Saved Messages
Kanalga Telegram’da o‘tish
دیوانه نپرهیزد؛ t.me/BChatPlusBot?start=sc-Xi7DxAhCqN6t
Ko'proq ko'rsatish2 450
Obunachilar
-224 soatlar
-67 kun
+47830 kun
Postlar arxiv
2 450
اگر برای تو خیری داشت میماند و اگر دوستدارت بود، حرفی میزد و اگر مشتاق دیدارت بود، میآمد.
2 450
امشب اینجوری گذشت که از شدت دلتنگی، وسط راه توو ماشین گریهم گرفت و راننده اسنپ زد کنار اومد عقب نشست گفت برای اینکه توو این موقعیت تنها نباشین من اینجا میشینم :)
2 450
گمان میکنید پیش از این من از وقوع این زخمها آگاهی نداشتهام؟
من در همان نخستین دیدار عمق زخم او را پیشبینی کرده بودم. اما افسوس! گاهی آدمی در زندگی به کسانی برمیخورد که بیاختیار در دل میگوید که او؛ ارزش زخمهای پس از عشق را دارد و بعد از آن دیگر گلهای نیست.
2 450
اگر از من بپرسند زندگی چیست، من مانند طفلی بازمانده از جنگ که تنها اسم ناجیاش را از بَر است، نام تو را به زبان خواهم آورد.
2 450
Repost from نـــــــگــــــاهــــ
بعضی وقتا انقدر خودمون رو دوست نداریم که باور نمیکنیم بقیه بتونن دوستمون داشته باشن. مدام فکر میکنیم بقیه میخوان ازمون استفاده کنن شاید خیلی جاها اجازه استفاده به آدم فرصتطلب هم داده باشیم و فکر کردیم همه آدمها همینطورن. من فکر میکردم هیچ وقت لایق عمیق دوست داشته شدن نیستم. و این فرصت رو از اطرافیانم گرفتم که عمیق دوستم داشته باشن. راستش این فکر هنوز هم از سمت من وجود داره. اینکه محبت رو در کانال خاصی قرار دادم و هر چیزی غیر از اون بود نادیده گرفتم. اینکه تلاشهای آدمها برای خوشحال کردنم رو منوط به معیارهای خودم کردم نه توان واقعی اونها. و اینطور برداشت میکنم که اگه اونطور که من میخوام بهم محبت نشه یعنی دوست داشتنی نیستم. ولی خب خیلی از نگرشها در وهله اول به خودمون آسیب میزنن بعد هم به طرف مقابلمون. به قول دوستی راههای قدیمی ما رو به مقصد جدید نمیرسونن. اما یه جمله وجود داره که هیچوقت عوض نمیشه: کسی که خودش رو دوست نداره نه میتونه بقیه رو دوست داشته باشه و نه میتونه اجازه بده بقیه دوستش داشته باشن.
#یادداشت
2 450
Repost from Saved Messages
کسی که تو را بشناسد، چگونه از تو دست خواهد کشید؟
و کسی که محکمترین تکیهگاه جهان را تجربه کرده باشد، چگونه به تکیهگاههای پوشالی دیگر تن خواهد داد؟
2 450
و قسمت تلخ ماجرا این است که کسانی که بهترین خاطرات را برایت ساخته بودند، خود تبدیل به خاطره میشوند.
2 450
بخشی از پریشانی تو ناشی از یک خشم مدفون است. چیزی در تو هست، نوعی ترس و کمرویی، که اجازهی ابرازِ خشمت را نمیدهد. به جای آن به فروتنیات مینازی و نوعی پاکدامنی اجباری برای خود پدید آوردهای.
احساسات را در عمق مدفون میکنی و چون دیگر خشمی را تجربه نمیکنی، تصور میکنی یک قدیسی.
فرو خوردن خشم، انسان را بیمار میکند.
📚وقتی نیچه گریست.
2 450
چروک برداشتهام از غم. انگار که ساعتها و روزها و شبهاست که در آبهای اندوه جهان شناورم.
2 450
Repost from میمِ ثاٰنی؛
همیشه مسئله داراٰیی و امکاناتِ ما نیست؛ اکثراً مسئله اینکه ماٰ چراییِ زندگی رو درک نکردیم و به همین ترتیب به چگونه لذت بردن نرسیدیم. همواٰره یک احساسِ عدمِ رضایت در اعماقِ وجودمون تهنشین شده که افزودنِ امکانات، گستردهتر شدنِ دایرهی رفاه، نمیتونه روحِ لاغر و گرسنهی ماٰ رو اغناء کنه. ما انسانهایِ مداوم دور افتاده با کوله باری از «ایکاشها»ییم که آنچه داریم رو پشتِ سر میذاریم و برای آنچه نداریم انگشتِ ای کاش به دندون میگیریم.
