en
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Open in Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

Show more
1 951
Subscribers
+224 hours
+87 days
+1830 days
Posts Archive
بعضی وقتا انقدر خودمون رو دوست نداریم که باور نمی‌کنیم بقیه بتونن دوستمون داشته باشن. مدام فکر می‌کنیم بقیه می‌خوان ازمون استفاده کنن شاید خیلی جاها اجازه استفاده به آدم فرصت‌طلب هم داده باشیم و فکر کردیم همه آدم‌ها همینطورن. من فکر می‌کردم هیچ‌ وقت لایق عمیق دوست داشته شدن نیستم. و این فرصت رو از اطرافیانم گرفتم که عمیق دوستم داشته باشن. راستش این فکر هنوز هم از سمت من وجود داره. اینکه محبت رو در کانال خاصی قرار دادم و هر چیزی غیر از اون بود نادیده گرفتم. اینکه تلاش‌های آدم‌ها برای خوشحال کردنم رو منوط به معیارهای خودم کردم نه توان واقعی اون‌ها. و اینطور برداشت می‌کنم که اگه اونطور که من می‌خوام بهم محبت نشه یعنی دوست داشتنی نیستم. ولی خب خیلی از نگرش‌ها در وهله اول به خودمون آسیب می‌زنن بعد هم به طرف مقابلمون. به قول دوستی راه‌های قدیمی ما رو به مقصد جدید نمی‌رسونن. اما یه جمله وجود داره که هیچ‌وقت عوض نمیشه: کسی که خودش رو دوست نداره نه می‌تونه بقیه رو دوست داشته باشه و نه می‌تونه اجازه بده بقیه دوستش داشته باشن. #یادداشت

Repost from Saved Messages
کسی که تو را بشناسد، چگونه از تو دست خواهد کشید؟ و کسی که محکم‌ترین تکیه‌گاه جهان را تجربه کرده باشد، چگونه به تکیه‌گاه‌های پوشالی دیگر تن خواهد داد؟

و قسمت تلخ ماجرا این است که کسانی که بهترین خاطرات را برایت ساخته بودند، خود تبدیل به خاطره می‌شوند.

Repost from Saved Messages
حسین متن است، و هرچه جز‌ حسین، حاشیه.

بخشی از پریشانی تو ناشی از یک خشم مدفون است. چیزی در تو هست، نوعی ترس و کم‌رویی، که اجازه‌ی ابرازِ خشمت را نمی‌دهد. به جای آن به فروتنی‌ات می‌نازی و نوعی پاکدامنی اجباری برای خود پدید آورده‌ای. احساسات را در عمق مدفون می‌کنی و چون دیگر خشمی را تجربه نمی‌کنی، تصور می‌کنی یک قدیسی. فرو خوردن خشم، انسان را بیمار می‌کند. 📚وقتی نیچه گریست.

همه‌چیز مصرف می‌شود و بعد دور انداخته می‌شود، بیشتر از همه انسان.

همه‌چیز مصرف می‌شود و بعد دور انداخته می‌شود، بیشتر از همه انسان.

Taher Ghoreyshi _ Soghati.mp39.16 MB

Berke Kashi.mp33.82 MB

Khoob Shod.mp31.75 MB

چروک برداشته‌ام از غم. انگار که ساعت‌ها و روزها و شب‌هاست که در آب‌های اندوه جهان شناورم.

همه‌چیز مصرف می‌شود و بعد دور انداخته می‌شود، بیشتر از همه انسان.

همیشه مسئله داراٰیی و امکاناتِ ما نیست؛ اکثراً مسئله اینکه ماٰ چراییِ زندگی رو درک نکردیم و به همین ترتیب به چگونه لذت بردن نرسیدیم. همواٰره یک احساسِ عدمِ رضایت در اعماقِ وجودمون ته‌نشین شده که افزودنِ امکانات، گسترده‌تر شدنِ دایره‌ی رفاه، نمیتونه روحِ لاغر و گرسنه‌ی ماٰ رو اغناء کنه. ما انسانهایِ مداوم دور افتاده با کوله باری از «ای‌کاش‌ها»ییم که آنچه داریم رو پشتِ سر میذاریم و برای آنچه نداریم انگشتِ ای کاش به دندون میگیریم.

Repost from Saved Messages
دلم می‌خواد معتاد یک فعالیت مفید باشم. می‌خوام برای یک چیزی منتهای اشتیاق رو تجربه کنم. مثل کسی که روز و شب نقاشی می‌کشه یا تا ورم کردن انگشتان پا، باله می‌رقصه. یا چندین ساعت مداوم درس می‌خونه و یا شب‌ تا صبح توی اتاقش می‌نویسه و می‌نویسه تا وقتی که خوابش ببره. مدت‌هاست دلم حد بالایی از اشتیاق و انگیزه رو می‌خواد. آخرین بار رو یادم نمیاد. گمونم هیچ‌وقت نبوده.

دم‌تون گرم بچه‌ها 🇮🇷

حتما گمان می‌کنی که دیگر کسی را دوست نخواهی داشت! این همان دروغی‌ست که زندگی حین فراموش کردن چیزی در گوش ما نجوا می‌کند. این مقدّر است؛ که روزی کسی را آن‌چنان در آغوش خواهی کشید که به تلاش‌های امروزت برای این فراموشی خواهی خندید. که گویی هر مقدری برای من بسیار غمگین‌کننده و دور است.

Repost from N/a
فشار زیاده ولی فرصت نمیکنم غصه بخورم براشون، بعد از تموم شدن کارها دوره سوگ برگزار میکنم.

تمام بود و نبودم، هست و نیستم، حال و گذشته‌ام، به تو ختم می‌شود عزیزدلم. به بوی تو و لبخند زیبای تو.

photo content