ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

前往频道在 Telegram

در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f

显示更多
1 365
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-2430 天
帖子存档
All the anxiety we bear with us, all our thwarted dreams, the incomprehensible cruelty, our fear of extinction, the painful insight into our earthly condition, have slowly eroded our hope of an other wordly salvation.The howl of our faith and doubt against the darkness and silence, is one of the most awful proofs of our abandonment and our.Persona1966

Repost from N/a
photo content

Repost from Rendezvous•
songs explain what i can’t say.

Repost from Kim ice cream
نویسنده‌ها خودشون رو بین کلماتی که می‌نویسن مخفی می‌کنن. احساساتی که هیچوقت جرات به زبون آوردنشون رو نداشتن رو به این وسیله بروز میدن و رها میشن.

پذیرش یکسری از واقعیت‌ها برای آدمی به سن و سال من غیر قابل قبوله،باید با خط قرمز زیرش بنویسن مثبت هشتاد.

این تابستان تمام شد و ما در شروع پاییز دو نقطه دور افتاده بودیم در انزوا و تنهایی باید باور کنم دور افتاده ام ، دور افتاده ام و این چرخش و گردش آسمان زندگی‌ام را می‌سازد و دستش که برسد به موقع همه چیز را تغییر می‌دهد و راه فراری از آن نیست. همین که خورشید کمتر تابید ، برگ ریزان درختان بیشتر شد، سرما شدت گرفت و همه چیز قندیل شد و یخ بست. من باید جور دیگری جهان را دوست می داشتم و زندگی را از سر می‌گرفتم. هر روز منتظرم که باران شود، منتظرم پرنده‌ها به جای کلاغ ها برگردند،منتظرم نسیم به جای طوفان برگردد،منتظرم عطر خاک و زندگی برگردد.

باید به کجای زندگی برگردم؟ ای شعر نفس بریده کم آوردم خیزاب غمم که در خودم میریزم میخواهم از این دوباره ها بگریزم - علیرضا آذر

وقتی سبک زندگیت با بقیه جور نیست، نصف عمرتو باید زور بزنی تا به جایی برسی که به دلخواه خودت زندگی کنی و و بقیه عمرتم باید روزی دست‌کم سه بار به بقیه شرح مسئله بدی که: آقا جون سبک زندگیت فرق داره و از این تفاوت کاملاً راضی‌ای.اینجور وقتا به قول داستایوفسکی ٬٬از دست دیگران میرم و جایی قایم میشم٬٬ حالا می‌خوام بگم که ٬٬دیگران جهنم اند٬٬ منتها این وسط مسطا یه کنایه فلسفی به خودم میزنم که آره این ٬٬خود نیز جهنمی‌ست.٬٬ هردوش درسته و من با جهنمش کاملاً موافقم.

آفیـس تموم شد و :
آفیـس تموم شد و :

دوست دارم پاییز امسال بیشتر از پاییز گذشته راه برم.

یعنی چی که نمی‌شه رفت و توی دنیای کتاب‌ها زندگی کرد؟ ای بابا.

موریِ عزیز شما بسیار مهربانید اما من فکر نمیکنم که در عشق ورزیدن به همه آدم‌ها بایدی وجود داشته باشد، شما از دریچه مهر خود به دنیا نگاه میکنید اما باور بفرمایید که خیلی از انسان‌ها لایق عشق ورزیدن نیستند، خیلی‌ها معنای مهربانی را درک نمی‌کنند و شما فقط عشق خود را اصراف می‌کنید و دور می‌ریزید و با هر هدر رفتن بخشی از خود را به باد نسیان می‌سپارید.باور کنید همه لایق مهربانی شما نیستند.

Repost from petrichor
آرزو کردم زخم تازه‌ای داشتم، تنها برای اینکه او بتواند از من مراقبت کند. مت هیگ انسان‌ها

خیلی تو شخصیت آدما کندوکاو نکن!حتی اون بهترین‌ها هم اون ته‌مه‌ه‍ا یه خورده شیشه‌هایی دارن که یه گوشه پنهونش کردن چون میدونن فهمیدنش باعث شرمساریه.

مشکلات کوچیک نمی‌زارن به مشکلات بزرگ زندگی برسم.حالا کاش فقط مشکلات خودم بود، مشکلات دیگرانه!!

نه مشکلی نیست! هیچوقت هم نبوده،یکجور روال ممتمد بی‌زوال کشدار.دفتر و کتابا جلوم پهنه و یه تیشرت تنم ، سویشرت مشکیه هم کنارمه چون که هوای پاییز دزده.یه چایی میریزم ولی دیگه سرحال نمیاردم،همه چیز در بلاتکلیفی به سر می‌برد،مثل خدایی که هنوز آدمی رو خلق نکرده یا برعکس آدمی که خدایی رو.کشدار،بی‌انتها ، همیشگی.

هفدهمین صبح پاییز هزار و چهارصد و دو.

Repost from MoonLight
“I don't hate people. I just feel better when they're not around.” — Charls Bukowski