en
Feedback
سیموس

سیموس

Open in Telegram

سیموس به معنای کسی است که کوچ کرده تا خودش را پیدا کند. اگه خواستین بهم پیام بدین اینجا میتونید پیدام کنید: @Simosdolli

Show more
694
Subscribers
+324 hours
+37 days
+3930 days
Posts Archive
چند وقت پیش این را نوشته بودم حالا بیشتر به آن فکر میکنم، حالا که دست‌هایم تماما قهرند، کاش آدم‌ها را از قلبم بیرون می‌آوردم و آن‌ها را جایشان می‌نشاندم. کاش دست‌هایم را انگشتان بی‌رمقم را به حال خودشان میگذاشتم. مامان اشتباهم همینجا بود،چرا از آن‌ها خواستم همزمان که اشکهایم را پاک میکنند کار کنند و طوری رفتار کنند که هیچ اتفاقی نیفتاده، دیگر کافیست، صندلی بیاورید آن‌ها را می‌نشانم و میخواهم که دست بمانند، نه خانواده، نه دوست نه هیچکس دیگر، اصلا نمی‌خواهم به دستگیره برسند، کسی را برگردانند. فقط لاک بزنند و مرتب باشند، بخوابند، رویا ببینند، ستاره از آن‌ها بچکد، از این چیزها..

Chris de Burgh (Chris) - Natasha Dance [mp3clan.com].mp38.99 MB

امروز از صبح که چشم‌هامو باز کردم، فهمیدم باید خسته باشم، خیلی خسته، واسه همین تصمیم گرفتم بی‌هدف راه برم و برم.
امروز از صبح که چشم‌هامو باز کردم، فهمیدم باید خسته باشم، خیلی خسته، واسه همین تصمیم گرفتم بی‌هدف راه برم و برم.

The End - Tom Odell (320).mp35.21 MB

گاهی از اینکه دیگر برایم مهم نیست چیزی را از دست بدم می‌ترسم، از اینکه یک روز از خواب بیدار شوم و منتظر نباشم، گریه‌ام نگیرد، یاد کسی نیفتم. هیچ خبری تکانم ندهد. از این چیزها خیلی میترسم مامان.

سلام مامان امروز دکتر گفت که باید دستهایم را چسب بزنم، حس پرنده‌ای را دارم که بال‌هایش شکسته، دست‌هایم این شکلی شده‌اند، ماما
سلام مامان امروز دکتر گفت که باید دستهایم را چسب بزنم، حس پرنده‌ای را دارم که بال‌هایش شکسته، دست‌هایم این شکلی شده‌اند، مامان کاش میشد آدم همه چیز را با چسب نگه دارد، اما بعد فکر میکنم که کیفی ندارد. این همه اصرار به ماندن نمی‌ارزد، نه اینکه آدم راه بیفتد و همه چیز را فوت کند، نه! منظورم این است که بعد ترسی می‌‌افتد در قلب آدم که همه‌ی خوشبختی را تاریک میکند. مامان چند روز پیش عکس انبه‌ای که در گلدان کاشته‌ای را دیدم، چقدر برگ داده بودند، امیدوارم بزرگ‌تر شوند و شتاب زندگی فرصت تماشا را از تو نگیرد و تو این بار مزه‌ای را بچشی که شیرین باشد، خیلی شیرین.. @simosdoll

از صبح تا حالا به حرفهای راننده‌ی اسنپ فکر میکنم. حسودی‌ام شده بود، دلم میخواست دنیایش را به هم بریزم و فرار کنم، از دخترهایش میگفت، اینکه یکی از آنها هفده سال دارد و شیرینی‌های خوشمزه‌ای میپزد و آن که بزرگتر است هم آشپزی‌اش خوب است، چاشنی‌ها را خوب میشناسد، حتی آشپزی‌اش از مامان خانه هم بهتر است. از بچگی آن‌ها میگوید از اینکه هر شب برایشان قصه میخواند، برای دختر کوچک چندتا و او حالا داستانهای خوبی مینویسد. همیشه به این فکر میکردم که آدم باید کوه را جابه‌جا کند تا در قلب کسی جا بگیرد، باید مهربان باشد، زیبا، از پس هر کاری بر بیاید،هزار جور مهارت داشته باشد، اما بعد فهمیدم دنیا آدم‌هایی دارد که حتی اگر هیچ کاری هم بلد نباشی دوستت داشته باشند، تنها به خاطر خودت‌. @simosdoll

https://www.instagram.com/reel/DcWEULqupBO/?igsi=dHE1d2h2NmsybHF1 برید از اینستاگرام ببینید که پیجم چاق بشه! اگه اینستاگرام نداشتین میتونید اینجا هم ببینید 🌝

Mohammad Noori Jane Maryam.mp39.50 MB

سرم را شیشه‌ی نرده‌های مترو نگه داشته بود و خودم را هیچ چیز، به تک تک آدم‌ها نگاه میکنم، به دستهایشان، تا حالا دیده‌ای ناخن بخواهد از انگشت فرار کند؟ نه اینکه گوشه‌اش بشکند یا به جایی گیر کند، نه! یعنی از همان ابتدا مثل رد یک قلمو باشد، انگار پوست سیر چسبانده باشند روی ناخن، با یک فوت برود، دست را تنها بگذارد. همین حس را به زندگی دارم، کافیست دهان باز کنی، فوت کنی، بادی از شرق بیاید.. من رفته‌ام از زندگی‌. من میروم.

چقدر عروسک ساختمممممم. @simosdoll
چقدر عروسک ساختمممممم. @simosdoll

Video message00:17

درخت کاج عزیزم سلام، امروز برای هفتا عروسک لباس دوختم و پوشاندم و اگر چشمهایم گرم نشد باید برایشان کله هم بسازم. ظهر تابستان است، صدای بیل کارگرهای رو به روی خانه می‌آید که سیمان را هم میزنند. از درد دست‌هایم کم شده اما وقتی گوشی را برمیدارم و چیزی تایپ میکنم بیشتر می‌شود، احتمالا شنبه بروم دکتر و امیدوار باشم با قرص و کمی اینور آن‌ور کردن خوب بشود. همه چیز تقریبا آرام است، به قدری پول دارم که کرایه‌ی خانه را پرداخت کنم و کمی میوه و گوشت بخرم. دوست‌‌های خوبی اطرافم دارم. بعضی روزها استخر میروم، اما با وجود تمام تلاش‌هایم کج شنا میکنم. بیشتر روزها میخندم، گاهی آنقدر میخندم که آرایش زیر چشمهایم پخش میشود و بعد به همان هم میخندم. کلاس امروزم کنسل شده است و عصر بیرون میروم. هنوز فرصت نکرده‌ام تهران را طوری بگردم که دلم میخواهد، یعنی گرما هوا هم این اجازه را نمی‌دهد. درخت کاج عزیزم با همه‌ی این‌ها هنوز این پا و آن پا میکنم، آرام و قرار ندارم، میل عجیبی به دورتر شدن دارم، احساس میکنم باید بروم آن ور دنیا، به قول مامان فکر میکنم آنجا برایم پخته‌اند، نمیدانم..

خیلی احساس خستگی میکنم، احساس خستگی از تلاش زیاد و نتیجه نگرفتن میاد. فکر کنم هفت سالی باشه که سیموس رو دارم، احتمالا تا آخر عمر هم بخشی از من باشه. میگن زندگی ما نتیجه انتخابمونه. امیدوارم هیچوقت از این انتخاب پشیمون نشم. از سیموس بودن در سیاره‌ی زمین!

داستان توتورو و پرنده رو به زودی براتون میذارم! . . 🔸تک نسخه🔸 بهای توتورو و پرنده: ۷ میلیون تومان زمینی، برای کسی که یک روز
+8
داستان توتورو و پرنده رو به زودی براتون میذارم! . . 🔸تک نسخه🔸 بهای توتورو و پرنده: ۷ میلیون تومان زمینی، برای کسی که یک روز ستاره‌ای شد در آسمان قلب کسی! #سیموس

Damien Rice - It Takes a Lot to Know a Man.mp38.89 MB

What are you so afraid to lose?

کاغذهایی که باهاشون رد مرکب رو از صفحه پاک میکردیم و از کارگاه برداشتم و مردی رو کشیدم که خیال میکرد میشه تکه‌ای از اقیانوس ر
کاغذهایی که باهاشون رد مرکب رو از صفحه پاک میکردیم و از کارگاه برداشتم و مردی رو کشیدم که خیال میکرد میشه تکه‌ای از اقیانوس رو بدزده.. @simosdoll

صوفیان واسِتَدَنْد از گروِ مِی همه رَخْت دلقِ ما بود که در خانهٔ خَمّار بِمانْد محتسب شیخ شد و فِسقِ خود از یاد بِبُرد قصّه‌ی ماست که در هر سرِ بازار بِمانْد هر مِیِ لعل کز آن دستِ بلورین سِتَدیم آبِ حسرت شد و در چشمِ گهربار بِمانْد .حافظ.