en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

داستان شما:

داستان شما:

Open in Telegram

اعترافات و داستان های دهه هشتادیا 🔥👁 ارسال اعتراف و داستان های شما از طریق لینک ناشناس : 👇🏼 https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-DastanShuma

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel داستان شما:

Channel داستان شما: (@dastanshuma) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 223 188 subscribers, ranking 123 in the Humor & Entertainment category and 1 095 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 223 188 subscribers.

According to the latest data from 07 November, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 4 431 over the last 30 days and by 371 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 4.00%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 2.38% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 8 936 views. Within the first day, a publication typically gains 5 323 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 123.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as ملی, v2rayng, کانفیگ, شکن, سـرور.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“اعترافات و داستان های دهه هشتادیا 🔥👁 ارسال اعتراف و داستان های شما از طریق لینک ناشناس : 👇🏼 https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-DastanShuma”

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 November, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Humor & Entertainment category.

223 188
Subscribers
+37124 hours
+2 1807 days
+4 43130 days
Attracting Subscribers
Nov '26
November '26
+2 747
in 2 channels
October '26
+10 906
in 1 channels
Get PRO
September '26
+7 572
in 1 channels
Get PRO
August '26
+13 387
in 2 channels
Get PRO
July '26
+10 458
in 2 channels
Get PRO
June '26
+11 874
in 1 channels
Get PRO
May '26
+2 502
in 0 channels
Get PRO
April '26
+915
in 0 channels
Get PRO
March '26
+108
in 2 channels
Get PRO
February '26
+5 420
in 3 channels
Get PRO
January '26
+2 930
in 1 channels
Get PRO
December '25
+7 441
in 11 channels
Get PRO
November '25
+9 053
in 3 channels
Get PRO
October '25
+5 508
in 2 channels
Get PRO
September '25
+6 348
in 5 channels
Get PRO
August '25
+9 037
in 4 channels
Get PRO
July '25
+10 506
in 8 channels
Get PRO
June '25
+5 609
in 19 channels
Get PRO
May '25
+8 539
in 5 channels
Get PRO
April '25
+8 733
in 4 channels
Get PRO
March '25
+11 136
in 6 channels
Get PRO
February '25
+15 072
in 24 channels
Get PRO
January '25
+15 834
in 12 channels
Get PRO
December '24
+23 940
in 16 channels
Get PRO
November '24
+56 207
in 14 channels
Get PRO
October '24
+99 369
in 3 channels
Get PRO
September '24
+893
in 0 channels
Get PRO
August '24
+1 164
in 0 channels
Get PRO
July '240
in 4 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '24
+801
in 0 channels
Get PRO
April '24
+9 770
in 2 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 November0
07 November+407
06 November+386
05 November+207
04 November+482
03 November+284
02 November+684
01 November+297
Channel Posts
داستان شما: سلام و درود! آقا این داستان برمیگرده به حدود ۳سال پیش بنده از اون موقع آموزش برنامه نویسی و هک و.. استارت زده بودم و خیلی هم بهش علاقه داشتم حدود چند ماه بعد عقد یکی از اقواممون شد و من تازه روش نفوذ رو یاد گرفته بودم و گفتم بزار رو دوماد امتحانش کنم و ببینم جواب میده خلاصه که از ی شماره ناشناس برا همون دوماده ی لینک فرستادم این کصخل هم رو لینک زد😂 حین زدن هم کل واتسابش اومد پیشم واااای نگم براتون چ چیزایی دیدم😂 دیدم همون همسرش نود و فیلم و ... میفرسته براش منم ی خورده عذاب وجدان گرفتم و دیگه ادامه ندادم و گرفتم کل اطلاعاتی ک داشتم ازش رو پاک کردم. آقا شرمنده یکم طولانی شد مخلصیم🌸 • @DastanShuma

2
🔥🏆 یک گل جلو بیفت، برنده شو! ☑️ با قابلیت جدید «یک گل جلو» در بری بت، لازم نیست تا سوت پایان منتظر بمونی! 🧭🆗 کافیه روی با
🔥🏆 یک گل جلو بیفت، برنده شو! ☑️ با قابلیت جدید «یک گل جلو» در بری بت، لازم نیست تا سوت پایان منتظر بمونی! 🧭🆗 کافیه روی بازی‌های فوتبال لیگ‌های منتخب، قبل از شروع مسابقه شرط تکی یا میکس ببندی. اگه تیم انتخابی‌ات حتی برای یک لحظه یک گل جلو بیفته، شرطت برنده می‌شه! 🔝 👍🔥 از لیگ برتر انگلیس تا لالیگا، سری آ و لیگ قهرمانان اروپا؛ هیجان برد زودهنگام رو تجربه کن! 🎁 بری بت؛ یک گل تا برد فاصله داری! 🌐 ورود به سایت 👇 ⭐️ https://ndsvhjdofk.shop/fa/affiliates/?btag=914641_l303106 🌐 کانال رسمی ما در تلگرام 👇🅰16 ⭐️ https://t.me/BerryBetOfficial
1 341
3
بحث امشب: یه پیام به «اِکس» عزیزتون کامنت کنید: • @DastanShuma
3 270
4
داستان شما: ما با دختر عمم و دختر عموم یه گروه داشتیم بعد این دختر عمه ی ما اومده به من پیام داده بود که بیا کاپ بزنیمو اینا بعد من نمیفهمیدم دقیق منظورش چیه فک کردم منظورش دوست صمیمی باشیم بعد خونه بابا جونم جمع شده بودیم این منو برد پشت درختا حیاط باباجونم بعد اینجوری بود که لباساتو بکن من اینجوری بودم که چی؟!! گفتم میخوای چیکار کنی گف همون کارایی که رلا انجام میدن اونروز ریدم بش و از اون زمان تا حالا باهاش ارتباط نداریم. • @DastanShuma
3 916
5
داستان شما: سلام پسرم حاجی ما بابل زندگی میکنیم یه رستورانی هست شبا میشه مثل بار. من یه بار از دوست دخترم جدا شده بودم حالم بدجوری خراب بود رفتم اون رستورانه بعد یه عرق سگیم زدم بر بدن گرمم شده بود. یه اکیپ دخترونرو دیدم یکی از دخترا خیلی شبیه دوست دخترم بود دختره هم مست بود رفتم پیشش گفتم عزیزم دوستاش گفتن هوشیار نیست منم کنار دختره نشستم دیگه ساعت ۱۲ اینا بود دوستاش رفتن دختره هم نبردن دختره هم مست بود هی خواب بود خودشو به من می‌مالوند منم بردمش خونمون رفتیم رو کار دختره خوابو بیدار بود بعد حاجی دیدم باکره اس نصفه شب منم نمیدونستم چیکار کنم گذاشتم صبح شه خوابم نبرد دختره بیدار شد وای هم حال من بد بود هم حال اون حالا یه داستانی شد کارمون به دادگاه کشیده شد به جرم تجاوز چون دختره مست بود و تو ایران اینا غیر قانونیه دیگه تا خرخره ازم پول کشیدن ولی خدارو شکر پام به زندان نکشید😂 • @DastanShuma
4 716
6
داستان شما: سلام اقا من پسرم ۱۶ سالمه من یه روز دوست دخترمو اوردم خونه باهم خوش گذروندیم یکی دو ساعتی باهم بودیم که همین که میخواست بره دم در مامانم اومد خونه زود با همون کفشا رفت تو بهش گفتم بره تو کمدم بعد اینکه مامانم با خواهرم اومدن تو خیلی هول شده بودم بعد اینکه اومدن خونه یکم سرشون گرم شد به دوست دخترم گفتم بیا بیرون،اقا خیلی اروم از در بردمش بیرون همین که رفت بیرون سر کوچه حالا بابام پیداش شد 😂 خداروشکر بابام نفهمید ولی مامانم شک کرده بود • @DastanShuma
4 829
7
😎 ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان! 🎁🫰 💰فقط با یک ثبت‌نام ساده در BerryBet می‌تونی وارد این آفر بشی! 💰 ✅ شرط رایگان دریافت کن 💯 کد طرح
😎 ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان! 🎁🫰 💰فقط با یک ثبت‌نام ساده در BerryBet می‌تونی وارد این آفر بشی! 💰 ✅ شرط رایگان دریافت کن 💯 کد طرح تشویقی: 888 💸 شانس برد تا 🔢🔢🔢 میلیون تومان💸 🕔 همین حالا ثبت‌نام کن G16🅰 🛒 ورود به سایت 👇 ✅ https://ndsvhjdofk.shop/fa/affiliates/?btag=914641_l303106 ⚡️ کانال رسمی ما در تلگرام 👇 ✅ https://t.me/BerryBetOfficial
3 914
8
داستان شما: سلام پسرم آقا من حدودا ۹ ، ۱۰ سالم بود ، کلاس سوم بودم. چهارشنبه سوری بود و من کلا از بچگی عادت داشتم زیاد آدم اکتیوی نبودم تو جمع ها ، نشسته بودم تو ماشین داشتم با تبلتم بازی میکردم. یهو مامانم در ماشینو وا کرد گفتش که : نهههعه بیا بریم از رو ۷ تا آتیش بپریممم. رسم و رسومه و اینا خلاصه رفتم. تا آتیش ششم همچی خوب پیش رفت. آتیش هفتم ، پریدم ، پای راستمو که گذاشتم رو زمین ، یه درد وحشتناک و سوزش احساس کردم. یه میخ که به یه تخته چوب بوده رفته تو پاشنه پام...😭 هنوزم جاش مونده • @DastanShuma
4 308
9
داستان شما: سلام چند شبی بود شوهرم دنباله رابطه بود ولی شرایطش جور نمیشد یا من زود خوابم میبرد یا اون بعد از ۳ شب بلاخره شرایط اوکی شد و ما کارمونو کردیم چراغا خاموش بود اونم رفت وسط پای منو .... بعد از اینکه کارمون تموم شد من رفتم دستشویی و اومدم دیدم روتختی یکم خونیه نگاه کردم دیدم بعلههههه چه خبره وقتی بهش گفتم این خون تازه اس تا نیم ساعت تو دستشویی عق میزد فرداش زنگ زد از سرکار فقط فحش میداد🤣😂😂😂😂😂😂😂 • @DastanShuma
5 183
10
داستان شما: حاجی تابستون با مدرسه رفتیم استخر تقریبا یه حالتی مثل اردو داشت ولی خب اردو نبود. بعد اینکه زمانمون تموم شد رفتیم که طبق معمول یه دوش بگیریمو بیاییم بیرون اونجا هم که بچه ها ماشالا رو حالت کرم ریختن رو هم دیگه بودن. این معاون ما یه آدم سخت گیریه که کلا همه ازش حساب میبرن این بنده خدا اومده بود مثل همه سرو بدنشو بشوره. بعد این بچه ها میومدن موقعی که این چشماش بسته بود داشت سرشو می‌شست شامپو رو سرش خالی میکردن،حاجی فک کنم نزدیک نیم ساعت داشت سرشو می‌شست. بعد من خیلی رنودم بلند شدم برم شامپو بر دارم بیام واس خودم(من تو این قضیه کاره ای نبودم و فقط ناظر بودم) و مجبور بودم بیام از پشت اون بنده خدا بر دارم. حاجی وقتی که داشتم میرفتم بدنم اشتباهی خورد به شیر اب از حالت نرمال یهو رفت رو داغ داغ. این بنده خدا از شدت سوختن و عصبانی بودن(سر اینکه چرا سرش انقدر کف میکنه😂) از حموم پرید بیرون و با اهو ناله خودشو انداخت تو استخر😂😂😂😂😂😂 تا شب داشتم به این قضیه می‌خندیم😂 • @DastanShuma
5 545
11
داستان شما: سلام دخترم 16 ما حدودا 6 سال پیش فهمیدیم که داییم میخواد بره خاستگاری زنداییم و در طول زمانی ک دوست بودن داییم چندباری زنداییمو بهم نشون داده بود تو تماس تصویری و خب منم خیلی کنجکاو بودم برم دفعه اول نبرد بعد اینکه جلسه اول و رفتن جلسه دوم منم بردن ،داییم و زنداییم رفتن تو اتاق ک حرف بزنن بعد ‌زنداییم ‌گفت ‌بگو فلانی ینی من بیاد تو اتاق منم مث چی خجالت میکشیدم😂😔با مامانم رفتم اصن نگاه نمیکردم به زنداییم و داییم ولی الان ک 6 سال میگذره یه پسر 1 ساله دارن و منم به شدت صمیمیم با زنداییم خداروشکر اخلاقشم‌خیلی‌خوبه کلا با خانواده زنداییم هم صمیمیم زندگیشونم خیلی خوبه خداروشکر • @DastanShuma
5 792
12
⚡ بری بت | BerryBet 🔥 مسابقات امروز 👍 ⚽️ آرسنال - هال سیتی 🌎 ساعت ۱۸:۳۰ ⚽️ فولام - نیوکاسل 🌎 ساعت ۱۸:۳۰ 💸 ضرایب ویژه و ر
⚡ بری بت | BerryBet 🔥 مسابقات امروز 👍 ⚽️ آرسنال - هال سیتی 🌎 ساعت ۱۸:۳۰ ⚽️ فولام - نیوکاسل 🌎 ساعت ۱۸:۳۰  💸 ضرایب ویژه و رقابتی ⚡ پیش‌بینی سریع، تسویه آسان و پخش زنده مسابقات 🎯 همین حالا شانس خودت رو امتحان کن و هیجان فوتبال رو چند برابر کن! ✅۱۰٪ شارژ بیشتر برای روش‌های رمزارز 🤙 ورود سریع | شارژ آنی | پشتیبانی ۲۴ ساعت کانال سایت: ✅ https://t.me/BerryBetOfficial آدرس سایت:🅰r16 🔗 https://ndsvhjdofk.shop/fa/affiliates/?btag=914641_l303106
4 802
13
بحث امشب: از شرایط ازدواج کدوماشو دارید؟ • @DastanShuma
6 263
14
داستان شما: سلام بروبکس بیکار اقا ما (من و داداشم و دخترخالمون) دو هفته پیش رفتیم باغ ایرانی تو ده ونک تهران اول اینو بگم که عجب محله باحالی بود یه روستای کوهستانی طور وسط تهران بعد این جا و کلا اون باغه خیلی فاز عجیبی داشت از همون اول مارو که حسابی گرفت هوا هم که سرد و بعد بارونی. همه چیز با اینکه خاص بود ولی بازم نرمال بود تا اینکه از جلوی یه خونه قدیمی رد شدیم که اونجا هم زیاد بودن بعد یهو داداشم کرمش گرفت در خونه هرو که پیش بود باز کرد رفت تو حیاطش ما هم با تردید رفتیم تو (اصلا نمیدونم چرا) حیاطشون خیلی شلوغ بود اندازه ده تا خونواده خرت و پرت داشتن و داشتیم فضولی می کردیم که یهو پیرمرد 65-70 ساله ی خونه درو باز کرد با لهجه ی ناشناخته شروع کرد فحش دادن بهمون که گ* تو قبر...  و....   حالا اینش مهم نیست اینش جاودانه شد که این پیرمرد مهربون لخت کامل تشریف داشتن و دم و دستگاهش انقدر گنده بود که بخدا اگه بچه بودم هر شب خوابشو می دیدم و حالا تازه اینم تهش نیست بعدش که زدیم به چاک دخترخالم گفت یه پیرزنه هم تو خونه بوده وقتی در باز شد دیدتش که نشسته بود رو زمین داشتش خودشو میزد که پیرمرده نیاد بیرون 😂 خب دیگه تموم شد. • @DastanShuma
6 843
15
داستان شما: سلام ادمین، ۱۷ سالمه من چند ساله گربه دارم ولی تازگی خیلی دلم رابطه میخواد اما میترسم چند روزه به نوک سینه هام چیزای خوشمزه واسه گربه ها میمالم که بیان لیس بزنن خیلی حال میده بهم اما امروز صبح دیدم نوک سینه هام چرک کرده و ورم کرده خیلی ترسیدم میترسم به مامانمم بگم :( • @DastanShuma
6 523
16
داستان شما: سلام دخترم16 من و رفیقم(آرمیتا) پارسال تو مدرسه مسابقه گوز دادن گذاشتیم مسابقه اینجوری بود که هرکی بیشتر گوز بده برندس، مشغول گوز دادن بودیم که یهو نگاه پشت سرم کردم دیدم مدیر وایستاده،یهوو داد زد که بوی گوهتون کل مدرسه رو برداشته، هیچی دیگه مارو بردن دفتر، اونجا هر معلمی میپرسید جریانشون چیه؟ مدیرم همچیو میزاشت کف دستشون،از اون به بعد هرکی مارو تو مدرسه میدید میگفت گوزو • @DastanShuma
6 782
17
😎 ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان! 🎁🫰 💰فقط با یک ثبت‌نام ساده در BerryBet می‌تونی وارد این آفر بشی! 💰 ✅ شرط رایگان دریافت کن 💯 کد طرح
😎 ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان! 🎁🫰 💰فقط با یک ثبت‌نام ساده در BerryBet می‌تونی وارد این آفر بشی! 💰 ✅ شرط رایگان دریافت کن 💯 کد طرح تشویقی: 888 💸 شانس برد تا 🔢🔢🔢 میلیون تومان💸 🕔 همین حالا ثبت‌نام کن G15🅰 🛒 ورود به سایت 👇 ✅ https://ndsvhjdofk.shop/fa/affiliates/?btag=914641_l303106 ⚡️ کانال رسمی ما در تلگرام 👇 ✅ https://t.me/BerryBetOfficial
4 236
18
داستان شما: آقا من با رفیقام تصمیم گرفتیم بریم ویلا عشق و حال کنیم هم عرق گرفتیم هم گل و خلاصه رفتیم شب اول گذشت ما چت کردیم من یه سه کام بیشتر گرفتم حاجی من رفتم از تو کیف سیگار در آوردم فندک دوستمو گرفتم هرچی میزدم روشن نمیشد بعد گفت حتما گاز نداره تو این وضعیت که من دنبال فندک بودم یهو دوستم گفتم یا من کور شدم یا تو دستت سیگار نیست🤣🤣 توهم زده بودم سیگار دستمه • @DastanShuma
6 109
19
داستان شما: سلام دخترم و 14 سالمه. این موضوع مال دوسال پیشه که تازه ما خونمونو عوض کرده بودیم، اقا ما خونمونو عوض کردیم و اومدیم با پسر دایی بابام همسایه شدیم من اونموقع 12 سالم بود بعد من از رابطه جنسی و اینا اطلاع داشتم یروز که من ویروس گرفتم تو خونه بودم مامان و بابام هم سر کار ابجیم‌ هم مدرسه بود دیدم یه نوتیف از طرف پسر همسایه برام اومد(بچه پسر دایی بابام) اون 18 سالش بود باهم چت میکردیم تو تلگرام گاهی اوقات یجورایی مثل داداشم بود خلاصه بهم پیام داد سلام خوبی و فلان منم جواب دادم گفت خونه ای گفتم اره گفت پس سی دی ویندوزتو بردار بیا بده بهم با موس(موس کامپیوتر)گفتم اوکی و اینا من چادر سرم کردم و زنگو زد درو باز کردم‌ پررو اومد تو منم سی دی ویندوزو از رو کانتر بهش دادم یه دفعه چادرم در اورد از سرم حالا لباس زیرم هم یه ساحلی بود و پاهام لخت بود، بر اندازم کرد و گفت میشه دست بزنم بعد به ممه هام اشاره کرد گفتم نه اقا این دست زد من دستمو گذاشتم رو شونش با زانو رفتم وسط پاش این از درد کبود شد و فشاری شد منم با کانتر تکیه داده بودم یهو اومد سمتم منم دویدم تو اشپزخونه شونه هامو گرف چسبوند به دیوار سرشو اورد ببوسه منو‌ منم از پشت یه چاقو از تو‌کشو برداشت از این چاقو گوشت بری بهش گفتم نزدیکم بشی میکنم تو شکمت اقا با هزار تهدید و اینا انداختمش بیرون و کلی بعدش گریه کردم و هنوزم ازش میترسم خلاصه بچه هاتونو تو خونه تنها نزارید یا اگه میزارید حتما بهشون بگید هرکسیو رو راه ندن تو خونه... من بعد اون موضوع دچار یکم اختلال روانی شدم ولی خب رفتم دکتر و خوب شدم • @DastanShuma
6 750
20
داستان شما: پسرم شیرازی ام دوست دخترمو با یه اکانتی امتحان کردم بینم پایبنده یا نه اولین پیامی ک تو گروه با اکانتی دیگه بهش دادم گفت سینگلم و رفتم پی ویش مخشو زدم و دیت رفتیم فلکه گل سرخ وقتی اومد تو ماشین منو دید رنگش عوض شد اینجوری بود ک پیش من دختر امام زمان بود تو پی وی اک اون یکی راضی شده بود دیت اول ساک بزنه منم نامردی نکردم گذاشتم دهنش و بعد از اتمام عملیات پرتش کردم پایین😊 • @DastanShuma
6 504