en
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Open in Telegram
1 965
Subscribers
-124 hours
-17 days
-930 days
Posts Archive
بدتر از این چی که آدم هزار حرف داشته باشد و حرف‌هایش مثل سیل پشت لبش هجوم آورده باشد و یک کلام بیرون نریزد؟

وقتی بفهمید خیلی از کارایی که آدما انجام می‌دن به خاطر دودوزه بازی و بد بودن و کلک بودنشون نیست، بلکه به خاطر ضعف‌های عمیق شخصیتیشون مثل عدم اعتماد به نفس، عدم عزت نفس و کمال‌گرا بودنشونه خیلی راحت‌تر با کارهاشون کنار میاید و بهتون کمک می‌کنه بتونید احساس قربانی بودن رو توی خودتون مدیریت کنید. در نهایت بتونید برای ارتباطتون تصمیم درست بگیرید.

در هم تنیده‌.
در هم تنیده‌.

اما از تکیه نکردن نیز، خسته بود. خیلی خسته.

اما از تکیه نکردن نیز، خسته بود. خیلی خسته.

به کسی تکیه نمی‌کرد، از زیر آوار ماندن دوباره هراس داشت.

آره آدم نباید برگرده به عقب، نباید مرور کنه. مرور دلتنگی داره، غصه داره، سردرگمی داره، نمی‌دونم چطور بگم. ولش کن. شب بخیر :)

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ حالت خیلی خراب شده امشب ک پین میکنیشون دوباره؟ 💙

‏تمام لحظاتی که با انگشتان کشیده‌ام لمست می‌کردم، مشغول به حافظه سپردن شیارها و اریب‌های تنت بوده‌ام. ‏حالا چشم‌هایم را که می‌بندم تو را در آغوشم می‌بینم. بی‌آن‌که سخن بگویم، فقط تماشایت می‌کنم. انگار که این‌جا پایان ماست و دیگر هیچ فردایی را نمی‌توان با تو و کنارت متصور بود.

از پیام‌های قشنگ و توجه‌تون ممنونم ✨

شما هم احساس میکنید که دیگه کانال مثل قبل نیست و باید پاک کنیم و بریم؟ https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-228793-RbbVJuK

ذهنم شبیه کودکی لجباز می‌دوید، و تن خسته‌ام را به دنبال خودش می‌کشاند. می‌ایستم و فکر می‌کنم. فکرم هزار نفر است. هزار ایده، هزار حرف، هزار زخم، و همچنان جایی درون من خلا را احساس می‌کند. چیزی میان این هیاهو گم شده است.

رفتن‌های بی‌خداحافظی، رفتن‌هایی که حتی رغبت نمی‌کنند بگویند چرا! در دل انسان پرسش و حسرتی ابدی می‌شوند. مانند فیلم‌های پایان باز عباس‌کیارستمی، مدام سناریوهای احتمالی را در ذهنت مرور میکنی اما کدام میتواند درست باشد !؟