ru
Feedback
عمران تورکجه

عمران تورکجه

Открыть в Telegram

این کانال واژگان مهندسی عمران را به تورکی و فارسی و انگلیسی شرح و بسط می دهد و به ادبیات تورکی نیز خواهد پرداخت # civil_engineering # inşaat # road # dam # structure # traffic # architectural # türkçe # مهندسی_عمران ارتباط با کانال @AZIZRANJBARI

Больше
1 548
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-530 день
Архив постов
🌹🌹🌹 Zalımə köpək olmaq yerinə, Məzlumlara aslan ol'gınan, Qoy öləndən sonra qəbrinə, İt yox igid yazılsın. https://t.me/Aziztab

🌹🌹🌹 دکتر رحیم آک بایراک : کتابهای درس تاریخ ما، از کریم خان یک‌ پادشاه عادل ساخته و از قاجاریه شاهانی هوسران که فقط در حرمسراهای خود بودند. اما واقعیت این است که زندیه حتی سلسله حکومت هم نبودند که بخواهیم در موردشان بحث کنیم. یک تعداد حکومتهای محلی متفرق در ایران حاکم بودند که حاکمان زند هم در یک گوشه برای خود حکمرانی می کردند و بیخودی قاطی تاریخ شده اند. آنها حتی خود را شاه نمی نامیدند. قاجاریه وسعت کشور را خیلی بزرگ کرد و بعد از همان خاکهایی که گرفته بود یک مقدار بزرگی را از دست داد ،اما در نهایت کمی وسیع تر از نقشه کنونی را تحویل پهلوی داد. قاجارها روی اسب زندگی کردند نه حرمسرا  و مدرنیته و دموکراسی را وارد ایران کردند. همه خوب یا بد نبودند . طیفی از رنگها بودند نه سیاه و یا سفید. اما چون تورک زبان بودند مثل سایر سلسله ها از غزنویان و سلجوقیان و قارا و آغ قویونلوها و صفویه و افشاریه و تیموریان و...باید مورد سیاه نمایی قرار گیرند. https://t.me/tarixbil

🌹🌹🌹 Dilimiz(142) : DOV: 1) Dov çəkmək Dava, hərbə-zorba eyləmək. جار و جنجال کردن. Dinibdanışdığı davadır, dovdur. حرف و حدیث اش جار و جنجال است. Dov götürüb. جار و جنجال راه انداخته میدان داری می کند. برتری جویی می کند. Söndürən ruzgardır, yandıran dovdur.  “Koroğlu” خاموش کننده ، باد است ، مشتعل کننده جارو جنجال. "کوراوغلو" Dov çəkmək (səslənərək hücum etmək) Məhəllənin adamları dov çəkib gəldilər. 2) Dov فرصت ، نوبت ، دورِ بازی Dov məndə'di. فرصت در من است. Dov mənim'di. نوبت من است. Bu dov aparam. Bu dov udaram. این دورِ بازی می برم. Əlinə dov düşüb. فرصت دستش افتاده است. dov bizə'də düşər. فرصت به ما هم می رسد نوبت ما هم می شود. 3) Dov gəlmək öhdəsindən gəlmək. از عهده اش برآمدن üstün gəlmək. چیره آمدن ، غالب آمدن Arvad ərinə dovdi. زن به همسرش چیره است. iki it bir aslana dov gələr. Atalar sözü  دو سگ بر یک شیر غالب می آید. *- در هر سه حالت.  dov هم ریشه با tov ( گرداگرد) و tovlamaq ( چرخاندن) به نظر می آید. دور بازی ، نوبت بازی دور برداشتن ، میدان داری ، رجز خواندن و برتری جویی در میدان   🌹🌹🌹 @ucan39

🌹🌹🌹 Tovlama آتش گردان واژگان ؛ Tov (Dov) Tav (Dav) چرخیدن ، دور زدن ، پرسه زدن ، دوره و گردونه را تداعی می کنند. ** Dov دو
🌹🌹🌹 Tovlama آتش گردان واژگان ؛ Tov (Dov) Tav (Dav) چرخیدن ، دور زدن ، پرسه زدن ، دوره و گردونه را تداعی می کنند. ** Dov دور بازی Dovdan çıxmaq از گردونه خارج شدن Dov götürmək خطاب و عتاب تند کردن وراجی کردن با عصبانیت Tov ۱- سرعت با چرخش این واژه با سرعت (yeyin ) فرق دارد. سرعتی مثل سرعت گلوله است که ضمن سرعت در طول ، دوران هم دارد. ۲- پیرامون کرسی چهار فضای پیرامون کرسی ، Kürsünün tovları گفته می شود. Tovlanır می چرخد ، می پلکد ، حرکت پاندولی می کند. Tovlama ۱-آتش گردان ۲- کسی را با اعمالی ، گیج و منگ کردن و فریفتن Tovsamaq چست و چابک راه رفتن Tovsun توسن ؛ اسب چست و چابک Dovşan (Tovşan) خرگوش حیوانی که در حال تک و دو ، در گستره محدودی است. Tovuq (Tavuk) مرغ حیوانی که در حال پرسه ، در گستره محدودی است. Tovus (Tavus) طاووس حیوانی که دورتر نمی رود و در گستره محدودی زندگی می کند. Davar (Tavar) ۱ - احشام ، که در گستره محدودی زندگی می کنند. ۲- اموال پیرامون امروزه davar به گوسفند و بز گفته می شود و در قدیم به همه اموال اطلاق می شده است. Davarı var اموالی دارد در پیرامونش چیزهائی هست. @ucan39

🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Marsh 👈 تورکی : Bataklık (Tü) Batlaq Sulaq 👈 فارسی : باتلاق مرداب 🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Marshy ground 👈 تو
🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Marsh 👈 تورکی : Bataklık  (Tü) Batlaq Sulaq 👈 فارسی : باتلاق مرداب 🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Marshy ground 👈 تورکی : Bataklık yer (Tü) Batlaq yer Sulaq yer 👈 فارسی : زمین باتلاقی زمین مردابی 🌹🌹🌹 @ucan39

Repost from dil ocağı
#qonusal_sözlükçə 🔹 Azərbaycan Türkcəsində gecə gündüzün bölümləri (öğünləri, öğnələri, övnələri): • Dan qabağı (öncəsi) • Dançağı • Günçıxan • Günertə: səhər, sabah. • Quşluq • Quşluq sonu • Günorta qabağı • Günorta: nahar çağı • Günorta keçən • İkindi qabağı • İkindi: əsr • Günbatan • Axşam qabağı • Axşam • Gecəbaşı, şamçağı • Gecə yarısı *** #قونوسال_سؤزلوکچه 🔹 آذربایجان تۆرکجه‌سینده گئجه گۆندوزون بؤلوملری (اؤگٖونلری، اؤگٖنه‌لری، اؤونه‌لری): • دان قاباغی (اؤنجه‌سی) • دان‌چاغی • گۆن‌چؽخان • گۆن‌ائرته: سحر، صاباح. • قۇشلوق • قۇشلوق سـوْنو • گۆن‌اورتا قاباغی • گۆن‌اورتا: ناهار چاغی • گۆن‌اورتا کئچن • ایکیندی قاباغی • ایکیندی: عصر • گۆن‌باتان • آخشام قاباغی • آخشام • گئجه‌باشی، شام‌چاغی • گئجه یاریسی ╭••••••••••••••••••••••••••••••••╮ ╰➤@dilocaqi                    ***   #Türkcə_yazaq            #Türkcəni_yayqınlaşdıraq   #Kimliğimiz_qorunsun ╰••••••••••••••••••••••••••••••••╯

🌹🌹🌹 استخدام کارشناس (سرپرست دفتر فنی) مدرک تحصیلی مورد نیاز : مهندس عمران_عمران یا عمران-آب موضوع پروژه: خط انتقال آب لوله فولادی جوشی محل پروژه: شهرستان فردیس کرج حداقل مهارت‌های نرم افزاری: آفیس ،اتوکد، ام اس پی، سیویل و ... سایر مهارت‌ها: تسلط بر تنظیم صورتمجالس، تهیه صورت وضعیت با تدکار، تدوین و دفاع از لایحه تاخیرات و ... فهرست منضم به پیمان: خطوط انتقال آب متقاضیان رزومه خود را به آدرس ایمیل ذیل ارسال نمایند. Qalanyurd@hatmail.com @ucan39

🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Malleability 👈 تورکی : Dövüləbilirlik Toxmaqlanabilirlik 👈 فارسی : چکش خواری 🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Ductilit
🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Malleability 👈 تورکی : Dövüləbilirlik Toxmaqlanabilirlik 👈 فارسی : چکش خواری 🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Ductility 👈 تورکی : Biçimlənəbilirlik Yumşaqlıq 👈 فارسی : فرم پذیری (شکل پذیری) نرمی 🌹🌹🌹 @ucan39

🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Mallet 👈 تورکی : Toxmaq 👈 فارسی : کوبه ( تخماق) 🌹🌹🌹 @ucan39
🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Mallet 👈 تورکی : Toxmaq 👈 فارسی : کوبه ( تخماق) 🌹🌹🌹 @ucan39

🌹🌹🌹 istedikleri gibi biri olmayınca, istenilmeyen biri oluyorsunuz. تا مانند شخص مطلوب شان نباشید، شخص نامطلوب می‌شوید. @u
🌹🌹🌹 istedikleri gibi biri olmayınca, istenilmeyen biri oluyorsunuz. تا مانند شخص مطلوب شان نباشید، شخص نامطلوب می‌شوید. @ucan39

🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Waterproof 👈 تورکی : Su keçirməz (Az) Su geçirmez (Tü) 👈 فارسی : عایق آب 🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Waterproofin
🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Waterproof 👈 تورکی : Su keçirməz (Az) Su geçirmez (Tü) 👈 فارسی : عایق آب 🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Waterproofing 👈 تورکی : Su keçirməzlik Su keçirməzləşdirmə 👈 فارسی : عایق آب بودن عایق آب کردن 🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Make waterproof (Waterproofing) 👈 تورکی : Su keçirməzləşdirmə Su keçirməzləmə Su keçirməz eyləmə Su keçirməz etmə 👈 فارسی : عایق آب کردن 🌹🌹🌹 @ucan39

🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Confined aquifer 👈 تورکی : Çevrələnmiş suverən qat (Basınclı sulu qat) Qapalı sulu qat 👈 فارسی : لایه آبده محدود شده  (لایه آبده آرتزین) (لایه آبده تحت فشار) لایه آبدار بسته ( تحت فشار) 🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Artesian well 👈 تورکی : Qaynac quyu Basınclı quyu 👈 فارسی : چاه آرتزین 🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Artesian  water 👈 تورکی : Basınclı yeraltısuyu 👈 فارسی: آب آرتزین 🌹🌹🌹 @ucan39

📚 یأجوج و مأجوج ✍️ سید مرتضی حسینی 📌 علی‌اکبر ولایتی که تخصص او پزشکی اطفال است، در یک توئیت خنده‌دار قفقاز را از زمان کوروش، سپر حفاظتی ایران دانسته و با متلک‌پرانی دور از آداب دیپلماتیک، به آذربایجان نسبت یأجوج و مأجوج داده بود. 📌 او از مصادرۀ تاریخ نیز غفلت نکرده و کوروش را ذوالقرنین خوانده است. برای استحکام ادعای خود نیز به تفسیر طباطبایی استناد کرده که گویا وی ذوالقرنین را همان کوروش دانسته است. از این تصور طباطبایی نباید تعجب کرد. او در موضوع تاریخ، دانشی بیش از یک کودک نداشته وگرنه حداقل با یک تورق ساده در تورات، مطلع می‌شد که کوروش نه‌تنها ذوالقرنین نیست بلکه ناجی یا به بیانِ تورات؛ مسیحِ یهودیان و ویران نابود کنندۀ تمدن‌های بین‌النهرین بوده است. 📌 طبق مندرجات قرآن (سورۀ کهف آیات 93 تا 98) یأجوج و مأجوج دو قوم خشن و مزاحم بودند که مردم مورد آزار آنها از ذوالقرنین کمک خواستند و ذوالقرنین سدی از مس و آهن میان آنها و این مردم ایجاد کرد. در تورات نیز خبر از هجوم قومی بسیار خشن از شمال داده می‌شود که برای نجات یهودیان به بین‌النهرین هجوم می‌برند. 📌 این قوم همان هخامنشی‌ها هستند که به سرکردگی کوروش، برای نجات یهودیان از اسارت بابل به بین‌النهرین تاختند و علاوه بر شهرهای بین‌النهرین، مراکز تمدنی موجود در آذربایجان، آناتولی و ایران را ویران، مردمان آنها را نیز در ماجرای پوریم قتل عام کردند. 📌 حتی اگر مندرجات تورات را به عنوان واقعیت‌های تاریخی نپذیریم (که البته بسیار معتبرتر از منابع مورد استناد امثال ولایتی‌است)، دانش باستان‌شناسی به‌وضوح این نابودی سراسری را شناسایی کرده و پرده از اسرار آن برداشته است. کشفیات وسیع باستان‌شناسی به روشنی نشان می‌دهند که در اواخر عصر آهن و دقیقاً مقارن با آنچه که در تاریخ ایران آغاز دورۀ هخامنشی خوانده می‌شود، قومی به آذربایجان، آناتولی و بین‌النهرین هجومی سهمناک آورده و تمامی تمدن‌های موجود در این پهنۀ وسیع را با خشونت و سبعیت تمام نابود کرده‌اند. تمامی مراکز سکونت و تمدن را در آتشی وحشت‌انگیز سوزانده، مردمان آنها را قتل عام کرده و حتی به حیوانات نیز رحم نکرده‌اند. 📌 محوطه‌های شاخصی مانند تزه‌کند (کارمیربلور) در ارمنستان، تپه حسنلو در آذربایجان، آلتین تپه و توپراق قالا در آناتولی و تمامی مراکز تمدنی شکوهمند بین‌النهرین قدیم، همگی آئینۀ تمام‌نمای این هجوم، آتش‌سوزی‌های وسیع، قتل عام و نابودی تمام‌عیار است.   📌 جالب است که یافته‌های علم باستان‌شناسی کاملاً با مندرجات تورات مبنی بر هجوم یک قوم شمالی و ویرانی مراکز تمدنی به‌ویژه بین‌النهرین مطابقت دارند. ‌جالب‎‌ترین تطابق آنجاست که بخش کتاب استر تورات تأکید اکید می‌کند که در قتل عام پوریم، غارت اموال صورت نگرفت. در محوطه‌های سوزانده و نابود شدۀ مورد بحث از جمله تزه‌کند و تپه حسنلو نیز کوچک‌ترین اثری از غارت اموال وجود ندارد. پس از اتمام هجوم، همه چیز به جای خود رها شده، بدون اینکه غارتِ اموال صورت گرفته باشد.   📌 پس از این نابودی سراسری تمدن در مناطق مذکور توسط هخامنشیان، حیات مجدد تمدن در منطقه ناشی از انتشار فرهنگ یونانی بوده است و این واقعیت تاریخی را باستان‌شناسی نیز به وضوح تأیید می‌کند؛ زیرا در فاصلۀ زمانی بین ظهور هخامنشیان تا ظهور اسلام، هیچ اثر تمدن و مدنیت در منطقه کشف نشده به‌جز آثار فرهنگ و تمدن یونانی. بنابراین منطقی‌ترین گزینه برای ذوالقرنین خوانده شدن، اسکندر مقدونی است. [در اغلب تفاسیر قرآن، از جامع البیان طبری گرفته تا تفسیر فخر رازی، ثعلبی و... اسکندر مقدونی را مصداق ذوالقرنین دانسته‌اند] 📌 نکتۀ بسیار جالب اینکه در بسیاری از افسانه‌ها، اساطیر و ادبیات شرق (به هر سه زبان عربی، تُرکی و فارسی)، اسکندر شخصیتی سازنده دارد و همان ذوالقرنین معرفی شده است در حالی که کوچک‌ترین نام و نشانی از کوروش در آنها نیست. طبق تمامی این قرائن و شواهد اساطیری، تاریخی و باستان‌شناختی، یأجوج و مأجوج در واقع همان هخامنشیان هستند. 📌 در مقاله «پوریم، از تورات تا واقعیت» موضوع تطابق این نابودی سراسری با واقعۀ پوریم را بررسی کرده‌ام. در کتاب «سه دریاچه، یک گهواره؛ تاریخ تمدن در آذربایجان از ابتدا تا پایان عصر آهن» نیز کیفیت ظهور و اعتلای تمدن در منطقه، انهدام کامل آنها و خلأ تاریخی- تمدنی ناشی از این انهدام را مفصلاً مورد بحث و بررسی قرار داده‌ام. @revisionhistory ▪️ بخوانید: داریوش دادگر! انوشیروان عادل! کوروش در آینه تاریخ اولین منشور حقوق بشر! تاریخ‌نویسی پانفارسیسم؛ دکتر زرشناس 🆔 @anti_panfarsism

🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Park maintenance 👈 تورکی : Gəzilik baxımı (Az) Gezilik bakımı (Tü) 👈 فارسی : نگهداری پارک 🌹🌹🌹 @ucan39
🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Park maintenance 👈 تورکی : Gəzilik baxımı (Az) Gezilik bakımı (Tü) 👈 فارسی : نگهداری پارک 🌹🌹🌹 @ucan39

🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Road maintenance 👈 تورکی : Yol baxımı (Az) Yol bakımı (Tü) 👈 فارسی : راهداری نگهداری راه 🌹🌹🌹 @ucan39
🌹🌹🌹 👈انگلیسی : Road maintenance 👈 تورکی : Yol baxımı (Az) Yol bakımı (Tü) 👈 فارسی : راهداری نگهداری راه 🌹🌹🌹 @ucan39

Repost from N/a
🍎🏃📚✏️ 🔺 اۏغۇز بۏیلارؽ | قبائل اۏغۇز خان ایکی الیفبادا آلایۇنتلۇ/Alayuntlu آلقا ائولی‌/Alqa evli آوشار/Avşar ائیمۆر/Eymur
🍎🏃📚✏️ 🔺 اۏغۇز بۏیلارؽ | قبائل اۏغۇز خان ایکی الیفبادا آلایۇنتلۇ/Alayuntlu آلقا ائولی‌/Alqa evli آوشار/Avşar ائیمۆر/Eymur اؽغدؽر/Iğdır بایات‌/Bayat بایؽندؽر/Bayındır بگدیلی‌/Bəgdili بئچه‌نک‌/Beçənək بۆگدۆز/Bügdüz چاو‌ۇلدۇر/Çavulduz چَپنی‌/Çəpəni دۏدۇرقا/Dodurqa دؤگر/Dögər سالۇر/Salur قارا ائولی‌/Qara evli قارقؽن‌/Qarqın قایؽ/Qayı قؽزؽق‌/Qızıq قؽنؽق‌/Qınıq یاپارلؽ/Yaparlı یازؽر/Yazır یۆره‌گیر/Yürəgir یؽوا/Yıva ╭•••••••••••••••••••••• ••••••••••╮ ╰➤@chgrmn #تورکجه_دانیش_ائلنن_باریش : #تورکجه_یازاق_ائلنن_قالاق #کیملیییمیزه_بیرگه_دالاق ╰••••••••••••••••••••••••••••••••╯

Repost from N/a
🍎🏃📚✏️ تورکجه ده تعجب حرفلرینین آنلامی: آa بیرینه خطاب: (آ کیشی) آ آ آ aaa (نه ایش گؤرورسن ) اَə اِ e (راضی اولماماقلیغی گؤرسه دیر) آی ay ( چوخ) آی ay (هادیر اوْل مغایات اوْل) ائ e (دوْز دئییرسن) ائیey (نه دئمک اوْلار) اّه əh (چوخ پیس اوْلدو) اوه oh (عجب ، خراب اوْلدو کی ) با ba (گؤر نه اوْلدو) بو bo ( بو داها اوْلماز) پی pi (گؤره سن اوْلارمی ) وا va (اوْلاسی ده ییل) وای vay (قوْرخو) وئیvey (گنه ده کی) ها ha (سوْنراسی نه اوْلدو) آهاaha (بیلدیم) آa (هیجانلا تعجب) او o (حیرت له تعجب) اوهوoho (سئوینجکلی تعجب) وی vi (تعجب ائله ییرم ) ╭•••••••••••••••••••••• ••••••••••╮ ╰➤@chgrmn #تورکجه_دانیش_ائلنن_باریش : #تورکجه_یازاق_ائلنن_قالاق #کیملیییمیزه_بیرگه_دالاق ╰••••••••••••••••••••••••••••••••╯

آنکه در تابستان در پی سایه ( و آسایش) است، در زمستان ( از سر گشنگی) شکمش را ماساژ می دهد. تشویق به تلاش به موقع

Repost from dil ocağı
#atalar_sözü 📜🪶  ATALAR SÖZÜ, ELİN GÖZÜ
Yayın kölgə qovan, qışın qarın ovar.
🔅 Anlam: Olanağı (imkanı) varkən çalışmayan kişi, iləridə ökünər (pişman olar). *** #آتالار_سؤزو 📜🪶  آتالار سؤزو، ائلین گؤزو
یایین کؤلگه قـوْوان، قؽشین قارین اوْوار.
🔅 آنلام: اوْلاناغی (ایمکانی) وارکن چالیشمایان کیشی، ایله‌ریده اؤکونر (پیشمان اوْلار). ╭••••••••••••••••••••••••••••••••╮ ╰➤@dilocaqi                    ***   #Türkcə_yazaq            #Türkcəni_yayqınlaşdıraq   #Kimliğimiz_qorunsun ╰••••••••••••••••••••••••••••••••╯

🔺انواع نخ از نازک تا ضخیم در زبان #تورکی اسم دارد که در فارسی قابل ترجمه نمیباشند تئل tel ساپ sap قاتما qatma باغ bağ ایپ ip
🔺انواع نخ  از نازک تا ضخیم در زبان #تورکی اسم دارد که در فارسی قابل ترجمه نمیباشند تئل             tel ساپ           sap قاتما           qatma باغ             bağ ایپ            ip اؤرکن         örkən قایتان         qaytan کنف            kənəf تنف(طناب)  tənəf قانغال          qanğal قولان           qulan بوکچورما     bukçurma بوغچو         buğçu بوندور         bundur چاتی           çatı ائشمه          eşmə کندیر           kəndir جییه            ciyə اَریش           əriş آرغاج           arğac خاما             xama سیجیم         sicim تورک اولماغیوا سئوین قاناتلان ☺️👏❤️ @Charoymagin_gozaliklari