شب نامهی خیال
Open in Telegram
روییدن زمان و مکان نمیخواهد! گاهی باید در سختترین شرایط و دشوارترین مکان رشد کنی... 🖐 @Rohin_official1 https://t.me/Rohin_official1
Show more1 052
Subscribers
+2924 hours
+597 days
+2930 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+112
in 11 channels
August '26
+90
in 1 channels
Get PRO
July '26
+244
in 19 channels
Get PRO
June '26
+297
in 18 channels
Get PRO
May '26
+64
in 19 channels
Get PRO
April '26
+38
in 5 channels
Get PRO
March '26
+71
in 0 channels
Get PRO
February '26
+315
in 30 channels
Get PRO
January '26
+84
in 2 channels
Get PRO
December '25
+204
in 39 channels
Get PRO
November '25
+174
in 41 channels
Get PRO
October '25
+213
in 35 channels
Get PRO
September '25
+264
in 62 channels
Get PRO
August '25
+603
in 63 channels
Get PRO
July '25
+189
in 60 channels
Get PRO
June '25
+256
in 103 channels
Get PRO
May '25
+123
in 241 channels
Get PRO
April '25
+54
in 129 channels
Get PRO
March '25
+116
in 118 channels
Get PRO
February '25
+99
in 228 channels
Get PRO
January '25
+36
in 33 channels
Get PRO
December '24
+26
in 13 channels
Get PRO
November '24
+45
in 34 channels
Get PRO
October '24
+22
in 32 channels
Get PRO
September '24
+8
in 4 channels
Get PRO
August '24
+8
in 0 channels
Get PRO
July '24
+14
in 0 channels
Get PRO
June '24
+31
in 127 channels
Get PRO
May '24
+20
in 50 channels
Get PRO
April '24
+24
in 135 channels
Get PRO
March '24
+35
in 171 channels
Get PRO
February '24
+51
in 141 channels
Get PRO
January '24
+144
in 283 channels
Get PRO
December '23
+143
in 210 channels
Get PRO
November '23
+152
in 208 channels
Get PRO
October '23
+149
in 147 channels
Get PRO
September '23
+101
in 0 channels
Get PRO
August '23
+79
in 0 channels
Get PRO
July '23
+46
in 0 channels
Get PRO
June '23
+26
in 0 channels
Get PRO
May '23
+74
in 0 channels
Get PRO
April '23
+170
in 0 channels
Get PRO
March '23
+227
in 0 channels
Get PRO
February '23
+94
in 0 channels
Get PRO
January '23
+83
in 0 channels
Get PRO
December '22
+38
in 0 channels
Get PRO
November '22
+7
in 0 channels
Get PRO
October '22
+5
in 0 channels
Get PRO
September '22
+16
in 0 channels
Get PRO
August '22
+11
in 0 channels
Get PRO
July '22
+11
in 0 channels
Get PRO
June '22
+19
in 0 channels
Get PRO
May '22
+9
in 0 channels
Get PRO
April '22
+8
in 0 channels
Get PRO
March '22
+2
in 0 channels
Get PRO
February '22
+28
in 0 channels
Get PRO
January '22
+18
in 0 channels
Get PRO
December '21
+18
in 0 channels
Get PRO
November '21
+40
in 0 channels
Get PRO
October '21
+82
in 0 channels
Get PRO
September '21
+47
in 0 channels
Get PRO
August '21
+53
in 0 channels
Get PRO
July '21
+88
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+143
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | +34 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | +5 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | +1 | |||
| 02 September | +13 | |||
| 01 September | +58 |
Channel Posts
خواهرم پرسید: صحرا در نگاه تو چیست؟
گفتم: عطش.
او گفت: اما در نگاه من، آب است. چرا؟
گفتم: چون تو از دلِ بیآبی، چشمه میجویی؛ در ناممکنها، ممکن را میبینی.
تصدیق کرد و من در سکوت فرو رفتم.
بلی، آدمی در هر نگاه، جهانی میسازد. آنِ که صحرا را آب میبیند، میان خشکی، زندگی را میجوید. چه زیباست این تفاوتِ نگاهها! هر انسانی با ژرفترین بینش خود، دیگری را به گوشهای از حقیقت میبرد که خود آن را فراموش کرده است.
#رحیمهمحرابی
| 2 | جایی که سبز میشی.✨ | 19 |
| 3 | بعضی دوست داشتنها
آیینهاند.
ما صاف میایستیم
و دیگری
خودش را در ما نگاه میکند.
او میگوید: دوستت دارم
اما نه ما را
او عاشقِ خویش است
در آیینهی چشمان ما.
و ما...
تنها قابِ خالیای هستیم
بر دیوارِ تنهایی او.
#رحیمهمحرابی | 39 |
| 4 | «مینویسم برای اینکه ببینم عاشقم یا نه.» | 47 |
| 5 | این پیام رو فور کنین فولدر بزنم 100+ جذب بگیرین.🪽 | 15 |
| 6 | 📍فورکنید،فولدربزارم«+70»جذب بگیرید اسپانسر𐙚
جوینباشید چک میشه : حمایتی حُبّ
+ رزرو اسپانسری با جذب بالا | 33 |
| 7 | ᩘ✿ آمـ ـوزش تنـد خوانی 𓂃 ࣪˖ ⋆.˚ ⋆
اینجـــاکـلیـclickـک کنــید | 1 |
| 8 | در یک زمان هم جهانگردی
و هم دریانوردی را
دوست دارم.
تا هر روز قاره جدیدی را
در درون خودم
کشف کنم. | 46 |
| 9 | این پیامو فوروارد کنید تا یه فولدر درست کنم🤏🏻
جوین باشین=متقابل میام:)🪴 | 11 |
| 10 | No text... | 56 |
| 11 | بله، گاهی آدم در میان جمع هم عمیقاً احساس تنهایی میکند؛ نه بهخاطر نبودن آدمها، بلکه بهخاطر نبودن کسی که واقعاً او را بفهمد.
#روهین | 58 |
| 12 | No text... | 57 |
| 13 | از خلق شکوه داشتم، تو بودی پناه
امروز ز خویش مینالم، ای قبلهگاه
از خود به که گریزم که تو در جان منی
هم راه تویی، هم مقصد و هم تکیهگاه
#رحیمهمحرابی | 69 |
| 14 | درنهایت تصمیم گرفت که
آرزوهایش را
آرام آرام
از زندانِ بنام مجبوریت و انتظار
بهسوی آزادی برقصاند.
#رحیمهنوشت. | 56 |
| 15 | قابای تابستونی، پر از رنگ و نور ...✨
یه عالمه دیلی، برای وایبِ تو.
تکه هایی از روزهای تابستونی اینجاست! | 8 |
| 16 | +4 #مرگ_ایوان_ایلیچ
#لئو_تالستوی | 69 |
| 17 | ‹📮فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید💌 ›
صدایی که به دل همه میشینه! 🧑🏻🩰✨
برای وقتایی که دلتون گرفت، اینجارو داشته باشید. | 18 |
| 18 | برای عصر پاییز و یه لیوان قهوه و گم شدن تو بارون.✨ | 13 |
| 19 | این پیام رو فور کنین براتون فولدر بزنم 100+ جذب بگیرین.✨ | 14 |
| 20 | نامه: برای آن «یک روز»
وقتی دلت آن سویِ مرزها برای کسی تنگ میشود، حتی بهترینِ لحظات هم بیطعم میگردند. شاید لبت بخندد و چشمانت درخشان باشد؛ اما در عمقِ وجود، در انتظارِ یک معجزهای؛ معجزهای که او ناگهان ظاهر شود، دستت را بگیرد و لحظهها را به خاطرهای ابدی و بیپایان تبدیل کند.
رفیقِ ناگهانرفتهام!
دلتنگیات که بر جانم مینشیند، احساسِ من راهِ گریزی ندارد جز اینکه به سویت پرواز کند.
این روزها، نامههایم بویِ خاک را گرفتهاند. چون میدانم این کلمات به سمتی میروند که مخاطبش، حالا زیرِ خروارِ خاک آرمیده است. میدانم هنوز هم بهیاد داری؛ انگار همین دیروز بود که در مسیرِ مکتب، از برنامههایِ آینده و رویاهایت میگفتی و بعد، خندهکنان اضافه میکردی: «یک روز، ما هم قیدِ مکان و زمان را میزنیم و مثلِ پرندهها پرواز میکنیم.» و من باور داشتم. باور داشتم که جهان میتواند مهربانتر از این باشد که امروز میبینم.
اما راستش را بخواهی، از وقتی که رفتی، دنیا برای دخترانِ ما، نه فقط کوچکتر، که نفسگیرتر شده است. درست همان روزهایی که تو خوابِ رفتن میدیدی، دخترانِ دیگر، خوابِ ماندن را از یاد برده بودند. دیگر نه از آرزویِ پزشک شدن حرف میزنند، نه از آموزگاری و نه شبیه تو از شعر سرودن لذت میبرند.
رفیقِ غریبافتادهام!
دخترانِ این دیار، دیگر حتی دلِ شکستن هم ندارند؛ چرا که دلشان از اول، برای شکستن خلق نشده بود؛ پر بود از رویاهایی که هیچکس نپرسید چه شد. من میبینمشان که در کوچههای بسته، با چشمانی اندوهبار، دنبالِ ردِ پای خودشان میگردند؛ مثل اینکه آخرین تکهی امیدشان را گم کردهاند. همان تکّهای که تو نیز در سفرِ آخرت با خود برده بودی. دفترهای خالی را پنهان میکنند، چون کسی به آنها نگفته که «بنویس»، «بخوان»، «بپرس»... روزگاری که تو زنده بودی، حداقل برای بستنِ درِ مکتب، بهانه میآوردند؛ اما حالا، درها از همان اول، بستهاند؛ با قفلهایی که کلیدش، نه در جیبِ هیچکس، بلکه در عمقِ این روزهایِ تاریک، گم شده است.
ایکاش اصلاً از این میهنِ درد دیدهات نمیرفتی تا جسمت، سهمِ آبهایِ شور و بیکران نمیشد. ای کاش گرد و بادِ سرنوشت، تو را از پشتِ میزِ مطالعه به سفرهی عقد نمیکشاند. کاش درسها ادامه مییافت و تو به آن مردِ ناشناس که وعدهی تحصیل در خارج داده بود، «بلی» نمیگفتی. کاش به سفرِ قاچاقی «بلی» نمیگفتی، تا مرگ، هرگز فرصتِ شنیدنِ «بلی» از زبانِ تو را پیدا نمیکرد.
اینجا هنوز بویِ نانِ صبح در کوچهها میپیچد، اما دیگر کسی برای بویِ فردا، دلخوش نیست. دردها مشترکاند، امّا تحملِشان برای هرکسی فرق میکند. پشتِ دیوارها، قصههای ناتمامی نفس میکشند که چقدر شبیهِ قصههایِ من و تو هستند؛ خاک میشوند، بیآنکه کسی بشنود، بخواند یا به گوشِ جهانیان برسد.
دوستِ پرکشیدۀ من!
دلم برای آن روزهایی تنگ میشود که تو از شعر سرودن، از موفقیت، از همان «یک روز» حرف میزدی. میگفتی: «اگر ما نباشیم، دستِ کم، رویاهایمان میمانند.» اما حالا، حتی رویاها هم در این کویر، بخار میشوند و با ابرها ملحق میگردند؛ همانگونه که تو با دریا ملحق شدی و شدی دریایِ داغدیده...
من گاهی فکر میکنم، اگر تو بودی، چه میگفتی به این دلهایِ خسته؟ چه شعری میخواندی برای این دستهایِ خالی؟ چه بادی را صدا میزدی تا درِ قفس را باز کند؟ نمیدانم... اما میدانم که در میانِ این همه ناامیدی، هنوز هم یک دختر، گوشهای ازین خاک با قلم، نامِ یک روزِ دیگر را مینویسد.
خوبِ من،
اگر از آن سویِ خاک، میتوانی صدایِ قلمِ مرا بشنوی، بدان که من هنوز برای آن «یک روز» مینویسم؛ برای همان روزی که تو برایش زنده بودی و من حالا برایش میمیرم. برای روزی که دخترانِ این سرزمین، نه با شانههایِ خمیده، بلکه با قامتی به بلندایِ کوه، از میانِ همین خروارها رد شوند.
یادت باشد،
ما با تمامِ نبودنت، هنوز هستیم.
با تمامِ بستهبودنِ درها،
هنوز درِ دلمان را باز میگذاریم.
برای امید،
برای توکل،
برای همان «یک روز»...
٢٠ اسد / ۱۴۰۵
#مزارشریف
#رحیمهمحرابی | 83 |
