Saved Messages
Open in Telegram
2 455
Subscribers
+124 hours
-57 days
+48730 days
Posts Archive
2 455
Repost from یک روانشناس ✒️
نوشتن بهترین راه برای مرتب کردن افکاره اما به اشتراک گذاشتن نه، برای همین دارم سعی میکنم بیشتر بنویسم و کمتر به اشتراک بذارم.
تو دنیایی که همه به واسطه فضای مجازی و شبکههای اجتماعی توهم بسیار دانا و همهچیز دان بودن پیدا میکنن، تمرین خوبیه برای اینکه به این مشکل مبتلا نشیم.
@yekravanshenaas
2 455
به غیر از کتاب خواندن دیگر هیچ پناهی نداشتم. چیز دیگری نبود که احترامم را به محیط اطرافم برانگیزد و حتی اندکی توجهم را جلب کند.
2 455
انگار طوفان تمام شده باشد، اشکها جاری شدند، دستها بر سر و سینه زدند و پاها راه یافتند و بازگشتند. به گمان خود دین ادا کردیم اما این قصه هنوز تازه است. بیتابی قلبهایمان گواهی میدهد ما به تو بازمیگردیم حسین.
2 455
Repost from Saved Messages
یک بخشی از دعای عرفه، امام حسین علیهالسلام از خدا تشکر میکنند و میفرمایند خدایا ممنونم ازت که به ابراهیم (ع) رحم کردی و نذاشتی پسرش جلوی چشمش ذبح بشه.
2 455
آنقدر غرق اغراق شدهاید که نمیدانید واقعیتتان چیست. آنقدر که دیگر مغزتان کشش این همه پوشالی بودن را ندارد.
2 455
آنقدر غرق اغراقاید که نمیدانید واقعیتتان چیست. آنقدر که دیگر مغزتان کشش این همه پوشالی بودن را ندارد.
2 455
میدانم که از دور مرا تماشا میکنی. میدانم که شهامت نزدیک شدن و تماشای ویرانهای که در من ساختهای را نداری. اما نزدیکشو، لمسم کن و بگذار یکبار دیگر در آغوشت فرو بریزم.
2 455
تنهایی اشکال مختلفی دارد و تنهاترین اشکال آن، این است که آدمیزاد آدمهایی که میشناخته را هنوز هم بشناسد، اما دیگر آن جوری که پیشتر و بیشتر آنها را میشناخته، نباشند. و انگار دیگر اصلا وجود نداشته باشند، آشناهای غریبهای که انگار تنها پوستهی بیرونی و خالیشان، اتاقهای محدود خاطر آدم را پر کرده باشد و آدم درِ هر کدام از اتاقها را هم که باز کند، دیگری کلمهای برایشان نداشته باشد و لابد همین هم یکی دیگر از اشکال تنهاییست، همین سکوت ناخواستهای که آدمیزاد حتی کلماتاش را تند تند برای خودش نگه میدارد.
2 455
خسته شدم از امیدواری بسیار در لحظهی ابتدایی شروع چیزی و ناامیدی عمیق در میانههای راه.
2 455
واقعیت این است که انسان در نهایت به نقطهای میرسد که دست از تلاش برمیدارد و فقط نظارهگر ِجریان میشود.
مانند کسی که ساعتها درون باتلاق، برای بیرون آمدن تلاش میکند؛ اما میبیند که حاصل تلاشش، فرو رفتن بیشتر است.
باید پذیرفت که گاهی تلاش بیشتر، نه تنها حاصلی ندارد که حتی انسان را بیشتر به درون باتلاق فرو میبرد.
2 455
حضورش در اندازهای نبود که بتواند تمام جاهای خالی را پر کند. اما نبودنش خلأ معرکهای بود.
2 455
حضورش در اندازهای نبود که بتواند تمام جاهای خالی را پر کند. اما نبودنش خلأ معرکهای بود.
2 455
Repost from تقریباً هیچکس
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو میآید
نفسهایم گواهی میدهد بوی تو میآید
شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرده
و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده
زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟
تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری؟
جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت
از این عالم چه میخواهی همه عالم به قربانت
مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم
جهان را جان بده پلکی بزن یا حی یا قیوم
خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی
و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی..
حمیدرضا برقعی
