی با بغل کردنش میگه؛ باشه مامان جان؛ باشه نمیگم؛ آروم باش! برو دوش بگیر بخواب! الان خوب نیستی!/ در حالی که ماوی پشت کرده بره با صدای لرزون میگه؛ +خیلی وقتِ خوب نیستم؛ شمام داری میری برو اتاقت؛ نرو اتاقش؛ لطفا به روش نیار فهمیدی! لطفا مامـان!/ بعد از سالها ماوی رو «مامان» خطاب کرده بود و میدونست این کلمه تاثیر خودش رو میزاره؛ وارد حمام میشه و آب سرد رو روی تنش باز میکنه؛ آب میشوره میبره شهوت رو؛ بدن خاموش شده‌ش رو خشک میکنه و با پوشیدن شلواری توی تخت میره؛ با مرور یه عشق بازیِ ناقص لبخندی روی لبش میشینه؛ شروع فلش بک؛ از تیزهوشان برگشتن حامی رفته بود دنبالش؛ سیزده ساله بود ولی بدنش بلوغی پیدا کرده بود مثل یه دختر هجده ساله‌ی خوش هیکل! روی پاهای حامی جا میگیره و میگه؛ +بابام میدونه اومدی دنبالم؟!/ مقاومت میکرد تا توی این لباس فرمش بین بدن و فرمون ماشین لب هاش‌و نبوسه... هــومی میگه و ناز با پایین رفتن از روی پاهاش میگه؛ +خب پس زود بریم؛ شک نکنه رفتنمون طولانی بشه!/ کاش این خنگ خانوم می فهمید باهم بودنِ این دونفر از نظر بقیه همونقدر دور از انتظار بود که باهم بودنِ هم زمانِ ماه و خورشید توی آسمون غیر ممکنِ! با لبخندی کج میگه؛ +واسه همین از روی پاهای من رفتی پایین؟! برگرد بشین همونجا که بودی!/ با شونه بالا انداختنی میگه؛ +بریم خونه؛ امشب تنها میشیم! امروز تنبیه شدم زیاد سرپا بودم؛ خستم؛ پام درد میکنه/ حامی با شیطنت میخنده و میگه؛ +برای همین میگم زیاد سرپا بودی؛ خسته شدی بیا روی پاهام بشین؛ بیشتر خسته نشی!/ بازوش‌و میگیره و مجدد روی پاهای خودش میبره بدنش رو؛ از لب هاش کامی میگیره و با حس نفس کم آوردنش رهاش میکنه؛
148
13
#سکســـ*س‌رو‌تخت‌تیمارستان🚷😈💦 سیلی های محکم رو کــ*ص بازم زد و مجبورم کرد پاهامو باز تر کنم. - یزدااان،پاره شدم لعنتی، نمیتونم کیـ*رتو تحمل کنم🔞 بی رحم تو کــ*ص قرمز شدم تلمبه زد. - این چوچـ•ول لعنتی واسم آب انداخته توله سگ🤤فکر کردی از کسی که انداختتم تیمارستان میگذرم؟ رو تخت وسط بیمارستان محکم کیــ🍆رشو تو کــ🍑صم کوبید که جیغ زدم. - آخخخخخخ،آبــم داره میاد یزدان💦 ازم بیرون کشید و تفی رو سوراخ کــ*ونم انداخت. - نظرت چیه با این دستگاه کـ*ونتو بگـام و با دیکـ*م کصـ*تو؟😈 سر دستگاه و رو سـ*وراخم گراشت و با یک ضرب جفتشو…😱🔥 با صدای #رئیس تیمارستان…🫢🔞💦 https://t.me/+mHaCZnRSLok1NGQ0 https://t.me/+mHaCZnRSLok1NGQ0 ۱۶پاک
52
14
-پاهاتو باز نگهدار میخوام ک..صتو انگشت کنم. با ترس به ویبراتو.ر کوچولوی توپی توی دستش خیره شدم. -میخوای بکنی تو ک.صم؟🔞 -نه توله حشریم. اینو میکنم تو ک.ونت که با لرزشش ار.ضا شی😈 از ترس و شهوت سوراخام نبض گرفته بود. با فرو رفتن ویبر.اتور، انگشتاشم توی سوراخ پر آب ک..صم هول داد و محکم تکونش داد که آبم با فشار روی تخت پاچید. انتظار داشتم انگشتاشو دراره ولی با ادامه دادن تکون دادن انگشتاش و لرزیدن سوراخام یهو مایع غلیظی از ک.صم بیرون زد و....🍆🔥 https://t.me/+c36vmmzCkW41NzU0 https://t.me/+c36vmmzCkW41NzU0 صبح پاک
38
15
#مافیایی #عاشقانه دختره با چشمای مظلومش جوری دل بزرگترین مافیا رو میبره که دستاش رو می بنده🥹 ماهان طناب و برداشت و آروم آروم اومد کنارم، با خنده گفتم: _ماهان چیکار میکنی؟ با لبخند جلو اومد، دستام رو محکم گرفت و به تخت بست که آخی گفتم🥹 _آخخ...دردم اومد _هیس...جوجه با اون چشمات دل من و بردی لباش و گذاشت روی لبام و شروع کرد هات بوسیدن دستش به سمت شرتم حرکت کرد و چنگی به واژ*ن آب انداختم زد. - آماده ایی جر بخوری کوچولو؟ #پارت‌واقعی💦 https://t.me/+IIhPO_bLjKMzZWU0 https://t.me/+IIhPO_bLjKMzZWU0 ۲۲ پاک
57
16
دختره از دست مافیای گنده فرار میکنه ولی گیرش میفته✨😱 _ولم کن مرتیکه روانی... من با تو جایی نمیام اسپنکی به باسنم زد و گفت _فکر کردی میتونی از دست من فرار کنی؟ کاری میکنم که دیگه جرعت نکنی فرار کنی!😱 خواستم به موهاش چنگ بندازم که پرتم کرد روی مبل و خیمه زد روم _هیننن... چیکار میکنی؟ بلند شو از روم عوضی _نوچ نوچ... چه دختر بی ادبی... زبونت هم که درازه... ولی مشگلی نداره خودم برات کوتاهش میکنم خواستم بگم تو غلط میکنی که لباش و گذاشت روی لبام...❌😈 چنگی به پایین تنم زد و🚷 https://t.me/+IIhPO_bLjKMzZWU0 https://t.me/+IIhPO_bLjKMzZWU0 ۱۶ پاک
30
17
🔞_برای یه لحظه باهات خوابیدن دارم جون می دم صوفیا، بیشتر از این صبرم و امتحان نکن🔥 دست محکم و پر قدرتش پهلوم رو محکم فشار داد - من نمی تونم ! من دست خورده م! ولم کن! با دو انگشتش گلویم رو آروم #نوازش کرد و بدنش و به بدنم مالید. - همینجا…تو حموم باشگاه میخوامت! 👇 دیتش تو شلوارم رفت و شروع به تاختن روی تنم کرد که دستگیره ی در وحشیانه بالا و پایین شد و… یه دختر شیک و ورزشکار بودم که عموم تهیه کننده سینما بود.خبر نداشتم که یکی تو حموم کمینه…❌❌ https://t.me/+ui-JDopbp5o4OGE0 https://t.me/+ui-JDopbp5o4OGE0 صبح پاک
41
18
-میدونی تاوان نزدیک شدن به مردی که بَبرِ سینماس و هیچی واسه از دست دادن نداره چیه؟ گیج نگاهش کردم و او درحالی که گره کرواتش رو شل میکرد پوزخند زد: _ رو تخت دراز بکشی و پوزیشنی که من میخوام و داشته باشی!💦 لب سرخمو دادم تو و مقابلش ایستادم. - نمیتونی انقدر راحت ازم بدنمو بخوای! توی صورتش خم شدم و خنده ی ریزی کردم: -ولی من تو رو میخوام با گذشته سیاه و #هویت کوفتیت که معلوم نیست چیه! چون تو همون مردی هستی که بعد مدتها #حسهای_زنانه‌ام رو بیدار کردی... دستم و زیر لباسش بردم و ...❌🔥💦 https://t.me/+ui-JDopbp5o4OGE0 https://t.me/+ui-JDopbp5o4OGE0 ۲۲پاک
37
19
صوفیا دختری معصوم و صکصی که به یک مرد ناشناس پناه میبره .اما نمیدونه که اون مرد ...😱😈 لباسهای دوبنده ی سرخ و نارنجی را به ط
صوفیا دختری معصوم و صکصی که به یک مرد ناشناس پناه میبره .اما نمیدونه که اون مرد ...😱😈 لباسهای دوبنده ی سرخ و نارنجی را به طرفم گرفت و گفت: _اینا رو می پوشی؟ برای من؟ دست به لباسهای لطیف و ساتن کشیدم و دست روی بدمش کشیدم. -اما تو قول داده بودی!که بهم دست نزنی تو دوران عقد!💯🔞 نفس هاش و رو تنم رها کرد. -من #غلط کردم!مث #سگ می خوامت! دیگه نمی تونم...نمی تونم #طاقت بیارم...کمر #باریکت...لبهات... بقیه ش اینجاست👇👇👇 https://t.me/+ui-JDopbp5o4OGE0 https://t.me/+ui-JDopbp5o4OGE0 ۱۷ پاک
48
20
قشنگا رمـان تویvipبا 400پارت به اتمام رسیده🙈🩷 فـقــــط با پرداخت100الـی110هزار🌱به دلخواه خودتون میتونید لینکvipرو دریافت کنید🪷🌞 بهم پیام بدید. @ithenova
157