عمران تورکجه
Open in Telegram
این کانال واژگان مهندسی عمران را به تورکی و فارسی و انگلیسی شرح و بسط می دهد و به ادبیات تورکی نیز خواهد پرداخت # civil_engineering # inşaat # road # dam # structure # traffic # architectural # türkçe # مهندسی_عمران ارتباط با کانال @AZIZRANJBARI
Show more1 582
Subscribers
No data24 hours
+57 days
+1630 days
Posts Archive
1 582
Repost from عمران تورکجه
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
Hut
👈 تورکی :
Eyrətiev
Eğretiev (Tü)
👈 فارسی :
خانه کج وکوله
(خانه محقر)
آلونک
کوخ
🌹🌹🌹
Eğreti:
1.Belirli bir süre geçtikten sonra kaldırılacak olan, geçici.
2.iyi yerleştirilmemiş, yerini bulmamış olan."Masa eğretiymiş, devrildi"
@ucan39
1 582
Repost from عمران تورکجه
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
Farmhouse
👈 تورکی :
Tarım evi
👈 فارسی :
کشتزار سرا
مزرعه سرا
دهقان سرا
خانه روستایی
🌹🌹🌹
@ucan39
1 582
Repost from عمران تورکجه
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
Duplex house
👈 تورکی :
ikiliqat ev
👈 فارسی :
خانه دوبلکس
(خانه ای در دوطبقه)
🌹🌹🌹
@ucan39
1 582
Repost from عمران تورکجه
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
Bungalow
👈 تورکی :
Tək qat yazlıq ev
Tek kat yayla evi (Tü)
👈 فارسی :
خانه یک طبقه ییلاقی
🌹🌹🌹
@ucan39
1 582
Repost from مهندسی منابع آب (Water Resources Engineering)
🔺 سوپر النینو چگونه بارشهای استانبول را به فاجعه تبدیل کرد؟
(ویدئو به زبان ترکی)
کانال دیزمار
@Water_Resources_Eng
1 582
🌹🌹🌹
Atalar sözü (462):
آتالار سؤزو :
Keçəl börk tapanmaz, adı qalar keçəl.
تاس ( کچل) کلاه پیدا نمی کند، اسمش می ماند تاس.
کنایه از این که با ماسک و لفافه، میتوان عیبپوشی کرد.
#atalar_sözü
🌹🌹🌹
حسن بگٖ هادی
دۏغوم: تبریز
۱۳۳۶/۷/۱
حقوقچو
یازېچې
دیلچی
سؤزلوکچو
کؤکبیلیمجی (ائتیمولوژیست)
اثرلریندن بیرنئچهسی:
🔸 آرین سؤزلوگو.
🔸 قارشیلیقلی سؤزلوک.
🔸 آتالار سؤزلری تـوْپلوسو.
🔸 فارسجادا تۆرک سؤزلری.
🔸 تۆرکجهده أکلر دیزینی.
🌹🌹🌹
Həsən Bəy Hadi
Doğum: Təbriz
1957 September 23
Hüquqçu
Yazıçı
Dilçi
Sözlükçü
Kök bilimci (etymolgist)
Yapıtlarından birneçəsi:
🔸 arın sözlüğü.
🔸 qarşılıqlı sözlük.
🔸 atalar sözləri toplusu.
🔸 farscada türk sözləri.
🔸 türkcədə əklər dizini.
paylaşım yerlikləri: 👇
http://turuz.com
@turuz
http://adasozluk.com
@ucan39
1 582
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
Hopper window
👈 تورکی :
Altdan içə açılan görgüc
Sıçrayan ışıqlıq
Sıçrayan pencere (Tü)
👈 فارسی:
پنجره جهشی
پنجره قیفی
🌹🌹🌹
@ucan39
1 582
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
Awning window
👈 تورکی :
Üstdən açılan görgüc
Kölgə əndirik ışıqlıq
Gölgelik pencere (Tü)
👈 فارسی:
پنجره سایه بانی
پنجره سایبانی
🌹🌹🌹
@ucan39
1 582
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
Casement window
👈 تورکی :
Qanatlı görgüc
Məntəşəli ışıqlıq
Lövləli pəncərə 👇
👈 فارسی:
پنجره لولایی
🌹🌹🌹
Lövlə
زرد آلوی که به حالت دو نیمهِ به هم چسبیده ، به صورت لولا باز شده است.
Lövbər
لنگر ( پاندول) و رقاصک ساعت که گِرد نقطه ای lövlənir .
Lov- lova (lövlə)
Löv- lövə
لولا
بر وزن:
bəllə ( bələlənmiş)
Lövlə (lövlələnmiş)
🌹🌹🌹
@ucan39
1 582
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
Sliding window
👈 تورکی :
Qayar görgüc
Sürgülü ışıqlıq
Sürmə pəncərə
👈 فارسی:
پنجره لغزان
پنجره کشوئی
🌹🌹🌹
@ucan39
1 582
Repost from Rahim.akbayrak
نلم دریا اگر یونانی کاسپین و مورد استفاده دشمنان تاریخی ایران باشد، حلال است اما اگر خزر تورکی و خودی و منابع اسلامی و واقعی باشد، مورد سوگیری های کودکانه برخی ایرانشهریها واقع می شود.
تمام کنید این سخیف بازیهای نژادی را.
دنیا دریایی به نام کاسپین را نمی شناسد. جهان دریا را خزر می خواند.
این نقشه ابن حوقل حدود هزار سال قبل است. چشم باز کنید و نام درستش را استفاده کنید.
1 582
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
Rotational surface
👈 تورکی :
Dönəl üzey
Dönel yüzey (Tü)
👈 فارسی :
سطح دوّار
🌹🌹🌹
@ucan39
1 582
🌹🌹🌹
Az:
Söyüd ağacından yemiş
Xurma ağacından kölgə bəkləmə.
Tü:
Söğüt ağacından yemiş,
Hurma ağacından gölge bekleme.
از درخت بید میوه،
از درخت خرما، سایه انتظار نداشته باش.
@ucan39
1 582
🌹🌹🌹
Atalar sözü (461):
آتالار سؤزو :
Qız ürəkdir,
Oğlan kürək.
دختر دل است،
پسر پشت و پناه.
#atalar_sözü
@ucan39
1 582
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
Continuous Beam
👈تورکی :
Başabaş dirək
Sürəkli kiriş (Tü)
👈فارسی:
تیر سرتاسری
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
simply supported beam
👈 تورکی :
Yalın dayanaqlı dirək
Yalın dayanaklı kiriş (Tü)
👈 فارسی :
تیر با تکیه گاه ساده
🌹🌹🌹
👈انگلیسی :
Gerber Beam *
👈 تورکی :
Gerber dirəyi
Gerber kirişi
👈 فارسی :
تیر ژربر
(تیر مفصلی)
شگردی برای تحلیل ایزواستاتیکی تیر
🌹🌹🌹
:*- 19. yüzyılda Alman mühendis Heinrich Gottfried Gerber tarafından geliştirilmiştir.
@ucan39
1 582
💥گوشه ایی از هنرهای آقای استاندار!
✍️علی مرادی مراغه ای
✅عبدالله مستوفی که در اواخر حکومت رضاشاه استاندار آذربایجان گردیده فکر نمی کنم در تاریخ آذربایجان، استانداری رذل تر، پست تر و شخصیتی سادیسمی تر از این آدم نسبت به آذربایجانی ها وجود داشته باشد.
میزان ستمگری او در حق آذربایجان شگفت انگیز است!
منتظم الدوله دبیر اسرار که خودش از دولتمردان پهلوی بوده در مورد مستوفی می نویسد:
«میرزا عبدالله خان مستوفی گرکانی را که دیوانه ای و ابلهی بیش نیست برای استانداری آذربایجان فرستاده بودند که انواع حرکات بی رویه را نسبت به مردم آنجا بطور نابجا روا میداشت».
(خاطرات منتظم الدوله...ص۲۱۴)
یکی از کارهای ابلهانه ی او این بود که:
«در تابستان ۱۳۱۹ش غله آذربایجان را که خرواری ۳۵۰ الی ۴۰۰ ریال در محل قیمت داشت، بدون این که به احتیاجات مردم تبریز اعتنایی کند بزور سرنیزه خرواری ۱۴۰ ریال خریده تماما به مرکز حمل کردند. در فصل زمستان شهر تبریز به مجاعه گرفتار و بی آذوقه ماند. ناچار غله گندیده و از چند سال مانده گرگان را که تماما "متعلق به املاک اختصاصی(رضاخان) بود به تبریز حمل و از قرار خرواری ۶۰۰ ریال به خورد مردم بیچاره دادند و چون نان این گندمهای فاسد غیر مأکول بوده هزاران فقیر و بدبخت، مریض و یا از گرسنگی قربانی اغراض آقای مستوفی شدند».
غله حمل شده از گرگان به قدری فاسد و غیرمأكول بود که فرمانده ارتش تبریز قبول نکرده بود مقداری از آن را به اسبهای ارتش بدهد و به استاندار مستوفی نوشته بود به علت فاسد شدن، اسبهای ارتش نمی خورند»!.
البته استاندار مستوفی هم در حضور جمعی با نهایت بیشرمی گفته بود:
«باکی نیست حالا که اسبهای ارتش نمی خورند می دهم خرهای تبریز بخورند!» !
برخوردهای مستوفی چنان تحقیرآمیز بود که سلطانزاده تبریزی در نامه ای به او نوشت :
«آقای مستوفی سوء رفتار و ترش رویی و تلخ زبانی شما مردم تبریز را به قدری متنفر می ساخت که زبان فارسی سهل است از زندگی سیر می شدند»!.
استاندار مستوفی که سرشماری تبریز را «خرشماری» نامیده بود پی در پی به دربار رضاشاه نامه فرستاده و در آن گزارش می داد که:
«آذربایجانی ها نسبت به دولت مخالف و متمایل به بلشویکی هستند»!
و هر ماموری که مردم را آزار می داده و مردم از دستش شاکی بودند استاندار مستوفی«اسباب بقای او می شد و برعکس، رضایت مردم از هر ماموری سبب انفصال قطعی آن مامور می شد».
(خاطرات منتظم الدوله...صص۲۱۴_۲۱۵)
این پاداش تبریز برای جان فشانی هایش در پای مشروطه ایرانی بود! که البته، مستوفی این را به درستی گفته بود که:
«اینها ترک اند یونجه خورده مشروطه گرفته اند»!
این هم نظر استاندار مستوفی در مورد زبان ترکی:
«تركها، اهل آذربايجان و ايرانى نژاده هستند. اگر خودشان خيلى پاى «بيزيمكى» و «اوزگه»(خودى و غريبه) را به ميان نكشند مخصوصا خيلى پاپى حفظ زبان تركى كه بزور شمشير مغول و تهديد بريدن زبان بر آنها تحميل شده نباشند، مثل ساير اهالى كشور كه هر يك لهجۀ خاصى دارند، كسى پاپى لهجۀ تركى آنها در فارسى گوئى نيست. منتهى من نميدانم اين آقايان به چه چيز اين زبان تحميلى مغرورند و باد ببوق اين لهجۀ وحشى يعنى زبان تركى كرده اند...».
(شرح زندگانی من...ج۲، ۴۶)
بی خود نبوده که منتظم الدوله او را «دیوانه ای ابله» نامیده است چون برای لحظه ای در نظر بگیرید که پانصد سال پیش چگونه مغول با اسب و بدون امکانات ارتباطی دنیای جدید و با آن روستاهای دور افتاده آذربایجان، توانسته زبان آنها را ترکی کند اما تمام کارشناسان حلقه بگوش رضاشاهی با تمام امکانات حمل و نقل و پول نفت نتوانستند حتی زبان یک روستای آذربایجان را فارس کنند؟!
و چرا مغولها زبان ترکی را تحمیل کردند نه زبانِ مغولی خودشان را...؟!
مستوفی برجسته ترین نمونه از دولتمردانِ مرکزگرای ایرانی است که هیچ ابایی از تحقیرِ نه تنها ترکها بلکه اقوام دیگر دریغ نکرده!
ببینید در مورد کردها چه می نویسد:
«من، در اين هفتاد سالۀ عمر خود، مردمى دزدتر، غارتگرتر، و بىمروت تر، و از پذيرفتن تمدن و تربيت دورتر، و بيك كلمه، وحشى تر از كردهاى مكرى نديدهام»!
(همان...ج۳، ص۳۶۷)
این هم توصیه اخلاقی اوست به افسران رضاشاه جهت رعایت حال زنان لُر:
«به افسران ارتش برادرانه توصيه مىكنم، كه برخلاف گذشته، در خلع سلاح با آنها(ایلات) مدارا كرده و رعايت مال و حال آنها را بفرمايند و از فرستادن سرپرستى كه زنهاى ايل را به شير دادن سگهاى خود وادار كند، بپرهيزند ...بدانيد كه جهان را صاحبى باشد خدانام. او خبير و بصير است و مزد و مجازات هر كس را بكف دستش می گذارد».
(همان...ص ۵۱۴)
یعنی قبلا چنین می کردند و خدا را خوش نمی آید لذا دیگر نکنند...!
🔺کشور ایران، هرگز نمی تواند دارای عدالت و برابری باشد مگر شرط اول آن، تضمین برابری برای دو گروه:
برابری زنان با مردان و اقوام و تمام اقلیتها با مرکز...
◀️تصویر مستوفی:
1 582
Repost from Azərbaycan Filmləri
Ulduz (1964)
Kinokomediya iki sevən gəncin saf məhəbbətindən, eyni zamanda elmin həyatla əlaqəsindən, kəndin qabaqcıl ziyalılarının elmlə heç bir əlaqəsi olmayanlara, vəzifəpərəstlərə qarşı apardıqları mübarizədən danışır.
Rejissor: Ağarza Quliyev
Ssenari müəllifləri: Ağarza Quliyev, Hüseyn Nəcəfov, Yuli Fogelman
Operator: Yuli Fogelman
Rəssam: Kamil Nəcəfzadə
Bəstəkar: Süleyman Ələsgərov
Rollarda: Tamilla Rüstəmova (Ulduz), Hacımurad Yegizarov (Bəxtiyar), Lütfəli Abdullayev (Məhəmməd), Nəsibə Zeynalova (Züleyxa), Məleykə Ağazadə (Nazilə)
@azerbaycan_kinolari 🎬🇦🇿
1 582
Repost from عمران تورکجه
🌹🌹🌹
Qoşuq:
Köhnə kişilər
Əlövsət Saldaş
قوشوق ( شعر):
کوهنه کیشی لر
علی اوسط سالداش
@ucan39
