آداجیو
Open in Telegram
3 427
Subscribers
-224 hours
-67 days
+6730 days
Posts Archive
3 426
قلبم میشکنه وقتیکه آدمها کاری میکنن که بخوام بر خلاف میل باطنی و ذات درونیم رفتار کنم فقط برای محافظت کردن از خودم و ارزشهام. چی شد که انقدر همهچیز شرطی شد؟ ارتباطات تبدیل به ریاضی شد یا یه معما برای حل کردن که جذابیتش بعد از پیدا کردن پاسخ از دست میره؟
3 426
نوشته بود:
به گونهای انجامش میدهی که گویی باری سنگین بر دوش توست یا به گونهای که گویی در قسمتی از یک رقص است؟
3 426
“I was always ashamed to take.
So l gave. It was not a virtue. It was a disguise.”
–Anaïs Nin
3 426
Repost from مخفیگاهِ ارواحِ مونمارتر
میگه که
زندگی مثل بافتنیهای مادربزرگمه، دوتا زیر، یکی رو.
3 426
من تا لحظهی آخر کش میام و یکهو یهجا که کشسانیم تموم شد تو یک لحظه پرت میشم میخورم تو چشمت.
