en
Feedback
Kūṭastha

Kūṭastha

Open in Telegram

ज्ञानविज्ञानतृप्तात्मा कूटस्थो विजितेन्द्रियः । युक्त इत्युच्यते योगी समलोष्टाश्मकाञ्चनः ॥ سالکی که جانش به دانش و شناختِ شهودی خشنود است ، Kūṭastha (ثابت و استوار) است. فانی در حقیقت است و بر حواس خویش چیره شده و در برابر سنگ و طلا یکسان می نگرد.

Show more
1 288
Subscribers
+224 hours
+47 days
+1330 days
Posts Archive
Ouroboros as a Boundary Around a Spell In The Greek Magical Papyri (c. 200 CE) from Egypt , 3rd century: Papyrus 121(2)r at t
Ouroboros as a Boundary Around a Spell In The Greek Magical Papyri (c. 200 CE) from Egypt , 3rd century: Papyrus 121(2)r at the British Library

آنچه نام غیریت از حق دارد ، یا به آن عالَم می گویند ، در مقایسه با حق همانند سایهٔ شخص است؛ زیرا سایه هیچگونه تحققی ندارد ، مگر به شخصِ صاحب سایه و عالَم نیز وجود و تحققی ندارد ، مگر به حق.. و مقصود ازین مثال اثبات آن است که عالَم یک سره خیال است. •داوود بن محمود قیصری •شرح فصوص الحکم ، صفحه ۲۳۰

آن نوری که در فراسوی این آسمان متجلّی است ، برتر و والاتر از همه چیز ، در عالی ترین و والاترین عالم ، که فراتر از آن هیچ عالم
+1
آن نوری که در فراسوی این آسمان متجلّی است ، برتر و والاتر از همه چیز ، در عالی ترین و والاترین عالم ، که فراتر از آن هیچ عالمی نیست ، همان نوری است که در سِرّ انسان است. •Chandogya Upanishad 3.13.7

وقتی واژه فلسفه به کار می رود ، مراد از آن شناخت مفارفات و مبادی عالیه و بحث های کلی متعلق به حقایق خارجی است ، اسم حکیم و نام فیلسوف به کار نمی رود مگر دربارهٔ کسی که آن امور برین را به نحو ذوقی و شهودی مشاهده کرده و چشیده باشد و جزو متألهین به شمار آید. •شیخ شهاب الدین سهروردی •مجموعه مصنفات شیخ اشراق ، جلد ۱ ، صفحه ۷۴

بدان که رسیدن به این مطالب دقیق و امثال آن ممکن نیست مگر به مکاشفات باطنی و مشاهدات سَرّی و معاینات وجودی و فقط حفظ قواعد بحثی و نظری در فهم آن ها کفایت نمی کند. •ملاصدرا شیرازی •الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة ، جلد ۹ ، صفحه ۱۰۸

دانستم که موجود و وجود منحصر در یک حقیقت شخصی است.. و در دار هستی غیر او کسی نیست و در عالم هستی هرچه از غیر واجبِ معبود دیده می شود ، همانا از ظهورات ذات و تجلیات صفات اوست که به لحاظ حقیقت عین ذات اوست. ملاصدرا شیرازی الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة ، جلد ۲ ، صفحه ۲۹۲

Repost from N/a
Madho Lal Hussain, Miniature painting of Sufi saint
Madho Lal Hussain, Miniature painting of Sufi saint

همچنان که قطعه ای از نمک‌ در آب منحل می شود ، نفس منفرد نیز چون منحل شود ابدی است ، آگاهی محض است ، لانهایت است ، متعالی است. •Upanishads 5:64

روح تو با روح من درآمیخت آنچنان که شراب با آب زلال درآمیزد. در همه حال تو من هستی. •منصور حلاج ، اسلام و تصوف نیکلسون ، صفحه ۱۳۳

میر سید محمد گیسو دراز قدس سره نقل فرمودند که [مرید] ساکت باشد و فکر کند که من نیم اوست من نیم والله یاران من نیم جان جانم سِ
میر سید محمد گیسو دراز قدس سره نقل فرمودند که [مرید] ساکت باشد و فکر کند که من نیم اوست من نیم والله یاران من نیم جان جانم سِرّ سِرم تن نیم

نقل است که هندو خواجه ترکستانی در حال جذبه این رباعی را بسیار می خوانده: هر لحظه به صورتی رُخ دوست ببین در آینه روی تو هَمان روست ببین تو دیده نداری که ببینی او را ور نی ز سَرت تا قَدمت اوست ببین

ابن عربی گروهی را که هیچ اثری از اسرار الهی را بر ظاهرشان و شاگردانشان آشکار نمی سازند را امنا می نامد که در مقامات اهل فتوت سِیر دارند. ابن عربی فصل هایی از فتوحات مکیه را به این روش سلوک اختاص داده و مدتی خود نیز در مقامات امنا سلوک کرده است.

Mount Kailash

ذات بلند مرتبه نامحدود است ، آن ذات از هیچ جا نمی تواند غایب باشد و در هر چیز و همه جا حاضر است.. هستی با آن یکی و همیشه همان است. تمامِ آن در آنِ واحد ، در همه جا هست.. ذات معقول کثیر است و در عین حال ، واحد. واحد است و در عین حال به علت نامحدودیت اش کثیر است. کثیر است در واحد و واحد است در کثیر و در همه چیز. فلوطین دوره آثار فلوطین ، انثاد هشتم ، رسالهٔ نهم ، صفحه ۹۳۸ ، ۹۴۰ ، ۹۱۲

او‌ را باید بی نهایت نیز اندیشید؛ نه بی نهایت از حیث بُعد یا عدد؛ بلکه از آن حیث که بر غنا و ملأ نیرویش ، هیچ چیز محیط نمی تواند شد.. او واحد تر از آن است که می اندیشی؛ واحد تر از نیروی اندیشهٔ توست و در نزد خود خویش است بی هیچ تعینی. •فلوطین •دوره آثار فلوطین ، انثاد چهارم ، رسالهٔ هشتم ، بند اول ، صفحه ۶۳۹

Toshihiko Izutsu

در هر دو نظام ، کل جهانِ هستی به عنوان امتداد وجودی میان وحدت و کثرت معرفی شده است. در جهان بینی ابن عربی وحدت با کلمهٔ حق معرفی شده است و در حالی که در تائوئیزم نماینده وحدت تائو یا طریقت است. کثرت در نزد ابن عربی ممکنات هستند و در نز لائوتزو و چانگ تزو ده هزار چیز. حق»(تجلی)»ممکنات تائو»(شنگ)»وَن وو و ارتباط میان این دو تعبیر از امتداد وجودی ارتباط وحدانی است. و این از آن جهت است که همهٔ اشیاء کثرتی را تشکیل می دهند که در نهایت خود اشکال عرضی اخذ شده توسط حق (و همینطور طریقت) هستند. •صوفیسم و تائوئیسم ، توشیهیکو ایزوتسو ، ترجمه جوادگوهری ، صفحه ۵۱۰

توشیهیکو ایزوتسو در کتاب صوفیسم و تائوئیسم بر این باور است که ساختار هر دو نظام فلسفی-عرفانیِ ابن عربی و لائوتزو و چانگ تزو ، بر محور مفهوم وحدت وجود شکل گرفته است. ابن عربی این مفهوم را وحدة الوجود می نامد ، در حالی که چانگ تزو برای بیانِ مفهومی مشابه از تعابیری همچون تئین نی (هم سطح سازی آسمانی) و تئین چون (برقراری تعادل آسمانی) استفاده می کند.

اما در ورای عالم کُمون ، یک وجودِ لایزال دیگری نیز هست که از چشم ها نهان است ، و چون همهٔ جهان فانی گردد ، وی فانی نشود و این
اما در ورای عالم کُمون ، یک وجودِ لایزال دیگری نیز هست که از چشم ها نهان است ، و چون همهٔ جهان فانی گردد ، وی فانی نشود و این نهانِ جاودیان را کمال مطلوب خوانده اند ، که چون آنجا رسی ، بازگشتی در میان نیست و آن جایگاه رفیع من است ، و به این مقام رفیق ، ای پسر پریتا ، تنها از این راه توانی رسید که به او ، که بر همهٔ هستی محیط است و هرچه از اوست ، از دل و جان اخلاص ورزی. •بهگودگیتا ، سرود خدایان ، ترجمه محمد علی موحد ، صفحه ۱۲۵

مرد معرفت مرا در می یابد و دل در من می بندد و می فهمد که آنچه هست ، همه اوست. ولی این بزرگ مردان سخت نادر باشند. •بهودگیتا ، سرود خدایان ، ترجمه محمد علی موحد ، صفحه ۱۶۲