1 951
Підписники
+224 години
+87 днів
+1830 день
Архів дописів
1 952
Repost from نـــــــگــــــاهــــ
بعضی وقتا انقدر خودمون رو دوست نداریم که باور نمیکنیم بقیه بتونن دوستمون داشته باشن. مدام فکر میکنیم بقیه میخوان ازمون استفاده کنن شاید خیلی جاها اجازه استفاده به آدم فرصتطلب هم داده باشیم و فکر کردیم همه آدمها همینطورن. من فکر میکردم هیچ وقت لایق عمیق دوست داشته شدن نیستم. و این فرصت رو از اطرافیانم گرفتم که عمیق دوستم داشته باشن. راستش این فکر هنوز هم از سمت من وجود داره. اینکه محبت رو در کانال خاصی قرار دادم و هر چیزی غیر از اون بود نادیده گرفتم. اینکه تلاشهای آدمها برای خوشحال کردنم رو منوط به معیارهای خودم کردم نه توان واقعی اونها. و اینطور برداشت میکنم که اگه اونطور که من میخوام بهم محبت نشه یعنی دوست داشتنی نیستم. ولی خب خیلی از نگرشها در وهله اول به خودمون آسیب میزنن بعد هم به طرف مقابلمون. به قول دوستی راههای قدیمی ما رو به مقصد جدید نمیرسونن. اما یه جمله وجود داره که هیچوقت عوض نمیشه: کسی که خودش رو دوست نداره نه میتونه بقیه رو دوست داشته باشه و نه میتونه اجازه بده بقیه دوستش داشته باشن.
#یادداشت
1 952
Repost from Saved Messages
کسی که تو را بشناسد، چگونه از تو دست خواهد کشید؟
و کسی که محکمترین تکیهگاه جهان را تجربه کرده باشد، چگونه به تکیهگاههای پوشالی دیگر تن خواهد داد؟
1 952
و قسمت تلخ ماجرا این است که کسانی که بهترین خاطرات را برایت ساخته بودند، خود تبدیل به خاطره میشوند.
1 952
بخشی از پریشانی تو ناشی از یک خشم مدفون است. چیزی در تو هست، نوعی ترس و کمرویی، که اجازهی ابرازِ خشمت را نمیدهد. به جای آن به فروتنیات مینازی و نوعی پاکدامنی اجباری برای خود پدید آوردهای.
احساسات را در عمق مدفون میکنی و چون دیگر خشمی را تجربه نمیکنی، تصور میکنی یک قدیسی.
فرو خوردن خشم، انسان را بیمار میکند.
📚وقتی نیچه گریست.
1 952
چروک برداشتهام از غم. انگار که ساعتها و روزها و شبهاست که در آبهای اندوه جهان شناورم.
1 952
Repost from میمِ ثاٰنی؛
همیشه مسئله داراٰیی و امکاناتِ ما نیست؛ اکثراً مسئله اینکه ماٰ چراییِ زندگی رو درک نکردیم و به همین ترتیب به چگونه لذت بردن نرسیدیم. همواٰره یک احساسِ عدمِ رضایت در اعماقِ وجودمون تهنشین شده که افزودنِ امکانات، گستردهتر شدنِ دایرهی رفاه، نمیتونه روحِ لاغر و گرسنهی ماٰ رو اغناء کنه. ما انسانهایِ مداوم دور افتاده با کوله باری از «ایکاشها»ییم که آنچه داریم رو پشتِ سر میذاریم و برای آنچه نداریم انگشتِ ای کاش به دندون میگیریم.
1 952
Repost from Saved Messages
دلم میخواد معتاد یک فعالیت مفید باشم.
میخوام برای یک چیزی منتهای اشتیاق رو تجربه کنم.
مثل کسی که روز و شب نقاشی میکشه یا تا ورم کردن انگشتان پا، باله میرقصه. یا چندین ساعت مداوم درس میخونه و یا شب تا صبح توی اتاقش مینویسه و مینویسه تا وقتی که خوابش ببره.
مدتهاست دلم حد بالایی از اشتیاق و انگیزه رو میخواد. آخرین بار رو یادم نمیاد. گمونم هیچوقت نبوده.
1 952
حتما گمان میکنی که دیگر کسی را دوست نخواهی داشت! این همان دروغیست که زندگی حین فراموش کردن چیزی در گوش ما نجوا میکند.
این مقدّر است؛ که روزی کسی را آنچنان در آغوش خواهی کشید که به تلاشهای امروزت برای این فراموشی خواهی خندید.
که گویی هر مقدری برای من بسیار غمگینکننده و دور است.
1 952
Repost from N/a
فشار زیاده ولی فرصت نمیکنم غصه بخورم براشون، بعد از تموم شدن کارها دوره سوگ برگزار میکنم.
1 952
تمام بود و نبودم، هست و نیستم، حال و گذشتهام، به تو ختم میشود عزیزدلم. به بوی تو و لبخند زیبای تو.
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
