en
Feedback
سالن بازپروریِ کابینت نمناک.

سالن بازپروریِ کابینت نمناک.

Open in Telegram

اینجا کابینت. من، کِوین رضائی‌ام. اینجا، پوست می‌اندازم و راک عربی گوش می‌کنم. ثبت نظر، پیغام و ناسزا: @kabioskbot

Show more
Iran30 933The category is not specified

📈 Analytical overview of Telegram channel سالن بازپروریِ کابینت نمناک.

Channel سالن بازپروریِ کابینت نمناک. (@salobaz) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 10 052 subscribers, ranking in the Other category and 30 933 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 10 052 subscribers.

According to the latest data from 04 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 349 over the last 30 days and by 6 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 15.96%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 11.42% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 1 604 views. Within the first day, a publication typically gains 1 148 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 1.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as ازین, تورو, بو, جا, حتا.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
اینجا کابینت. من، کِوین رضائی‌ام. اینجا، پوست می‌اندازم و راک عربی گوش می‌کنم. ثبت نظر، پیغام و ناسزا: @kabioskbot

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 05 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Other category.

10 052
Subscribers
+624 hours
+337 days
+34930 days
Posts Archive
یک احساسی در من بتو بود که، گذاشتم بمیرد.

لعنت بهرآنچه که باعث شد عادت کنیم به احساساتمان را خوردن، به ساکت ماندن.

بازهم زود قضاوت کردم.

میشه عیار خوش ارزش رو واسم معنا کنی؟ اگر می تونستی اون متن اولیه ام رو اصلاح کنی چیکار می کردی باهاش؟ (تو دوست خوب منی، چیز هایی که گفتم راجب خودم بود، اتفاقا خیلی معنا دار می نویسی.)

سالی یکبار.😉

من والا اگر بنا بجایی بودنم باشد ایرانشهرم.

میشه عیار خوش ارزش رو واسم معنا کنی؟ اگر می تونستی اون متن اولیه ام رو اصلاح کنی چیکار می کردی باهاش؟ (تو دوست خوب منی، چیز هایی که گفتم راجب خودم بود، اتفاقا خیلی معنا دار می نویسی.)

در کجاهای شهر میتونم پیدات کنم؟

احساس می‌کنم با چند نفر غریبه در انتهای تونلی تاریک، دور یک آتش ناجالبی خشکم زده.

نفهمیدم با من بودی یا خودت. فرق چندانی هم نمی‌کند البته، عیار خوش ارزشی در پیامت نیست کآدم رویش حسابی وا کند.

نمی خوام واویلا بازی در بیارم ولی گاهی حتی برای پیام دادن و تلاش برای جالب دیده شدن هم کافی نیستی.

این هم آخرین خبر بد امشب.

چسناله شدیم جمع و جور کنیم خودمونو که فردا هم متأسفانه زنده‌ایم

نگاه سطحی‌ای بود روراستانه. زیادی در تو خلاصه و متکی بکلیشه. جالب نبود، نچسبید.

دوست داشتم جواب فردی رو بدم که دوست داره بدونه بگا رفتن چجوریه. اینجوریه که... داری میگذرونی. همه وجودت شده تظاهر. شده قوی بودن. که گاهی همون رو هم نمی تونی. از آدما فاصله میگیری. خجالت می کشی از وجود خودت در حالی که همه دارن بهت میگن مقصر تو نبودی. یهو ساعت سه نصفه شب همه چی آوار میشه روی سرت. هیچ وقت برای هیچ چیز و هیچ کس کافی نیستی و باید خودت رو جمع و جور کنی تا « ضعیف و حساس » نباشی. گاهی زیادی واسه خودت دلسوزی می‌کنی. حس میکنی حیف شدی. حیف آدم های اشتباه خانواده اشتباه گاهی خودت هم اشتباهی حتی.

راستیتش بلایی نشئت گرفته از ملیتم، باعث شد که نگاه شاعرانه‌‌ام نسبت بمفاهیمی همچو گا یا زوال، بکل بمیرد و در عوض، بینشی بشد خشک و مادی پیدا کنم. نمی‌توانم به تعبیر خاصی جا کنم این مفهوم را، شاید ایرانی بودن. شاید هم انباشت خطاها و کج رویشی که ما مقصرش نیستیم، ولی شکل هویت بصورت داریمشان. شاید زیاد فکر کردن. در فردیت گیر کردن. خودت را ندانستن. بالاخره سر تسلیم داد به زندگی کاپیتالی، یا چه میدانم. بربریِ ده هزار تومنی. همانطور که می‌بینی ملغمه‌ایست از همه بلاهت‌ها، انگار از هر هفت طبقه‌ی برزخ، مثالی آورده اند برای این مفهوم.

بگا رفتن از چشم تو چجوریه؟

عشق، چه عجیب زنده‌است.

اینکه دیتیلِ ناگهانی از زندگی‌اتان می‌دهید برایم جالب است. می‌خوانم با دقت همرا. جوابی اما پیدا نمی‌کنم. بحدی داستان و فردیت آدم ها را از من دور حس میکنم که، عرقی به قضاوت یا کاعمال نظر ندارم...

ده‌‌تا آرزوی خوب مال تو.