fa
Feedback
آداجیو

آداجیو

رفتن به کانال در Telegram
3 420
مشترکین
+524 ساعت
+167 روز
+2530 روز
آرشیو پست ها
file_6278327.67 MB

گفت:«افرادی که توانایی آموزش دادن دارن خیلی برام قابل احترامن. من نمی‌تونم تحمل کنم بارها توضیح دادن و باز فهمیده نشدن رو، صبرم سر میاد.» گفتم:«چاره‌ش اینه بپذیری قرار نیست همه چیز فهمیده و یاد گرفته بشه. باید اجازه بدی آدم‌ها در زمان‌بندی مناسب خودشون مفاهیم رو درک بکنن و یاد بگیرن و به زور نخوای چیزی رو یاد کسی بدی چون تف‌ش می‌کنه بیرون.»

1|1_Pärt_Fratres_Gidon_Kremer_Keith_Jarrett_Arvo_Pärt_320.mp326.60 MB

1676214782227923930Chopin_12_Etudes_Op_10_No_9_in_F_Minor_.m4a1.96 MB

Repost from آداجیو
گفتم سخته. گفت ما برای کارای راحت نیومدیم. راست میگفت.

“Cancel culture” بهت میگه هرجا سخت و چالش برانگیز شد، رهاش کن. ولی هنر می‌خواد بدونی کجا باید بیخیال شی و رها کنی و کجا باید بایستی و سختی رو تاب بیاری و فشار روی فشار بذاری. این مهارت تو بزرگ‌ترین تا کوچک‌ترین مقیاس زندگی قابل پیاده کردنه. و درنهایت سنگ اگه همون اول از زیر فشار تراشیده شدن فرار کنه، هیچوقت مجسمه نمیشه.

Repost from سیتا؛
آدمی برای پیدا کردن خودش، اول باید جرئت کنه نسخه‌ای از خودش باشه که هنوز مطمئن نیست درسته.

Repost from آداجیو
انگار وقتی روتین تمرین و مطالعاتم منظمه، زندگیم رو غلتکه و همه‌چیز میزانه و کم و کاستی‌ها نمیتونن چندان آزرده خاطرم بکنن. وقتی مسیر هنریم رو مدار درستی حرکت میکنه، وجودم کامل میشه و من میشم بهترین من و جهان میشه بهترینش و هیچ ناکامی‌ای چندان زورش به سعادتم نمی‌چربه. اما زمانی که از ریل خارج میشم، زمانی که ذره‌ای فاصله میگیرم و به بی‌راهه میرم یا تغییر مسیر میدم، انگار تمام جهان ویران میشه و آجر پاره‌هاش رو سرم می‌ریزه. انگار خدایان شعر و هنر و موسیقی من رو بخاطر رو برگردوندن ازشون و کوتاهی کردن در ستایش‌شون مجازات میکنن ولی کافیه برگردم به طریقشون، چنان با آغوش باز من رو پذیرا میشن که خجالت زده میشم برای تمام پرسه‌ها و بی‌راهه رفتن‌هام. انگار که بعد از کلی پیاده‌روی و گم‌شدن تو کوچه و پس‌کوچه‌ها، راه خونه رو پیدا بکنی.

Repost from آداجیو
سطل زباله‌ای بزرگ میخرم و دور می‌اندازم هرآنچه که مرا با خودم بیگانه می‌کند. به اندازه‌ی کافی برای جهان بیگانه‌ هستم که لزومی نداشته باشد با خودم هم بیگانه باشم. دور می‌اندازم هرآنچه که مرا در مردابی بیاندازد که خودم را گم کنم؛ که دیگر ندانم کیستم و از کجا آمده‌ام و به‌کجا می‌روم. باید آن سیب‌های خراب را دور بیاندازم تا سیب‌های سالمی که دارم هم گندیده نشوند.

به عقب نگاه می‌کنم و به این فکر می‌کنم که «ارزشش رو داشت». تمام زندگیم، تمام رنج‌هایی که از کودکی روی شونه‌های کوچیکم بود تا تمام دویدن‌ها و خستگی‌ها و محدودیت‌ها. تمام شک‌ها و ترس‌ها و خرابکاری‌ها. تمام نگرانی‌ها و گریه‌ها و شب‌هایی که فکر می‌کردم صبح نمیشه و درهایی که فکر میکردم باز نمیشه. به عقب نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که نتیجه داد، کار کرد، به ثمر رسید و جواب داد و میگم «ارزشش رو داشت»

اومدم فلسفی‌ش کنم و جمله‌بندی و تمثیل استفاده کنم ولی دیدم حوصله ندارم. فقط میخوام بگم کم مونده بمیرم از خوشی. این مدت همه چیز افتاده رو غلتک، همه‌چیز داره خوب پیش میره، زندگی بیش از قبل داره روی خوشش رو بهم نشون میده و من عاشقانه رو موج‌هاش سوار شدم. همه‌چیز داره لول‌آپ میشه و من تمام این رو مدیون انسان‌های خوب و فوق‌العاده‌ای هستم که دنیا سر راهم قرار داده. آدم‌هایی که هیچوقت دستم رو رها نمی‌کنن و صادقانه و دلسوزانه پشتم می‌ایستن و بهم کمک می‌کنن زندگی رو بهتر یاد بگیرم.

photo content

تیبور کالمن میگه: «وقتی چیزی می‌سازی که کسی از آن متنفر نیست، کسی هم عاشق آن نخواهد شد.» و من فکر می‌کنم این بیشتر از اینکه مربوط به اثری که خلق می‌کنیم باشه، مربوط به آدمی که از خودمون می‌سازیم هست!

Repost from `Apocalypse`
Always, unstopping, diverting my weary longing to reach an end. 📚Near to the Wild Heart_Clarice Lispector
+1
Always, unstopping, diverting my weary longing to reach an end. 📚Near to the Wild Heart_Clarice Lispector

اینکه منتظر باشی زودتر بری تو محیط کاری‌ت چون می‌تونه بی‌اعصابی و کلافگی‌ت رو تبدیل به آرامش و حس خوب بکنه خیلی بامزه‌ست.

خوبه آدم یه‌وقتایی به‌جای سیگار، یکمم خجالت بکشه!

اون روغنه؛ من زنجیر چرخ.

اون روز بهم گفت:«نوازنده‌ی خوب کسی نیست که صرفاً قطعه‌رو تمرین کنه و بره روی صحنه و امیدوار باشه که بتونه اجرارو جمع کنه و درست انجامش بده، بلکه اونیه که از قطعه‌ش فراتر بره و تمام کوچه پس کوچه‌هاش رو بشناسه.» و من فکر می‌کنم انسان بودن هم همینه. بازیگری هستی که درتلاشِ نقشی رو بازی کنه و مخاطب رو با ویترینش راضی نگه داره یا کسی که از تمام نقش‌ها فراتر رفته و صحنه‌رو زندگی می‌کنه؟

Autumn in New York (2000)

Billie Holiday - Autumn In New York (Single Version).mp38.58 MB