شب نامهی خیال
رفتن به کانال در Telegram
روییدن زمان و مکان نمیخواهد! گاهی باید در سختترین شرایط و دشوارترین مکان رشد کنی... 🖐 @Rohin_official1 https://t.me/Rohin_official1
نمایش بیشتر1 040
مشترکین
-524 ساعت
+377 روز
+330 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+78
در 11 کانالها
اوت '26
+90
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+244
در 19 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+297
در 18 کانالها
Get PRO
مه '26
+64
در 19 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+38
در 5 کانالها
Get PRO
مارس '26
+71
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+315
در 30 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+84
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+204
در 39 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+174
در 41 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+213
در 35 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+264
در 62 کانالها
Get PRO
اوت '25
+603
در 63 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+189
در 60 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+256
در 103 کانالها
Get PRO
مه '25
+123
در 241 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+54
در 129 کانالها
Get PRO
مارس '25
+116
در 118 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+99
در 228 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+36
در 33 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+26
در 13 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+45
در 34 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+22
در 32 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+8
در 4 کانالها
Get PRO
اوت '24
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+14
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+31
در 127 کانالها
Get PRO
مه '24
+20
در 50 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+24
در 135 کانالها
Get PRO
مارس '24
+35
در 171 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+51
در 141 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+144
در 283 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+143
در 210 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+152
در 208 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+149
در 147 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+101
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+79
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+46
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+26
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+74
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+170
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+227
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+94
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+83
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+38
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+5
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+16
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+19
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+9
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+28
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+18
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+18
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+40
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+82
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+47
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+53
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+88
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '210
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+143
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 05 سپتامبر | +5 | |||
| 04 سپتامبر | +1 | |||
| 03 سپتامبر | +1 | |||
| 02 سپتامبر | +13 | |||
| 01 سپتامبر | +58 |
پستهای کانال
در یک زمان هم جهانگردی
و هم دریانوردی را
دوست دارم.
تا هر روز قاره جدیدی را
در درون خودم
کشف کنم.
| 2 | این پیامو فوروارد کنید تا یه فولدر درست کنم🤏🏻
جوین باشین=متقابل میام:)🪴 | 11 |
| 3 | بدون متن... | 27 |
| 4 | بله، گاهی آدم در میان جمع هم عمیقاً احساس تنهایی میکند؛ نه بهخاطر نبودن آدمها، بلکه بهخاطر نبودن کسی که واقعاً او را بفهمد.
#روهین | 35 |
| 5 | بدون متن... | 34 |
| 6 | از خلق شکوه داشتم، تو بودی پناه
امروز ز خویش مینالم، ای قبلهگاه
از خود به که گریزم که تو در جان منی
هم راه تویی، هم مقصد و هم تکیهگاه
#رحیمهمحرابی | 45 |
| 7 | درنهایت تصمیم گرفت که
آرزوهایش را
آرام آرام
از زندانِ بنام مجبوریت و انتظار
بهسوی آزادی برقصاند.
#رحیمهنوشت. | 30 |
| 8 | قابای تابستونی، پر از رنگ و نور ...✨
یه عالمه دیلی، برای وایبِ تو.
تکه هایی از روزهای تابستونی اینجاست! | 8 |
| 9 | +4 #مرگ_ایوان_ایلیچ
#لئو_تالستوی | 44 |
| 10 | ‹📮فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید💌 ›
صدایی که به دل همه میشینه! 🧑🏻🩰✨
برای وقتایی که دلتون گرفت، اینجارو داشته باشید. | 18 |
| 11 | برای عصر پاییز و یه لیوان قهوه و گم شدن تو بارون.✨ | 13 |
| 12 | این پیام رو فور کنین براتون فولدر بزنم 100+ جذب بگیرین.✨ | 14 |
| 13 | نامه: برای آن «یک روز»
وقتی دلت آن سویِ مرزها برای کسی تنگ میشود، حتی بهترینِ لحظات هم بیطعم میگردند. شاید لبت بخندد و چشمانت درخشان باشد؛ اما در عمقِ وجود، در انتظارِ یک معجزهای؛ معجزهای که او ناگهان ظاهر شود، دستت را بگیرد و لحظهها را به خاطرهای ابدی و بیپایان تبدیل کند.
رفیقِ ناگهانرفتهام!
دلتنگیات که بر جانم مینشیند، احساسِ من راهِ گریزی ندارد جز اینکه به سویت پرواز کند.
این روزها، نامههایم بویِ خاک را گرفتهاند. چون میدانم این کلمات به سمتی میروند که مخاطبش، حالا زیرِ خروارِ خاک آرمیده است. میدانم هنوز هم بهیاد داری؛ انگار همین دیروز بود که در مسیرِ مکتب، از برنامههایِ آینده و رویاهایت میگفتی و بعد، خندهکنان اضافه میکردی: «یک روز، ما هم قیدِ مکان و زمان را میزنیم و مثلِ پرندهها پرواز میکنیم.» و من باور داشتم. باور داشتم که جهان میتواند مهربانتر از این باشد که امروز میبینم.
اما راستش را بخواهی، از وقتی که رفتی، دنیا برای دخترانِ ما، نه فقط کوچکتر، که نفسگیرتر شده است. درست همان روزهایی که تو خوابِ رفتن میدیدی، دخترانِ دیگر، خوابِ ماندن را از یاد برده بودند. دیگر نه از آرزویِ پزشک شدن حرف میزنند، نه از آموزگاری و نه شبیه تو از شعر سرودن لذت میبرند.
رفیقِ غریبافتادهام!
دخترانِ این دیار، دیگر حتی دلِ شکستن هم ندارند؛ چرا که دلشان از اول، برای شکستن خلق نشده بود؛ پر بود از رویاهایی که هیچکس نپرسید چه شد. من میبینمشان که در کوچههای بسته، با چشمانی اندوهبار، دنبالِ ردِ پای خودشان میگردند؛ مثل اینکه آخرین تکهی امیدشان را گم کردهاند. همان تکّهای که تو نیز در سفرِ آخرت با خود برده بودی. دفترهای خالی را پنهان میکنند، چون کسی به آنها نگفته که «بنویس»، «بخوان»، «بپرس»... روزگاری که تو زنده بودی، حداقل برای بستنِ درِ مکتب، بهانه میآوردند؛ اما حالا، درها از همان اول، بستهاند؛ با قفلهایی که کلیدش، نه در جیبِ هیچکس، بلکه در عمقِ این روزهایِ تاریک، گم شده است.
ایکاش اصلاً از این میهنِ درد دیدهات نمیرفتی تا جسمت، سهمِ آبهایِ شور و بیکران نمیشد. ای کاش گرد و بادِ سرنوشت، تو را از پشتِ میزِ مطالعه به سفرهی عقد نمیکشاند. کاش درسها ادامه مییافت و تو به آن مردِ ناشناس که وعدهی تحصیل در خارج داده بود، «بلی» نمیگفتی. کاش به سفرِ قاچاقی «بلی» نمیگفتی، تا مرگ، هرگز فرصتِ شنیدنِ «بلی» از زبانِ تو را پیدا نمیکرد.
اینجا هنوز بویِ نانِ صبح در کوچهها میپیچد، اما دیگر کسی برای بویِ فردا، دلخوش نیست. دردها مشترکاند، امّا تحملِشان برای هرکسی فرق میکند. پشتِ دیوارها، قصههای ناتمامی نفس میکشند که چقدر شبیهِ قصههایِ من و تو هستند؛ خاک میشوند، بیآنکه کسی بشنود، بخواند یا به گوشِ جهانیان برسد.
دوستِ پرکشیدۀ من!
دلم برای آن روزهایی تنگ میشود که تو از شعر سرودن، از موفقیت، از همان «یک روز» حرف میزدی. میگفتی: «اگر ما نباشیم، دستِ کم، رویاهایمان میمانند.» اما حالا، حتی رویاها هم در این کویر، بخار میشوند و با ابرها ملحق میگردند؛ همانگونه که تو با دریا ملحق شدی و شدی دریایِ داغدیده...
من گاهی فکر میکنم، اگر تو بودی، چه میگفتی به این دلهایِ خسته؟ چه شعری میخواندی برای این دستهایِ خالی؟ چه بادی را صدا میزدی تا درِ قفس را باز کند؟ نمیدانم... اما میدانم که در میانِ این همه ناامیدی، هنوز هم یک دختر، گوشهای ازین خاک با قلم، نامِ یک روزِ دیگر را مینویسد.
خوبِ من،
اگر از آن سویِ خاک، میتوانی صدایِ قلمِ مرا بشنوی، بدان که من هنوز برای آن «یک روز» مینویسم؛ برای همان روزی که تو برایش زنده بودی و من حالا برایش میمیرم. برای روزی که دخترانِ این سرزمین، نه با شانههایِ خمیده، بلکه با قامتی به بلندایِ کوه، از میانِ همین خروارها رد شوند.
یادت باشد،
ما با تمامِ نبودنت، هنوز هستیم.
با تمامِ بستهبودنِ درها،
هنوز درِ دلمان را باز میگذاریم.
برای امید،
برای توکل،
برای همان «یک روز»...
٢٠ اسد / ۱۴۰۵
#مزارشریف
#رحیمهمحرابی | 65 |
| 14 | نوشته بود بعضی زیباییها صبر میخواهند و بعضی رویاها رنج ِشیرین ساختن.
واقعا بعضی مقاصد آنقدر زیبا هستند که ارزش دارند که برایشان آهستهتر قدم بگذاری. | 87 |
| 15 | هیچ خانهای، هیچ زندگیای،
بدون درد نیست.
عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست...
| 85 |
| 16 | بدون متن... | 13 |
| 17 | ‹📮فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید›
یه گوشه از دنیای اسکین کر برای تو
برای مراقبت، لطافت و حالِ خوب.🧴🪄 | 17 |
| 18 | همهى احساسم را
در مصرعى خلاصه مىكنم!
كاش همهى مكانها
و آدمها
و زندگانى…
فقط تو بودى! | 119 |
| 19 | نمیتوانم نبودنت را عین و شین و قاف تعبیر کنم.
#رحیمهمحرابی | 119 |
| 20 | دیالوگ
+ و " او " چگونه بود؟
- اِنگار؛
به آرزوهایم گفته باشم بیایید،
" او " آمد. | 73 |
