fa
Feedback
سالن بازپروریِ کابینت نمناک.

سالن بازپروریِ کابینت نمناک.

رفتن به کانال در Telegram

اینجا کابینت. من، کِوین رضائی‌ام. اینجا، پوست می‌اندازم و راک عربی گوش می‌کنم. ثبت نظر، پیغام و ناسزا: @kabioskbot

نمایش بیشتر
إيران30 204دسته بندی مشخص نشده است

📈 تحلیل کانال تلگرام سالن بازپروریِ کابینت نمناک.

کانال سالن بازپروریِ کابینت نمناک. (@salobaz) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 10 309 مشترک است و جایگاه را در دسته متفرقه و رتبه 30 204 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 10 309 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 24 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 22 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 4 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 4.49% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 9.69% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 463 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 998 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 1 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند ازین, تورو, بو, جا, حتا تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“اینجا کابینت. من، کِوین رضائی‌ام. اینجا، پوست می‌اندازم و راک عربی گوش می‌کنم. ثبت نظر، پیغام و ناسزا: @kabioskbot”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 25 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته متفرقه تبدیل کرده‌اند.

10 309
مشترکین
+424 ساعت
+137 روز
+2230 روز
آرشیو پست ها
نه که قصدم غم پرانی باشد، ولی پاییز شد و بازهم، هیچ‌چیز خوب نیست.

شکل یک بغض، بگلویم گیر می‌کنی و من، نمی‌شکنمت عزیزم.

هر آهنگی که عطر عشق تو را ندارد، هیچ پاییزی بی تو، شاعرانه نیست.

پاییز مبارک من و تو عزیزم، که نمردیم و ماندیم.

ایکاش همیشه فاصله‌ی بین ما، بناچیزی فاصلمون تا پاییز باشه.

که پشت هر عشقِ واژگون، سلسله‌ای از قدرندانستن‌هاست.

ندانستم قدرِ آهنگ‌های مضمون‌دارت بمن را، ندانستم قدرِ مقصودت از هر قطعه، حالا تو نیستی و من، تا به ازل، سکوت است مجازاتم.

تو کجا ادامه خواهی داشت، از بعد این پرده، بگو تا من از همانجا، خودم را شروع کنم.

می‌شد برایت می‌مردم، همین چند نفس ناقابل را هم، تقدیمت می‌کردم.

تو چه مصرانه، رویا ماندی در سرم.

ببخشید مرا بابت زشتی، فعلا زیبایی در توانم نیست.

بوسه گرفتن از آدم موردعلاقه، مثل جرعه برداشتن از دریاست، تشنه و تشنه‌ترت می‌کند فقط.

حتما یادم بنداز بعدا، برایت خودم را بکشم.

https://www.instagram.com/p/DdjYx29DC8F/?stkn=MXlreGhsNnpnajVu از کالکشن عکس جدیدم دیدار کنید. نگاهتان، ارزش دارد.

دارد می‌میرد تابستان و من، عمیقا خوشحالم. از استشمام واپسین نفس‌های این تابستان زشت. بمیر زودتر. بمیر و فراموش شو تابستان ۱۴۰۵.

می‌ترسم دیر برسی، عشق بمیرد.

می‌ترسم که در انتها، خودش را ببخشم، ولی تو را خیر.

رایحه‌ی شیرین پوستت، عطر موردعلاقه‌‌ی منه.

باشد، قبول. تو بردی. این، چندمین باری خواهد بود، که من، برای تو می‌میرم؟

یک یوفوریای ادبی حسی است.