Kūṭastha
Відкрити в Telegram
ज्ञानविज्ञानतृप्तात्मा कूटस्थो विजितेन्द्रियः । युक्त इत्युच्यते योगी समलोष्टाश्मकाञ्चनः ॥ سالکی که جانش به دانش و شناختِ شهودی خشنود است ، Kūṭastha (ثابت و استوار) است. فانی در حقیقت است و بر حواس خویش چیره شده و در برابر سنگ و طلا یکسان می نگرد.
Показати більше1 277
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-630 днів
Архів дописів
1 278
Om ity etad akṣaram idaṃ sarvaṃ tasyopavyākhyānaṃ bhūtaṃ bhavad-bhaviṣyad iti sarvam oṃkāra eva; yaccānyat trikālātītaṃ tad apy oṃkāra eva.
این هجای اوم حقیقتِ همهٔ جهان است؛ توضیح روشن آن چنین است: همهٔ چیزهایی که در حال وجود دارند و همهٔ چیز هایی که در گذشته وجود داشته و همهٔ آنچه در آینده وجود خواهند داشت ، و هرآنچه در فراسوی این سه وجود دارد در حقیقت اوم است.
Māndūkya Upanisad , Mantra 1
1 278
حق نیز در مراتب گوناگون موجودات امکانی ظهور می کند. موجودات ، همچون حروف ، صورت ها و تعینات گوناگونی اند که وجودِ واحدِ حق در آنها ظهور یافته است؛ اما همین تعینات و کثرات ، برای ناظری که به ظاهر اشیا محدود شده است ، همچون حجاب عمل میکنند و حقیقتِ وجود را از نظر او می پوشانند. بنابراین کثرتِ موجودات ، در برابر وحدتِ وجودِ حق قرار ندارد ، بلکه همان وجودِ واحد است که در آینهٔ تعینات و صورت های گوناگون ، به صورت کثرت ظهور کرده است.
1 278
یکی از تمثیل هایی که عارفان برای تبیین نظریهٔ وحدت شخصیهٔ وجود و بیان چگونگی جمع میان وحدت و کثرت به کار بردهاند ، تمثیل الف و حروف است. در این تمثیل ، الف در اثر دگرگونی در شکل و هیئت خود ، صورتهای گوناگون حروف را پدیدار میسازد. برای مثال اگر الف خم شود ، صورت را و زا از آن پدید میآید؛ اگر از میانه خم گردد ، به صورت دال درمیآید؛ و اگر کشیده و افقی شود و دو سر آن به سمت بالا متمایل گردد ، صورت هایی چون با و تا شکل میگیرد. بدین گونه با تغییر هیئت و صورت الف ، دیگر حروف نیز پدیدار میشوند. بنابراین الف در حروف ظهور میکند؛ حروف صورتها و تعینات گوناگون الفاند و در عین حال ، به سبب همین صورتها و تعینات همچون حجاب هایی بر حقیقت الف مینشینند. از این رو الف برای کسی که تنها به صورت حروف می نگرد ، از نظر پنهان میشود و در میان کثرات حروف ، گویی خودِ الف دیده نمیشود؛ حال آنکه در حقیقت ، هیچ حرفی جز به ظهور الف تحقق نیافته است.
1 278
سید حسین نصر در کتاب نیاز به علم مقدس حرکت دوری نظام کیهانی را مارپیچی می داند ، ایشان می گوید:
.. این حرکات ، مطابق نظم های کیهانی هستند که مستدیر یا دقیق تر بگوییم مارپیچی اند؛ به این معنا که هیچگاه چرخه ای دقیقاً به همان نقطه ای که پیشتر بوده است ، باز نمی گردد؛ زیرا تکرار از حیث تجلی ممکن نیست.
•نیاز به علم مقدس ، صفحه ۶۷
1 278
در آتشی که از روغن و فتیله اشتعال یافته است هر آنی چیزی از آن روغن و فتیله در متن شعلهٔ آتش داخل می شود و شعله می کشد و نور می دهد ، اما پس از آن ، آن صورت از شعله با تبدیل شدن به هوا از بین می رود و شعله ای دیگر بر می آید. شأن همهٔ عالَم اینگونه است؛ زیرا علی الدوام از خزاین الهی مدد می گیرد و دائماً از آنجا فیض گرفته ، بدانجا بر میگردد.
•داوود بن محمود قیصری
•شرح فصوص الحکم ، صفحه ۲۸۹
1 278
قطعاً هیچ سکونی در عالَم نیست و عالَم به طور همیشگی و دائم از حالی به حال دیگر دگرگون است.
•شیخ محیی الدین ابن عربی
•فتوحات مکیه ، جلد ۲ ، صفحه ۶۸۹
1 278
هر نَفَس نو می شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقا
عمر ، همچون جُوی ، نونو می رسد
مُستَمِرّی می نماید در جسد
آن ز تیزی مُستَمِر شکل آمده ست
چون شَرَر ، کش تیز جُنبانی به دست
شاخ آتش را بجنبانی به ساز
در نظر آتش نماید بس دراز
این درازی مدت از تیزی صُنع
می نماید سرعت انگیزی صُنع
•مولانا جلال الدین محمد بلخی
•مثنوی ، دفتر اول ، ابیات ۱۱۱۴-۱۱۴۸
1 278
عالَم از حیث صورت ، هر آن در خلق جدید است و تکراری در آن نیست ، که اگر تَجدد عالم را شهودی مشاهده کنی ، امری بزرگ خواهی دید که دیدن آن تو را به هول و هراس می آورد و موجب استیلای ترسی بر جوهر ذاتت می شود و اگر حق اهل کشف را ، به علم تأیید نمی کرد ، قطعاً از ترس سرگردان می شدند.
•شیخ محیی الدین ابن عربی
•فتوحات مکیه ، جلد ۲ ، صفحه ۶۷۷
1 278
Ouroboros as a Boundary Around a Spell In The Greek Magical Papyri (c. 200 CE) from Egypt , 3rd century: Papyrus 121(2)r at the British Library
1 278
آنچه نام غیریت از حق دارد ، یا به آن عالَم می گویند ، در مقایسه با حق همانند سایهٔ شخص است؛ زیرا سایه هیچگونه تحققی ندارد ، مگر به شخصِ صاحب سایه و عالَم نیز وجود و تحققی ندارد ، مگر به حق.. و مقصود ازین مثال اثبات آن است که عالَم یک سره خیال است.
•داوود بن محمود قیصری
•شرح فصوص الحکم ، صفحه ۲۳۰
1 278
+1
آن نوری که در فراسوی این آسمان متجلّی است ، برتر و والاتر از همه چیز ، در عالی ترین و والاترین عالم ، که فراتر از آن هیچ عالمی نیست ، همان نوری است که در سِرّ انسان است.
•Chandogya Upanishad 3.13.7
1 278
وقتی واژه فلسفه به کار می رود ، مراد از آن شناخت مفارفات و مبادی عالیه و بحث های کلی متعلق به حقایق خارجی است ، اسم حکیم و نام فیلسوف به کار نمی رود مگر دربارهٔ کسی که آن امور برین را به نحو ذوقی و شهودی مشاهده کرده و چشیده باشد و جزو متألهین به شمار آید.
•شیخ شهاب الدین سهروردی
•مجموعه مصنفات شیخ اشراق ، جلد ۱ ، صفحه ۷۴
1 278
بدان که رسیدن به این مطالب دقیق و امثال آن ممکن نیست مگر به مکاشفات باطنی و مشاهدات سَرّی و معاینات وجودی و فقط حفظ قواعد بحثی و نظری در فهم آن ها کفایت نمی کند.
•ملاصدرا شیرازی
•الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة ، جلد ۹ ، صفحه ۱۰۸
1 278
دانستم که موجود و وجود منحصر در یک حقیقت شخصی است.. و در دار هستی غیر او کسی نیست و در عالم هستی هرچه از غیر واجبِ معبود دیده می شود ، همانا از ظهورات ذات و تجلیات صفات اوست که به لحاظ حقیقت عین ذات اوست.
ملاصدرا شیرازی
الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة ، جلد ۲ ، صفحه ۲۹۲
1 278
همچنان که قطعه ای از نمک در آب منحل می شود ، نفس منفرد نیز چون منحل شود ابدی است ، آگاهی محض است ، لانهایت است ، متعالی است.
•Upanishads 5:64
