ch
Feedback
داستان شما:

داستان شما:

前往频道在 Telegram

اعترافات و داستان های دهه هشتادیا 🔥👁 ارسال اعتراف و داستان های شما از طریق لینک ناشناس : 👇🏼 https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-DastanShuma

显示更多

📈 Telegram 频道 داستان شما: 的分析概览

频道 داستان شما: (@dastanshuma) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 216 495 名订阅者,在 幽默与娱乐 类别中位列第 132,并在 伊朗 地区排名第 1 128

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 216 495 名订阅者。

根据 25 八月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 7 424,过去 24 小时变化为 577,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 4.57%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.96% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 9 885 次浏览,首日通常累积 6 402 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 199
  • 主题关注点: 内容集中在 ملی, v2rayng, کانفیگ, شکن, سـرور 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
اعترافات و داستان های دهه هشتادیا 🔥👁 ارسال اعتراف و داستان های شما از طریق لینک ناشناس : 👇🏼 https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-DastanShuma

凭借高频更新(最新数据采集于 26 八月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 幽默与娱乐 类别中的关键影响点。

216 495
订阅者
+57724 小时
+2 3207
+7 42430
吸引订阅者
八月 '26
八月 '26
+10 435
在2个频道中
七月 '26
+10 458
在2个频道中
Get PRO
六月 '26
+11 874
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+2 502
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+915
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+108
在1个频道中
Get PRO
二月 '26
+5 420
在3个频道中
Get PRO
一月 '26
+2 930
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+7 441
在11个频道中
Get PRO
十一月 '25
+9 053
在3个频道中
Get PRO
十月 '25
+5 508
在2个频道中
Get PRO
九月 '25
+6 348
在5个频道中
Get PRO
八月 '25
+9 037
在4个频道中
Get PRO
七月 '25
+10 506
在8个频道中
Get PRO
六月 '25
+5 609
在19个频道中
Get PRO
五月 '25
+8 539
在5个频道中
Get PRO
四月 '25
+8 733
在4个频道中
Get PRO
三月 '25
+11 136
在6个频道中
Get PRO
二月 '25
+15 072
在24个频道中
Get PRO
一月 '25
+15 834
在12个频道中
Get PRO
十二月 '24
+23 940
在16个频道中
Get PRO
十一月 '24
+56 207
在14个频道中
Get PRO
十月 '24
+99 369
在3个频道中
Get PRO
九月 '24
+893
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+1 164
在0个频道中
Get PRO
七月 '240
在4个频道中
Get PRO
六月 '240
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+801
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+9 770
在2个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
26 八月+303
25 八月+577
24 八月+643
23 八月+1 237
22 八月0
21 八月+88
20 八月+408
19 八月+26
18 八月+275
17 八月+274
16 八月+305
15 八月+136
14 八月+259
13 八月+380
12 八月0
11 八月+128
10 八月+878
09 八月0
08 八月+494
07 八月+499
06 八月+820
05 八月+1 122
04 八月+503
03 八月+202
02 八月+368
01 八月+510
频道帖子
داستان شما: سلام پسرم ۱۶ سالمه اقا ما یه رلی داشتیم این پفیوز میرفتیم بیرون دست میزد به باسن ما اقا بهش میگفدم نکن اقا این حرکت چیه تو دختری گف همه دخترا به باسن پسرا علاقه دارن دیگه گفدم اوکی ولی تو خیابون نع دیگه گذشت یه روز امد گف من ننع بابام رفتن مهمونی شب نمیان خونه بیا خونمون خالیه رفتم دیگه کار کشید بع جای باریک خلاصه ببخشید طولانی شد این یه دیلدو از کمد دراورد گف باید بزاری منم بکنمت اقا به هر بدبختی شد فرار کردم از اونجا هانیه هرجا هستی کی.روم بزنه بهت لاشیه تخمی مراقب باشین دیگه به دخترام نمیشه اعتماد کرد • @DastanShuma

2
⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️ اولیتت برای انتخاب سایت چیه ❓ امنیت مالی مهم ترین چیزیه که یه سایت پیشبینی باید داشته باشه ⚡️ ریتزوبت با انو
⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️ اولیتت برای انتخاب سایت چیه ❓ امنیت مالی مهم ترین چیزیه که یه سایت پیشبینی باید داشته باشه ⚡️ ریتزوبت با انواع درگاه های شارژ و‌ در گاه مخصوص و اختصاصی کارت به کارت امنیت مالی رو به کاربراش عرضه میکنه ⚡️ از همه‌مهم‌تر واریز و برداشت در ریتزوبت کاملا خودکار و اتوماتیک انجام میشه تمام پرداخت جوایز زیر 15 دقیقه س 🚀همین حالا ثبت‌نام کن و تجربه‌ای متفاوت از شرط‌بندی آنلاین رو شروع کن. 📲اپلیکیشن موبایل برای اندروید 🌐 https://RitzoBet.com پشتیبان فارسی سایت ریتزوبت 👇 🅰29 ⚡️@RitzoBetsupports
2 208
3
بحث امشب: حست‌‌ نسبت‌ به اولین روز مدرسه چیه؟ • @DastanShuma
16 554
4
داستان شما: آقا این برمیگرده به چند سال پیشم زمستون بود منم سرما خورده بودم و کلا گیج بودم مهمون هم داشتیم و خونه شلوغ بود رفتم تو اتاقی که عمم توش داشت با تلفن صحبت می‌کرد لباس عوض کنم(یه ست پشمی(تدی)داشتم اونو میخاستم بپوشم)خلاصه من پیرهنو پوشیدم شلوارم پوشیدم زنگ در زدن رفتم باز کنم درو از حال که رد شدم دیدم پسر فامیلامون اونجاس داره بهم نگاه میکنه بدبخت سرشو انداخت پایین منم اهمیت ندادم رفتم درو باز کردم برگشتم تو اتاق یهو دیدم عمم بم گفت دیوونه شدی؟چرا شلوارتو نکشیدی بالا نگو بنده گیج بودم و شلوارم رو کامل نکشیده بودم بالا و از پشت به باسنم گیر کرده😭 از اون به بعد دیگه خونه اون فامیلامون نرفتم • @DastanShuma
15 889
5
داستان شما آقا من یاد خاطره مدرسم افتادم گفتم بگم. تو مدرسه پسرونه دیگه همیشه شوخی دستیو فحش به همدیگه اینا بود. خلاصه یسری سر صف یکی بهم پسی زد فک کردم رفیقمه گفتم ای حروم... همون لحظه هم سرمو برگردوندم ناظم رو دیدم 😂😂 بهم گفت همیشه انقدر بی ادبی، گفتم معمولا این شکلیم که شاکی شد و خلاصه دهنمون رو مورد عنایت قرار داد 😂 • @DastanShuma
13 662
6
داستان شما: سلام من دخترم خب دو نفر تو کلاسمون هستن که هر دفعه لب میگیرنو از این جور کارا یدفعه دیدم اینا یکیشون با خودش بالشت اون یکی پتو اورده ما خندیدیم به اینا، گفتن برا زنگ ورزش اوردیم بخوابیم ما شک نکردیم بعد زنگ ورزش شد ما تو سالن ورزشی دیدیم اینا نیستن رفتیم دنبالشون گشتیم دیدیم نیستن بیخیال شدیم بعد من رفتم تا از ابخوری اب بخورم دیدم از پشت ابخوری صدای اه ناله میاد رفتم نگاه کردم دیدم پتورو پهن کردن یکیشون خوابیده اون یکی روش بعد گفتم دارین چکار میکنید اینا کوپ کردن بعد دیدم یکیشون ک‌یر دارهههه برگام ریخت حاجی دوجنسه بوددددد • @DastanShuma
13 318
7
✅دربی‌بت؛ جایی که پیش‌بینی فقط حدس نیست، شروعِ بردهای واقعیه! ✅با لایسنس بین‌المللی معتبر، وارد زمینی شو که حرفه‌ای‌ها بازی م
✅دربی‌بت؛ جایی که پیش‌بینی فقط حدس نیست، شروعِ بردهای واقعیه! ✅با لایسنس بین‌المللی معتبر، وارد زمینی شو که حرفه‌ای‌ها بازی می‌کنن! ✅آفرهای خفن ثبت‌نام در دربی‌بت؛ فرصت‌هایی که تکرار نمی‌شن: ⬅️ ۱۰۰٪ بونوس اولین واریز؛ شروع انفجاری ⬅️ پشتیبانی کامل از همه ارزهای دیجیتال ⬅️ درگاه ریالی و تومنی امن، سریع ⬅️ برداشت‌های آنی و بدون معطلی ⬅️ پشتیبانی حرفه‌ای ۲۴ ساعته _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ ✅ دربی‌بت؛ بازی کن، ببر، لذت ببر g29🅰 ✅ https://DerbyBet.com 📩 @Derbybet
3 893
8
داستان شما: داشتم این داستانا میخوندم اتفاقی یکیش منو یاد خاطره خودم انداخت که کاملا فراموشش کرده بودم دقیق یادم نیست اما ۵ یا ۶ سالم بود تازه  تلوزیون ال ای دی خریده بودیم داداشم ی فلش داشت همیشه قایمش میکرد ی روز مامانم رفت حمام من تنها تو خونه رفتم همه جا گشتم فلش پیدا کردم با هزار زور و‌زحمت تونستم رو تلوزیون بازش کنم. فیلم خاک بر سری که پخش شد من چشمام هر لحظه گشاد تر اصلا پرام ریخته بود جدا از اون کنجکاو شده بودم ببینم تهش چیه ولی از ترس اینکه کسی نیاد قطعش کردم و چنبار دیگه هم بعد ها تو موقعیت های خوب دیدم  حالا که فکر میکنم دلیلشو میفهمم چرا انقد زود به بلوغش رسیدم😅 • @DastanShuma
9 980
9
داستان شما: سلام من پسرم دوستان توی دوره دانشگاه بودم یه دختره بود خیلی تو کفش بودم، خلاصه با کلی ترفند و تلاش تونستم مخشو بزنم یه قرار باهاش بزارم، قرار شد یه روز با هم بریم کافه و… روز قرار رسید اون روز دانشگاه بود رفتم دنبالش و رفتیم کافه نشستیم کلی حرف زدیم خیلی باهام حال کرده بود میگفت خیلی پسر کول و با نمکی هستی، منم کلی شیرین بازی در آوردم و خوشحال از این که مخشو زدم و کلی تصویر سازی و… خواستیم که بریم گفت من با تاکسی میرم خونه دستت درد نکنه واسه امروز، گفتم این حرفا چیه خودم میرسونمت، قبول کرد راه افتادیم به سمت خونشون، توی مسیر یک کارخونه ای بود همیشه بوی فاضلابش توی اون منطقه میپیچید منم خبر داشتم که بوی فاضلاب اونجاس، نمیدونم اون لحظه چی تو ذهنم گذشت که این حرفو زدم😂😂😂فکر کردم رفیق پسرم کنارم نشسته، یهو گفتم اه اه زدی؟؟؟😂😂دختر یهو قرمز شد، گفت نه بخدا از بیرون میاد بو😂😂😂 با خودم گفتم دیوث این چه شوخیه قرار اول… خلاصه که رسیدیم خونشون رفت تو خونه دیگه جوابمو نداد (لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود) • @DastanShuma
9 262
10
داستان شما: سلام پسرمم اقا ما کلاس هفتم بودیم زمانی ک کرونا اومده بود مدارس تعطیل شده بود و مجازی بودن کلاسا منم اون روزا شده بودیم شاخ مجازی. خلاصه دوتا اکانت داشتم با اکانت دومم ب رفیقم پیام دادمو خودمو دختر جلوه دادم. اقا ما با این رفیقموم ۴ ماه حرف زدیمم بعد یه روز پیشش بودم داشت باهات چت میکرد ینی تو گوشی به من گفت میرم نهار میخورم میام. منم ک پیشش بودم گفتم مگ نهار نخوردی از اونجا بود ک فهمید دیگ منو بیرون کردو یه ماه باهام حرف نزد.😂😂 • @DastanShuma
8 955
11
داستان شما: سلام من پسرم و ۲۰ سالمه یه زمان بخاطر کنکور میرفتم کتابخونه و اونجا درس میخوندم ، یروزی تو محوطه بودم یه دختر اومد نشست روبروم ، دقیقا همون چیزی بود که همیشه تو رویاهام بود ، من زیاد باهاش ارتباط چشمی گرفتم ، اونم گرفت همچنین ، چند بار دیرمش این رویه تکرار شد و از اکتش میفهمیدم از من خوشش اومده ، ولی من نمیتونستم بهش بگم دوسش دارم هیچجوره پیجشو گیر آوردم بهش پیام دادم ولی جوابمو نداد و بلاکم کرد بعد چند روز دوباره پیام دادم و جواب داد که تو رابطم ، بهش گفتم که چقدر دوسش دارم و به مدت حدودا ۲ ماه ندیدمش چند وقت بعد دیدم با یه پسر اومد کتابخونه فکر کردم برادرشه آخرش هم دیدم اونور همو بغل کردن بخاطر من که فقط من ببینم از اون به بعد عاشق هیچ کسی نشدم • @DastanShuma
9 248
12
☑️فاصله ی شما تا حرفه ای شدن فقط ثبت نام در ریتزوبت است ؛ دیدار های مهم امروز را در ریتزوبت پیش بینی کنید 🇸🇦الهلال 🆚 🇸🇦ا
☑️فاصله ی شما تا حرفه ای شدن فقط ثبت نام در ریتزوبت است ؛ دیدار های مهم امروز را در ریتزوبت پیش بینی کنید  🇸🇦الهلال 🆚 🇸🇦الفیحا ⚽️ رایووایکانو 🆚🇪🇸 آلاوس ⚡️ با ضرایب اختصاصی و آپشن های مخصوص این بازی ؛ میتوانید هیجان این دیدار را در ریتزوبت پیشبینی کنید ⚡️ 100% بونوس اولین شارژ ⚡️ 100% بونوس یکشنبه ها ⚡️ درگاه های امن و اتوماتیک واریز و برداشت 🚀همین حالا ثبت‌نام کن و تجربه‌ای متفاوت از شرط‌بندی آنلاین رو شروع کن. 📲اپلیکیشن موبایل برای اندروید 🌐 https://RitzoBet.com پشتیبان فارسی سایت ریتزوبت 👇 🅰r29 ⚡️@RitzoBetsupports
4 649
13
بحث امشب: اگه از زندگیتون یه فیلم یا سریال میساختن اسمشو چی میزاشتید؟ • @DastanShuma
8 837
14
داستان شما: سلام دخترم ۱۶ حالا که بحث مدرسه اومد وسط منم ی خاطره تعریف کنم. پارسال که من نهم بودم وسطای سال بود فک کنم اومدم برم سمت دفتر که ی چیزی از مدیر بگیرم یهویی دیدم دوتا دختره کلاس هفتمی وسط مدرسه جلوی دوربینی که به حیاط میخورد دارن کیس میرن. اصلا اینقدر شوکه شدم که همونجا داشتم نگاشون میکردم با قیافه متعجب تا اومدم بگم که جلوی دوربین وایستادن مدیرمون شبیه فاطی کماندو پرید بیرون و داد زد که فلانی(فامیل منو گفت)بگیرشون. اوناهم تا من و مدیر و دیدن پا به فرار گذاشتن منم دلم نیومد بگیرمشون فقط الکی افتادم دنبالشون آخرشم واستادم که برن. • @DastanShuma
9 098
15
داستان شما: سلام آقا ما زیاد تو فاز دختر نیستیم مثل هم نسلامون بعد من تو یه خدمات کامپیوتری کار میکنم بعدش یروز یه دختره با لبخند وارد شد و همش منو نگاه میکرد لبخند میزد منم عادی فکر میکردم این مهربونه😂 بعدش با کمک همکارا فهمیدیم که این داره نخ میده آقا این رفت و دیگه مغازه ما نیومد ولی من چندبار از تو ماشین دیدمش از اون موقع ای که این رفته من علاقه پیدا کردم بهش و نمیدونم چطوری برم بهش بگم روم نمیشه موقعیتش هم زیاد پیش نمیاد یه ۱ ماهه که بقول دوستان عاشق اون دختره شدم و میدونم تا حالا با کسی تو رابطه نرفته و خیلی سادس مثل خودم راهنمایی کنید داخل کامنتا ببینم چیکار میتونم کنم🤝 با سپاس • @DastanShuma
8 960
16
داستان شما: خب سلام پسرم ۱۶ سالمه آقا ما تو مدرسه یه مسابقه ای داریم به نام خایه زنی 😂 وسطای سال به جایی کشیده شده بود که تورنومنت با جایزه برگزار کردیم منم که از جایزه بدم نمیومد و رفتم شرکت کردم. اینجوری بود که هر زنگ تفریح یه مسابقه برگزار می شد آقا ما تا فینال رفتیم و سره فینال با یه یارویی افتادم که ۲ برابر من هیکل داشت. وسط مسابقه پاش سر خورد و منم با تمام زور محکم زدم تو تخماش😂 افتاد رو زمین یه جوری از درد به خودش می‌پیچید که اصلا قابل تصور نبود. مثل اینکه تخماش باد کرده بود و رفته بود دکتر گواهی گرفت تا ۲ هفته مدرسه نیومد شانس آوردم یارو به مامانش و دکتر گفته بود یکی توپو شوت کرده خورده اونجام 😂😂 • @DastanShuma
8 766
17
✅دربی‌بت؛ جایی که پیش‌بینی فقط حدس نیست، شروعِ بردهای واقعیه! ✅با لایسنس بین‌المللی معتبر، وارد زمینی شو که حرفه‌ای‌ها بازی م
✅دربی‌بت؛ جایی که پیش‌بینی فقط حدس نیست، شروعِ بردهای واقعیه! ✅با لایسنس بین‌المللی معتبر، وارد زمینی شو که حرفه‌ای‌ها بازی می‌کنن! ✅آفرهای خفن ثبت‌نام در دربی‌بت؛ فرصت‌هایی که تکرار نمی‌شن: ⬅️ ۱۰۰٪ بونوس اولین واریز؛ شروع انفجاری ⬅️ پشتیبانی کامل از همه ارزهای دیجیتال ⬅️ درگاه ریالی و تومنی امن، سریع ⬅️ برداشت‌های آنی و بدون معطلی ⬅️ پشتیبانی حرفه‌ای ۲۴ ساعته _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ ✅ دربی‌بت؛ بازی کن، ببر، لذت ببر g28🅰 ✅ https://DerbyBet.com 📩 @Derbybet
4 364
18
داستان شما: سلام پسرم ۲۳ آقا ما دو سه سال پیش یه مجلسی داشتیم شب قبل عروسی اسمش بزمه بعد جووانا همه عرق خوری میکنن ۳۰ الی ۲۰ نفر داماد کل خرج رو میده بعد خوردیم‌ خوردیم مست شدیم بعدش حرف افتاد بچه تمیزای روستا کیان چجورین راضی میشن و این داستانا من گفتم یکی رو میشناسم بچه تر تمیزیه (سفیده) بعد آقا شمارشو گرفتم زنگ زدم گفتم علی بیا فلان جا نشست زدیم اگه میای بیا آقا این اومد بعد براش عرق ریختیم خورد شد مست و پاره بعد بقیه هی ور میرفتن باهاش من گفتم ولش کنین کار دارمش اینا ول کردن رفتن نشستن بعد من بهش گفتم که علی برار گفت چیه گفتم آدم یه بار کون بده که کونی نمیشه یکم مکث کرد منو نگاه کرد و هیچی نگفت  که بعد این دیوث یکدفعه بلند شد کشید پایین شلوارشو😂😂😂 پشمام ریخت بعد ۲۰ ۳۰ نفر بودن که مست ریختن روش من خودم اومدم بیرون 😂😂😂 ولی بچه های اون جمع اون شب که دارن این پیام رو میخونن اون موس دیگه اون موس سابق نشد 😐😂😂 • @DastanShuma
8 363
19
داستان شما:    ‌ من خیلی کوچولو بودم تو کشو کاندوم پیدا کردم و بازشون کردم یکیش انقد باد کردم که قرمز شده بودم اونم انداز ی بالن گنده شده بود ی چی میگم ی چی می‌شنوید خیییلی بزرگ مث این توپ گردای یوگا مث چی ذوق کرده بودم مامانم داشت با همسایه حرف میزد که من با این قیافه🥹 ک به اکتشاف بزرگی رسیدم بردم همون جوری دم در به مامانم نشون بدم و همسایمون ببینه بگه آفرین ولی .. تا دیدن انگار مواد دستم دیده بودن تا خوردم زدن • @DastanShuma
9 483
20
داستان شما: سلام دخترم 17 معلم زیستم تا قبلا یک پی کِی بنفش داشت بعد امسال یک ماشین شاستی بلند گرفته بعد این اومد ماشینشو توی حیاط کنار ماشین معلمای دیگه پارک کرد. اول قشنگ چک کرد بعد رفت دفتر باز بعد از یک دقیقه برگشت دوباره چک کرد ماشینشو که قفله باز دوباره برگشت دستگیره هاش رو کشید ببینه قفله همچین چادرشم گرفته بود لا دهنش میدوید سمت ماشینش چکش کنه یعنی جوری که این به ماشینش اهمیت میداد فکر کنم بچش این قدر براش اهمیت نداره😂😂 • @DastanShuma
12 497