𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
Open in Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
Show more1 364
Subscribers
-124 hours
-47 days
-2330 days
Posts Archive
1 364
بوی نم بارون، این آهنگ، قهوه، جنگ و صلح.
When all the stars are falling down
Into the sea and on the ground
And angry voices carry on the wind
A beam of light will fill your head
And you'll remember what's been said
By all the good men this world's ever known
•Singularity
1 364
Repost from 𝐒𝖾𝗅𝖾𝗇𝗈𝗉𝗁𝗂𝗅𝖾.
قرنها بعد که هردوی ما خاک شدیم. زیبایی تو و اندوه من همچنان خواهند زیست و مردم خواهند گفت آنها هردو یک نفر بودند.
1 364
جانمان را به لب رساندند بس که گفتند باید درجوانی جدی بود، بس که خواستند به زور به بهشتمان ببرند، خسته شدیم از مجرم شدن از بیاعصابی،نه! ماهم دلمان میخواهد بخندیم بیگناه باشیم ، چیزی از زندگیمان بخواهیم. سوال کنیم، نادان باشیم. دوست نداریم همین حالا هرچه رؤیاست را به دست باد دهیم.
1 364
دیشب با پنجره باز خوابیدم چون حس میکردم قراره بارون بیاد، صبح صدای بارون بیدارم کرد سریع هودیمو پوشیدم رفتم پارک، حالا انسان بهتری هستم.
1 364
All the anxiety we bear with us, all our thwarted dreams, the incomprehensible cruelty, our fear of extinction, the painful insight into our earthly condition, have slowly eroded our hope of an other wordly salvation.The howl of our faith and doubt against the darkness and silence, is one of the most awful proofs of our abandonment and our.Persona1966
1 364
Repost from Kim ice cream
نویسندهها خودشون رو بین کلماتی که مینویسن مخفی میکنن. احساساتی که هیچوقت جرات به زبون آوردنشون رو نداشتن رو به این وسیله بروز میدن و رها میشن.
1 364
پذیرش یکسری از واقعیتها برای آدمی به سن و سال من غیر قابل قبوله،باید با خط قرمز زیرش بنویسن مثبت هشتاد.
1 364
این تابستان تمام شد و ما در شروع پاییز دو نقطه
دور افتاده بودیم در انزوا و تنهایی باید باور کنم
دور افتاده ام ، دور افتاده ام و این چرخش و گردش آسمان زندگیام را میسازد و دستش که برسد به
موقع همه چیز را تغییر میدهد و راه فراری از آن
نیست. همین که خورشید کمتر تابید ، برگ ریزان درختان بیشتر شد، سرما شدت گرفت و همه چیز قندیل شد و یخ بست. من باید جور دیگری جهان
را دوست می داشتم و زندگی را از سر میگرفتم.
هر روز منتظرم که باران شود، منتظرم پرندهها
به جای کلاغ ها برگردند،منتظرم نسیم به جای
طوفان برگردد،منتظرم عطر خاک و زندگی برگردد.
1 364
باید به کجای زندگی برگردم؟
ای شعر نفس بریده کم آوردم
خیزاب غمم که در خودم میریزم
میخواهم از این دوباره ها بگریزم
- علیرضا آذر
1 364
وقتی سبک زندگیت با بقیه جور نیست،
نصف عمرتو باید زور بزنی تا به جایی
برسی که به دلخواه خودت زندگی کنی و
و بقیه عمرتم باید روزی دستکم سه بار
به بقیه شرح مسئله بدی که: آقا جون سبک
زندگیت فرق داره و از این تفاوت کاملاً
راضیای.اینجور وقتا به قول داستایوفسکی
٬٬از دست دیگران میرم و جایی قایم میشم٬٬
حالا میخوام بگم که ٬٬دیگران جهنم اند٬٬
منتها این وسط مسطا یه کنایه فلسفی به
خودم میزنم که آره این ٬٬خود نیز جهنمیست.٬٬
هردوش درسته و من با جهنمش کاملاً موافقم.
1 364
موریِ عزیز شما بسیار مهربانید اما من فکر نمیکنم
که در عشق ورزیدن به همه آدمها بایدی وجود داشته باشد، شما از دریچه مهر خود به دنیا نگاه
میکنید اما باور بفرمایید که خیلی از انسانها لایق
عشق ورزیدن نیستند، خیلیها معنای مهربانی را
درک نمیکنند و شما فقط عشق خود را اصراف
میکنید و دور میریزید و با هر هدر رفتن بخشی
از خود را به باد نسیان میسپارید.باور کنید همه
لایق مهربانی شما نیستند.
